غزل شماره ۵۰ از دیوان شمس مولانا؛ ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا …

غزل شماره ۵۰ از دیوان شمس مولانا را در روزانه بخوانید. عشق در غزلیات مولانا جایگاه ویژه‌ای دارد. او عشق را نه تنها به عنوان یک احساس انسانی، بلکه به عنوان یک نیروی الهی و راهی برای رسیدن به خداوند معرفی می‌کند. این مفهوم عشق الهی در ادبیات عرفانی ایران تأثیر عمیقی داشته است. همچنین غزل شماره ۵۱ از دیوان شمس مولانا؛ گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۰ از دیوان شمس مولانا؛ ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا ...

غزل شماره ۵۰

ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا

بر من خسته کرده‌ای روی گران چرا چرا

بر دل من که جای تست کارگه وفای تست

هر نفسی همی‌زنی زخم سنان چرا چرا

گوهر تو به گوهری برد سبق ز مشتری

جان و جهان همی‌بری جان و جهان چرا چرا

چشمه خضر و کوثری ز آب حیات خوشتری

ز آتش هجر تو منم خشک دهان چرا چرا

مهر تو جان نهان بود مهر تو بی‌نشان بود

در دل من ز بهر تو نقش و نشان چرا چرا

گفت که جان جان منم دیدن جان طمع مکن

ای بنموده روی تو صورت جان چرا چرا

ای تو به نور مستقل وی ز تو اختران خجل

بس دودلی میان دل ز ابر گمان چرا چرا

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۹ از دیوان شمس مولانا؛ با تو حیات و زندگی بی‌تو فنا و مردنا …

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۸ از دیوان شمس مولانا؛ ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ما …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر بزرگ ایرانی، مولانا، به موضوع عشق و احساسات عمیق عاشقانه می‌پردازد. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

بیت اول:

“ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا”

شاعر به معشوق خود می‌گوید که چرا در گوشه‌ای از وفا پنهان شده‌ای و خود را دور نگه داشته‌ای؟

بیت دوم:

“بر من خسته کرده‌ای روی گران چرا چرا”

او از معشوق می‌پرسد که چرا با وجود اینکه من خسته و رنجیده‌ام، روی خود را از من می‌پوشانی؟

بیت سوم:

“بر دل من که جای تست کارگه وفای تست”

شاعر می‌گوید که دل او مکان وفای معشوق است. چرا بر این دل زخم می‌زنی و آن را می‌آزاری؟

بیت چهارم:

“هر نفسی همی‌زنی زخم سنان چرا چرا”

او اشاره می‌کند که هر بار که معشوق نفس می‌کشد، دل او زخم می‌خورد. پس چرا این کار را می‌کنی؟

بیت پنجم:

“گوهر تو به گوهری برد سبق ز مشتری”

شاعر به ارزش معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که تو از هر گوهر گرانبهایی باارزش‌تر هستی.

بیت ششم:

“جان و جهان همی‌بری جان و جهان چرا چرا”

او از معشوق می‌پرسد که چرا جان و جهان مرا به خود می‌کشی؟ چه دلیلی برای این کار داری؟

بیت هفتم:

“چشمه خضر و کوثری ز آب حیات خوشتری”

شاعر به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که تو از چشمه حیات زیباتری.

بیت هشتم:

“ز آتش هجر تو منم خشک دهان چرا چرا”

او می‌گوید که به خاطر دوری تو، من به شدت تشنه و خشک شده‌ام. چرا اینگونه مرا رنج می‌دهی؟

بیت نهم:

“مهر تو جان نهان بود مهر تو بی‌نشان بود”

عشق تو در دل من پنهان است، اما نشانه‌ای از آن در بیرون نیست. چرا اینگونه است؟

بیت دهم:

“در دل من ز بهر تو نقش و نشان چرا چرا”

در دل من به خاطر تو نشانه‌ها و آثار زیادی وجود دارد. پس چرا خودت را پنهان کرده‌ای؟

بیت یازدهم:

“گفت که جان جان منم دیدن جان طمع مکن”

معشوق به شاعر می‌گوید که من جان تو هستم، اما نباید طمع دیدن من را داشته باشی.

بیت دوازدهم:

“ای بنموده روی تو صورت جان چرا چرا”

شاعر از معشوق می‌پرسد که چرا صورت زیبای تو نمایان است، اما جان واقعی تو در دسترس نیست؟

بیت سیزدهم:

“ای تو به نور مستقل وی ز تو اختران خجل”

شاعر به نور معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که تو آنقدر درخشان هستی که ستاره‌ها از تو شرمنده‌اند.

بیت چهاردهم:

“بس دودلی میان دل ز ابر گمان چرا چرا”

او بیان می‌کند که دل او پر از تردید و شک است. پس چرا این تردیدها وجود دارند؟

به طور کلی، این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه، غم دوری و longing (اشتیاق) برای وصال است. شاعر با سوالات مکرر خود از معشوق، عواطف پیچیده و دردهای عاشقانه خود را به تصویر می‌کشد.

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۷ از دیوان شمس مولانا؛ ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا …

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۶ از دیوان شمس مولانا؛ دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.