غزل شماره ۹۳ از دیوان شمس مولانا؛ میندیش میندیش که اندیشه گریها
غزل شماره ۹۳ از دیوان شمس مولانا؛ میندیش میندیش که اندیشه گریها با تفسیر در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه برای شما اهالی شعر آماده شده است. غزلیات مولانا پر از معانی عمیق و فلسفی هستند. او در این اشعار به بررسی موضوعاتی چون عشق، عرفان، حقیقت و وجود میپردازد و خواننده را به تفکر و تأمل دعوت میکند. پیشنهاد می کنیم غزل شماره ۹۴ از دیوان شمس مولانا؛ زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا… را هم بخوانید.

غزل زیبای مولانا
میندیش میندیش که اندیشه گریها
چو نفطند بسوزند ز هر بیخ تریها
خرف باش خرف باش ز مستی و ز حیرت
که تا جمله نیستان نماید شکریها
جنونست شجاعت میندیش و درانداز
چو شیران و چو مردان گذر کن ز غریها
که اندیشه چو دامست بر ایثار حرامست
چرا باید حیلت پی لقمه بریها
ره لقمه چو بستی ز هر حیله برستی
وگر حرص بنالد بگیریم کریها
غزل شماره ۹۲ از دیوان شمس مولانا (زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا)
غزل شماره ۹۱ از دیوان شمس مولانا؛ در آب فکن ساقی بط زاده آبی را… به همراه تفسیر
تفسیر این شعر

= این شعر به بررسی مفهوم اندیشه و تأثیر آن بر رفتار انسانها میپردازد. شاعر به ما یادآوری میکند که فکر و اندیشه مانند نفت میسوزند و ممکن است ما را به بیحالی و حیرت برسانند. او میگوید که نباید شجاعت را با جنون اشتباه بگیریم و باید مانند شیران با جلال و اقتدار از موانع عبور کنیم. همچنین، اندیشه میتواند به دام بیفتد و ایثار را حرام کند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که اگر به دام حیلهها بیفتیم، ممکن است از هدف خود دور شویم و حرص و طمع ما را به زانو درآورد.
برگردان به زبان ساده
# میندیش میندیش که اندیشه گریها
چو نفطند بسوزند ز هر بیخ تریها
به فکر نداشته باش که افکار و اندیشهها مانند نفت هستند و هر جا که رطوبتی وجود داشته باشد، میسوزند.
# خرف باش خرف باش ز مستی و ز حیرت
که تا جمله نیستان نماید شکریها
مست و گیج باش و از حالت خرابی خارج نشو، چرا که تا زمانی که نیها به یکدیگر وصل نشدهاند، میتوانند شادیهای بسیاری را تجربه کنند.
# جنونست شجاعت میندیش و درانداز
چو شیران و چو مردان گذر کن ز غریها
شجاعت را از سر خود بیرون کن و به فکر آن نباش؛شیرها و مردان واقعی، به سادگی از سختیها عبور کن.
# که اندیشه چو دامست بر ایثار حرامست
چرا باید حیلت پی لقمه بریها
این بیت اشاره دارد به اینکه اگر فکر و اندیشه مانند دامی باشد که انسان را به چالش میکشد، پس چرا باید برای دستیابی به لقمهای به حیله و فریب متوسل شد. در واقع، نویسنده به اهمیت صداقت و تلاش راستین در زندگی تأکید میکند و نشان میدهد که نباید به روشهای نادرست و فریبنده برای رسیدن به خواستهها متوسل شد.
# ره لقمه چو بستی ز هر حیله برستی
وگر حرص بنالد بگیریم کریها
زمانی که به سوی لقمهای که میخواهی حرکت میکنی، در برابر هر گونه ترفند و فریب میتوانی مقاومت کنی. اما اگر به حرص و طمع دچار شوی، ممکن است گرفتار مشکلات و مصیبتها شوی.
غزل شماره ۹۰ از دیوان شمس مولانا | ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا…
غزل شماره ۸۹ از دیوان شمس مولانا؛ یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا…










