غزل شماره ۷۸ از غزلیات شهریار؛ نفسی داشتم و ناله و شیون کردم …
غزل شماره ۷۸ از غزلیات شهریار در روزانه آماده شده است. برخی از اشعار شهریار به مسائل اجتماعی و سیاسی زمانهاش پرداخته و انتقادات اجتماعی را به شکل هنرمندانهای بیان کرده است. این ویژگی باعث میشود که آثار او به عنوان بخشی از تاریخ ادبیات معاصر ایران مورد توجه قرار گیرند. همچنین غزل شماره ۷۹ از غزلیات شهریار؛ چو بستی در به روی من، به کوی صبر رو کردم … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۸
نفسی داشتم و ناله و شیون کردم
بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم
گرچه بگداختی از آتش حسرت دل من
لیک من هم به صبوری دل از آهن کردم
لاله در دامن کوه آمد و من بی رخ دوست
اشک چون لاله سیراب به دامن کردم
در رخ من مکن ای غنچه ز لبخند دریغ
که من از اشک ترا شاهد گلشن کردم
چند بر باد دهی حاصلم آخر عمری
خوشههای خم گیسوی تو خرمن کردم
شبنم از گونه گلبرگ نگون بود که من
گله زلف تو با سنبل و سوسن کردم
زلف و مژگان تو را مانده رفوی دل ریش
پاره شد رشتهٔ صبری که به سوزن کردم
دود آهم شد اشک غمم ای چشم و چراغ
شمع عشقی که به امید تو روشن کردم
نه رخ ماه منیژه، نه کمند رستم
آه از آن ناله که من در چَهِ بیژن کردم
دگرم دشمن جان بود و نمیدانستم
منِ غافل گلهٔ دوست به دشمن کردم
تا چو مهتاب به زندان غمم بنوازی
تن همه چشم به هم چشمی روزن کردم
آشیانم به سر کنگره افلاک است
گرچه در غمکده خاک نشیمن کردم
شهریارا مگرم جرعه فشاند لب جام
سال ها بر در این میکده مسکن کردم
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۷ از غزلیات شهریار؛ برو ای تُرک که تَرک تو ستمگر کردم …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۶ از غزلیات شهریار؛ تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم …
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر معروف ایرانی، شهریار، است و در آن احساسات عمیق عاشقانه و غم و اندوهی که ناشی از جدایی از معشوق است، بیان شده است. در زیر، شعر را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. نفس و ناله: شاعر میگوید که او دچار غم و اندوه شده و بیمعشوقش، زندگی برایش سخت شده است. او با مرگ دست و پنجه نرم میکند.
2. آتش حسرت: او به شدت دلتنگی و حسرت را احساس کرده است، اما سعی کرده صبوری کند و دلش را مانند آهن محکم کند.
3. لاله و اشک: شاعر به زیبایی لالهای در دامن کوه اشاره میکند و میگوید که اشکهایش مانند آبی است که لاله را سیراب میکند، در حالی که معشوقش در کنارش نیست.
4. غنچه و لبخند: او از غنچه (نماد زیبایی) میخواهد که لبخندش را از او دریغ نکند، زیرا او با اشکهایش زیبایی را به گلشن تبدیل کرده است.
5. حاصلی بر باد: شاعر از این میپرسد که آخر عمرش چه حاصلی خواهد داشت وقتی که گیسوان معشوقش مانند خوشههای گندم است.
6. شبنم و زلف: او شبنم را به گونه گلبرگ تشبیه میکند و میگوید که زلف معشوقش را با گلها و سنبلها آراسته کرده است.
7. زلف و مژگان: زلف و مژگان معشوقش باعث آزار دل او شده و او دیگر نمیتواند صبر کند.
8. دود آهم: او از اشکهایش به عنوان دود آتش غم یاد میکند و شمع عشقش را به امید معشوق روشن نگه داشته است.
9. ماه و کمند: شاعر به زیبایی معشوقش اشاره میکند و میگوید که آههایش در چاه بیژن (شخصیتی در افسانهها) سر داده شده است.
10. دشمن جان: او متوجه نمیشود که کسی که دوستش دارد، دشمن جان اوست و غافلانه به او شکایت کرده است.
11. مهتاب و زندان: شاعر آرزو دارد که مانند مهتاب بر زندان غمش بتابد و همه چشمها به هم نگاه کنند.
12. آشیان در افلاک: او میگوید که خانهاش در آسمانهاست، اما در دنیای غم و خاک زندگی میکند.
13. جرعهای از جام: در نهایت، شاعر از کسی به نام شهریار میخواهد که جرعهای از شراب عشق به او بدهد، زیرا سالها در این میکده (محل عشق) زندگی کرده است.
به طور کلی، این شعر بیانگر عواطف عمیق عاشقانه، حسرت، غم جدایی و آرزوی وصال است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین احساسات خود را به تصویر کشیده است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۵ از غزلیات شهریار؛ دامن مکش به ناز که هجران کشیدهام …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۴ از غزلیات شهریار؛ گر من از عشق غزالی غزلی ساختهام …










