غزل شماره ۳۰ از دیوان شمس مولانا؛ ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما

غزل شماره ۳۰ از دیوان شمس مولانا را در روزانه بخوانید. غزلیات مولانا نه تنها از نظر ادبی ارزشمند هستند، بلکه به عنوان یک منبع غنی از اندیشه‌های عرفانی و انسانی نیز شناخته می‌شوند. این اشعار همچنان الهام‌بخش نسل‌های مختلف بوده و تأثیر عمیقی بر فرهنگ و ادبیات ایران و جهان دارند. همچنین غزل شماره ۳۱ از دیوان شمس مولانا؛ بادا مبارک در جهان سور و عروسی‌های ما را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۳۰ از دیوان شمس مولانا؛ ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما

غزل شماره ۳۰

ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما

چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما

ای چشم ابر این اشک‌ها می‌ریز همچون مشک‌ها

زیرا که داری رشک‌ها بر ماه رخساران ما

این ابر را گریان نگر وان باغ را خندان نگر

کز لابه و گریه پدر رستند بیماران ما

ابر گران چون داد حق از بهر لب خشکان ما

رطل گران هم حق دهد بهر سبکساران ما

بر خاک و دشت بی‌نوا گوهرفشان کرد آسمان

زین بی‌نوایی می‌کشند از عشق طراران ما

این ابر چون یعقوب من وان گل چو یوسف در چمن

بشکفته روی یوسفان از اشک افشاران ما

یک قطره‌اش گوهر شود یک قطره‌اش عبهر شود

وز مال و نعمت پر شود کف‌های کف خاران ما

باغ و گلستان ملی اشکوفه می‌کردند دی

زیرا که ابریق از پگه خوردند خماران ما

بربند لب همچون صدف مستی میا در پیش صف

تا بازآیند این طرف از غیب هشیاران ما

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۹ از دیوان شمس مولانا؛ ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ما

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۸ از دیوان شمس مولانا؛ ای شاه جسم و جان ما خندان‌کن دندان ما

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به زیبایی و با استفاده از تصاویر شاعرانه، احساسات عمیق و عواطف انسانی را بیان می‌کند. در ادامه، متن را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. فصل باران: شاعر به فصل باران اشاره می‌کند و از آن می‌خواهد که بر یاران (دوستان و عزیزان) بریزد. این باران نماد اشک و غم است که در دل کسانی که عاشق هستند، به خاطر دوری معشوق می‌ریزد.

2. چشم ابر: شاعر به ابرها تشبیه می‌کند و می‌گوید که این ابرها اشک‌هایی دارند که مانند مشک (عطر) می‌ریزند. این اشک‌ها به خاطر حسادت ابرها به زیبایی معشوق است.

3. گریه و خنده: شاعر می‌گوید که این ابرها در حال گریه هستند، اما در باغ‌ها نیز شادی و خنده وجود دارد. این نشان‌دهنده تضاد بین غم و شادی است.

4. داد حق: ابرها به عنوان نماد رحمت الهی توصیف شده‌اند که برای زمین خشک و بی‌ثمر باران می‌بارند. این باران برای کسانی که به آرامش نیاز دارند، نعمت است.

5. گوهرفشانی آسمان: آسمان باران را مانند جواهر بر روی زمین می‌ریزد و این باران باعث شکوفایی عشق و زیبایی‌ها می‌شود.

6. یعقوب و یوسف: شاعر از داستان یعقوب و یوسف استفاده می‌کند تا نشان دهد که عشق و جدایی چقدر دردناک است. یعقوب به خاطر جدایی از یوسف اشک می‌ریزد.

7. قطرات باران: هر قطره باران ممکن است یک گوهر (شکوه) یا عبهر (آب زلال) باشد، و این نشان‌دهنده ارزش و نعمت‌هایی است که باران برای انسان‌ها به ارمغان می‌آورد.

8. باغ و گلستان: در روزهای گذشته، باغ‌ها و گلستان‌ها با باران شکوفا شده بودند، زیرا باران باعث زنده شدن گیاهان و خوشحالی مردم می‌شود.

9. مستی و هشیاری: در انتهای شعر، شاعر به مسأله مستی و هشیاری اشاره می‌کند و از افراد می‌خواهد که در حالت مستی لب‌های خود را ببندند تا هشیاران (آگاهان) دوباره برگردند.

این شعر به طور کلی درباره‌ی عشق، جدایی، غم و شادی است و با استفاده از تصاویری زیبا، احساسات عمیق انسانی را به تصویر می‌کشد. باران نماد رحمت، عشق و زندگی است که بر دل‌های عاشقان می‌بارد.

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۷ از دیوان شمس مولانا؛ آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفته‌ست پا

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۶ از دیوان شمس مولانا؛ هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان‌ها

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.