غزل شماره ۵۱ از غزلیات سعدی؛ آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است …

غزل شماره ۵۱ از غزلیات سعدی را در روزانه بخوانید. غزلیات سعدی به نوعی فلسفه زندگی را نیز در خود دارند. او با بیان نکات اخلاقی و اجتماعی، به خوانندگان یادآوری می‌کند که چگونه باید در زندگی عمل کنند و به چه ارزش‌هایی پایبند باشند. همچنین غزل شماره ۵۲ از غزلیات سعدی؛ آن ماه دو هفته در نقاب است … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۱ از غزلیات سعدی؛ آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است ...

غزل شماره ۵۱

آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است

وان نه بالای صنوبر که درخت رطب است

نه دهانیست که در وهم سخندان آید

مگر اندر سخن آیی و بداند که لب است

آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت

عجب از سوختگی نیست که خامی عجب است

آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار

هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است

جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست

نه که از نالهٔ مرغان چمن در طرب است

هر کسی را به تو این میل نباشد که مرا

کآفتابی تو و کوتاه نظر مرغ شب است

خواهم اندر طلبت عمر به پایان آورد

گرچه راهم نه به اندازهٔ پای طلب است

هر قضایی سببی دارد و من در غم دوست

اجلم می‌کشد و درد فراقش سبب است

سخن خویش به بیگانه نمی‌یارم گفت

گله از دوست به دشمن نه طریق ادب است

لیکن این حال محال است که پنهان ماند

تو زره می‌دری و پرده سعدی قصب است

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۰ از غزلیات سعدی؛ عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست …

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۹ از غزلیات سعدی؛ خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از سعدی شیرازی، شاعر بزرگ ایرانی، به زیبایی عشق و زیبایی معشوق را توصیف می‌کند. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. بیت اول:

   – شاعر می‌گوید که زلف و گوش محبوب، مانند روز و شب هستند. یعنی زیبایی و جذابیت او همیشه وجود دارد و هیچ‌گاه کم نمی‌شود.

2. بیت دوم:

   – او می‌گوید که لب‌های محبوب نه تنها در خیال دیگران زیباست، بلکه وقتی کسی با او صحبت کند، متوجه می‌شود که واقعاً چقدر زیباست.

3. بیت سوم:

   – آتش عشق و زیبایی محبوب این‌قدر قوی است که در دل دیگران هم اثر می‌گذارد. سوختن از این عشق عجیبی نیست، بلکه خامی و نادانی در برابر این زیبایی عجیب است.

4. بیت چهارم:

   – شاعر می‌گوید که در بهار، هر انسانی باید عاشق شود. اگر گیاهی در نوروز حرکت نکند، نشان‌دهنده‌ی بی‌حالی آن است.

5. بیت پنجم:

   – حرکت سرو محبوب را به باد صبا نسبت می‌دهد، اما در واقع این ناله‌های خوش‌آوای پرندگان چمن است که او را به طرب آورده است.

6. بیت ششم:

   – شاعر اشاره می‌کند که هیچ‌کس به اندازه‌ی او به محبوب میل ندارد. او مانند خورشید است و دیگران مانند پرندگان شب هستند که نمی‌توانند به او نزدیک شوند.

7. بیت هفتم:

   – شاعر می‌گوید که برای رسیدن به محبوب، حاضر است عمرش را به پایان برساند، حتی اگر راهش کوتاه باشد.

8. بیت هشتم:

   – هر اتفاقی دلیلی دارد و او در غم دوستش است. زمان مرگش نزدیک است و درد فراق محبوبش علت آن است.

9. بیت نهم:

   – شاعر نمی‌خواهد درباره‌ی احساساتش با دیگران صحبت کند و از دوستش گله کند، زیرا این کار را نادرست می‌داند.

10. بیت دهم:

    ▪ اما این احساسات نمی‌تواند پنهان بماند؛ زیرا محبوب او مانند زره‌ای است که همه جا نمایان است و نمی‌توان آن را مخفی کرد.

به طور کلی، این شعر به عمق عشق، زیبایی و احساسات عاشقانه شاعر اشاره دارد و نشان‌دهنده‌ی اشتیاق و درد فراق اوست.

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۸ از غزلیات سعدی؛ صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست …

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۷ از غزلیات سعدی؛ سلسلهٔ موی دوست حلقه دام بلاست …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.