شعر نیمایی چیست؟ درباره این قالب شعری، تاریخچه و مجموعه ای از اشعار نیمایی

شعر نیمایی گونهای از شعر ادبی که در چند دهه گذشته فراگیر و معروفتر شده و این نوع از شعر فارسی بسیار مناسب با ادبیات پست مدرن است. در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم این نوع شعر را به صورت کامل برای شما دوستان توضیح دهیم. پس اگر به دنبال معنی و ویژگیهای شعر نیمایی هستید، در ادامه با ما باشید.
فهرست موضوعات این مطلب
شعر نیمایی به زبان ساده
شعر نیمایی به سبک شعری است که توسط نیما یوشیج، شاعر معاصر ایرانی، بنیانگذاری شد. نیما با استفاده از فرمهای نوین و زبان ساده و روان، سعی در بیان احساسات و تفکرات عمیق انسانی داشت. او به جای پیروی از قالبهای سنتی شعر فارسی، به ایجاد ساختارهای جدید و آزاد پرداخت.
یکی از ویژگیهای بارز شعر نیمایی، استفاده از تصویرسازیهای نو و ترکیبهای تازه است. نیما به موضوعاتی چون عشق، طبیعت، زندگی روزمره و مسائل اجتماعی میپرداخت و با استفاده از زبان محاورهای، ارتباط نزدیکتری با خواننده برقرار میکرد.
در زیر نمونهای از شعر نیمایی آورده شده است:
ای سرزمین من، ای خاک پاک من
چشم انتظار توام، ای عشق جاودان
در دل شبهای تار، چراغی روشن کن
تا در این ظلمت، راهی بیابم
این شعرها معمولاً به صورت آزاد نوشته میشوند و قافیه و وزن مشخصی ندارند، اما زیبایی و عمق احساسات آنها در قالبهای نوین به خوبی نمایان است. اگر به شعر خاصی از نیما یا شاعرانی به سبک او علاقه دارید، میتوانم اطلاعات بیشتری ارائه دهم.
مطلب مشابه: شعر سپید چیست؟ ویژگی های این اشعار، تفاوت با شعر نو و نمونه شعر
تاریخچه شعر فارسی

با شروع جنبش مشروطهخواهی ایرانیان بینشی تازه رواج یافت که بر طبق آن عصری تازه فرا رسیدهاست که با همه دورههای تاریخ ملی تفاوت دارد.
روشنفکران این دوران معتقد بودند که عصر استبداد سیاسی به پایان رسیدهاست و همه احساس میکردند که باید در عرصه فرهنگ نیز تحولی مشابه اتفاق بیفتد. شاعران و نویسندگان این عصر در پی زیباشناسی جدیدی بودند و میخواستند شعری تازه بسرایند که با شعر گذشته فارسی فرق داشته باشد.
یکی از عوامل مؤثر دیگر در تحولات ادبی این دوران آشنایی روشنفکران ایرانی با ادبیات اروپایی بود. به باور آنان انقلاب مشروطیت با انقلاب فرانسه مشابهت داشت و قادر بود فضای تازهای ایجاد کند که در آن چهرههای برجستهای پرورش یابند که با شاعران و نویسندگان برجسته اروپا قابل مقایسه باشد.
علاقه و توجه روشنفکران به ادبیات اروپا و بهخصوص ادبیات فرانسه باعث شد تا برخی آثار نویسندگان بزرگ آن زمان اروپا مانند ویکتور هوگو، لامارتین، ژان ژاک روسو، آلفونس دوده و شاتو بریان ترجمه شود که بر نوشتههای بسیاری از ادیبان ایرانی تأثیر گذاشت.
شعر نیمایی و فراگیری در ایران
سالهای ۱۳۲۵ تا ۳۰ به تعبیر طاهباز، دورهای است که نسلهای جدید به تدریج زبان خود را پیدا میکنند. در این دوران، شاعران بزرگی چون شیبانی، شاملو و سپس سایه، کسرایی، م. آزاد و سهراب سپهری در مسیر نوآوری شعر فارسی گام برمیدارند. این نوع سرایش به سرعت جایگزین شعر کلاسیک فارسی شد و با ایجاد تغییراتی در فرم، به سبکهای مختلفی چون نیمایی، سپید و حجم تقسیمبندی گردید.
مخالفت با شعر نیمایی
نیما یوشیج تلاش میکرد تا نگرش سنتی نسبت به شعر فارسی را دگرگون کند و بر این باور بود که تغییر محتوا باید به تغییر فرم و آزادی در قالب منجر شود. آزادیای که نیما در ساختار و مضمون شعر به وجود آورد، در آثار شاعران بعدی نظیر احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری و منوچهر آتشی به اوج خود رسید. با این حال، نیما شعر خود را از نظر نگرش به جهان و محتوای آن، پیشرفتهتر و نوآورانهتر از آثار شاعران بعدی چون شاملو میدانست.
زمانی که نیما نظریه ادبی خود را شکل میداد، حامیان شعر سنتی فارسی که احساس میکردند تحت فشار قرار دارند، اعلام کردند که شعر فارسی به عنوان یکی از ارزشمندترین نمادهای فرهنگی ایران در معرض نفوذ بیگانگان است.
از نظر آنها، شعر نو نشانهای از تسلیم فرهنگی در برابر خارجیها بود و به زودی میتوانست روح فرهنگ ایرانی را نابود کند. سنتگرایان بر این باور بودند که نیما و پیروانش با اصول سنت آشنا نیستند و حتی نیما را به مرگ تهدید کردند.
مطلب مشابه: شعر پستمدرن چیست؟ تعریف به صورت ساده و انواع این شعر
تاثیر شفیعی کدکنی بر پذیرش شعر نیمایی

نگاه محافل دانشگاهی به شعر نیما تا دهه ۴۰ خورشیدی منفی بود و از پذیرش آن اجتناب میکردند. اما با تلاش برخی استادان آشنا به نقد ادبی مدرن، این نگرش به تدریج تغییر کرد. غلامحسین یوسفی و محمدرضا شفیعی کدکنی از جمله افرادی بودند که نقش مهمی در تغییر این دیدگاه در دهه ۴۰ ایفا کردند.
نیما تلاش میکرد تا شعر معاصر فارسی را با نیازهای جامعه مدرن ایران هماهنگ کند. پس از جنبش مشروطه، شرایط اجتماعی ایران دستخوش تغییرات زیادی شد. پیش از نیما، نثر فارسی با تلاشهایی از سوی افرادی چون طالبوف و حاج زینالعابدین مراغهای دگرگون شده بود و خود را با زمانه تطبیق داده بود. شعر جدید نیز تمایل خاصی به پرداختن به مسائل اجتماعی نشان میدهد، در حالی که شعر کلاسیک چنین ویژگیای ندارد.
اگرچه نیما هنوز هم مخالفانی در میان شاعران سنتگرا دارد، اما توانسته است پیروان قابل توجهی پیدا کند و ظرفیت تازهای به شعر کهن فارسی بیفزاید.
دفتر شعر افسانه
دفتر شعر افسانه اولین کتابی بود که شعر نو در ایران را بنیان گذاشت. گرچه افسانه اولین شعر غیرسنتی ایران نیست و گرچه تا رسیدن به قالب اصلی شعر نیمایی فاصله زیادی دارد، به دلیل برخی نوآوریها مانند فناوریهای محتوایی، اغلب به عنوان اولین شعر نو فارسی تلقی میگردد. افسانه در واقع، یکی از نخستین شعرهای روایی نیما است که از دو روایت کامل و تعدادی پاره روایت تشکیل شدهاست.
اشعار نیمایی
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت:
سرها در گریبان است.
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
و گر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس کز گرمگاه سینه میآید برون ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک
مسیحای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است… آی…
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!
منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم
منم من سنگ تیپا خورده رنجور
منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور
نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در بگشای دلتنگم
حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در، چون موج میلرزد
تگرگی نیست مرگی نیست
صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه میگویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد
فریبت میدهد بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است
حریفا! رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت:
هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان
نفسها ابر دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه..
زمستان است…
(مهدی اخوان ثالث)
مطلب مشابه: تخلص در شعر چیست؟ اهمیت و تاثیر آن و نمونه های شعر

تو را من چشم در راهم شباهنگام
که میگیرند در شاخ ” تلاجن ” سایهها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندهی فراهم
تو را من چشم در راهم.
شباهنگام، در آن دم که برجا درهها، چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمیکاهم
تو را من چشم در راهم
(نیما یوشیج)
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.
قایق از تور تهی
و دل از آروزی مروارید،
همچنان خواهم راند
نه به آبیها دل خواهم بست
نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
«دور باید شد، دور
مرد آن شهر، اساطیر نداشت
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
هیچ آئینه تالاری، سرخوشیها را تکرار نکرد
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود
دور باید شد، دور
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست.»
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
پشت دریاها شهری ست
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف
خاک موسیقی احساس تو را می شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد
پشت دریا شهری ست
که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.
پشت دریاها شهری ست!
قایقی باید ساخت .
مطلب مشابه: سبک عراقی در شعر چیست؟ تاریخچه و پیداش این سبک و نمونه اشعار
فال و سرگرمی امروز
فال روزانه ماه تولد، حافظ، تاروت، ابجد و استخاره را از مسیرهای اصلی روزانه ببینید.










