غزل شماره ۷۷ از غزلیات شهریار؛ برو ای تُرک که تَرک تو ستمگر کردم …
غزل شماره ۷۷ از غزلیات شهریار را در روزانه خوانده و لذت ببرید. غزلیات شهریار پر از احساسات عمیق انسانی هستند. او با زبان ساده و دلنشین، عشق، درد، غم، شادی و دیگر احساسات انسانی را به تصویر میکشد. همچنین غزل شماره ۷۸ از غزلیات شهریار؛ نفسی داشتم و ناله و شیون کردم … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۷
برو ای تُرک که تَرک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
سادهدل من که قسم های تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم
زیر سر بالش دیباست تو را کی دانی
که من از خار و خس بادیه بستر کردم
در و دیوار به حال دل من زار گریست
هر کجا نالهٔ ناکامی خود سر کردم
در غمت داغ پدر دیدم و چون دُر یتیم
اشکریزان هوس دامن مادر کردم
اشک از آویزهٔ گوش تو حکایت میکرد
پند از این گوش پذیرفتم از آن در کردم
بعد از این گوش فلک نشنود افغان کسی
که من این گوش ز فریاد و فغان کر کردم
ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در
چشم را حلقهصفت دوخته بر در کردم
جای می خون جگر ریخت به کامم ساقی
گر هوای طرب و ساقی و ساغر کردم
شهریارا به جفا کرد چو خاکم پامال
آن که من خاک رهش را به سر افسر کردم
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۶ از غزلیات شهریار؛ تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۵ از غزلیات شهریار؛ دامن مکش به ناز که هجران کشیدهام …
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر معروف ایرانی، شهریار، است و در آن احساسات عمیق و تلخی از عشق ناکام و درد فراق بیان شده است. حالا به زبان سادهتر و با توضیحات مناسب آن را بررسی میکنیم:
▎تفسیر شعر:
بیت اول:
شاعر به معشوق خود (که او را “تُرک” نامیده) میگوید که تو باعث ستم و درد من شدی و من عمرم را بیهوده در پای تو گذراندم.
بیت دوم:
او به یادآوری عهد و پیمانهایی میپردازد که بین آنها بوده، اما معشوق به آنها وفا نکرده و فقط به دیگران وفادار بوده است. شاعر از سادگی خود میگوید که به این وعدهها ایمان آورده است.
بیت سوم:
شاعر در اینجا میگوید که حتی اگر معشوق کافر باشد، باید رحم کند، زیرا او با نالهها و دردهایش او را کافر کرده است.
بیت چهارم:
شاعر بیان میکند که معشوق با دیگران ازدواج کرده و او از یار و دیار خود آواره شده است.
بیت پنجم:
او به حسرت اشاره میکند که در زیر بالش نرم معشوق، او نمیداند که شاعر چقدر رنج کشیده و در بیابانها خوابیده است.
بیت ششم:
شاعر میگوید که دیوارها و محیط اطراف او به حال دلش گریه کردهاند و او هر جا که رفته، نالههای ناکامیاش را سر داده است.
بیت هفتم:
او در غم معشوق، داغ پدر را دیده و مانند یتیمان، اشکریزان به دنبال محبت مادر بوده است.
بیت هشتم:
اشکهای معشوق به او خبر میدهد که چه حالتی دارد. او از یک گوش نصیحت میپذیرد و از گوش دیگر نمیشنود.
بیت نهم:
شاعر میگوید که دیگر هیچ صدایی از او شنیده نخواهد شد، زیرا او از فریادها و نالههایش کر شده است.
بیت دهم:
او به شبهایی اشاره میکند که با امید به در زدن معشوق نشسته و چشمش به در دوخته بوده است.
بیت یازدهم:
در این بیت شاعر احساس درد و رنج ناشی از عشق را بیان میکند که به جایش خون جگر ریخته شده است، حتی اگر بخواهد خوش بگذراند.
بیت دوازدهم:
در آخر، شاعر میگوید که معشوق با ظلم خود او را مانند خاک زیر پا گذاشته است، در حالی که او خود را به پای او انداخته بود.
نتیجهگیری:
این شعر بیانگر عمق احساسات انسانی، عشق، درد فراق و حسرت است. شاعر با زبانی زیبا و احساسی، تجارب تلخ خود را در عشق بیان کرده و نشان میدهد که چگونه یک رابطه ناکام میتواند زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۴ از غزلیات شهریار؛ گر من از عشق غزالی غزلی ساختهام …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۳ از غزلیات شهریار؛ از غم جدا مشو که غنا میدهد به دل …










