شعر شماره ۳۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ در هوای دوگانگی تازگی چهره ها پژمرد …
شعر شماره ۳۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه بخوانید. سپهری با استفاده از تصاویر زیبا و خیالانگیز، احساسات و اندیشههای خود را به تصویر میکشد. او از تشبیهات و استعارهها به طور مؤثر استفاده میکند تا عمق احساساتش را منتقل کند. همچنین شعر شماره ۳۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ کنار مشتی خاک در دوردست خودم تنها نشسته ام … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۱
در هوای دوگانگی تازگی چهره ها پژمرد
بیایید از سایه روشن برویم
بر لب شبنم بایستیم در برگ فرود آییم
و اگر جا پایی دیدیم مسافر کهن را از
پی برویم
برگردیم و نهراسیم درایوان آن روزگاران نوشابه جادو سر کشیم
شب بوی ترانه ببوییم چهره خود گم کنیم
از روزن آن سوها بنگریم در به نوازش خطر بگشاییم
خود روی دلهره پرپر کنیم
نیاویزیم نه به بند گریز نه به دامان پناه
نشتابیم نه به سوی روشن نزدیک نه به سمت
مبهم دور
عطش را بنشانیم پس به چشمه رویم
دم صبح دشمن را بشناسیم و به خورشید اشاره کنیم
ماندیم در برابر هیچ خم شدیم در برابر هیچ پس نماز ما در را نشکنیم
برخیزیم و دعا کنیم
لب ما شیار عطر خاموشی باد
نزدیک ما شب بی دردی است دوری کنیم
کنار ما ریشه بی
شوری است برکنیم
و نلرزیم پا در لجن نهیم مرداب را ب ه تپش درآییم
آتش را بشویم نی زار همهمه را خاکستر کنیم
قطره را بشویم دریا را نوسان آییم
و این نسیم بوزیم و جاودان بوزیم
و این خزنده خم شویم و بیناخم شویم
و این گودال فرود آییم و بی پروا فرود آییم
بر خود
خیمه زنیم سایبان آرامش ما ماییم
ماوزش صخره ایم ما صخره وزنده ایم
ما شب گامیم ما گام شبانه ایم
پروازیم و چشم به راه پرنده ایم
تراوش آبیم و در انتظار سبوییم
در میوه چینی بی گاه رویا را نارس چیدند و تردید از رسیدگی پوسید
بیایید از شوره زار خوب و بد برویم
چون جویبار آیینه روان باشیم به درخت درخت راپاسخ دهیم
و دو کران خود را هر لحظه بیافرینیم هر لحظه رها سازیم
برویم برویم و بیکرانی را زمزمه کنیم
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ تردید من برگ نگاه می روی با موج خاموشی کجا ؟
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ دریا کنار از صدف های تهی پوشیده است …
تفسیر این شعر

این شعر به موضوعاتی مانند دوگانگی، تنهایی، امید و جستجوی معنا در زندگی میپردازد. در ادامه، با زبانی سادهتر و توضیحات مناسب به تحلیل آن میپردازیم:
▎توضیح شعر:
شاعر در این شعر به احساسات پیچیدهای اشاره میکند که در دنیای امروز وجود دارد. او از زیباییها و چالشهای زندگی صحبت میکند و ما را دعوت میکند که به یک سفر روحی برویم.
1. دوگانگی و پژمردگی:
– شاعر از “دوگانگی” و “پژمردگی چهرهها” صحبت میکند، یعنی در دنیای امروز، احساسات و چهرهها ممکن است واقعی و شاداب نباشند.
2. حرکت به سوی روشنایی:
– او ما را دعوت میکند که از سایهها خارج شویم و به سمت روشنایی برویم. این نشاندهنده امید به آینده و تلاش برای بهتر شدن است.
3. جستجوی ارتباط:
– شاعر پیشنهاد میدهد که به طبیعت (شبنم، برگ) برویم و در آنجا به دنبال ارتباطات عمیقتری بگردیم. او از “مسافر کهن” یاد میکند که میتواند نماد تجربهها و داستانهای گذشته باشد.
4. آزادی و رهایی:
– او تأکید میکند که نباید به دامان پناه یا ترس نزدیک شویم، بلکه باید به آزادی فکر کنیم و از بندهای خود رها شویم.
5. عطش و شناخت دشمن:
– شاعر به عطش روحی اشاره میکند و اینکه باید دشمنان خود را بشناسیم، یعنی باید با چالشها روبرو شویم و به خورشید (نماد روشنایی و امید) اشاره کنیم.
6. دعا و آرامش:
– دعا کردن و آرامش در زندگی مهم است. شاعر از “شب بیدردی” صحبت میکند که نشاندهنده آرامش و عدم نگرانی است.
7. تغییر و نوآوری:
– او ما را دعوت میکند که به تغییرات و نوآوریها فکر کنیم. “برویم برویم و بیکرانی را زمزمه کنیم” به معنای ادامه دادن مسیر زندگی با امید و تلاش برای خلق چیزهای جدید است.
در کل، این شعر یک دعوت به سفر درونی است. شاعر ما را تشویق میکند که از دوگانگیها و مشکلات فرار نکنیم، بلکه با امید و اراده به سمت روشنایی برویم، ارتباطات عمیقتری برقرار کنیم و همواره در جستجوی معنا در زندگی باشیم.
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ میان لحظه و خاک ، ساقه گرانبار هراسی نیست …
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ پنجره را به پهنای جهان می گشایم …










