حکایت یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی و … از گلستان سعدی با تفسیر
حکایت «یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی…» از باب اول گلستان سعدی (در سیرت پادشاهان)، روایتی است کوتاه اما پرمغز از نقشِ «نیکرفتاری» و «مهرورزی» در ایجاد پشتیبانیِ جمعی و رهایی از بلا. سعدی در این حکایت، به ما میآموزد که «هر که با زیردستان خود به نیکی رفتار کند، روزی که در سختی افتد، یارانِ فراوانی برای نجات او دست به کار میشوند». این حکایت، یکی از آموزندهترین نمونههای مدیریتِ مبتنی بر محبت و پاسداری از زیردستان در گلستان سعدی است که همچنان برای مدیران و رهبران امروزی، پندآموز و راهگشاست.

حکایت عمیق و جالب از سعدی
یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی و صلاحِ ایشان را به خیر توسّط نمودی.
اتفاقاً به خطابِ ملِک گرفتار آمد.
همگنان در مَواجِبِ استخلاصِ او سعی کردند و مُوَکَّلان در مُعاقبتش ملاطفت نمودند و بزرگانْ شکرِ سیرتِ خوبش به اَفواه بگفتند تا ملک از سرِ عتابِ او درگذشت.
صاحبدلی بر این اطّلاع یافت و گفت:
ﺗﺎ دلِ دوﺳﺘﺎن ﺑﻪ دﺳﺖ ﺁری
ﺑﻮﺳﺘﺎنِ ﭘﺪر ﻓﺮوﺧﺘﻪ ﺑﻪ
پختنِ دیگِ نیکخواهان را
هر چه رختِ سراست سوخته به
ﺑﺎ ﺑﺪاﻧﺪﻳﺶ هم ﻧﻜﻮﻳﻰ کن
دهنِ ﺳﮓ ﺑﻪ ﻟﻘﻤﻪْ دوﺧﺘﻪ ﺑﻪ
حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت شیّادی گیسوان بافت که من علویم و با قافله حجاز | حکایت وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همی کردند
تفسیر و نثر ساده

یکی از وزیران به زیردستان خود رحم میکرد و برای اصلاح و بهبود حال آنها تلاش مینمود. اتفاقاً به خاطر خطاب (نفرین یا شکایت) پادشاه گرفتار شد (یعنی پادشاه از او ناراحت شد و دستور مجازاتش را داد). دوستان و همکارانش برای آزادی او تلاش کردند و مأموران مجازات نیز در انجام مجازات با او ملاطفت کردند (سخت نگرفتند). بزرگان نیز به خاطر سیرت نیکوی او، شکرگزاری کردند و از او به نیکی یاد کردند تا اینکه پادشاه از عتاب و سرزنش او صرفنظر کرد.
صاحبدلی (عارف و پارسایی) از این ماجرا آگاه شد و گفت:
تا دل دوستان را به دست آوری،
باغ پدر را فروختهای (همه چیز را فدا کردهای).
برای پختن دیگِ نیکخواهان،
هر چه رخت (سرمایه) است، سوختهای.
با بداندیشان نیز نیکی کن،
دهان سگ را با یک لقمه دوختهای (با نیکی، دشمن را مهار کردهای).
حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت پادشاهی به کشتنِ بیگناهی فرمان داد | حکایت یکی از وزرا پیش ذوالنّون مصری رفت
تفسیر حکایت سعدی
وزیری نیکوکار که به زیردستان خود رحم میکرد و برای اصلاح آنها تلاش مینمود، به خاطر شکایت یا خطاب پادشاه گرفتار شد. دوستان و همکارانش برای آزادی او سعی کردند و مأموران مجازات با او مدارا کردند. بزرگان نیز به خاطر سیرت نیکوی او، از او به نیکی یاد کردند تا پادشاه از عتاب او صرفنظر کرد. صاحبدلی از این ماجرا آگاه شد و با دو بیت، به این نکته اشاره کرد که نیکیهای وزیر، دوستان و حتی دشمنان را به سوی او جذب کرده است.
شخصیتها و نمادها
– وزیر → نماد انسان نیکوکار که با نیکی خود، دوستان و دشمنان را به سوی خود جذب میکند.
– زیردستان → نماد کسانی که از نیکی وزیر بهرهمند میشوند.
– پادشاه → نماد قدرتی که از عتاب صرفنظر میکند.
– همگنان → نماد دوستان و همکارانی که برای آزادی وزیر تلاش میکنند.
– صاحبدل → نماد عارفی که به حکمت این ماجرا پی میبرد.
تحلیل عمیقتر
۱. نیکی به زیردستان
وزیر با رحم و نیکی به زیردستان، دل آنها را به دست آورده بود. این نیکی، باعث شد که در زمان گرفتاری، دوستان و همکارانش برای آزادی او تلاش کنند.
۲. تلاش دوستان برای آزادی
دوستان و همکاران وزیر برای آزادی او سعی کردند و مأموران مجازات نیز با او مدارا کردند. این نشان از محبوبیت و نیکنامی او دارد.
۳. سیرت نیکو
سیرت نیکوی وزیر، باعث شد بزرگان از او به نیکی یاد کنند و پادشاه از عتاب او صرفنظر کند. این نشان میدهد که نیکی، حتی در برابر قدرت نیز مؤثر است.
۴. نیکی با دشمنان
صاحبدل با دو بیت، به این نکته اشاره میکند که نیکی با دوستان و حتی با دشمنان، انسان را از گرفتاری نجات میدهد. او میگوید که با نیکی، دهان سگ (دشمن) را میتوان دوخت و مهار کرد.
خلاصه نهایی پیام (به زبان ساده)
این حکایت سعدی به ما میآموزد که:
۱. نیکی به دیگران، دل آنها را به دست میآورد و در زمان گرفتاری، یاریگر انسان میشود.
۲. سیرت نیکو، حتی در برابر قدرت نیز مؤثر است و میتواند انسان را از مجازات نجات دهد.
۳. نیکی با دشمنان، آنها را مهار میکند و از آسیب آنها جلوگیری مینماید.
۴. تلاش دوستان برای آزادی، نشان از محبوبیت و نیکنامی انسان دارد.
۵. نیکی، سرمایهای است که در زمان سختی، به یاری انسان میآید.
سعدی در این حکایت، با نگاهی اخلاقی و عرفانی، به ما یادآوری میکند که نیکی به دیگران، نه تنها آنها را به سوی ما جذب میکند، بلکه در زمان گرفتاری، یاریگر ما میشود.
حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت درویشی مجرّد به گوشهای نشسته بود | حکایت یکی در صنعتِ کُشتی گرفتن سرآمده بود
سؤال ۱: اصل حکایت دربارهٔ چیست؟
پاسخ: وزیری که به زیردستان رحم میکرد، گرفتار خشم پادشاه شد و همه در رهایی او کوشیدند و پاداش نیکی خود را دیدند
سؤال ۲: نقش نیکی به زیردستان در این حکایت چیست؟
پاسخ: نیکی و رحمت، در روزگار سختی به یاری انسان میشتابد و همگان برای رهایی او میکوشند
سؤال ۳: مصرع «پختن دیگ نیکخواهان را هر چه رختِ سراست سوخته به» چه معنایی دارد؟
پاسخ: کنایه از این که برای خشنودی نیکان، باید از تمام سرمایه و دارایی خود گذشت
سؤال ۴: پیام اخلاقی سعدی در این حکایت چیست؟
پاسخ: نیکی به زیردستان و رعایت حال ضعیفان، سرمایهای است که در روزگار گرفتاری، به داد انسان میرسد










