شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دانم اکنون از آن خانه دور شادی زندگی پر گرفته …
شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه بخوانید. فروغ فرخزاد به عنوان یکی از پیشگامان ادبیات زنانه در ایران شناخته میشود. او با شجاعت به موضوعات مربوط به زنان، عشق، هویت و آزادیهای فردی پرداخت. اشعار او نه تنها از جنبههای عاطفی بلکه از منظر اجتماعی نیز قابل توجه است و به چالشهای زنان در جامعه سنتی ایران میپردازد. همچنین شعر شماره ۳۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ از بیم و امید عشق رنجورم آرامش جاودانه می خواهم … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۷
دانم اکنون از آن خانه دور
شادی زندگی پر گرفته
دانم اکنون که طفلی به زاری
ماتم از هجر مادر گرفته
هر زمان می دود در خیالم
نقشی از بستری خالی و سرد
نقش دستی که کاویده نومید
بینم آنجا کنار بخاری
سایه قامتی سست و لرزان
سایه بازوانی که گویی
زندگی را رها کرده آسان
دورتر کودکی خفته غمگین
در بر دایه خسته و پیر
بر سر نقش گلهای قالی
سرنگون گشته فنجانی از شیر
پنجره باز
و در سایه آن
رنگ گلها به زردی کشیده
پرده افتاده بر شانه در
آب گلدان به آخر رسیده
گربه با دیده ای سرد و بی نور
نرم و سنگین قدم میگذارد
شمع در آخرین شعله خویش
ره به سوی عدم میسپارد
دانم اکنون کز آن خانه دور
شادی زندگی پر گرفته
دانم اکنون که طفلی
به زاری
ماتم از هجر مادر گرفته
لیک من خسته جان و پریشان
می سپارم ره آرزو را
بار من شعر و دلدار من شعر
می روم تا بدست آرم او را
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۵ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه ی زر …
تفسیر این شعر

این شعر به احساساتی عمیق و غمانگیز دربارهی دوری از خانه و فقدان میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، به بیان اندوه و حسرت خود میپردازد. حالا بیایید به زبان سادهتر توضیح دهیم:
1. دوری از خانه: شاعر میگوید که اکنون از خانهای که زمانی شاد بوده، دور است. این دوری باعث شده که زندگیاش پر از غم و اندوه شود.
2. کودکی در زاری: او به کودکی اشاره میکند که به خاطر جدایی از مادرش، در حال گریه و زاری است. این تصویر نشاندهندهی غم و ماتمی است که بر اثر فقدان مادر به وجود آمده.
3. تصویر خیالی: شاعر هر بار که به یاد آن خانه میافتد، تصویری از یک بستر خالی و سرد در ذهنش نقش میبندد. این بستر نماد تنهایی و فقدان است.
4. سایهها و احساسات: او سایههایی را توصیف میکند که نشاندهندهی افرادی هستند که دیگر زندگی را رها کردهاند. سایهها نشاندهندهی ضعف و ناامیدی هستند.
5. کودکی خوابیده: در دوردست، کودکی غمگین خوابیده است و در آغوش دایهای خسته و پیر است. این تصویر نشاندهندهی حسرت و اندوه در زندگی است.
6. فضای خانه: شاعر به جزئیات خانه اشاره میکند، مانند پنجرهای که باز است و رنگ گلها که به زردی رفته، پردهای که بر شانه در افتاده و آب گلدانی که به پایان رسیده است. این جزئیات حس خالی بودن و عدم زندگی را منتقل میکند.
7. گربه: گربهای با نگاهی سرد و بینور در خانه قدم میزند، که نشانهای از سکوت و سردی فضاست.
8. شمع در حال خاموشی: شمعی که در حال خاموش شدن است، نماد پایان زندگی یا امید است. این تصویر نشاندهندهی نزدیک شدن به عدم یا تاریکی است.
9. آرزوی شاعر: در پایان، شاعر بیان میکند که با وجود همهی این اندوهها و خستگیها، هنوز هم امیدوار است و به دنبال آرزوهایش میرود. او شعر را به عنوان بار خود و دلدارش معرفی میکند و میگوید که میرود تا آن را به دست آورد.
نتیجهگیری:
این شعر به ما احساسات عمیق انسانی را نشان میدهد؛ احساساتی مانند غم، فقدان، تنهایی و امید. شاعر با تصویرسازیهای زیبا، ما را به دنیای خود میبرد و احساساتی را منتقل میکند که بسیاری از ما ممکن است تجربه کرده باشیم.
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ از من رمیده یی و من ساده دل هنوز …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۳ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ طفلی غنوده در بر من بیمار با گونه های …










