اعمال و وقایع شب و روز هشتم محرم؛ روز هشتم محرم بر امام حسین چه گذشت؟
روز هشتم ماه محرم یکی از روزهای سنگین و اندوهبار دهه اول محرم است؛ روزی که کاروان امام حسین(ع) در کربلا بیش از پیش با تشنگی، محاصره و فشار دشمن روبهرو شد. هرچه روزهای محرم به عاشورا نزدیکتر میشود، فضای کربلا غمانگیزتر و عبرتآموزتر میگردد. روز هشتم محرم نیز از همین روزهای پرمعناست؛ روزی که هم یاد عطش خیمهها را در دلها زنده میکند و هم انسان را به تأمل درباره انتخاب، وفاداری، دنیاطلبی و حقیقتجویی فرامیخواند.
در سنت عزاداری شیعیان، شب هشتم محرم معمولاً به حضرت علیاکبر(ع)، فرزند رشید امام حسین(ع)، اختصاص دارد. البته باید توجه داشت که این نامگذاریها بیشتر جنبه آیینی و روضهای دارند و برای نظمبخشی به مجالس عزاداری شکل گرفتهاند. شهادت حضرت علیاکبر(ع) در روز عاشورا رخ داد، اما یاد ایشان در شب هشتم، دلها را متوجه جوانی، ادب، شجاعت، شباهت به پیامبر(ص) و فداکاری در راه امام میکند.

روز هشتم محرم چه روزی است؟
روز هشتم محرم، در مسیر واقعه کربلا، روزی است که فشارها بر امام حسین(ع)، اهلبیت(ع) و یاران باوفای ایشان شدت بیشتری یافت. پس از آنکه در روز هفتم محرم آب بر کاروان امام حسین(ع) بسته شد، تشنگی در خیمهها بیشتر احساس میشد. کودکان، زنان و یاران امام در شرایطی سخت قرار گرفته بودند و دشمن از آب، این نعمت الهی و حق طبیعی انسان، بهعنوان ابزاری برای فشار استفاده میکرد.
در چنین فضایی، روز هشتم محرم یادآور اوج مظلومیت اهلبیت(ع) است. خیمههایی که در کنار فرات بودند، از آب محروم شدند و دشمن با قساوت، راه دسترسی کاروان به شریعه را بست. این رفتار، چهره واقعی سپاه ظلم را آشکارتر کرد؛ سپاهی که نهتنها در برابر فرزند پیامبر(ص) ایستاده بود، بلکه حتی به کودکان تشنه نیز رحم نمیکرد.
روز هشتم محرم، فقط روز مرور یک حادثه تاریخی نیست؛ روزی برای بیداری دل است. این روز از انسان میپرسد: اگر در برابر مظلومیت قرار بگیریم، چه میکنیم؟ اگر حقیقت تنها بماند، در کدام سو میایستیم؟ اگر دنیا و منفعت، ما را به سکوت دعوت کند، آیا باز هم صدای حق را میشنویم؟
شدت گرفتن تشنگی در خیمههای امام حسین(ع)
یکی از مهمترین محورهای روز هشتم محرم، مسئله تشنگی است. بسته شدن آب بر کاروان امام حسین(ع) از تلخترین و دردناکترین بخشهای واقعه کربلاست. تشنگی در کربلا فقط یک رنج جسمانی نبود؛ بلکه نمادی از مظلومیت، غربت و بیرحمی دشمنان اهلبیت(ع) شد.
در خیمههای امام حسین(ع)، کودکان و زنان نیز حضور داشتند. طبیعی بود که تشنگی برای آنان بسیار سختتر باشد. صدای العطش کودکان، دل اهلبیت(ع) را میسوزاند و یاران امام را بیقرار میکرد. دشمن، با بستن آب، میخواست فشار روانی و جسمی کاروان را بیشتر کند؛ اما همین ظلم آشکار، حقانیت امام حسین(ع) و بیرحمی مخالفان ایشان را برای همیشه در تاریخ روشنتر ساخت.
روز هشتم محرم، روزی است که انسان باید درباره ارزش آب، نعمتهای ساده زندگی و مسئولیت خود در برابر رنج دیگران فکر کند. کسی که برای عطش کربلا اشک میریزد، باید نسبت به تشنگی، گرسنگی و درد انسانهای اطراف خود نیز بیتفاوت نباشد. محرم، فقط ماه گریه نیست؛ ماه تبدیل اشک به مهربانی، بیداری و عمل صالح است.
گفتوگوی امام حسین(ع) با عمر بن سعد
در برخی گزارشهای روزشمار محرم آمده است که در روز هشتم، امام حسین(ع) از یکی از یاران خود خواستند تا پیامی برای عمر بن سعد ببرد و زمینه گفتوگو میان دو طرف فراهم شود. هدف امام حسین(ع) از چنین گفتوگوهایی، روشن کردن حقیقت، اتمام حجت و باز کردن راه بازگشت برای کسانی بود که هنوز میتوانستند از مسیر باطل فاصله بگیرند.
این بخش از وقایع کربلا بسیار عبرتآموز است. امام حسین(ع) حتی در شرایط محاصره، تشنگی و فشار، از هدایت انسانها ناامید نبودند. ایشان میخواستند عمر بن سعد را متوجه عاقبت کارش کنند؛ عاقبتی که با ایستادن در برابر فرزند پیامبر(ص)، به تباهی و بدنامی ابدی ختم میشد.
عمر بن سعد نمونهای از انسانهایی است که حق را میشناسند، اما اسیر دنیا میشوند. او میدانست امام حسین(ع) چه جایگاهی دارد، اما امید به حکومت ری و ترس از دست دادن موقعیت، او را در مسیر غلط نگه داشت. روز هشتم محرم از این جهت، روز تفکر درباره خطر دنیاطلبی است؛ اینکه انسان گاهی حقیقت را میبیند، اما به خاطر مال، مقام، ترس یا تعلقات دنیایی، از آن فاصله میگیرد.

روز هشتم محرم و درس اتمام حجت
یکی از پیامهای مهم روز هشتم محرم، اتمام حجت است. امام حسین(ع) در طول مسیر کربلا بارها حقیقت را بیان کردند. ایشان نه برای جنگطلبی آمده بودند، نه برای قدرتطلبی؛ هدف قیام امام، احیای دین، اصلاح امت، مبارزه با ظلم و زنده نگه داشتن امر به معروف و نهی از منکر بود.
گفتوگو با دشمن، در چنین فضایی، نشاندهنده بزرگواری و منطق امام حسین(ع) است. امام میخواستند حتی کسانی که در سپاه دشمن بودند، فرصت فکر کردن و بازگشت داشته باشند. این رفتار، تفاوت جبهه حق و باطل را نشان میدهد. جبهه باطل با تهدید، تشنگی و محاصره پیش میرفت؛ اما امام حسین(ع) با منطق، نصیحت، عزت و روشنگری سخن میگفتند.
برای زندگی امروز ما نیز این موضوع پیام بزرگی دارد. گاهی انسان باید پیش از قضاوت، پیش از قطع رابطه، پیش از دشمنی و پیش از تصمیمهای سخت، راه گفتوگو و روشنگری را امتحان کند. البته امام حسین(ع) هیچگاه عزت خود را با سازش با ظلم معامله نکردند؛ گفتوگوی ایشان از موضع ضعف نبود، بلکه از موضع حق، رحمت و اتمام حجت بود.
شب هشتم محرم به نام چه کسی است؟
در فرهنگ عزاداری بسیاری از مناطق ایران، شب هشتم محرم به حضرت علیاکبر(ع) اختصاص دارد. حضرت علیاکبر(ع)، فرزند امام حسین(ع)، از برجستهترین چهرههای کربلاست. ایشان به شجاعت، ادب، ایمان، وفاداری و شباهت فراوان به پیامبر اکرم(ص) شناخته میشود.
یاد حضرت علیاکبر(ع) در شب هشتم، فضای مجالس عزاداری را سرشار از اندوهی عمیق و در عین حال حماسی میکند. علیاکبر(ع) نماد جوانی مؤمن، آگاه و فداکار است؛ جوانی که میتوانست زندگی دنیایی پیش روی خود داشته باشد، اما راه دفاع از حق و همراهی با امام زمان خود را برگزید.
نکته مهم این است که اختصاص شب هشتم به حضرت علیاکبر(ع)، بیشتر یک سنت روضهخوانی است. شهادت آن حضرت در روز عاشورا رخ داد. اما چون دهه اول محرم در فرهنگ شیعه، فرصتی برای یاد کردن از شخصیتهای مختلف کربلاست، شب هشتم با نام ایشان شناخته میشود تا دلها با جوان رشید سیدالشهدا(ع) پیوند بخورد.
حضرت علیاکبر(ع)؛ جوانی شبیه پیامبر(ص)
حضرت علیاکبر(ع) در منابع تاریخی و روایی بهعنوان شبیهترین مردم به پیامبر اکرم(ص) در چهره، اخلاق و گفتار معرفی شده است. همین ویژگی، جایگاه ایشان را در دل اهلبیت(ع) بسیار خاص میکرد. وقتی اهلبیت(ع) دلتنگ پیامبر(ص) میشدند، نگاه به علیاکبر(ع) یاد رسول خدا(ص) را در دلشان زنده میکرد.
تصور اینکه امام حسین(ع) در روز عاشورا فرزندی را به میدان فرستادند که شبیهترین مردم به پیامبر(ص) بود، دل هر انسان آزادهای را میلرزاند. علیاکبر(ع) فقط فرزند امام نبود؛ آیینهای از اخلاق نبوی و جوانی پاک بود. او به میدان رفت تا نشان دهد جوانی، اگر با ایمان و معرفت همراه شود، میتواند به بلندترین قلههای انسانیت برسد.
شب هشتم محرم فرصتی است برای جوانان که در شخصیت حضرت علیاکبر(ع) تأمل کنند. او الگویی است برای نسلی که میخواهد میان ایمان، ادب، شجاعت و مسئولیتپذیری جمع کند. محبت به علیاکبر(ع) فقط در گریه بر مصیبت او خلاصه نمیشود؛ بلکه باید در تلاش برای پاکی، احترام به خانواده، وفاداری به حق و انتخاب درست در لحظههای سخت دیده شود.
اعمال شب هشتم محرم
برای شب هشتم محرم، در منابع مشهور دعایی، عمل اختصاصی قطعی و عمومی مانند برخی مناسبتهای خاص نقل نشده است. بنابراین بهتر است اعمال این شب را در چارچوب اعمال عمومی محرم و دهه اول آن بیان کنیم. مهمترین اعمال شب هشتم، شرکت در مجلس عزای امام حسین(ع)، خواندن زیارت عاشورا، ذکر صلوات، استغفار، دعا برای عاقبتبهخیری و توسل به حضرت علیاکبر(ع) است.
در این شب، خوب است انسان دقایقی با خود خلوت کند و درباره جوانی، انتخاب، وفاداری و مسئولیت فکر کند. یاد حضرت علیاکبر(ع) فقط روضه نیست؛ یک دعوت معنوی است. این یاد به ما میگوید که جوانی سرمایهای بزرگ است و اگر در مسیر خدا، اخلاق و حقیقت قرار گیرد، میتواند جاودانه شود.
همچنین در شب هشتم، دعا برای جوانان بسیار مناسب است؛ دعا برای پاکی دل، دوری از گناه، انتخاب مسیر درست، موفقیت در زندگی، حفظ ایمان و عاقبتبهخیری. خانوادهها میتوانند در این شب به نیت حضرت علیاکبر(ع)، برای فرزندان خود دعا کنند و از خدا بخواهند آنان را در مسیر نور، اخلاق و سلامت روحی قرار دهد.
اعمال روز هشتم محرم
روز هشتم محرم نیز مانند دیگر روزهای دهه اول، زمان مناسبی برای عبادت، دعا و عزاداری است. از اعمال مناسب این روز میتوان به خواندن زیارت عاشورا، تلاوت قرآن، ذکر صلوات، استغفار، صدقه دادن، نذر آب، کمک به نیازمندان، شرکت در مجلس عزاداری و دعا برای فرج امام زمان(عج) اشاره کرد.
از آنجا که روز هشتم با یاد عطش و فشار بر خیمههای امام حسین(ع) همراه است، نذر آب در این روز معنایی ویژه دارد. توزیع آب میان عزاداران، کمک به تأمین آب برای نیازمندان یا حتی انجام یک کار خیر کوچک به نیت رفع تشنگی و گرفتاری بندگان خدا، میتواند رنگ و بوی حسینی داشته باشد.
البته اصل در همه این اعمال، اخلاص است. در محرم، ظاهر کارها مهم است، اما نیت و اثر آن بر دل انسان مهمتر است. اگر کسی صدقه بدهد اما دلش نسبت به مردم مهربانتر نشود، اگر عزاداری کند اما اخلاقش تغییر نکند، هنوز پیام کامل محرم را دریافت نکرده است. اعمال روز هشتم باید دل انسان را به وفاداری، مهربانی، بصیرت و دوری از دنیاطلبی نزدیکتر کند.
زیارت عاشورا در شب و روز هشتم محرم
زیارت عاشورا از مهمترین و شناختهشدهترین زیارتهای مربوط به امام حسین(ع) است و خواندن آن در تمام روزهای محرم، بهویژه دهه اول، بسیار مناسب است. زیارت عاشورا فقط یک متن سوگواری نیست؛ بلکه اعلام موضع انسان در برابر حق و باطل است.
در روز هشتم محرم، هنگام خواندن زیارت عاشورا، میتوان به چند نکته توجه کرد: تشنگی خیمهها، مظلومیت کودکان، وفاداری یاران، دنیاطلبی عمر بن سعد و عظمت جوانی مانند علیاکبر(ع). این زیارت به انسان یادآوری میکند که عاشورا فقط یک حادثه در گذشته نیست؛ معیاری برای زندگی امروز ماست.
اگر فرصت خواندن کامل زیارت عاشورا وجود ندارد، میتوان با یک سلام کوتاه دل را متوجه کربلا کرد:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِالله»
همین سلام کوتاه، اگر از دل برآید، میتواند انسان را از غفلت بیرون بیاورد و او را به یاد پیام سیدالشهدا(ع) بیندازد.
ذکرها و دعاهای مناسب شب و روز هشتم محرم
در شب و روز هشتم محرم، ذکرهایی مناسباند که انسان را به یاد امام حسین(ع)، حضرت علیاکبر(ع)، عطش کربلا و وفاداری اهلبیت(ع) بیندازند. از جمله:
«یا حسین»
«یا علیاکبر بن الحسین»
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»
«اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّی وَ اَتوبُ اِلَیْهِ»
«رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا»
همچنین میتوان در شب هشتم چنین دعا کرد:
«خدایا! به حق امام حسین(ع) و به جوان رشید کربلا، حضرت علیاکبر(ع)، جوانان ما را در مسیر ایمان، پاکی، ادب و شجاعت قرار بده. دل ما را از دنیاطلبی، ترس، غفلت و بیوفایی دور کن. به ما توفیق بده در لحظههای سخت، حق را تنها نگذاریم و محبت اهلبیت(ع) را در رفتار و زندگی خود نشان دهیم.»
این دعا با حال و هوای شب هشتم محرم هماهنگ است؛ زیرا این شب، شب یاد جوانی است که همه هستی خود را در راه امام و حقیقت تقدیم کرد.
روز هشتم محرم و درس جوانمردی
یکی از مهمترین درسهای روز و شب هشتم محرم، جوانمردی است. حضرت علیاکبر(ع) نماد جوانمردی در کربلاست. او فقط شجاع نبود؛ باادب، آگاه، وفادار و اهل معرفت بود. جوانمردی او در این بود که حق را شناخت و در لحظه امتحان، راه آسان را انتخاب نکرد.
در زندگی امروز، جوانمردی فقط به میدان جنگ مربوط نیست. جوانمردی یعنی انسان در برابر حق صادق باشد، به خانواده احترام بگذارد، دل کسی را نشکند، در برابر ظلم بیتفاوت نباشد، از گناه دوری کند و اگر اشتباه کرد، شجاعت بازگشت داشته باشد.
شب هشتم محرم میتواند فرصتی باشد برای اینکه جوانان از خود بپرسند: من در مسیر زندگی خود چه الگویی دارم؟ آیا شجاعت انتخاب درست را دارم؟ آیا میتوانم در برابر وسوسهها بایستم؟ آیا محبت امام حسین(ع) و حضرت علیاکبر(ع) در رفتار من دیده میشود؟
روز هشتم محرم و هشدار درباره دنیاطلبی
در کنار یاد حضرت علیاکبر(ع)، روز هشتم محرم ما را به یاد عمر بن سعد و انتخاب تلخ او نیز میاندازد. عمر بن سعد در برابر یک امتحان بزرگ قرار گرفت. او میدانست امام حسین(ع) چه جایگاهی دارد، اما دنیاطلبی، ترس و طمع، چشم او را بر حقیقت بست.
این بخش از واقعه کربلا برای همه زمانها هشدار است. انسان ممکن است حق را بشناسد، اما به خاطر موقعیت، مال، مقام، آبرو یا ترس از دست دادن منافع، از حق فاصله بگیرد. خطر دنیاطلبی همین است؛ آرامآرام دل را از حقیقت جدا میکند و انسان را به جایی میرساند که شاید هرگز تصورش را نمیکرد.
روز هشتم محرم به ما یاد میدهد که باید مراقب دل خود باشیم. اگر محبت دنیا در دل انسان بیش از حد ریشه بدواند، ممکن است در لحظه امتحان، حق را فدای منفعت کند. دعا، استغفار، صدقه، خدمت به مردم و یاد مرگ، راههایی برای زنده نگه داشتن دل و دور شدن از این خطر است.
نذر آب و کمک به نیازمندان در روز هشتم محرم
از اعمال زیبای روز هشتم محرم، نذر آب و کمک به نیازمندان است. چون این روز با یاد تشنگی خیمهها همراه است، توزیع آب میان عزاداران یا انجام کار خیری مرتبط با رفع نیاز مردم، معنای خاصی دارد. البته نذر آب فقط یک نماد نیست؛ میتواند تمرینی برای توجه بیشتر به نعمتها و نیازهای دیگران باشد.
کسی که برای عطش کربلا اشک میریزد، باید در حد توان خود نسبت به رنج انسانهای اطرافش حساس باشد. کمک به یک خانواده نیازمند، خرید دارو برای بیماری ناتوان، تهیه غذا برای کسی که توان مالی ندارد یا حتی مهربانی با یک انسان غمگین، همه میتواند جلوهای از عزاداری حسینی باشد.
محرم وقتی در زندگی اثر میگذارد که اشک را به اخلاق تبدیل کند. روز هشتم محرم، با یاد عطش و جوانمردی، فرصتی است برای تمرین مهربانی، سخاوت و مسئولیتپذیری.
پیام روز هشتم محرم برای زندگی امروز
روز هشتم محرم چند پیام مهم برای زندگی امروز دارد. نخستین پیام آن، توجه به مظلومیت است. خیمههای تشنه کربلا به ما یاد میدهند که در برابر رنج انسانها بیتفاوت نباشیم.
پیام دوم، اهمیت انتخاب درست است. عمر بن سعد با یک انتخاب غلط، نام خود را در تاریخ تباه کرد؛ اما علیاکبر(ع) با انتخابی الهی، برای همیشه به الگوی جوانان مؤمن تبدیل شد.
پیام سوم، ارزش جوانی است. شب هشتم محرم به ما یادآوری میکند که جوانی اگر با ایمان، ادب و معرفت همراه شود، میتواند سرچشمه عزت و سربلندی باشد.
پیام چهارم، خطر دنیاطلبی است. هیچکس یکباره سقوط نمیکند؛ دل انسان آرامآرام با طمع، ترس و غفلت از حقیقت فاصله میگیرد. محرم آمده است تا دل را بیدار کند و انسان را از این غفلت نجات دهد.
پیام پنجم، پیوند اشک و عمل است. عزاداری برای امام حسین(ع) باید انسان را مهربانتر، صادقتر، شجاعتر و مسئولتر کند. اگر محرم در اخلاق و رفتار ما اثر بگذارد، آنگاه عزاداری ما به حقیقت خود نزدیکتر شده است.
وقایع روز هشتم ماه محرم
در هشتمین روز از دهه محرم سال 61 هجری قمری آب مانند طلای نایابی در خیمه های سید الشهداء (ع) شد. خوارزمی “در مقتل الحسین” و خیابانی “در وقایع الایام” نوشتهاند كه در روز هشتم محرم امام حسین علیهالسلام و اصحابش از تشنگی سخت آزرده خاطر شده بودند؛ بنابراین امام علیهالسلام كلنگی برداشت و در پشت خیمهها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را كَند، آبی گوارا بیرون آمد و همه نوشیدند و مشكها را پر كردند، سپس آن آب ناپدید شد و دیگر نشانی از آن دیده نشد.
هنگامی كه خبر این ماجرا به عبیداللّه بن زیاد رسید، پیكی نزد عمر بن سعد فرستاد كه: به من خبر رسیده است كه حسین چاه میكَند و آب بدست میآورد. به محض اینكه این نامه به تو رسید، بیش از پیش مراقبت كن كه دست آنها به آب نرسد و كار را بر حسین علیهالسلام و یارانش سخت بگیر. عمر بن سعد دستور وی را عمل نمود.
در این روز “یزید بن حصین همدانی” از امام علیهالسلام اجازه گرفت تا با عمر بن سعد گفتگو كند. حضرت اجازه داد و او بدون آنكه سلام كند بر عمر بن سعد وارد شد؛ عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه چیز تو را از سلام كردن به من بازداشته است؟ مگر من مسلمان نیستم؟ گفت: اگر تو خود را مسلمان میپنداری پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به كشتن آنها گرفتهای و آب فرات را كه حتی حیوانات این وادی از آن مینوشند از آنان مضایقه میكنی؟
عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من میدانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است، من در لحظات حسّاسی قرار گرفتهام و نمیدانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم، حكومتی كه در اشتیاقش میسوزم؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، در حالی كه میدانم كیفر این كار، آتش است؟ ای مرد همدانی! حكومت ری به منزله نور چشمان من است و من در خود نمیبینم كه بتوانم از آن گذشت كنم.
یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام علیهالسلام رساند و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند.
امام علیهالسلام مردی از یاران خود بنام “عمرو بن قرظة” را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند.
شب هنگام امام حسین علیهالسلام با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند. امام حسین علیهالسلام به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود “عباس” و فرزندش “علی اكبر” را نزد خود نگاه داشت. عمر بن سعد نیز فرزندش “حفص” و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد.
در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام علیهالسلام كه فرمود: آیا میخواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد. یك بار گفت: میترسم خانهام را خراب كنند! امام علیهالسلام فرمود: من خانهات را میسازم. ابن سعد گفت: میترسم اموال و املاكم را بگیرند! فرمود: من بهتر از آن را به تو خواهم داد، از اموالی كه در حجاز دارم. عمر بن سعد گفت: من در كوفه بر جان افراد خانوادهام از خشم ابن زیاد بیمناكم و میترسم آنها را از دم شمشیر بگذراند. حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمیگردد، از جای برخاست در حالی كه میفرمود: تو را چه میشود؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند! من میدانم كه از گندم عراق نخواهی خورد! ابن سعد با تمسخر گفت: جو ما را بس است.
پس از این ماجرا، عمر بن سعد نامهای به عبیداللّه نوشت و ضمن آن پیشنهاد كرد كه حسین علیهالسلام را رها كنند؛ چرا كه خودش گفته است كه یا به حجاز برمی گردم یا به مملكت دیگری می روم. عبیداللّه در حضور یاران خود نامه ابن سعد را خواند، “شمر بن ذی الجوشن” سخت برآشفت و نگذاشت عبیداللّه با پیشنهاد عمر بن سعد موافقت كند.
تشنگی و نایاب شدن آب
“خوارزمی” در مقتل الحسین و “خیابانی” در وقایع الایام نوشته اند که در روز هشتم محرم امام حسین علیهالسلام و اصحابش از تشنگی سخت آزرده خاطر شده بودند؛ بنابراین امام علیهالسلام کلنگی برداشت و در پشت خیمه ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را کَند، آبی گوارا بیرون آمد و همه نوشیدند و مشک ها را پر کردند سپس آن آب ناپدید شد و دیگر نشانی از آن دیده نشد.
هنگامی که خبر این ماجرا به عبیداللّه بن زیاد رسید، پیکی نزد عمر بن سعد فرستاد که: به من خبر رسیده است که حسین چاه میکَند و آب به دست میآورد. به محض اینکه این نامه به تو رسید، بیش از پیش مراقبت کن که دست آنها به آب نرسد و کار را بر حسین علیهالسلام و یارانش سخت بگیر. عمر بن سعد دستور وی را عمل نمود.
حضرت علی اکبر
شب هشتم محرم اختصاص دارد به فرزند بزرگ امام حسین (ع) که شبیه ترین فرد به پیامبر اکرم (ص) بود، کسی همیشه پدر را به یاد حضرت پیامبر می انداخت.
علی اکبر نخستین فردی بود که از بنی هاشم به میدان رفت. او که نزدیک ترین فرد به امام(ع) بود، چون غربت پدر را در میان خیل گرگ های خون آشام کوفه و شام می بیند، از همه یاران و افراد خاندان پیشی می گیرد و خود را در راه آرمانی فدا می کند. او گام به میدان می نهد تا حجت را تمام کند و شوق رسیدن به فیض شهادت را در دل یاران حسین(ع) قوت بخشد. تنها بدن حضرت علی اکبر بود که در کربلا تکه تکه شد و معروف است که بدن آن حضرت را جوانان بنی هاشم به عبا به خیمه ها بردند، علی اکبر(ع) الگوی سبقت گرفتن در شهادت است.
مرثیه ای بر حضرت علی اکبر (ع)
جمالش مثال جمال پیغمبر (صلی الله علیه و آله) بود.
از همین رو هر موقع که در مدینه بنی هاشم و اهل بیت (ع) دلشان برای پیغمبر (صلی الله علیه و آله) تنگ می شد ، به قامت حضرت علی اکبر (علیه السلام) نگاه می کردند .
باباجان ! اجازه اعزام به میدان می خواهم .
همین که علی اکبر به سمت میدان حرکت کرد ، ابی عبدالله (علیه السلام) از خود بیخود شده و دنبال فرزندش به راه افتاد ، محاسن مبارکش را در درست گرفت و شروع به خواندن آیه انبیاء نمود : «انَّ الله اصطفی آدمَ و نوحاً و آل ابراهیمً و آل عمران ….»
علی اکبر (ع) وارد میدان نبرد شد و رجزی خواند .
پس از مدتی مبارزه با دشمن ، تشنگی بر او غلبه کرد .
به سمت بابا برگشت عرض کرد :
عطش بر من غلبه کرد … و این لباس که بر تن دارم بر من سنگینی می کند . همین که گفت بابا من تشنه هستم ، امام (ع) فرمود : زبانت را بیرون بیاور .
پس از این ماجرا بار دیگر به میدان برگشت .
همچنان که علی اکبر (ع) مانند حیدر کرار می جنگید ، از پشت نیزه ای بر پهلوی مبارک او وارد کرد . دست هایش را به طرف گردن اسب انداخت .
دستها را دور و گردن اسب قرار داد یعنی اینکه مرا از مهلکه بیرون ببر . خون جلو چشم اسب را گرفت . به عوض اینکه راکب خویش را به سوی خیمه گاه بیاورد ، به سوی وسط لشکر دشمن برد و …
دیدار یزید بن حصین همدانى با عمر بن سعد
چون تحمل عطش خصوصاً برای کودکان دیگر امکان پذیر نبود، مردی از یاران امام حسین (علیه السلام) به نام یزید بن حصین همدانی که در زهد و عبادت معروف بود، به امام گفت: به من اجازه بده تا نزد عمر بن سعد رفته و با او در مورد آب مذاکره کنم شاید از این تصمیم برگردد.
امام (علیه السلام) فرمود: اختیار با توست.
او به خیمه عمر بن سعد وارد شد، بدون آنکه سلام کند.
عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی چه عاملی تو را از سلام کردن به من بازداشت؟ مگر من مسلمان نیستم و خدا و رسول او را نمی شناسم؟
آن مرد همدانی گفت: اگر خود را مسلمان می پنداری، پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به کشتن آنها گرفته ای و آب فرات را که حتی حیوانات این وادی از آن می نوشند، از آن مضایقه می کنی و اجازه نمی دهی تا آنان نیز از این آب بنوشند، حتی اگر جان بر سر عطش بگذارند؟ و گمان می کنی که خدا و رسول او را می شناسی؟
عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی من میدانم که آزار کردن این خاندان حرام است اما عبیدالله مرا به این کار واداشته است و من در لحظات حساس قرار گرفته ام و نمی دانم باید چه کنم؟ آیا حکومت ری را رها کنم، حکومتی که در اشتیاق آن می سوزم؟ و یا اینکه دستانم به خون حسین آلوده گردد در حالی که می دانم کیفر این کار آتش است، ولی حکومت ری به منزله نور چشم من است. ای مرد همدانی در خودم این گذشت و فداکاری را که بتوانم از حکومت ری چشم بپوشم نمی بینم.
یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام رسانید و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است که شما را برای رسیدن به حکومت ری به قتل رساند.
ملاقات امام حسین (علیه السلام) با عمر بن سعد
امام حسین (علیه السلام) مردی از یاران خود به نام عمرو بن قرظه انصاری را نزد عمر بن سعد فرستاد و از او خواست که شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند، عمر سعد نیز پذیرفت. شب هنگام امام حسین (علیه السلام) با 20 نفر از یارانش و عمر بن سعد با 20 نفر از سپاهیانش در محل موعود حضور یافتند.
امام حسین (علیه السلام) به همراهان خود دستورداد تا برگردند و فقط برادر خود حضرت عباس بن علی (علیه السلام) و فرزندش حضرت علی اکبر (علیه السلام) را در نزد خود نگاه داشت و همین طور عمر بن سعد نیز به جز فرزندش حفص و غلامش به بقیه همراهان دستور بازگشت داد.
ابتدا امام حسین (علیه السلام) آغاز سخن کرد و فرمود:
ای پسر سعد آیا با من مقاتله می کنی و از خدایی که بازگشت تو بسوی اوست، هراسی نداری؟ من فرزند کسی هستم که تو بهتر می دانی. آیا تو این گروه را رها نمی کنی تا با ما باشی؟ و این موجب نزدیکی توبه خداست.
عمر بن سعد گفت: اگر از این گروه جدا شوم، می ترسم که خانه ام را خراب کنند.
امام حسین (علیه السلام) فرمود: من برای تو خانه ات را می سازم.
عمر بن سعد گفت: من بیمناکم که املاکم را از من بگیرند.
امام فرمود: من بهتر از آن به تو خواهم داد، از اموالی که در حجاز دارم.
عمر بن سعد گفت: من در کوفه بر جان خانواده ام از خشم ابن زیاد بیمناکم و می ترسم که آنها را از دم شمشیر گذراند.
امام حسین (علیه السلام) هنگامی که مشاهده کرد عمر بن سعد از تصمیم خود بازنمی گردد، از جای برخاست در حالی که می فرمود: تو را چه می شود؟ خداوند جان تو را بهزودی در بستر بگیرد و تو را در روز قیامت نیامرزد، به خدا سوگند من می دانم از گندم عراق جز به مقداری اندک نخوری.
عمر بن سعد با تمسخر گفت: جو ما را بس است!
جمعبندی
شب و روز هشتم محرم، از روزهای مهم و پرمعنای دهه اول محرم است. در روز هشتم، تشنگی در خیمههای امام حسین(ع) شدت بیشتری یافت و فشار دشمن بر کاروان حسینی ادامه پیدا کرد. در برخی گزارشها، گفتوگوی امام حسین(ع) با عمر بن سعد نیز به این روز نسبت داده شده است؛ گفتوگویی که نشانه اتمام حجت، روشنگری و تلاش امام برای نجات انسانها از دام دنیاطلبی بود.
شب هشتم محرم در سنت عزاداری شیعیان، معمولاً با یاد حضرت علیاکبر(ع) برگزار میشود؛ جوان رشید امام حسین(ع) که به شجاعت، ادب، وفاداری و شباهت به پیامبر اکرم(ص) شناخته میشود. هرچند شهادت ایشان در روز عاشورا رخ داد، اما یاد او در شب هشتم، دلها را به سوی جوانمردی، ایمان و انتخاب درست میبرد.
خواندن زیارت عاشورا، ذکر صلوات، استغفار، دعا برای جوانان، نذر آب، صدقه، کمک به نیازمندان و شرکت در مجالس عزاداری از اعمال مناسب شب و روز هشتم محرم است. اما مهمتر از همه، فهم پیام این روز است: حق را تنها نگذاریم، جوانی را در مسیر پاکی و حقیقت به کار بگیریم، از دنیاطلبی دوری کنیم و محبت امام حسین(ع) را در زندگی خود نشان دهیم.
روز هشتم محرم، روز عطش، جوانمردی و انتخاب است؛ روزی که دل انسان را میان دو تصویر قرار میدهد: یک سو علیاکبر(ع)، جوانی که همه هستی خود را فدای حق کرد؛ و سوی دیگر عمر بن سعد، مردی که حقیقت را شناخت اما دنیا را بر آخرت ترجیح داد. انتخاب ما در زندگی، نشان میدهد که از کدام تصویر درس گرفتهایم.
همچنین بخوایند:
اعمال و وقایع روز دوم دهه محرم
اعمال و وقایع شب و روز چهارم محرم
وقایع روز نهم محرم، روز تاسوعای حسینی












