اشعار مولانا درباره ماه؛ 20 اشعار احساسی درباره ماه و آسمان
در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه اشعار مولانا درباره ماه را برای شما دوستان قرار دادهایم. آثار مولانا به علاوه مناطق فارسیزبان، تأثیر فراوانی در هند و پاکستان و ترکیه و آسیای میانه گذاشته است. آثار مولانا تأثیر فراوانی روی ادبیات و فرهنگ ترکی نیز داشته است. دلیل این امر این است که اکثر جانشینان مولوی در طریقه تصوف مربوط به او از ناحیه قونیه بودند و آرامگاه وی نیز در قونیه است.

شعرهای مولانا درباره ماه آسمان
شد ز غمت خانه سودا دلم
در طلبت رفت به هر جا دلم
در طلب زهره رخ ماه رو
می نگرد جانب بالا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت
رفت بر این سقف مصفا دلم
آه که امروز دلم را چه شد
دوش چه گفته است کسی با دلم
از طلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم
روز شد و چادر شب می درد
در پی آن عیش و تماشا دلم
از دل تو در دل من نکتههاست
آه چه ره است از دل تو تا دلم
گر نکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم
ای تبریز از هوس شمس دین
چند رود سوی ثریا دلم
ای چرخ فلک به مکر و بدسازیها
از نطع دلم ببردهای بازیها
روزی بینی مرا تو بر خوان فلک
سازم چون ماه کاسهپردازیها

ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی
ما را و جهان را تو در این خانه نیابی
چون کوه احد آب شد از شرم عقیقت
چه نادره گر آب شود مردم آبی
خوش خرامان میروی ای جان جان بیمن مرو
ای حیات دوستان در بوستان بیمن مرو
شب ز نور ماه روی خویش را بیند سپید
من شبم تو ماه من بر آسمان بیمن مرو
خورشید و ماه و اَختَر
رَقصان به گِردِ چَنبَر
ما در میانِ رَقصیم
رَقصان کُن آن میان را
شاد از وی شو
مشو از غیر وی
اوبهارست و
دگرها ماه دی
ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
آن مهی نی کو بود بالای چرخ
تو ز چرخی با تو میگویم ز چرخ
ور نه این خورشید را چه جای چرخ
مطلب مشابه: دو بیتی های مولانا؛ بهترین اشعار کوتاه واحساسی مولانا شاعر بزرگ
مطلب مشابه: غزلیات مولانا با بیش از 20 غزل زیبای عاشقانه و احساسی شاعر بزرگ
اشعاری با موضوع ماه از مولوی
شـــرابِ تلخِ صـوفیســوز بنیادم بخواهد برد
لبم بر لب نِه ای ســــاقی و
بســـتان جان شـــیرینم
مگر دیوانه خواهم شد
در این سودا که شب تا روز
سخن با ماه میگویم پری در خواب میبینم
از چهره چون ماهت
وز قد و کمرگاهت
چون ماه نو این جانم
خود را چو قمر کرده
بِخواه ای دل، چه میخواهی؟
عَطا نقد است و شَهْ حاضر
که آن مَهْ رو نفرماید
که رو تا سالِ آینده
به جانِ شَهْ که نشنیدم
زِنقدش وَعدهٔ فردا
شنیدی نورِ رُخ نَسیه
ز قرصِ ماهِ تابنده؟
عالم جسم است و نور جانی مائیم
عالم شب و ماه آسمانی مائیم
چون از ظلمات آب و گل دور شویم
هم خضر و هم آب زندگانی مائیم
مطلب مشابه: رباعیات مولانا { 120 رباعیات شاهکار از مولوی بزرگ }
مطلب مشابه: اشعار فلسفی مولانا؛ 20 شعر فلسفی عمیق و زیبا از شاعر بزرگ مولانا

عجب لطف بهاری تو، عجب میر شکاری تو
دران غمزه چه داری تو؟ به زیر لب چه میخوانی؟
عجب حلوای قندی تو، امیر بیگزندی تو
عجب ماه بلندی تو، که گردون را بگردانی
ماهی فارغ زِ چارده می بینم
بی چَشم به سویِ ماه رَه می بینم
گفتی که: ازو همه جهان آب شُده ست
آوَخ که دَرین آب چه مَه می بینم
آوَخ = دریغا، آه، افسوس
شعرهای مولانا با موضوع ماه
گر غیر تو ماه باشد ای جان
بر غیر تو نیست رشک ما را
ای خلق حدیث او مگویید
باقی همه شاهدان شما را
شاد از وی شو
مشو از غیر وی
اوبهارست و
دگرها ماه دی
این جهان با توخوش است و
آن جهان با تو خوش است
این جهان بیمن مباش و
آن جهان بیمن مرو
شب ز نور ماه،
روی خویش را بیند سپید
من شبم تو ماه من
بر آسْمانْ بیمن مرو
بیتو ما را بر فلک تاریکیست
با تو ای ماه این فلک باری کیست
صورت رفعت بود افلاک را
معنی رفعت روان پاک را
ای آب حیات قطره از آب رخت
وی ماه فلک یک اثر از تاب رخت
گفتم که شب دراز خواهم مهتاب
آن شب شب زلف تست و مهتاب رخت
مطلب مشابه: اشعار غمگین مولانا ( بیش از 30 شعر احساسی غم انگیز از مولانا )
مطلب مشابه: شعر در مورد مرگ از مولانا ( اشعار با موضوع مرگ از شاعر بزرگ مولانا )

افلاکیان بر آسمان زان بوی باده سرگران
ماه مرا سجده کنان سرمست هر فرارهای
انهار باده سو به سو در هر چمن پنجاه جو
بر سنگ زن بشکن سبو بر رغم هر خشم آرهای
ای صبحدم،
خوش میدمی،
وی باد، نیکو همدمی
وی مهر،
اختر میکشی،
وی ماه، لشکر میکشی
اشعار عاشقانه مولانا درباره ماه
ای جان و جهان، جان و جهان گم کردم
ای ماه زمین و آسمان گم کردم
می بر کف من منه بنه بر دهنم
کز مستی تو راه دهان گم کردم
چه نورست این؟!
چه تابست این ؟!
چه ماه و آفتابست این ؟!
مگر آن یار خلوت جو
ز کوه و غار میآید !!
به حسن تو نباشد یار دیگر
درآ ای ماه خوبان بار دیگر
مرا غیر تماشای جمالت
مبادا در دو عالم کار دیگر
مطلب مشابه: شاه بیت های مولانا؛ زیباترین ابیات و اشعار احساسی مولانا شاعر بزرگ
مطلب مشابه: بهترین اشعار مولانا در قالب رباعی؛ رباعی های زیبای گلچین شده عاشقانه

ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
در رخ مه کجا بود این کر و فر و کبریا
جمله به ماه عاشق و ماه اسیر عشق تو
ناله کنان ز درد تو لابه کنان که ای خدا
سجده کنند مهر و مه پیش رخ چو آتشت
چونک کند جمال تو با مه و مهر ماجرا
آمد دوش مه که تا سجده برد به پیش تو
غیرت عاشقان تو نعره زنان که رو میا
خوش بخرام بر زمین تا شکفند جانها
تا که ملک فروکند سر ز دریچه سما
چون که شود ز روی تو برق جهنده هر دلی
دست به چشم برنهد از پی حفظ دیدهها
هر چه بیافت باغ دل از طرب و شکفتگی
از دی این فراق شد حاصل او همه هبا
زرد شدهست باغ جان از غم هجر چون خزان
کی برسد بهار تو تا بنماییش نما
بر سر کوی تو دلم زار نزار خفت دی
کرد خیال تو گذر دید بدان صفت ورا
گفت چگونهای از این عارضه گران بگو
کز تنکی ز دیدهها رفت تن تو در خفا
گفت و گذشت او ز من لیک ز ذوق آن سخن
صحت یافت این دلم یا رب تش دهی جزا
ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ما
تافت ز چرخ هفتمین در وطن خراب ما
خواب ببر ز چشم ما چون ز تو روز گشت شب
آب مده به تشنگان عشق بس است آب ما
جملهی ره چکیده خون از سر تیغ عشق او
جملهی کو گرفته بو از جگر کباب ما
شکر باکرانه را شکر بیکرانه گفت
غره شدی به ذوق خود بشنو این جواب ما
روترشی چرا مگر صاف نبد شراب تو ؟
از پی امتحان بخور یک قدح از شراب ما
تا چه شوند عاشقان روز وصال ای خدا
چونک ز هم بشد جهان از بت بانقاب ما
از تبریز شمس دین روی نمود عاشقان
ای که هزار آفرین بر مه و آفتاب ما
مطلب مشابه: شعر زندگی از مولانا + مجموعه اشعار کوتاه و بلند زیبا با موضوع زندگی










