غزل شماره ۵۴ از غزلیات سعدی؛ سرو چمن پیش اعتدال تو پست است …

غزل شماره ۵۴ از غزلیات سعدی را در روزانه بخوانید. سعدی با آثارش تأثیر زیادی بر فرهنگ و جامعه ایرانی گذاشته است. اشعار او در طول تاریخ منبع الهام برای شاعران بعدی بوده و در بسیاری از محافل ادبی مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند. همچنین غزل شماره ۵۵ از غزلیات سعدی؛ مجنون عشق را دگر امروز حالت است … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۴ از غزلیات سعدی؛ سرو چمن پیش اعتدال تو پست است ...

غزل شماره ۵۴

سرو چمن پیش اعتدال تو پست است

روی تو بازار آفتاب شکسته‌ست

شمع فلک با هزار مشعل انجم

پیش وجودت چراغ بازنشسته‌ست

توبه کند مردم از گناه به شعبان

در رمضان نیز چشم‌های تو مست است

این همه زورآوری و مردی و شیری

مرد ندانم که از کمند تو جسته‌ست

این یکی از دوستان به تیغ تو کشته‌ست

وان دگر از عاشقان به تیر تو خسته‌ست

دیده به دل می‌برد حکایت مجنون

دیده ندارد که دل به مهر نبسته‌ست

دست طلب داشتن ز دامن معشوق

پیش کسی گو کش اختیار به دست است

با چو تو روحانیی تعلق خاطر

هر که ندارد دواب نفس‌پرست است

منکر سعدی که ذوق عشق ندارد

نیشکرش در دهان تلخ کبست است

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۳ از غزلیات سعدی؛ دیدارِ تو حلِّ مشکلات است صبر از تو خلافِ ممکنات است …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۲ از غزلیات سعدی؛ آن ماه دو هفته در نقاب است …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از سعدی شیرازی، شاعر بزرگ و معروف ایرانی، به مضامین عشق، زیبایی و تاثیرات عمیق آن بر زندگی انسان می‌پردازد. در ادامه، سعی می‌کنم هر بیت را به زبان ساده توضیح دهم:

بیت اول:

شاعر می‌گوید که در برابر زیبایی و اعتدال تو، سروهای چمن (درختان زیبا) هیچ ارزشی ندارند. زیبایی تو به قدری فوق‌العاده است که حتی آفتاب هم در برابر تو کم‌رنگ و شکسته به نظر می‌رسد.

بیت دوم:

شاعر می‌گوید که نور شمع آسمان با هزار ستاره نیز در مقایسه با وجود تو، کم‌نور و بازنشسته است. یعنی نور و زیبایی تو به قدری زیاد است که همه چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

بیت سوم:

شاعر به این نکته اشاره می‌کند که مردم در ماه شعبان (ماه توبه و دعا) از گناهان خود پشیمان می‌شوند، اما در ماه رمضان (ماه عبادت) چشمان تو همیشه مست و پر از عشق هستند. این نشان‌دهنده جذابیت و تاثیر عمیق چشمان معشوق است.

بیت چهارم:

شاعر می‌گوید که با وجود تمام قدرت و مردانگی‌ها، هیچ مردی نمی‌تواند از دام عشق تو فرار کند. عشق تو به قدری قوی است که هیچ‌کس نمی‌تواند از آن رهایی یابد.

بیت پنجم:

شاعر اشاره می‌کند که یکی از دوستانش به وسیله تیغ عشق تو کشته شده و دیگری از تیر عشق تو خسته و ناتوان شده است. این نشان‌دهنده قدرت عشق و تاثیر آن بر دیگران است.

بیت ششم:

شاعر می‌گوید که داستان مجنون (عاشق دیوانه) را با چشم دل می‌بیند، اما چشمی ندارد که دل او را به مهر کسی بسته باشد. این نشان‌دهنده عمق عشق و احساسات عاشقانه اوست.

بیت هفتم:

شاعر می‌گوید که کسی که دست طلب از دامن معشوق دارد، در واقع اختیار خود را به دست عشق سپرده است. یعنی عشق او را کاملاً تسلیم کرده است.

بیت هشتم:

شاعر بیان می‌کند که هر کسی که به زیبایی و روحانیت تو تعلق خاطر ندارد، در واقع نفس‌پرست است و نمی‌تواند عشق واقعی را درک کند. این نشان‌دهنده اهمیت عشق و روحانیت در زندگی انسان است.

بیت نهم:

در پایان، شاعر به سعدی (شاعر بزرگ دیگر ایرانی) اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر کسی ذوق عشق ندارد، مانند نیشکر تلخی است که در دهانش طعم شیرینی ندارد. یعنی بدون عشق، زندگی بی‌معنا و تلخ است.

این شعر به زیبایی و قدرت عشق اشاره دارد و نشان می‌دهد که عشق واقعی چگونه می‌تواند زندگی انسان را تحت تأثیر قرار دهد. حافظ با استفاده از تشبیهات زیبا، احساسات عمیق انسانی را به تصویر کشیده و اهمیت عشق در زندگی را یادآوری می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۱ از غزلیات سعدی؛ آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۰ از غزلیات سعدی؛ عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.