حکایت هارون‌الرشید را چون مُلکِ دیارِ مصر مسلم شد از گلستان سعدی با تفسیر

این حکایت که در باب اول گلستان سعدی آمده است، داستان کوتاهی درباره هارون‌الرشید و والی منصوب او در مصر است که به دلیل نادانی، تصمیمی مضحک می‌گیرد.

حکایت هارون‌الرشید را چون مُلکِ دیارِ مصر مسلم شد از گلستان سعدی با تفسیر

حکایت «هارون‌الرشید را چون مُلکِ دیارِ مصر مسلم شد…» از باب اول گلستان سعدی (در سیرت پادشاهان)، روایتی است کوتاه اما پرمغز از قدرت، عدالت و انتقام که در آن، سعدی با نگاهی تیزبینانه، به نقدِ سپردنِ زمامداری به نااهلان و ناپایداریِ بخت و اقبال می‌پردازد. در این حکایت، هارون‌الرشید پس از تسلط بر مصر، به یاد می‌آورد که فرعونِ ستمگر در این سرزمین ادعای خدایی کرده بود؛ پس قسم می‌خورد که مصر را به خسیس‌ترین بندگانش بسپارد و با این کار، درسِ عبرتی برای آیندگان بیافریند . اما او غلامی سیاه به نام خصیب را که در نهایتِ نادانی بود، به حکومت مصر می‌گمارد و اینجاست که طنزِ تلخِ حکایت آغاز می‌شود: کشاورزان از تلف شدن پنبه‌هایشان به دلیل باران بی‌وقت شکایت می‌کنند و خصیبِ نادان در پاسخ می‌گوید: «پشم بایستی کاشتن!» . سعدی در پایان، با ابیاتی پرمعنا، بخت و دولت را نه به کاردانی، که به «تأیید آسمانی» نسبت می‌دهد و با تصویری از «کیمیاگرِ رنج‌دیده» و «ابلهی که در خرابه گنج یافته»، نقدی عمیق بر بی‌عدالتی‌های روزگار می‌آورد.

فهرست موضوعات این مطلب

حکایت زیبا و عمیق از سعدی

هارون‌الرشید را چون مُلکِ دیارِ مصر مسلم شد گفت: به خلافِ آن طاغی که به غرورِ مُلکِ مصر دعویِ خدایی کرد، نبخشم این مملکت را مگر به خسیس‌ترینِ بندگان.

سیاهی داشت نام او خَصِیب در غایتِ جهل. مُلکِ مصر به وی ارزانی داشت و گویند: عقل و درایتِ او تا به جایی بود که طایفه‌ای حُرّاثِ مصر شکایت آوردندش که پنبه کاشته بودیم بارانِ بی‌وقت آمد و تلف شد. گفت: پشم بایستی کاشتن!

اگر دانش به روزی در فزودی

ز نادان تنگ‌روزی‌تر نبودی

به نادانان چنان روزی رساند

که دانا اندر آن عاجز بماند

بخت و دولت به کاردانی نیست

جز به تأییدِ آسمانی نیست

اوفتاده‌ست در جهان بسیار

بی‌تمیز ارجمند و عاقلْ خوار

کیمیاگر به غصّه مُرده و رنج

ابله اندر خرابه یافته گنج

حکایت های بیشتر در روزانه: حکایت گروهی حکما به حضرتِ کسری در | حکایت کسی مژده پیش انوشیروانِ عادل آورد

حکایت های بیشتر در روزانه: حکایت دو برادر یکی خدمت سلطان کردی | حکایت با طایفهٔ بزرگان به کشتی‌در، نشسته بودم

تفسیر و نثر ساده این حکایت

تفسیر و نثر ساده این حکایت

وقتی هارون‌الرشید بر سرزمین مصر مسلط شد، گفت: «به خلاف آن طاغی (فرعون) که به غرور پادشاهی مصر، ادعای خدایی کرد، من این مملکت را نبخشم مگر به پست‌ترین و خوارترین بندگانم.»

سیاهی (غلام سیاه‌پوست) داشت به نام «خَصیب» که در نهایت نادانی بود. هارون مملکت مصر را به او بخشید. و گویند: عقل و درایت او تا به جایی بود که گروهی از کشاورزان مصر شکایت آوردند که ما پنبه کاشته بودیم و باران بی‌موقع آمد و آن را تلف کرد. خصیب گفت: «پشم می‌بایست بکارید!»

اگر دانش (علم) به روزی (رزق) می‌افزود، 

هیچ نادانی تنگ‌روز (فقیر) نبود. 

خداوند به نادانان چنان روزی می‌رساند، 

که دانا در آن عاجز و حیران می‌ماند. 

بخت و دولت (خوشبختی و ثروت) به کاردانی (تدبیر) نیست، 

بلکه به تأیید آسمانی است. 

در جهان بسیار افتاده است (دیده می‌شود) 

که بی‌تمیز (نادان) ارجمند و عاقل خوار باشد. 

کیمیاگر (عالم) در غصه و رنج مرده است، 

اما ابله (نادان) در خرابه گنج یافته است.

هارون‌الرشید پس از تسلط بر مصر، گفت که این سرزمین را به خوارترین بندگانش می‌بخشد، برخلاف فرعون که ادعای خدایی کرد. او مصر را به غلام سیاه‌پوستی به نام خصیب سپرد که در نهایت نادانی بود. وقتی کشاورزان از تلف شدن پنبه به خاطر باران بی‌موقع شکایت کردند، خصیب گفت که باید پشم می‌کاشتند! سعدی از این ماجرا برای بیان چند نکته استفاده می‌کند: علم و دانش همیشه باعث ثروت نمی‌شود، بخت و دولت به تأیید آسمانی است، و در جهان بسیار دیده می‌شود که نادانان ارجمند و عاقلان خوارند.

 شخصیت‌ها و نمادها

– هارون‌الرشید → نماد قدرت و پادشاهی.

– خصیب → نماد نادانی و حماقت که به ثروت و قدرت می‌رسد.

– کشاورزان → نماد مردم عادی که از نادانی حاکم رنج می‌برند.

– کیمیاگر → نماد عاقل و دانا که در رنج و غصه است.

– ابله → نماد نادان که به گنج می‌رسد.

 تحلیل عمیق‌تر

 ۱. نادانی و قدرت

خصیب، غلامی نادان بود، اما به قدرت و ثروت رسید. این نشان می‌دهد که نادانی مانع رسیدن به قدرت نیست.

 ۲. علم و ثروت

سعدی می‌گوید که علم و دانش همیشه باعث ثروت نمی‌شود. اگر چنین بود، هیچ نادانی فقیر نبود.

 ۳. بخت و تأیید آسمانی

بخت و دولت به تأیید آسمانی است، نه فقط به تدبیر و کاردانی. این نشان از نقش تقدیر در زندگی انسان دارد.

 ۴. بی‌عدالتی جهان

در جهان بسیار دیده می‌شود که نادان ارجمند و عاقل خوار است. این نشان از بی‌عدالتی ظاهری جهان دارد.

 ۵. رنج عاقل و گنج نادان

کیمیاگر (عاقل) در غصه و رنج می‌میرد، اما ابله (نادان) در خرابه گنج می‌یابد. این طنز تلخ سعدی، به بی‌عدالتی جهان اشاره دارد.

حکایت های بیشتر در روزانه: حکایت یکی از پسرانِ هارون‌الرَّشید پیش پدر آمد | حکایت یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی و

حکایت های بیشتر در روزانه: حکایت شیّادی گیسوان بافت که من علویم و با قافله حجاز | حکایت وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت

 خلاصه نهایی پیام (به زبان ساده)

این حکایت سعدی به ما می‌آموزد که:

۱. نادانان ممکن است به قدرت و ثروت برسند، مانند خصیب که حاکم مصر شد.

۲. علم و دانش همیشه باعث ثروت نمی‌شود.

۳. بخت و دولت به تأیید آسمانی است، نه فقط به تدبیر.

۴. در جهان بسیار دیده می‌شود که نادان ارجمند و عاقل خوار است.

۵. عاقل در رنج است و نادان در گنج. این طنز تلخ سعدی، به بی‌عدالتی ظاهری جهان اشاره دارد.

سعدی در این حکایت، با نگاهی طنزآمیز و واقع‌بینانه، به ما یادآوری می‌کند که علم و دانش همیشه به ثروت و قدرت نمی‌انجامد و بخت و تقدیر الهی، نقش مهمی در زندگی انسان دارد.

سؤال ۱: این حکایت در کدام باب گلستان آمده و دربارهٔ چیست؟

پاسخ: باب اول، در سیرت پادشاهان. دربارهٔ هارون‌الرشید که حکومت مصر را به خسیس‌ترین بندگانش (خصیب) سپرد .

سؤال ۲: پاسخ خصیب به شکایت کشاورزان چه بود و چه چیزی را نشان می‌دهد؟

پاسخ: گفت: «پشم بایستی کاشتن!» این پاسخ، اوج جهل و نادانی حاکم را نشان می‌دهد .

سؤال ۳: ابیات پایانی حکایت چه پیامی دربارهٔ رابطه دانش و روزی دارند؟

پاسخ: بخت و اقبال به کاردانی نیست؛ بسیار پیش می‌آید که بی‌تمیزان ارجمند و عاقلان خوار باشند .

سؤال ۴: پیام اخلاقی این حکایت برای مخاطب امروز چیست؟

پاسخ: نقد سپردن مناصب به نالایقان و پذیرش این واقعیت تلخ که دنیا همیشه بر اساس شایستگی پاداش نمی‌دهد .

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.