وقایع روز ششم محرم؛ اعمال و آداب و وقایع روز ششم از دهه محرم

وقایع روز ششم محرم؛ اعمال و آداب و وقایع روز ششم از دهه محرم

روز ششم ماه محرم یکی از روزهای مهم و اندوه‌بار در مسیر واقعه کربلاست؛ روزی که فضای محاصره بر کاروان امام حسین(ع) سنگین‌تر شد و نشانه‌های غربت، مظلومیت و تنهایی سیدالشهدا(ع) بیش از گذشته آشکار گردید. هرچه به روز عاشورا نزدیک‌تر می‌شویم، وقایع کربلا رنگ جدی‌تری به خود می‌گیرد و فشار سپاه دشمن بر امام حسین(ع)، اهل‌بیت(ع) و یاران باوفای ایشان بیشتر می‌شود.

روز ششم محرم در بسیاری از نقل‌ها با چند موضوع مهم شناخته می‌شود: افزایش نیروهای دشمن در کربلا، تلاش حبیب بن مظاهر برای دعوت قبیله بنی‌اسد به یاری امام حسین(ع)، جلوگیری سپاه عمر بن سعد از پیوستن آنان به کاروان حسینی، و در برخی گزارش‌ها شدت گرفتن فشار بر آب و تلاش یاران امام برای رساندن آب به خیمه‌ها. این روز همچنین در فرهنگ عزاداری برخی هیئت‌ها با نام حضرت قاسم بن الحسن(ع) نیز شناخته می‌شود؛ هرچند باید توجه داشت که این نام‌گذاری بیشتر جنبه آیینی و روضه‌ای دارد و نباید همه وقایع مربوط به حضرت قاسم(ع) را لزوماً محدود به همین روز دانست.

وقایع روز ششم محرم؛ اعمال و آداب و وقایع روز ششم از دهه محرم

روز ششم محرم در کربلا چه گذشت؟

با فرارسیدن روز ششم محرم، وضعیت کربلا وارد مرحله‌ای سخت‌تر شد. سپاه عمر بن سعد روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شد و نیروهای بیشتری برای مقابله با امام حسین(ع) وارد کربلا می‌شدند. در مقابل، یاران امام حسین(ع) اندک بودند، اما ایمان، وفاداری و بصیرت آنان چنان بزرگ بود که در برابر جمعیت فراوان دشمن، ذره‌ای تردید در دلشان راه نیافت.

در این روز، محاصره کاروان حسینی شدت بیشتری پیدا کرد. دشمن تلاش داشت راه‌های کمک‌رسانی به امام حسین(ع) و یارانش را ببندد و اجازه ندهد کسی از بیرون به سپاه حق بپیوندد. همین موضوع نشان می‌دهد که دستگاه اموی فقط به جنگ نظامی فکر نمی‌کرد، بلکه می‌خواست امام حسین(ع) را در نهایت تنهایی قرار دهد و هر راه احتمالی برای یاری ایشان را مسدود کند.

روز ششم محرم، روزی است که غربت امام حسین(ع) بیشتر دیده می‌شود؛ اما در همین غربت، عظمت یاران ایشان نیز آشکارتر می‌گردد. آنان با وجود آگاهی از خطر شهادت، همچنان در کنار امام خود ماندند و نشان دادند که وفاداری واقعی در روزهای سخت معنا پیدا می‌کند.

تلاش حبیب بن مظاهر برای یاری‌طلبی از بنی‌اسد

یکی از مهم‌ترین وقایع روز ششم محرم، ماجرای تلاش حبیب بن مظاهر برای دعوت قبیله بنی‌اسد به یاری امام حسین(ع) است. حبیب بن مظاهر از یاران بزرگ، وفادار و شناخته‌شده امام حسین(ع) بود. او از قبیله بنی‌اسد بود و جایگاه معنوی و اجتماعی ویژه‌ای داشت. وقتی دید تعداد یاران امام اندک و سپاه دشمن رو به افزایش است، از امام حسین(ع) اجازه خواست تا نزد گروهی از بنی‌اسد که در نزدیکی کربلا ساکن بودند برود و آنان را به یاری فرزند پیامبر(ص) دعوت کند.

امام حسین(ع) به حبیب اجازه دادند و او با دلی سرشار از ایمان و امید به سوی آنان رفت. حبیب، بنی‌اسد را به یاری امامی فراخواند که مظلومانه در محاصره دشمن قرار گرفته بود. او به آنان یادآوری کرد که این فرصت، فرصتی برای رسیدن به شرافت، عزت و سعادت اخروی است. گروهی از بنی‌اسد سخنان حبیب را پذیرفتند و آماده شدند تا به امام حسین(ع) بپیوندند.

اما خبر این حرکت به عمر بن سعد رسید. او برای جلوگیری از پیوستن بنی‌اسد به امام حسین(ع)، گروهی از نیروهای خود را فرستاد. میان آنان و بنی‌اسد درگیری رخ داد و در نهایت، بنی‌اسد نتوانستند خود را به کاروان امام برسانند. حبیب بن مظاهر با اندوه فراوان نزد امام حسین(ع) بازگشت و ماجرا را بیان کرد.

این حادثه نشان می‌دهد که در کربلا، حتی راه‌های کمک‌رسانی نیز بسته می‌شد. دشمن نمی‌خواست هیچ صدای تازه‌ای به یاری حق برخیزد. اما از سوی دیگر، تلاش حبیب بن مظاهر نشان‌دهنده روحیه مسئولیت‌پذیری، غیرت دینی و عشق عمیق او به امام حسین(ع) است.

حبیب بن مظاهر؛ نماد وفاداری و بصیرت

حبیب بن مظاهر یکی از چهره‌های درخشان کربلاست. او تنها یک جنگجوی شجاع نبود؛ بلکه مردی اهل معرفت، ایمان، قرآن و ولایت بود. حضور او در کنار امام حسین(ع)، نمادی از بصیرت و وفاداری است. حبیب حق را شناخت، امام زمان خود را تنها نگذاشت و تا آخرین لحظه پای عهد خود ایستاد.

در روز ششم محرم، نقش حبیب بسیار برجسته است؛ زیرا او فقط به ماندن خود در کنار امام اکتفا نکرد، بلکه تلاش کرد دیگران را نیز به جبهه حق دعوت کند. این نکته برای انسان امروز درس بزرگی دارد. گاهی مؤمن بودن فقط در عبادت فردی خلاصه نمی‌شود؛ انسان باید در حد توان خود، دیگران را نیز به خیر، حق، عدالت و همراهی با مظلوم دعوت کند.

حبیب بن مظاهر به ما یاد می‌دهد که وفاداری واقعی، فعال و مسئولانه است. او در برابر شرایط سخت کربلا منفعل نماند، بلکه کوشید قدمی برای یاری امام بردارد؛ حتی اگر نتیجه ظاهری آن، آن‌گونه که می‌خواست رقم نخورد.

شدت گرفتن محاصره و مسئله آب

از موضوعات مهم در روزهای میانی محرم، مسئله آب و محدود شدن دسترسی کاروان امام حسین(ع) به فرات است. در برخی نقل‌ها، روز ششم محرم با شدت گرفتن فشار بر آب و سخت‌تر شدن شرایط خیمه‌ها همراه دانسته شده است. در گزارش‌هایی نیز آمده است که حضرت عباس(ع) به همراه گروهی از یاران، برای آوردن آب به سمت فرات رفتند و با وجود ممانعت دشمن، توانستند آب را به خیمه‌ها برسانند.

مسئله آب در کربلا، یکی از دردناک‌ترین بخش‌های واقعه عاشوراست. دشمن فقط با شمشیر به میدان نیامد؛ بلکه حتی ابتدایی‌ترین نیاز انسانی، یعنی آب را نیز به ابزار فشار تبدیل کرد. این رفتار نشان‌دهنده اوج قساوت و دوری از اخلاق انسانی بود. در مقابل، حضرت عباس(ع) در همین صحنه‌ها به عنوان نماد وفاداری، غیرت، ادب و فداکاری شناخته می‌شود.

روز ششم محرم از این جهت، مقدمه‌ای برای فهم عمیق‌تر عطش کربلاست؛ عطشی که تنها عطش جسم نبود، بلکه نشانه‌ای از غربت اهل‌بیت(ع) و بی‌رحمی دشمنان حق بود.

روز ششم محرم و یاد حضرت قاسم(ع)

در بسیاری از هیئت‌ها و مجالس عزاداری، شب یا روز ششم محرم به نام حضرت قاسم بن الحسن(ع) شناخته می‌شود. حضرت قاسم(ع)، فرزند امام حسن مجتبی(ع)، یکی از نوجوانان شهید کربلاست که نام او با پاکی، شجاعت، ادب و عشق به شهادت در راه امام حسین(ع) گره خورده است.

یاد حضرت قاسم(ع) در روز ششم محرم، دل‌ها را متوجه نسل جوان عاشورا می‌کند؛ نسلی که با وجود سن کم، فهمی بزرگ از حق و ولایت داشت. حضرت قاسم(ع) برای بسیاری از نوجوانان و جوانان، الگویی از ایمان، ادب و شجاعت است. او نشان داد که سن کم مانع بزرگی روح نیست و انسان می‌تواند در جوانی نیز در بلندترین قله‌های معرفت و وفاداری بایستد.

البته در بیان مطالب تاریخی باید دقت داشت که نام‌گذاری روزهای محرم در هیئت‌ها، بیشتر برای نظم‌بخشی به مجالس روضه و توجه دادن دل‌ها به شخصیت‌های مختلف کربلاست. بنابراین، یاد حضرت قاسم(ع) در روز ششم محرم بسیار زیبا و رایج است، اما نباید به گونه‌ای بیان شود که گویی همه جزئیات تاریخی زندگی و شهادت ایشان در همین روز اتفاق افتاده است.

اعمال روز ششم محرم

برای روز ششم محرم، در منابع مشهور دعایی، عمل اختصاصی قطعی و مستقلی که مانند برخی مناسبت‌های خاص به شکل عمومی شناخته شده باشد، چندان مطرح نیست. با این حال، چون این روز از دهه اول محرم است، انجام اعمال عمومی ماه محرم بسیار مناسب و پرفضیلت است.

از مهم‌ترین اعمال مناسب روز ششم محرم می‌توان به خواندن زیارت عاشورا، ذکر صلوات، استغفار، تلاوت قرآن، شرکت در مجالس عزاداری، صدقه دادن، کمک به نیازمندان، دعا برای عاقبت‌به‌خیری و یاد امام حسین(ع) اشاره کرد. این اعمال، اگر با معرفت و توجه انجام شوند، دل انسان را به حقیقت محرم نزدیک‌تر می‌کنند.

در برخی منابع دعایی، روزه دهه اول محرم نیز سفارش شده است؛ البته درباره روز عاشورا، آداب خاصی مطرح شده و بهتر است هر کس در مسائل عبادی، بر اساس نظر مرجع تقلید خود عمل کند. برای روز ششم محرم، اگر کسی توان و شرایط روزه داشته باشد، می‌تواند به نیت تقرب به خدا و بهره‌مندی از فضیلت دهه اول محرم روزه بگیرد.

زیارت عاشورا در روز ششم محرم

زیارت عاشورا یکی از بهترین و مهم‌ترین اعمال معنوی در روزهای محرم است. خواندن این زیارت در روز ششم محرم، دل انسان را با حقیقت کربلا پیوند می‌دهد. زیارت عاشورا فقط یک متن سوگواری نیست؛ بلکه بیانگر موضع انسان در برابر حق و باطل است.

وقتی انسان در این روز زیارت عاشورا می‌خواند، بهتر است به این نکته توجه کند که کربلا میدان انتخاب بود. حبیب بن مظاهر، حضرت عباس(ع)، حضرت قاسم(ع) و همه یاران امام حسین(ع) انتخاب کردند که در کنار حق بمانند؛ حتی اگر این انتخاب به شهادت ختم شود. خواندن زیارت عاشورا باید این سؤال را در دل انسان زنده کند که من در زندگی خود چگونه انتخاب می‌کنم؟ آیا در لحظه‌های سخت، حق را بر منفعت ترجیح می‌دهم؟

حتی اگر فرصت خواندن کامل زیارت عاشورا وجود نداشته باشد، می‌توان با یک سلام کوتاه به امام حسین(ع)، دل را متوجه کربلا کرد:

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِالله»

این سلام، اگر با معرفت گفته شود، می‌تواند آغاز یک ارتباط عمیق با سیدالشهدا(ع) باشد.

ذکرها و دعاهای مناسب روز ششم محرم

در روز ششم محرم، ذکرهایی که انسان را به یاد وفاداری، ثبات قدم و محبت اهل‌بیت(ع) می‌اندازد، بسیار مناسب است. از جمله:

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»

«یا حسین»

«یا اباالفضل العباس»

«اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّی وَ اَتوبُ اِلَیْهِ»

«رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا»

همچنین می‌توان در این روز چنین دعا کرد:

«خدایا! به حق امام حسین(ع) و یاران وفادارش، ما را در مسیر حق ثابت‌قدم بدار. دل ما را از بی‌وفایی، ترس، دنیاطلبی و غفلت پاک کن. به ما معرفت حبیب بن مظاهر، وفاداری حضرت عباس(ع) و پاکی حضرت قاسم(ع) عطا فرما. ما را از کسانی قرار نده که حق را می‌شناسند اما در لحظه امتحان از آن فاصله می‌گیرند.»

این دعا با حال و هوای روز ششم محرم بسیار هماهنگ است؛ زیرا این روز یادآور وفاداری یاران و تلاش آنان برای کمک به امام حسین(ع) است.

آداب معنوی روز ششم محرم

برای بهره‌مندی بیشتر از روز ششم محرم، خوب است انسان فقط به شنیدن روضه یا خواندن ذکر اکتفا نکند، بلکه چند دقیقه‌ای درباره پیام‌های این روز فکر کند. روز ششم، روز اندیشیدن به وفاداری است. حبیب بن مظاهر می‌توانست فقط خود را نجات دهد، اما تصمیم گرفت دیگران را نیز به یاری امام دعوت کند. حضرت عباس(ع) می‌توانست در برابر سختی‌ها تنها به جنگ فکر کند، اما دغدغه آب خیمه‌ها را داشت. حضرت قاسم(ع) نوجوان بود، اما دلش بزرگ‌تر از بسیاری از مردان تاریخ بود.

در این روز، بهتر است انسان از خود بپرسد: آیا من در زندگی خود وفادار هستم؟ آیا نسبت به خانواده، دوستان، دین، اخلاق و حقیقت مسئولیت‌پذیرم؟ آیا وقتی کسی به کمک من نیاز دارد، بی‌تفاوت می‌مانم؟ آیا محبت امام حسین(ع) فقط در زبان من است یا در رفتارم نیز دیده می‌شود؟

محرم زمانی اثر واقعی خود را می‌گذارد که انسان را به اصلاح اخلاق و رفتار برساند. اشک بر امام حسین(ع) ارزشمند است، اما اگر با تصمیم برای بهتر شدن همراه شود، اثر آن چند برابر خواهد شد.

صدقه و کمک به نیازمندان در روز ششم محرم

یکی از اعمال بسیار مناسب در روز ششم محرم، صدقه دادن و کمک به نیازمندان است. صدقه می‌تواند به نیت سلامتی امام زمان(عج)، شادی روح درگذشتگان، رفع گرفتاری مؤمنان و هدیه به امام حسین(ع) و شهدای کربلا انجام شود.

محرم، ماه مهربانی و همدلی است. نذر، اطعام، کمک مالی، دلجویی از خانواده‌های گرفتار، مشارکت در برپایی مجلس عزاداری، توزیع آب، چای یا غذا میان عزاداران، همه می‌تواند جلوه‌ای از محبت حسینی باشد. مهم‌تر از مقدار کمک، نیت پاک و اخلاص انسان است.

کسی که برای عطش کربلا اشک می‌ریزد، باید نسبت به تشنگی، گرسنگی و رنج انسان‌های اطراف خود نیز بی‌تفاوت نباشد. این نگاه، عزاداری را از یک احساس فردی به یک عمل اجتماعی و انسانی تبدیل می‌کند.

پیام روز ششم محرم برای زندگی امروز

روز ششم محرم پیام‌های زیادی برای زندگی امروز دارد. نخستین پیام آن، وفاداری است. در روزگاری که بسیاری از مردم کوفه امام حسین(ع) را تنها گذاشتند، افرادی مانند حبیب بن مظاهر تا آخرین نفس پای امام خود ایستادند. وفاداری یعنی انسان در روزهای سخت، ارزش‌های خود را فراموش نکند.

پیام دوم، مسئولیت‌پذیری است. حبیب فقط به نجات خود فکر نکرد؛ او تلاش کرد دیگران را نیز به یاری حق دعوت کند. این موضوع به ما یاد می‌دهد که در برابر حقیقت، نباید بی‌تفاوت باشیم. اگر راهی برای کمک، اصلاح، هدایت یا حمایت از مظلوم وجود دارد، باید به اندازه توان خود قدمی برداریم.

پیام سوم، شناخت خطر محاصره حق است. در کربلا، دشمن تلاش کرد امام حسین(ع) را تنها کند و اجازه ندهد یارانی تازه به ایشان بپیوندند. در زندگی امروز نیز گاهی حقیقت با تبلیغات، ترس، فشار اجتماعی یا بی‌تفاوتی مردم تنها می‌شود. انسان مؤمن باید مراقب باشد در چنین شرایطی، حق را فراموش نکند.

اعمال و وقایع روز ششم محرم

وقایع ششمین روز از دهه محرم

در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه‏ای برای عمر بن سعد فرستاد كه: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كرده‏ام. توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من مي‏فرستند.

ششم محرم روزی است که “حبیب بن مظاهر اسدی” به امام حسین علیه‏السلام عرض كرد: یابن رسول اللّه‏! در این نزدیكی طائفه‏ای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.

امام علیه‏السلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده‏ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت مي‏كنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت مي‏نمایم… .

در این هنگام مردی از بني‏اسد كه او را “عبداللّه‏ بن بشیر” مي‏نامیدند برخاست و گفت: من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت مي‏كنم و سپس رجزی حماسی خواند:

قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا
اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ

“حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه‏ام.”

سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر مي‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیه‏السلام حركت كردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام “ازْرَق” را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین علیه‏السلام نداشتند. هنگامی كه یاران بني‏اسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.

حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیه‏السلام آمد و جریان را بازگو كرد. امام علیه‏السلام فرمودند: “لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه‏ِ”

قاسم یادگار امام حسن (ع) در روز عاشورا

در سال 50 ه.ق وقتی کار سمّ جعده ملعونه – همسر امام حسن (علیه السلام) – به آنجا کشید که پاره‌های جگر امام در اثر آن، از دهان مبارکش، بیرون آمد، در لحظه‌های آخر، همه اهل و عیال خود را به امام حسین (علیه السلام) واگذاشت. یکی از فرزندان امام حسن (علیه السلام) که در این لحظات، شاهد ماجرا بود و چشم از چشم عمو، بر نمی‌داشت، قاسم (علیه السلام) بود. کودکی که حدود سه بهار از عمر شریفش سپری نگردیده بود.
با نقشه‌ای که معاویه بن ابوسفیان کشید تا یزید را به جای خود بنشاند، حضرت حسین (علیه السلام)، برای بیعت نکردن با یزید- که جرثومه فساد بود – مجبور به ترک مدینه شد. در قافله ای که به سوی حجاز رهسپار بود، اهل و عیال امام مجتبی (علیه السلام) هم بودند. مکه، برای امام حسین (علیه السلام) امن نبود – که یزیدیان در زیر لباس‌های احرام، شمشیر بسته و قصد کشتن امام را داشتند – بنابراین بر اساس نامه دعوت کوفیان – که مسلم بن عقیل (علیه السلام) هم آن را تایید کرده‌بود – روز هشتم ذیحجه که حجاج، در تدارک رفتن به عرفات بودند، از مکه بیرون آمد.
کار کاروان سرگردان حسینی به کربلا کشید و در محاصره قرار گرفت تا شب عاشورا فرا رسید. اینک قاسم بن الحسن (علیه السلام)، سیزده ساله شده و در مدتی که پدرش را از دست داده بود، امام حسین (علیه السلام) چنان در تربیت قاسم کوشیده و با او انس داشت که او را ”یا بنیّ” – ای پسرکم – خطاب می-کرد.
ابوحمزه ثمالی (ره) می‌گوید، از حضرت زین العابدین (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود:
چون شب عاشورا فرا رسید، پدرم تمامی اصحاب و یاران خود را جمع کرد و به آن‌ها فرمود:
ای یاران و پیروان من، تاریکی شب را مرکب خود قرار داده و جان خود را نجات دهید که مطلوب این قوم ، جز من کسی نیست و …
پس از امتناع آنان، آن حضرت فرمود: همانا فردا من کشته می-شوم و همه کسانی که با من هستند، نیز کشته خواهند شد. و از شما احدی باقی نخواهد ماند …
قاسم ابن الحسن (علیه السلام) که در این جمع حاضر بود، مشتاقانه پرسید: آیا من هم کشته خواهم شد.
امام حسین (علیه السلام) با محبتی پدرانه به او فرمود: یا بنیّ، کیف الموت عندک
پسرم، مرگ در نزد تو چگونه است؟ و قاسم، بدون لحظه ای درنگ، پاسخ داد: یا عمّ احلی من العسل
عمو جان از عسل شیرین‌تر است.
امام حسین (علیه السلام) هم فرمود: عمویت فدایت شود آری والله، تو یکی از مردانی هستی که در رکاب من به شهادت خواهی رسید.
روز عاشورا ، پس از آن که نوبت به قاسم ابن الحسن رسید، در خیمه ها ولوله‌ای دیگر بود و میدان رفتن او تماشایی.

شهادت قاسم بن الحسن بن علی (ع)

سهيل سر زده گفتي مگر ز سمت يمن
رخ چو ماه تمام و قدي چو سرو چمن
نمود در بر خود پيرهن به شكل كفن
ز برج خيمه برآمد چو قاسم بن حسن
ز خيمگاه به ميدان كين روان گرديد
گرفت تيغ عدو سوز را به كف چون هلال

قاسم بن الحسين عليه السلام به عزم جهاد قدم به سوي معركه نهاد، چون حضرت سيدالشهداء عليه السلام نظرش بر فرزند برادر افتاد كه جان گرامي بر كف دست نهاده آهنگ ميدان كرده، بي‌تواني پيش شد و دست به گردن قاسم درآورد و او را در بر كشيد و هر دو تن چندان بگريستند كه در روايت وارد شده حَتّي غٌشِي عَلَيْهِما، پس قاسم گريست و دست و پاي عم خود را چندان بوسيد تا اذن حاصل نمود، پس جناب قاسم عليه السلام به ميدان آمد در حالي كه اشكش به صورت جاري بود و مي‌فرمود:

سِبْطِ النَّبِيّ الْمُصْطَفي الْمُؤْتَمِن
بَيْنَ اُناسٍ لاسُقُوا صَوْبَ المَزنِ
اِنْ تَنْكرُوٌني فَانَا اْبنُ الْحَسَنِ
هذا حُسَيْنٌ كَالْاَسيرالْمُرْتَهَن

پس كارزار سختي نمود و به آن صغر سن و خردسالي سي و پنج تن را به درك فرستاد. حميد بن مسلم گفته كه من در ميان لشكر عمر سعد بودم پسري ديدم كه به ميدان آمده گويا صورتش پاره ماه است و پيراهن و ازاري در برداشت و نعليني در پا داشت كه بند يكي از آنها گيسخته شده بود و من فراموش نمي‌كنم كه بند نعلين چپش بود، عمرو بن سعد ازدي گفت: به خدا سوگند كه من بر اين پسر حمله مي‌كنم و او را به قتل مي‌رسانم، گفتم سبحان الله اين چه اراده است كه نموده‌اي؟ اين جماعت كه دور او را احاطه كرده‌اند از براي كفايت امر او بس است ديگر ترا چه لازم است كه خود را در خون او شريك كني؟ گفت به خدا قسم كه از اين انديشه برنگردم، پس اسب برانگيخت و رو برنگردانيد تا آنگاه كه شمشيري بر فرق آن مظلوم زد و سر او شكافت پس قاسم به صورت بر روي زمين افتاد و فرياد برداشت كه يا عماه چون صداي قاسم به گوش حضرت امام حسين عليه السلام رسيد تعجيل كرد مانند عقابي كه از بلندي به زير آمد صفها را شكافت و مانند شير غضبناك حمله بر لشكر كرد تا به عمرو (لعين) قاتل جناب قاسم رسيد، پس تيغي حواله آن ملعون نمود، عمرو دست خود را پيش داد حضرت دست او را از مرفق جدا كرد پس آن ملعون صيحه عظيمي زد. لشكر كوفه جنبش كردند و حمله آوردند تا مگر عمرو را از چنگ امام عليه السلام بربايند همينكه هجوم آوردند بدن او پامال سم ستوران گشت و كشته شد. پس چون گرد و غبار معركه فرو نشست ديدند امام عليه السلام بالاي سر قاسم است و آن جوان در حال جان كندنست و پاي به زمين مي‌سايد و عزم پرواز به اعلي عليين دارد و حضرت مي‌فرمايد سوگند با خداي كه دشوار است بر عم تو كه او را بخواني و اجابت نتواند و اگر اجابت كند اعانت نتواند و اگر اعانت كند ترا سودي نبخشد، دور باشند از رحمت خدا جماعتي كه ترا كشتند. هذا يَوْم وَاللهِ كَثُرَواتِرُهُ وَ قَلَّ ناصِرُهُ.

آنگاه قاسم را از خاك برداشت و در بر كشيد و سينه او را به سينه خود چسبانيد و به سوي سراپرده روان گشت در حالي كه پاهاي قاسم در زمين كشيده مي‌شد. پس او را برد در نزد پسرش علي بن الحسين عليه السلام در ميان كشتگان اهلبيت خود جاي داد، آنگاه گفت بارالها تو آگاهي كه اين جماعت مار ا دعوت كردند كه ياري ما كنند اكنون دست از نصرت ما برداشته و با دشمن ما يار شدند، اي داور دادخواه اين جماعت را نابود ساز و ايشان را هلاك كن و پراكنده گردان و يكتن از ايشان را باقي مگذار، و مغفرت و آمرزش خود را هرگز شامل حال ايشان مگردان.

آنگاه فرمود اي عموزادگان من صبر نمائيد اي اهلبيت من شكيبائي كنيد و بدانيد بعد از اين روزخواري و خذلان هرگز نخواهيد ديد.

اعمال و وقایع روز ششم محرم

پنهان نباشد كه قصه دامادي جناب قاسم عليه السلام در كربلا و تزويج او فاطه بنت الحسين (ع) را صحت ندارد چه آنكه در كتب معتبره به نظر نرسيده و به علاوه آنكه حضرت امام حسين عليه السلام را دو دختر بوده چنانكه در كتب معتبره ذكر شده، يكي سكينه كه شيخ طبرسي فرمود: سيدالشهداء عليه السلام او را تزويج عبدالله كرده بود و پيش از آنكه زفاف حاصل شود عبدالله شهيد گرديد. و ديگر فاطمه كه زوجه حسن مثني بوده كه در كربلا حاضر بود چنانكه در احوال امام حسين عليه السلام به آن اشاره شده، و اگر استناداً به اخبار غير معتبره گفته شود كه جناب امام حسين عليه السلام را فاطمه ديگر بوده گوئيم كه او فاطمه صغري است و در مدينه بوده و او را نتوان با قاسم بن حسن عليهماالسلام بست و الله تعالي العالم.

شيخ اجل محدث متتبع ماهر ثقه الاسلام آقاي حاج ميرزا حسين نوري نور الله مرقده در كتاب لؤلؤ و مرجان فرموده و به مقتضاي تمام كتب معتمده سالفه مولفه در فن حديث و انساب و سير نتوان براي حضرت سيدالشهداء عليه السلام دختر قابل تزويج بي‌شوهري پيدا كرد كه اين قضيه قطع نظر از صحت و قسم آن به حسب نقل و قوعش ممكن باشد. اما قصه زبيده و شهربانو و قاسم ثاني در خاك ري و اطراف آن كه در السنه عوام دائر شده، پس از آن خيالات واهيه است كه بايد در پشت كتاب رموز حمزه و ساير كتابهاي معجوله نوشت، و شواهد كذب بودن آن بسيار است، و تمام علماي انساب متفقند كه قاسم بن الحسن (ع) عقب ندارد انتهي كلامع رفع مقامه.

بعضي از ارباب مقاتل گفته‌اند كه بعد از شهادت جناب قاسم عليه السلام بيرون شد به سوي ميدان عبدالله بن الحسن عليه السلام و رجز خواند:

ضْرغامُ اجامٍ وَ لَيْثٌ قَسْوَرَه
اَكيلُكُمْ بِالسًّيْفِ كَيْلَ السَّنْدَرَهِ
اِنْ تُنْكِرُوني فَانَا ابْنُ حَيْدَرَه
عَلَي الاَعادي مِثْلَ ريحٍ صَرْصَرَهٍ

و حمله كرد و چهارده تن را به خاك هلاك افكند، پس هاني بن ثبيت خضرمي بر وي تاخت و او را مقتول ساخت پس صورتش سياه گشت. و ابوالفرج گفته كه حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام فرموده كه حرمله بن كاهل اسدي او را به قتل رسانيد.

مؤلف گويد: كه مقتل عبدالله را در ضمن مقتل جناب امام حسين عليه السلام ايراد خواهيم كرد انشاء‌الله تعالي.

و ابوبكر بن الحسن (ع) كه مادرش ام ولد بوده و با جناب قاسم عليه السلام برادر پدر مادري بود، عبدالله بن عقبه غنوي او را به قتل رسانيد. و از حضرت باقر عليه السلام مرويست كه عقيه غنوي او را شهيد كرد،‌ و سليمان بن قته اشاره به او نمود در اين شعر:

وَ في اَسَدٍ اُخْري تُعَدُّو تُذْكَرُ
وَ عِنْدَ غَنِيّ قَطْرَه مِنْ دِمائِنا

 

 اعمال روز ششم ماه محرم

شیخ طوسى فرموده که مستحب است روزه دهه اول محرم و لکن روز عاشورا امساک نماید از طعام و شراب تا بعد از عصر آن وقت به قدر کمى تربت تناول نماید.

جمع‌بندی

روز ششم محرم، یکی از روزهای مهم و عبرت‌آموز دهه اول محرم است. در این روز، فشار بر کاروان امام حسین(ع) بیشتر شد، سپاه دشمن در کربلا گسترده‌تر گردید و حبیب بن مظاهر برای دعوت بنی‌اسد به یاری امام تلاش کرد. همچنین در برخی نقل‌ها، شدت گرفتن محدودیت آب و تلاش یاران امام برای آوردن آب، از وقایع مرتبط با این روز دانسته شده است.

از نظر معنوی، روز ششم محرم روز یاد وفاداری، بصیرت، مسئولیت‌پذیری و ثبات قدم است. خواندن زیارت عاشورا، ذکر صلوات، استغفار، دعا برای عاقبت‌به‌خیری، صدقه، تلاوت قرآن و شرکت در مجالس عزاداری از اعمال مناسب این روز است.

محرم فقط برای گریستن نیست؛ برای بیدار شدن است. روز ششم محرم به ما یاد می‌دهد که در لحظه‌های سخت، حق را تنها نگذاریم، در برابر مظلومیت بی‌تفاوت نباشیم و محبت امام حسین(ع) را از زبان به رفتار و از اشک به عمل تبدیل کنیم. 

همچنین بخوانید:

اعمال و وقایع شب اول دهه محرم

اعمال و وقایع روز دوم دهه محرم

اعمال و وقایع شب سوم محرم

اعمال و وقایع شب و روز چهارم محرم

اعمال و وقایع روز پنجم محرم

اعمال و وقایع شب هفتم محرم

اعمال و وقایع روز هشتم محرم

وقایع روز نهم محرم، روز تاسوعای حسینی

عکس پروفایل ماه محرم

متن شعر نوحه محرم

شعر کوتاه درباره امام حسین (ع)

جملات تسلیت ماه محرم

روز عاشورا چه روزی است؟

متن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه

سعید لک
نویسنده: سعید لک

مدیر روزانه، نویسنده، ویراستار و تهیه‌کننده محتوا در روزانه با بیش از ۱۷ سال سابقه فعالیت در زمینه تولید و ویرایش محتوای فارسی. تمرکز اصلی من تولید مطالب کاربردی، خوانا و قابل اعتماد در حوزه‌های سبک زندگی، متن و جملات، فرهنگ، سرگرمی، خانواده و موضوعات عمومی است. در روزانه تلاش می‌کنم محتواها با زبانی ساده، ساختاری منظم و بر اساس نیاز واقعی کاربران آماده شوند.