غزل شماره ۲۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ یک نظربازست نرگس چشمِ بیمارِ ترا
غزل شماره ۲۱ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. غزلیات صائب تبریزی یکی از مهمترین و برجستهترین آثار شعر فارسی به شمار میرود. صائب تبریزی، شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری، با نبوغ و خلاقیت خود توانست غزلیاتی عمیق و زیبا خلق کند که به لحاظ ادبی و هنری دارای اهمیت ویژهای هستند. پیشنهاد می کنیم که غزل شماره ۲۲ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید.

غزل شماره ۲۱
یک نظربازست نرگس چشمِ بیمارِ ترا
گل یکی از سینهچاکان است دستارِ ترا
می کند شبنمگرانی بر عذارِ نازکت
ابر میبوسد زمین از دور گلزارِ ترا
خشک می آید به چشمش جلوهٔ آبِ حیات
هر که در مستی تماشا کرده رفتارِ ترا
سبز میگردد ز حیرت حرف در منقارشان
طوطیان آیینهگر سازند رخسارِ ترا
از تماشای تو خورشیدست یک چشم پر آب
چون تواند سیر دیدن دیده دیدارِ ترا؟
بس که میچسبد به هم کام و لب از شیرینیاش
نَقل نتوان کرد گفتارِ شکربارِ ترا
تا چه در پیراهنِ گلهای بی خارَش بود
نازِ مژگان است در سر، خارِ دیوارِ ترا
ساده میسازد ز جوهر، روشنی آیینه را
نیست پروای خطِ شبرنگ، رخسارِ ترا
دستِ گلچین را ز حیرت پای خوابآلود ساخت
احتیاجِ دورباشی نیست گلزارِ ترا
آب میگردید در چشم ترازو گوهرش
یوسفِ مصری اگر میدید بازارِ ترا
اهلِ دین را میبرد از راه، زلفِ کافرت
در بغل چون رشته گیرد سبحه زنّارِ ترا
کردم از دین و دل و هوش و خرد قطعِ نظر
من همان روزی که دیدم چشمِ عیارِ ترا
مرگ نتواند عنانِ بیقراران را گرفت
نیست زیرِ خاک آسایش طلبکارِ ترا
قابل قسمت شمارد نقطهٔ موهوم را
هر که بیند در سخن لعلِ گهربارِ ترا
گردی از دور از نمکدانِ قیامت دیده است
هر که صائب از تو نشنیده است گفتارِ ترا
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ از جهان تا رشتهتابی دسترس باشد ترا
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۹ از غزلیات صائب تبریزی (تا توان کردن ز خونِ ما نگارین دست را)
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر معروف ایرانی، صائب تبریزی است و به زیبایی و جذابیت معشوقه اشاره دارد. در ادامه، این شعر را به زبان سادهتر توضیح میدهم:
1. نرگس چشمها: شاعر به چشمهای معشوقهاش اشاره میکند و آنها را به نرگس تشبیه میکند که نشاندهنده زیبایی و جذابیت آنهاست.
2. دستار: شاعر میگوید که گل، از سینهی عاشقانی که به معشوقه علاقهمندند، به دستار (نوعی کلاه یا پوشش سر) او تبدیل شده است.
3. شبنم و ابر: شبنم بر روی صورت معشوقه مینشیند و ابرها زمین را میبوسند، که نشاندهنده لطافت و زیبایی اوست.
4. آب حیات: شاعر اشاره میکند که کسانی که رفتار معشوقه را تماشا کردهاند، حس میکنند که زندگیشان خشک شده است.
5. طوطیان: طوطیها به زیبایی معشوقه اشاره دارند و میگویند که از حیرت در مورد او، زبانشان بند آمده است.
6. خورشید و آب: شاعر میگوید که خورشید هم از زیبایی معشوقه اشک میریزد و نمیتواند به خوبی او را تماشا کند.
7. شیرینی گفتار: صحبت کردن دربارهی معشوقه به اندازهای شیرین است که نمیتوان آن را به راحتی بیان کرد.
8. ناز مژگان: مژگان معشوقه مانند گلهای بیخار است و ناز او نشاندهنده لطافت و زیباییاش است.
9. آب و گوهر: شاعر میگوید که چشمان معشوقه مانند گوهری درخشان است.
10. زلف کافر: زلفهای معشوقه آنقدر جذاب است که اهل دین را هم از راه خود منحرف میکند.
11. مرگ: شاعر میگوید که مرگ نمیتواند عاشقانی را که بیقرارند، آرام کند.
12. نقطه موهوم: هر کسی که زیبایی معشوقه را در سخن ببیند، آن را ارزشمند میداند.
13. نمکدان قیامت: شاعر اشاره میکند که هر کسی که از زیباییهای معشوقه چیزی نشنیده باشد، مانند کسی است که دور از نمکدان قیامت است.
به طور کلی، این شعر دربارهی زیبایی و جذابیت معشوقه و تأثیر عمیق او بر دل عاشقان صحبت میکند. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا و تصاویر خیالانگیز، احساسات خود را نسبت به معشوقهاش بیان کرده است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۸ از غزلیات صائب تبریزی (من ملایم کردم از آه آسمانِ سخت را)
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۷ از غزلیات صائب تبریزی (بوی پیراهن دلیلِ راه شد یعقوب را)










