غزل شماره ۵۸ از غزلیات حافظ؛ سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست …

غزل شماره ۵۸ از غزلیات حافظ را در روزانه برای شما دوستان آماده کرده ایم. اشعار حافظ نه تنها در ایران بلکه در سطح جهانی نیز شناخته شده‌اند. ترجمه‌های متعدد از اشعار او به زبان‌های مختلف نشان‌دهنده تأثیر گسترده او بر ادبیات جهانی است. همچنین غزل شماره ۵۹ از غزلیات حافظ؛ دارم امید عاطفتی از جناب دوست … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۸ از غزلیات حافظ؛ سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست ...

غزل شماره ۵۸

سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست

که هر چه بر سرِ ما می‌رود ارادتِ اوست

نظیرِ دوست ندیدم، اگر چه از مَه و مِهر

نهادم آینه‌ها در مقابلِ رخِ دوست

صبا ز حالِ دلِ تنگِ ما چه شرح دهد؟

که چون شِکَنجِ ورق‌هایِ غنچه تو بر توست

نه من سَبوکش این دیرِ رندسوزم و بس

بسا سَرا که در این کارخانه سنگ و سبوست

مگر تو شانه زدی زلفِ عنبرافشان را؟

که بادْ غالیه‌سا گشت و خاکْ عنبربوست

نثارِ رویِ تو هر برگِ گل که در چمن است

فدای قَدِّ تو هر سروبُن که بر لبِ جوست

زبانِ ناطقه در وصفِ شوق نالان است

چه جای کِلکِ بریده‌زبانِ بیهُده‌گوست؟

رخِ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت

چرا که حالِ نکو در قَفایِ فالِ نکوست

نه این زمان دلِ حافظ در آتشِ هوس است

که داغدار ازل همچو لالهٔ خودروست

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۷ از غزلیات حافظ؛ آن سیه‌چرده که شیرینیِ عالم با اوست …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۶ از غزلیات حافظ؛ دل سراپردهٔ محبتِ اوست دیده آیینه‌دارِ طلعت اوست …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از حافظ شیرازی، شاعر بزرگ ایرانی، به مضامین عشق، ارادت و زیبایی می‌پردازد. در ادامه، سعی می‌کنم هر بیت را به زبان ساده توضیح دهم:

بیت اول:

شاعر می‌گوید که تمام ارادت و محبت او به خداوند و دوست (عشق) است. هر چیزی که بر او می‌گذرد، ناشی از محبت و ارادت آن دوست است.

بیت دوم:

شاعر در اینجا می‌گوید که هیچ دوستی را مشابه دوست خود ندیده است، حتی اگر آینه‌ها را در مقابل چهره او بگذارد تا زیبایی‌اش را نشان دهند.

بیت سوم:

شاعر از صبا (باد) می‌پرسد که حال دل تنگ او را چگونه توصیف کند، زیرا حال او مانند غنچه‌ای است که در حال شکفتن است و این احساسات درونش را نمی‌تواند بیان کند.

بیت چهارم:

شاعر می‌گوید که او فقط در این میخانه (دیر) عاشقانه است و نه در جاهای دیگر. او به این نکته اشاره می‌کند که بسیاری از مکان‌ها پر از سنگ و سبو (ظرف شراب) هستند، اما اینجا خاص است.

بیت پنجم:

شاعر به زلف‌های دوست اشاره می‌کند و می‌گوید که آیا تو زلف‌های خود را شانه زدی که باد به عطر و بوی خوش آن افزوده شده است؟ این نشان‌دهنده زیبایی و جذابیت دوست است.

بیت ششم:

شاعر می‌گوید که هر گلی که در چمن وجود دارد، نثار روی توست و هر سروبن (چشمۀ آب) که در کنار رودخانه است، فدای قامت توست. اینجا شاعر به تقدس و ارزش دوست اشاره دارد.

بیت هفتم:

شاعر می‌گوید که زبان نمی‌تواند شوق و عشق او را توصیف کند و چه جای کلام بیهوده‌ای است که نتواند احساسات عمیق او را بیان کند.

بیت هشتم:

شاعر به این نکته اشاره می‌کند که چهره دوست در دل او آمده و او مطمئن است که آرزوهایش برآورده خواهد شد، زیرا حال خوب او به فال نیک مرتبط است.

بیت نهم:

شاعر در اینجا می‌گوید که دل او اکنون در آتش هوس و عشق می‌سوزد و مانند لاله‌ای است که از گذشته داغدار شده است. این نشان‌دهنده شدت احساسات اوست.

در مجموع، این شعر به عمق عشق و ارادت شاعر به دوست (عشق یا خداوند) پرداخته و نشان‌دهنده زیبایی، شوق و احساسات عمیق انسانی است. حافظ با استفاده از تشبیهات زیبا، احساسات خود را به تصویر کشیده و به ما یادآوری می‌کند که عشق واقعی فراتر از کلمات است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۵ از غزلیات حافظ؛ خَمِ زلفِ تو دامِ کفر و دین است …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۴ از غزلیات حافظ؛ ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون است …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.