غزل شماره ۷۵ از غزلیات شهریار؛ دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام …

غزل شماره ۷۵ از غزلیات شهریار را در سایت ادبی و هنری روزانه بخوانید. عشق و عرفان از مضامین اصلی شعرهای شهریار هستند. او با استفاده از نمادها و تمثیل‌های مختلف، به بررسی ابعاد مختلف عشق الهی و انسانی پرداخته است.

غزل شماره ۷۵ از غزلیات شهریار

غزل شماره ۷۵

دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام

نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام

شاید چو یوسفم بنوازد عزیز مصر

پاداش ذلتی که به زندان کشیده‌ام

از سیل اشک شوق دو چشمم معاف دار

کز این دو چشمه آب فراوان کشیده‌ام

جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار

آخر غمت به دوش دل و جان کشیده‌ام

دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس

من بی‌تو دست از این سر و سامان کشیده‌ام

تنها نه حسرتم غم هجران یار بود

از روزگار سفله دو چندان کشیده‌ام

بس در خیال هدیه فرستاده‌ام به تو

بی خوان و خانه حسرت مهمان کشیده‌ام

دور از تو ماه من همه غم‌ها به یک طرف

وین یک طرف که منت دونان کشیده‌ام

ای تا سحر به علت دندان نخفته شب

با من بگوی قصه که دندان کشیده‌ام

جز صورت تو نیست بر ایوان منظرم

افسوس نقش صورت ایوان کشیده‌ام

از سرکشی طبع بلند است شهریار

پای قناعتی که به دامان کشیده‌ام

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۴ از غزلیات شهریار؛ گر من از عشق غزالی غزلی ساخته‌ام …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۳ از غزلیات شهریار؛ از غم جدا مشو که غنا می‌دهد به دل …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر معروف ایرانی، شهریار است و در آن احساسات عمیق عاشقانه و غم ناشی از جدایی و هجران به تصویر کشیده شده است. حالا بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام:

   – شاعر از معشوقه‌اش می‌خواهد که به خاطر ناز و کرشمه‌اش، او را ترک نکند، زیرا او مدت‌هاست که در فراق او رنج کشیده است.

2. نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام:

   – او می‌گوید که به خاطر ناز و زیبایی رقیبانش نیز درد و رنج زیادی را تحمل کرده است.

3. شاید چو یوسفم بنوازد عزیز مصر:

   – شاعر به داستان یوسف و زلیخا اشاره می‌کند و می‌گوید امیدوار است که معشوقش مانند زلیخا به او توجه کند و او را نوازش کند.

4. پاداش ذلتی که به زندان کشیده‌ام:

   – او انتظار دارد که به خاطر رنج‌هایی که کشیده، پاداشی دریافت کند.

5. از سیل اشک شوق دو چشمم معاف دار:

   – شاعر می‌خواهد که کسی او را از اشک‌های شوقش معاف کند، زیرا این اشک‌ها نشان‌دهنده‌ی عشق و شوق او هستند.

6. کز این دو چشمه آب فراوان کشیده‌ام:

   – او می‌گوید که از چشمانش اشک‌های زیادی ریخته است.

7. جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار:

   – او از معشوقش می‌خواهد که سرش را بر دوش او بگذارد و دستی بر دلش بکشد تا آرام شود.

8. آخر غمت به دوش دل و جان کشیده‌ام:

   – او می‌گوید که غم معشوقش را به دوش دل و جانش حمل کرده است.

9. دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس:

   – او از دیگران می‌خواهد که دیگر درباره وضعیت زندگی‌اش سوال نکنند.

10. من بی‌تو دست از این سر و سامان کشیده‌ام:

    ▪ او می‌گوید که بدون معشوقش دیگر برای زندگی‌اش ارزشی قائل نیست.

11. تنها نه حسرتم غم هجران یار بود:

    ▪ غم او فقط به خاطر جدایی معشوق نیست.

12. از روزگار سفله دو چندان کشیده‌ام:

    ▪ او از بدی‌های زندگی و روزگار نیز رنج می‌برد.

13. بس در خیال هدیه فرستاده‌ام به تو:

    ▪ شاعر در خیال خود بارها برای معشوقش هدیه فرستاده است.

14. بی خوان و خانه حسرت مهمان کشیده‌ام:

    ▪ او بدون داشتن خانه و میزبان، فقط حسرت را تجربه کرده است.

15. دور از تو ماه من همه غم‌ها به یک طرف:

    ▪ دوری از معشوق باعث شده که تمام غم‌ها در زندگی‌اش جمع شوند.

16. وین یک طرف که منت دونان کشیده‌ام:

    ▪ او به این نکته اشاره می‌کند که منت دیگران نیز بر دوشش سنگینی می‌کند.

17. ای تا سحر به علت دندان نخفته شب:

    ▪ شاعر از معشوقش می‌خواهد تا صبح بیدار بماند و با او صحبت کند.

18. با من بگوی قصه که دندان کشیده‌ام:

    ▪ او از معشوق می‌خواهد داستانی برایش بگوید تا درد دندانش را فراموش کند.

19. جز صورت تو نیست بر ایوان منظرم:

    ▪ او می‌گوید که تنها تصویری که در ذهنش است، صورت معشوق است.

20. افسوس نقش صورت ایوان کشیده‌ام:

    ▪ او حسرت می‌خورد که فقط تصویر معشوق را در ذهن دارد و هیچ چیز دیگری نمی‌تواند جایگزین آن شود.

21. از سرکشی طبع بلند است شهریار:

    ▪ شاعر به خود می‌بالد که طبیعت بلندی دارد و نمی‌تواند در برابر عشق تسلیم شود.

22. پای قناعتی که به دامان کشیده‌ام:

    ▪ او می‌گوید که نمی‌تواند خود را قانع کند و این موضوع بر دوشش سنگینی می‌کند.

این شعر به خوبی احساسات عمیق عشق، جدایی، حسرت و آرزوهای شاعر را نشان می‌دهد. شهریار با استفاده از زبان زیبا و استعاره‌های عمیق، خواننده را به دنیای احساسات خود می‌برد.

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۲ از غزلیات شهریار؛ به خاک من گذری کن چو گل گریبان چاک …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۱ از غزلیات شهریار؛ به تودیع تو جان می‌خواهد از تن شد جدا حافظ …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.