حکایت مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن از مثنوی معنوی مولانا + نثر ساده

حکایت «مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن…» از دفتر اول مثنوی معنوی مولانا، روایتی است از اعتراض مریدانِ فریب‌خورده به «وزیرِ حیله‌گر» که خود را «نایب عیسی» معرفی کرده بود. مریدان که از فرمان‌های سخت و ریاضت‌های بی‌جا به تنگ آمده بودند، از او می‌خواهند که از این «فریب و جفا» دست بردارد و «خلوت» (گوشه‌گیری و عزلت) را نشکند. مولانا در این ابیات، با تمثیل‌هایی چون «طفل را نان دادن به جای شیر» و «مرغِ پرنارسته را به پرواز واداشتن»، به لزومِ تناسبِ تکلیف با توانِ سالک اشاره می‌کند و سپس با ستایشِ حضورِ «مراد» (پیر و راهنما)، نجاتِ سالک را تنها در پیوند با او می‌داند؛ چنان که خاکِ پایِ او از فلک نیز برتر است و بی‌او، آسمان نیز تاریک است.

حکایت مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن از مثنوی معنوی مولانا + نثر ساده

حکایت پُرمعنی از مولانا

جمله گفتند ای حکیمِ رخنه‌جو

این فریب و این جفا با ما مگو

چارپا را قدر طاقت بارْ نِهْ

بر ضعیفان قدر قوّت کارْ نِهْ

دانهٔ هر مرغ اندازهٔ ویَست

طعمهٔ هر مرغْ انجیری کِیَست

طفل را گر نان دهی بر جای شیر

طفلِ مسکین را از آن نانْ مُرده گیر

چونک دندانها بر آرد، بعد از آن

هم بخود گردد دلش جویای نان

مرغِ پَر نارُسته چون پرّان شود

لقمهٔ هر گربهٔ درّان شود

چون بر آرد پر، بپرّد او بخوَد

بی‌تکلّف بی‌صفیرِ نیک و بَد

دیو را نطقِ تو خامش می‌کند

گوشِ ما را گفتِ تو هُش می‌کند

گوش ما هوشست چون گویا توی

خشک ما بحرست چون دریا توی

با تو ما را خاک بهتر از فلک

ای سِماک از تو منوَّر تا سَمَک

بی‌تو ما را بر فلک تاریکیَست

با تو ای ماه این فلک باری کیَست

صورتِ رِفعت بود افلاک را

معنی رِفعت روانِ پاک را

صورت رِفعت برای جسمهاست

جسمها در پیش معنی اسمهاست

حکایت های بیشتر از مولانا: حکایت دفع گفتن وزیر مریدان را | حکایت مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم

نثر ساده و تفسیر

حکایت مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن از مثنوی معنوی مولانا + نثر ساده

مردم به آن وزیر فریبکار گفتند: «ای حکیمِ رخنه‌جو (نکته‌سنج و فریبکار)، این فریب و این جفا را با ما مگو.»

«بر چارپا (حیوان بارکش) به اندازه‌ی طاقتش بار بگذار، و بر ضعیفان به اندازه‌ی توانشان کار بگذار.»

«دانهٔ هر مرغ به اندازهٔ اوست. طعمهٔ هر مرغ، انجیری است که به اندازه‌ی او باشد.»

«اگر به جای شیر، به کودک نان بدهی، آن کودک بیچاره از همان نان می‌میرد. وقتی دندان‌هایش درآمد، آنگاه خودش دلش جویای نان می‌شود.»

«مرغی که پرهایش نرسیده، اگر بخواهد پرواز کند، لقمه‌ای می‌شود برای هر گربه‌ی درنده. وقتی پر درآورد، خودش پرواز می‌کند و می‌خورد، بدون تکلف و بدون آواز خوب و بد.»

«سخن تو، دیو را خاموش می‌کند، اما گوش ما را سخن تو هوشیار می‌کند. گوش ما هوش می‌شود چون تو گویا هستی. خشک ما (وجود خشک ما) دریا می‌شود چون تو دریا هستی.»

«با تو، خاک برای ما از فلک بهتر است. ای سماک (ستاره)، از تو روشن‌تر تا سمک (ماهی آسمان). بی‌تو، بر فلک تاریکی است. با تو ای ماه، این فلک چه بار (سنگینی) دارد؟»

«صورتِ رِفعت (بلندی ظاهری) برای افلاک است، اما معنیِ رِفعت (بلندی حقیقی) برای روانِ پاک است. صورتِ رِفعت برای جسم‌هاست، و جسم‌ها در برابر معنی، نام‌هایی بیش نیستند.»

 خلاصه داستان

مردم به وزیر فریبکار اعتراض می‌کنند که از فریب و جفا دست بردارد. آنان می‌گویند که هر کس را به اندازه‌ی توانش باید بار کرد و به هر مرغی به اندازه‌ی دانه‌اش خوراک داد. کودک را نباید نان داد، بلکه باید شیر داد تا دندان‌هایش درآید. مرغی که پرهایش نرسیده، نباید پرواز کند تا طعمه‌ی گربه نشود. سپس مولانا به تأثیر سخن معشوق و روشنایی او می‌پردازد و می‌گوید که با او، خاک از فلک بهتر است و بی‌او، فلک تاریک است. در پایان، فرق میان صورت و معنی رفعت را بیان می‌کند.

 شخصیت‌ها و نمادها

– وزیر فریبکار → نماد کسی که با وعده‌های دروغین و فریب، مردم را گمراه می‌کند.

– مردم → نماد کسانی که از فریب و جفا خسته شده‌اند و به دنبال حقیقت هستند.

– چارپا و ضعیفان → نماد کسانی که باید به اندازه‌ی توانشان بار و کار داده شوند.

– مرغ و دانه → نماد تناسب میان استعداد و وظیفه.

– کودک و شیر → نماد نیازهای متناسب با سن و رشد.

– دیو و سخن → نماد قدرت سخن حق در برابر باطل.

– صورت و معنی رفعت → نماد تفاوت میان ظاهر و باطن.

 تحلیل عمیق‌تر

 ۱. پرهیز از فریب و جفا

مردم از وزیر فریبکار می‌خواهند که از فریب و جفا دست بردارد. این نشان می‌دهد که مردم از نیرنگ و دروغ خسته شده‌اند و به دنبال راستی هستند.

 ۲. بار به اندازه‌ی طاقت

مولانا می‌گوید که بر چارپا و ضعیفان، نباید بیش از توانشان بار کرد. این نکته‌ای اخلاقی و تربیتی است که در همه‌ی جنبه‌های زندگی کاربرد دارد.

 ۳. تناسب دانه و مرغ

هر مرغی به اندازه‌ی خود دانه دارد. یعنی هر کس به اندازه‌ی استعداد و توانش باید وظیفه و خوراک داشته باشد. این اشاره به عدالت و تناسب در زندگی است.

 ۴. رشد تدریجی

کودک را نباید نان داد، بلکه باید شیر داد تا دندان‌هایش درآید. این نشان می‌دهد که هر چیزی زمان خود را دارد و نباید از رشد طبیعی جلو زد.

 ۵. پرواز به هنگام

مرغی که پرهایش نرسیده، نباید پرواز کند. این کنایه از این است که انسان نیز نباید پیش از آمادگی، وارد کارهای بزرگ شود.

 ۶. سخن حق

سخن حق، دیو (نفس و باطل) را خاموش می‌کند و گوش را هوشیار می‌سازد. سخن معشوق (حق) چنان قدرتی دارد که وجود خشک را به دریا تبدیل می‌کند.

 ۷. خاک با تو از فلک بهتر

حضور معشوق، خاک را از فلک برتر می‌کند. یعنی عشق و حضور حق، هر جایگاهی را والا می‌گرداند.

 ۸. صورت و معنی رفعت

بلندی ظاهری (صورت رفعت) برای افلاک و جسم‌هاست، اما بلندی حقیقی (معنی رفعت) برای روح و روان پاک است. جسم‌ها در برابر معنی، تنها نام‌هایی هستند.

حکایت های بیشتر از مولانا: حکایت همچو شه نادان و غافل بد وزیر | حکایت در بیان آنک این اختلافات در صورت روش

 خلاصه نهایی پیام (به زبان ساده)

این حکایت مولانا به ما می‌آموزد که:

۱. از فریب و جفا پرهیز کنیم و با مردم صادق باشیم.

۲. هر کس را به اندازه‌ی توانش بار بدهیم و از ظلم و ستم بر ضعیفان دست برداریم.

۳. هر چیزی زمان خود را دارد؛ کودک را باید شیر داد تا دندان‌هایش درآید و مرغ باید پر درآورد تا پرواز کند.

۴. سخن حق، دیو باطل را خاموش می‌کند و گوش را هوشیار می‌سازد.

۵. حضور معشوق، هر جایگاهی را والا می‌گرداند و خاک را از فلک برتر می‌کند.

۶. بلندی حقیقی برای روح و روان است، نه برای جسم و ظاهر.

مولانا در این حکایت، با نگاهی عمیق و عرفانی، به ما یادآوری می‌کند که راستی، عدالت، تناسب، رشد تدریجی، و توجه به باطن، از اصول اساسی زندگی هستند.

مریدان برای شکستن خلوت وزیر چه بهانه‌ای آوردند؟

پاسخ: گفتند: «این فریب و جفا با ما مگو» 

«دانهٔ هر مرغ اندازهٔ وی است» در این حکایت یعنی چه؟

پاسخ: هر کس به اندازهٔ ظرفیت خود از معرفت بهره می‌برد 

مولانا دربارهٔ تعلیمِ بی‌مکان چه هشداری می‌دهد؟

پاسخ: طفل را نباید پیش از دندان، نان داد؛ باید صبر کرد 

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.