شعر تابستان | گلچین اشعار کوتاه و بلند فصل زیبای تابستان
شعر تابستان؛ مجموعه اشعار کوتاه، عاشقانه و بلند فصل گرما
در این مجموعه، شعرهای کوتاه و بلند، عاشقانه، احساسی و ادبی درباره فصل تابستان گردآوری شدهاند. این اشعار برای کپشن، استوری، عکسنوشته، پیام عاشقانه و توصیف روزهای گرم، ساحل، سفر و غروبهای تابستان مناسباند.
پنجاه شعر و جمله تازه نیز به مقاله اضافه شده است؛ متنهایی با موضوع آفتاب و گرما، عشق، دریا و سفر، شب و باران تابستانی و خداحافظی با شهریور. اشعار قدیمی و بلند نسخه قبلی هم حفظ شدهاند و فقط غلطهای آشکار آنها اصلاح شده است.
شعرهای کوتاه و دلنشین درباره تابستان

تابستان آمد
با سبدی از نور
و یک مشت خاطره
برای روزهای دور.
آفتاب که بالا آمد
سایهها کوتاه شدند
اما آرزوهای من
بلندتر از همیشه ماندند.
در کوچههای گرم تیر
نسیمی گذشت
و تمام شهر
بوی کودکی گرفت.
تابستان یعنی
یک پنجره باز
یک آسمان روشن
و دلی که سفر میخواهد.
هندوانه را بریدیم
خندهها پاشید
روی عصر داغی
که ناگهان شیرین شد.
خورشید آرام گفت:
تا وقتی میتابم
راهی برای روشن ماندن
پیدا خواهی کرد.
روز بلند بود
اما کنار تو
تابستان هم
چشم بر هم زدنی گذشت.
درختان خسته بودند
نسیم که رسید
تمام برگها
دوباره آواز خواندند.
تابستان را دوست دارم
برای غروبهایی
که آسمان
تمام رنگهایش را خرج میکند.
گرما اگر زیاد است
دل را به دریا بسپار
موجها بلدند
خستگی را با خود ببرند.
شعرهای عاشقانه تابستانی

تو آمدی
و ظهر داغ مرداد
به خنکای آغوشی
در کنار دریا تبدیل شد.
دوستت دارم
مثل آفتاب تابستان
روشن، بیپرده
و هر روز تازهتر.
غروب کنار تو
آنقدر زیبا بود
که خورشید هم
برای رفتن مکث کرد.
دستت را گرفتم
و جاده فهمید
همسفر داشتن
از مقصد مهمتر است.
شبهای تابستان
کوتاهاند
اما دلتنگی من برای تو
تا سپیده ادامه دارد.
تو نسیم عصرگاهی منی
همان که میوزد
و تمام خستگی روز
از یادم میرود.
کنار تو
حتی آفتاب سوزان
بهانهای میشود
برای نزدیکتر قدم زدن.
نامت را نوشتم
روی شنهای ساحل
موج آمد و آن را
تا دل دریا برد.
اگر تابستان
فصل عاشقی نیست
پس چرا هر غروبش
مرا به یاد تو میاندازد؟
تو را در مرداد دیدم
و از آن روز
تمام فصلهای من
بوی تابستان گرفت.
شعر درباره دریا، سفر و تعطیلات تابستانی

جاده صدا میزد
چمدان سبک بود
و قلب ما
پر از مقصدهای ندیده.
دریا روبهرویمان بود
پشت سرمان شهر
و میان این دو
آزادی قدم میزد.
ساحل را پیمودیم
پاها خیس شدند
و غصهها
میان موجها جا ماندند.
تابستان سفر کردیم
نه برای دور شدن
برای آنکه دوباره
خودمان را پیدا کنیم.
جاده پیچید
کوه کنار رفت
و ناگهان دریا
تمام افق را پر کرد.
در ایستگاه کوچک شهر
قطاری گذشت
و رؤیای سفر
در دل ما بیدار شد.
صدای موج
از هر ترانهای آرامتر بود
وقتی کنار ساحل
به غروب گوش میدادیم.
چمدانم پر نبود
اما از سفر برگشتم
با هزار تصویر
که در هیچ آلبومی جا نمیشد.
درختان کنار جاده
دست تکان میدادند
و تابستان
ما را به رفتن تشویق میکرد.
سفر تمام شد
اما شنهای ساحل
هنوز در کفشهایمان
خاطره میسازند.
شعر شب، باران و غروب تابستان

باران تابستانی بارید
خیابان نفس کشید
و بوی خاک خیس
تمام کودکی را برگرداند.
شب گرم بود
اما ستارهها
آنقدر نزدیک بودند
که دلمان خنک شد.
غروب مرداد
آسمان را نارنجی کرد
و دل مرا
پر از حرفهای نگفته.
باران کوتاه آمد
رفت و پشت سرش
کوچهای درخشان
و دلی آرام گذاشت.
ماه روی بام نشست
چراغها خاموش شدند
و شب تابستان
آرامتر از همیشه گذشت.
در آخرین نور روز
پرندهای برگشت
و آسمان فهمید
هیچ سفری بیپایان نیست.
نسیم شبانه
پرده را کنار زد
و اتاق پر شد
از بوی باغ همسایه.
ابرها جمع شدند
رعدی دوردست پیچید
و تابستان
برای چند دقیقه بارانی شد.
غروب را نگاه کردم
خورشید میرفت
اما رنگهایش
تا مدتها ماندند.
شب کوتاه بود
حرفها بلند
و صبح تابستان
زودتر از انتظار رسید.
شعر پایان تابستان و شهریور

شهریور آمد
با چمدانی نیمهباز
و بوی پاییزی
که هنوز جرئت ورود نداشت.
آخرین روز تابستان
خورشید آرامتر تابید
انگار خودش هم
دلش برای رفتن نمیآمد.
برگها هنوز سبز بودند
اما باد
خبرهای تازهای
از راه دور آورده بود.
تابستان رفت
و روی میز ماند
یک صدف، چند عکس
و لیوانی پر از خاطره.
آخرین غروب شهریور
آسمان سرخ شد
و فصل گرم
با شکوه خداحافظی کرد.
مدرسهها بیدار شدند
کوچهها بوی دفتر گرفتند
و تابستان
آرام در تقویم ورق خورد.
فصل گرما تمام شد
اما آفتابی که در دل داشتیم
برای زمستان
کنار گذاشته شد.
شهریور که میرسد
هر نسیم
نیمهای از تابستان
و نیمهای از پاییز است.
خداحافظ تابستان
برای تمام سفرها
تمام خندهها
و تمام غروبهای طلایی.
فصلها میروند
اما خاطرهها
در گوشهای از قلب
همیشه همفصل ما میمانند.
گلچین اشعار قدیمی و بلند تابستان

در ادامه، اشعار و متنهای موجود در نسخه قبلی مقاله با حفظ تصاویر، لینکها و نام شاعران ارائه شدهاند. فقط غلطهای نگارشی آشکار و تیترهای تکراری اصلاح شدهاند.
باران تابستانی یعنی
بهترین روزهای تابستان سپری شده و
تنها چند روزی به تولد پاییزی نو باقی مانده است
***
بوی پیراهن تو
مثل بوی دریا نمناک است
مثل
باد خنک تابستان
مثل تاریکی خواب انگیز است
***
تو این گرما بیا دیوونه گردیم
تو حوض آب یخ وارونه گردیم
که این گرمای سوزان کشت ما را
برای هم بیا هندونه گردیم !
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آب ها را گوارا تر کند؟
***
شعرهای کوتاه درباره فصل تابستان
فصل تابستان است
سایه ای می جویم
سایه ای پر الفت
کوچه ها گرم کلام
خانه ها گرم سخن
***
در بیابان، به فصل تابستان
چون ببارد به تشنه ای باران
گرچه یک لحظه زآن بیاساید
هم به آب اشتیاقش افزاید
می بیفزا ، چو شوقم افزودی
روی پنهان مکن ، چو بنمودی
باز مخمور عشق را می ده
چون مدامم دهی، پیاپی ده
تا دگربار مستی آغازم
وین غزل را انیس خود سازم
از : عراقی
مطلب مشابه: زیباترین متن های ادبی درباره تابستان + جملات کپشن و استوری فصل گرما
اگر بکوشیم نامِ کوچک پروانه ها را به یاد آوریم
شاید دندان هایمان سفید شوند.
شاید گنجشک های کوچه ی تابستان بیاید
و در پوست ما – این دریاچه ی صورتی –
آرام شنا کند.
شاید باز من از چشمانِ تو بفهمم
که آسمان آبی است.
***
اشعار عاشقانه و احساسی تابستان
چهقدر شبیه خوابهای من بودی
در پشتبام تابستانهایی
که به هفتسنگ و گرگم به هوا میگذشتند…
***
ای از ورای پردهها تاب تو تابستان ما
ما را چو تابستان ببر دلگرم تا بستان ما
ای چشم جان را توتیا آخر کجا رفتی بیا
تا آب رحمت برزند از صحن آتشدان ما
***
شاید عجیب بنظر برسد اما…
زنی که در شب های کوتاه تابستان
گوشه ی دنج رویاهایش می نشیند؛
خیالت را می بافد
نگاهت را می بافد
و از عطر بی نظیر آغوشت
گره کوری بر آرزوهایش می زند،
می خواهد در یلدای بلند زمستان،
تو را به تن کند
تو را در آغوش بگیرد
تو را نفس بکشد …
***
مطلب مشابه: جملات سلام صبح بخیر تابستانی + متن های کوتاه و گرم صبح بخیر رسمی و صمیمانه
سلطنت بهار رو به پایان است
ارتش تابستان در راه است
ارتشِ سه نفرهِ مخوف و گرم
تیر و مرداد و شهریور
تیر ، همچون سرطان کُشنده
مدام بر فرق سَرم کوبه میزد
مرداد ، آغاز سلطنت اسدِ
بی رحم و وحشیانه ضربه میزد
شهریور ، فرشته نگهبانِ آتش
دوشیزه عشق و محبت و عطششعر از مصطفی ارشد (کیان)
***
شعر درباره زیباییهای تابستان
تابســـــتان تابســـــتان! این غم را از من بستان
ببــر این روح خسته، زین زندان تا نیستان
بگو به معبودِ جان، که لیـــلا دارد پیام
طاق و توان ندارم، دیگر نمیاد صدامتابســـــتان تابســـــتان! ببین این جُورِ پنهان
دردم را، سکوت مبهمم را، از دیدگانم بخوان
به حال زارِ خَستَم، در این دنیا شاهد باش
فقط بخاطر ‘حق’ می سوزانم جانم را، شاهد باشخداوند خوب دانست، که روزگار چه ها کرد
شاید به این خاطر، شبهای تو را کوتاه کرد
تا این دل شکسته، کمتر بیدار بماند
وَز دیده های خسته، ز گریه خون فشاندتابســـــتان عزیزم، نامت را می نَهم ‘غـــــــم’
شاید روزی به حالم، بباری اشکِ نم نم
محو سکوت توام، نه ابر داری نه باران
در شبهای دلتنگیت، آرام می دهم جان…لیلا طهماسبی
***
مطلب مشابه: جملات عاشقانه خاص در مورد تابستان + متن کپشن و استوری ویژه فصل گرما و تابستان
شعرهای بلند عاشقانه درباره تابستان
رقصِ تابستان
شکوهِ کوهستان
صدای آبشار
شادیِ بوستان
دلم را رنگ میکند
مستانه در کوچه باغهای عشق قدم میزنم
هوا لطیف است در شهریور
برکت جاویدان باد.
سنگریزه های کفِ کوچه، با تماسشان با کفش، نقاره مینوازند
در و دیوارهای گلخانه، به خود مغرورند
چون از گلها پاسبانی میکنند.
گلهای عروس، نشسته در لباسِ زیبایی
از دور لبخند میزنند
عطرشان دوچندان باد.
باغبان سالخورده در حاشیه ی باغ
کنار بوته های زعفران، نماز عشق میخوانَد
با تدبیرِ او، باغ دکانِ شادی و نشاط شده است
دلش شمعدانی و نمازش قبول باد.
نظمِ درختانِ ایستاده در صفوفِ پرثمری
یاریِ آب و خاک، لطفِ هوا
باغ را سازمان کرده
توفیقاتشان از دل و جان باد.
بوته های خار از کوچه چشم چرانی میکنند
برگ ها، حجابِ گیلاس
آبِ باران بشوید ناپاکی ها را
حیایِ گیلاس های دختر
جواهرنشان باد.شعر از محمدجواد حسین زاده
***
مطلب مشابه: عکس نوشته تابستان برای پروفایل + متن های داغ در مورد فصل گرم تابستان
دشت هایی چه فراخ
کوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟
من دراین آبادی پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری ، ریگی ، لبخندی
پشت تبریزی ها
غفلت پاکی بود که صدایم می زد
پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم
چه کسی با من حرف می زد ؟
سوسماری لغزید
راه افتادم
یونجه زاری سر راه
بعد جالیز خیار ، بوته های گل رنگ
و فراموشی خاک
لب آبی
گیوه ها را کندم و نشستم پاها در آب
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است
نکند اندوهی ، سر رسد از پس کوه
چه کسی پشت درختان است ؟
هیچ می چرد گاوی
ظهر تابستان است
سایه ها می دانند که چه تابستانی است
سایه هایی بی لک
گوشه ای روشن و پاک
کودکان احساس! جای بازی اینجاست
زندگی خالی نیست
مهربانی هست ،
سیب هست ،
ایمان هست…
***
گذشت تابستان
دگر بهار نیامد
و شهر شهر پریشیده
بی بهاران ماند
و دشت سوخته در انتظار باران ماند
امید معجزه یی ؟
***
بهار این بارت
به تابستان قطب نبرد ؟
به تابستان بهاری آنجا ؟
به ازدحام آشیانه و آواز ؟
به زایش مسافران همیشه
سیزیف ها که سنگ هاشان را
در چینه دان می برند ؟
***
مطلب مشابه: متن تبریک تولد به تابستانی ها + جملات تولدت مبارک تیر، مرداد و شهریور؛ ماههای تابستان
با تو بودن خوب است
و کلام تو
مثل بوی گل در تاریکی است
مثل بوی گل در تاریکی وسوسه انگیز است
بوی پیراهن تو
مثل بوی دریا نمناک است
مثل
باد خنک تابستان
مثل تاریکی خواب انگیزست
شعر از : مژده ژیان
شاخه ها دائم عبادت می کنند
خالق خود را اطاعت می کنندقصه ای زیباست ، مرگ و زندگی
فصلها آن را حکایت می کنندمرگ را هر ساله از جان می خرند
عاشقی ، تا بی نهایت می کننددر پی هم فصلها در یک صف اند
نظم را گویی رعایت می کنندفصل تابستان هوای چشمه هاست
برگها آنجا طهارت می کنندهر زمستان شاخه ها بی برگ و بار
صبر را گویی حکایت می کنندچون خزان وقت هبوط برگهاست
شاخه ها گاهی شکایت می کنندمهر ،محراب دعا و بندگی است
عاشقان، آنجا زیارت می کننددلبری زیباست ، بانوی بهار
فصلها بر او حسادت میکنندشاخه ها با گردش چرخ فصول
عشـــق را گویی روایت می کنند
راهنمای انتخاب شعر تابستان برای کپشن و استوری
- عکس ساحل و دریا: شعرهای بخش دریا، سفر و غروب را انتخاب کنید.
- عکس دونفره: شعرهای عاشقانه کوتاه، خواناتر و اثرگذارتر هستند.
- استوری بارانی: متنهای باران تابستانی و بوی خاک خیس مناسباند.
- پایان تعطیلات: شعرهای شهریور و خداحافظی با تابستان را به کار ببرید.
- عکسنوشته: اشعار دو تا چهار خطی بهتر در تصویر جا میگیرند.
سؤالات متداول درباره شعر تابستان
برای کپشن تابستانی چه شعری مناسب است؟
برای کپشن بهتر است از شعرهای کوتاه دو تا چهار خطی استفاده کنید. شعرهایی درباره آفتاب، دریا، غروب و سفر با تصاویر تابستانی هماهنگی بیشتری دارند.
برای عکس عاشقانه تابستانی کدام متن را انتخاب کنیم؟
شعرهایی که از نسیم عصرگاهی، قدم زدن کنار ساحل، غروب دونفره و شبهای پرستاره صحبت میکنند، برای تصاویر عاشقانه مناسبترند.
آیا متنهای تازه این مقاله قابل استفاده برای عکسنوشته هستند؟
بله. پنجاه متن تازه با جملهبندی کوتاه و مستقل نوشته شدهاند و میتوان از آنها برای عکسنوشته، استوری، کپشن و پیامهای مناسبتی تابستان استفاده کرد.
جمعبندی
تابستان فقط فصل گرما نیست؛ فصل سفر، ساحل، شبهای کوتاه، بارانهای ناگهانی و خاطرههایی است که با پایان شهریور هم تمام نمیشوند. در این نسخه، پنجاه شعر تازه در کنار اشعار قدیمی و بلند قرار گرفتهاند تا برای هر حالوهوای تابستانی، متن مناسبی در دسترس باشد.




















