غزل شماره ۴۴ از غزلیات سعدی؛ بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحرا‌ست

غزل شماره ۴۴ از غزلیات سعدی را در روزانه بخوانید. غزلیات سعدی شامل مضامین متنوعی است، از عشق و زیبایی تا اندیشه‌های فلسفی و اجتماعی. این تنوع باعث می‌شود که هر خواننده‌ای با توجه به سلیقه و نیاز خود بتواند از اشعار او بهره‌مند شود. همچنین غزل شماره ۴۵ از غزلیات سعدی؛ خوش می‌رود این پسر که برخاست … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۴۴ از غزلیات سعدی؛ بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحرا‌ست

غزل شماره ۴۴

بوی گل و بانگ مرغ برخاست

هنگام نشاط و روز صحرا‌ست

فراش خزان ورق بیفشاند

نقاش صبا چمن بیاراست

ما را سر باغ و بوستان نیست

هر جا که تویی تفرج آنجا‌ست

گویند نظر به روی خوبان

نهی‌ست نه این نظر که ما راست

در روی تو سر صنع بی چون

چون آب در آبگینه پیدا‌ست

چشم چپ خویشتن برآرم

تا چشم نبیندت به جز راست

هر آدمیی که مهر مهرت

در وی نگرفت سنگ خارا‌ست

روزی تر و خشک من بسوزد

آتش که به زیر دیگ سودا‌ست

نالیدن بی‌حساب سعدی

گویند خلاف رای دانا‌ست

از ورطهٔ ما خبر ندارد

آسوده که بر کنار دریا‌ست

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۳ از غزلیات سعدی؛ اگر مراد تو ای دوست بی‌مرادی ماست …

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۲ از غزلیات سعدی؛ نشاید گفتن آنکس را دلی هست …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از سعدی شیرازی، شاعر بزرگ ایرانی، به زیبایی‌های طبیعت و عشق می‌پردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

▎بخش اول:

1. بیت اول:

   • بوی گل و صدای پرندگان به گوش می‌رسد؛ این زمان، زمان شادی و روزی برای گشت و گذار در صحراست.

   • توضیح: در این فصل بهار، همه چیز زیبا و شاداب است و انسان‌ها از طبیعت لذت می‌برند.

2. بیت دوم:

   • پاییز برگ‌ها را می‌ریزد و نسیم بهاری چمن را زیبا می‌کند.

   • توضیح: در اینجا شاعر به تغییرات فصل‌ها اشاره دارد و زیبایی بهار را در مقابل پاییز قرار می‌دهد.

3. بیت سوم:

   • ما به باغ و بوستان نمی‌رویم؛ هر جا که تو باشی، آنجا برای ما محل تفریح است.

   • توضیح: شاعر می‌گوید که حضور معشوق برای او از هر مکان دیگری مهم‌تر است.

4. بیت چهارم:

   • می‌گویند که نگاه کردن به روی زیباها ممنوع است، ولی این نگاه برای ما مشکلی ندارد.

   • توضیح: شاعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره دارد و می‌گوید که او نمی‌تواند از دیدن زیبایی معشوق خودداری کند.

5. بیت پنجم:

   • در چهره تو هنر بی‌نظیری وجود دارد که مانند آب در شیشه شفاف است.

   • توضیح: شاعر زیبایی معشوق را با شفافیت آب مقایسه می‌کند و می‌گوید که زیبایی او کاملاً واضح و نمایان است.

6. بیت ششم:

   • چشم چپ خود را می‌بندم تا فقط با چشم راست تو را ببینم.

   • توضیح: شاعر می‌خواهد بگوید که تمرکز او فقط بر روی معشوق است و هیچ چیز دیگری را نمی‌بیند.

بخش دوم:

1. بیت اول:

   • هر کسی که عشق تو را در دل ندارد، مانند سنگ خارا سرد و بی‌احساس است.

   • توضیح: عشق واقعی باعث زنده بودن انسان‌ها می‌شود و بدون آن، زندگی بی‌معناست.

2. بیت دوم:

   • روزی همه چیز من سوختنی است، مانند آتش زیر دیگ جوشان.

   • توضیح: شاعر به دردها و مشکلات زندگی اشاره دارد که مانند آتش در حال شعله‌ور شدن هستند.

3. بیت سوم:

   • ناله‌های بی‌حساب سعدی گفته می‌شود که بر خلاف عقل و دانایی است.

   • توضیح: شاعر اشاره دارد که بعضی‌ها ممکن است ناله‌های او را بی‌دلیل بدانند، اما او احساساتش را بیان می‌کند.

4. بیت چهارم:

   • کسی که در کنار دریا آرام نشسته، از مشکلات ما خبر ندارد.

   • توضیح: شاعر به این نکته اشاره دارد که افرادی که در راحتی زندگی می‌کنند، از دردها و مشکلات دیگران بی‌خبرند.

به طور کلی، این شعر به زیبایی‌های عشق، طبیعت و احساسات انسانی پرداخته و نشان‌دهندهٔ عمق عشق و دردهای زندگی است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۱ از غزلیات سعدی؛ دیر آمدی ای نگار سرمست زودت ندهیم دامن از دست …

مطلب مشابه: غزل شماره ۴۰ از غزلیات سعدی؛ چنان به موی تو آشفته‌ام، به بوی تو مست …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.