غزل شماره ۸۰ از غزلیات شهریار؛ ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم …
غزل شماره ۸۰ از غزلیات شهریار را در روزانه خوانده و لذت ببرید. برخی از اشعار شهریار به مسائل اجتماعی و سیاسی زمانهاش پرداخته و انتقادات اجتماعی را به شکل هنرمندانهای بیان کرده است. این ویژگی باعث میشود که آثار او به عنوان بخشی از تاریخ ادبیات معاصر ایران مورد توجه قرار گیرند. همچنین غزل شماره ۸۱ از غزلیات شهریار؛ شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۸۰
ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم
خانه گوئی به سرم ریخت چو این قصه شنودم
آن که می خواست برویم در دولت بگشاید
با که گویم که در خانه به رویش نگشودم
آمد آن دولت بیدار و مرا بخت فروخفت
من که یک عمر شب از دست خیالش نغنودم
آنکه می خواست غبار غمم از دل بزداید
آوخ آوخ که غبار رهش از پا نزدودم
یار سود از شرفم سر به ثریا و دریغا
که به پایش سر تعظیم به شکرانه نسودم
ای نسیم سحر آن شمع شبستان طرب را
گو به سر میرود از آتش هجران تو دودم
جان فروشی مرا بین که به هیچش نخرد کس
این شد ای مایه امید ز سودای تو سودم
به غزل رام توان کرد غزالان رمیده
شهریارا غزلی هم به سزایش نسرودم
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۹ از غزلیات شهریار؛ چو بستی در به روی من، به کوی صبر رو کردم …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۸ از غزلیات شهریار؛ نفسی داشتم و ناله و شیون کردم …
تفسیر این شعر زیبا

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، شهریار، است و به بیان احساسات عمیق و دردهای عاشقانه او میپردازد. در ادامه، شعر را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. بیت اول: شاعر میگوید که ماه (نماد زیبایی و عشق) به در خانهاش آمده، اما او در خانه نیست. این نشاندهنده غفلت او از زیباییها و عشق است.
2. بیت دوم: او به یاد میآورد که کسی که میخواست درهای خوشبختی را برای او باز کند، حالا نمیتواند با او صحبت کند، زیرا او در خانهاش را به روی او بسته است.
3. بیت سوم: شاعر بیان میکند که خوشبختی (دولت) به او نزدیک شده، اما بخت او را رها کرده است. او تمام عمرش را در خیال معشوق گذرانده و حالا از دست رفته است.
4. بیت چهارم: کسی که میخواست غمهای او را از دلش پاک کند، حالا در دسترس نیست و شاعر افسوس میخورد که نتوانسته است از او استقبال کند.
5. بیت پنجم: شاعر از یار خود میگوید که مقام و شرفش بسیار بالا است، اما او نتوانسته به پای او سر تعظیم فرود آورد و از این بابت ناراحت است.
6. بیت ششم: شاعر از نسیم صبح میخواهد که به شمع شبستان طرب (محل شادی) بگوید که او از آتش جدایی معشوقش دود شده است. این نشاندهنده درد و رنج ناشی از دوری است.
7. بیت هفتم: شاعر احساس میکند که هیچکس ارزش جان فروشی او را نمیداند و این موضوع باعث ناامیدی او شده است. او به یاد عشقش است و میگوید که این عشق برایش امید بوده است.
8. بیت هشتم: شاعر اشاره میکند که میتواند با غزلهایش غزالان رمیده (عاشقانی که فراری هستند) را رام کند، اما خودش نتوانسته غزلی مناسب برای عشقش بسراید.
به طور کلی، این شعر حاکی از احساسات عمیق عاشقانه، درد جدایی و ناامیدی شاعر است که در تلاش است تا زیباییها و غمهای عشقش را بیان کند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۷ از غزلیات شهریار؛ برو ای تُرک که تَرک تو ستمگر کردم …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۶ از غزلیات شهریار؛ تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم …










