غزل شماره ۲۴ از غزلیات سعدی؛ وقتی دل سودایی، می‌رفت به بستان‌ها

غزل شماره ۲۴ از غزلیات سعدی را در روزانه بخوانید. سعدی با آثارش تأثیر زیادی بر فرهنگ و جامعه ایرانی گذاشته است. اشعار او در طول تاریخ منبع الهام برای شاعران بعدی بوده و در بسیاری از محافل ادبی مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند. همچنین غزل شماره ۲۵ از غزلیات سعدی را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۲۴ از غزلیات سعدی؛ وقتی دل سودایی، می‌رفت به بستان‌ها

غزل شماره ۲۴

وقتی دل سودایی، می‌رفت به بستان‌ها

بی‌خویشتنم کردی، بوی گل و ریحان‌ها

گه نعره زدی بلبل، گه جامه دریدی گل

با یاد تو افتادم، از یاد برفت آن‌ها

ای مهر تو در دل‌ها، وی مهر تو بر لب‌ها

وی شور تو در سرها، وی سِر تو در جان‌ها

تا عهد تو دربستم، عهد همه بشکستم

بعد از تو روا باشد، نقض همه پیمان‌ها

تا خار غم عشقت، آویخته در دامن

کوته‌نظری باشد، رفتن به گلستان‌ها

آن را که چنین دردی، از پای دراندازد

باید که فروشوید، دست از همه درمان‌ها

گر در طلبت رنجی، ما را برسد شاید

چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان‌ها

هر تیر که در کیش است، گر بر دلِ ریش آید

ما نیز یکی باشیم، از جملهٔ قربان‌ها

هر کاو نظری دارد، با یار کمان‌ابرو

باید که سپر باشد، پیش همه پیکان‌ها

گویند «مگو سعدی! چندین سخن از عشقش»

می‌گویم و بعد از من، گویند به دوران‌ها

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۳ از غزلیات سعدی؛ رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۲ از غزلیات سعدی (من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را)

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر بزرگ ایرانی، سعدی، به موضوع عشق و احساسات عمیق انسانی می‌پردازد. بیایید آن را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

▎توضیحات شعر

1. دل سودایی و بستان‌ها: شاعر در ابتدا می‌گوید که وقتی دلش پر از عشق و شوق است، به باغ‌ها و بستان‌ها می‌رود. اینجا اشاره به زیبایی‌های طبیعی و عطر گل‌ها دارد که او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

2. فراموشی در زیبایی: او بیان می‌کند که با یاد معشوق، همه چیز دیگر را فراموش می‌کند. بوی گل و ریحان‌ها او را از خود بی‌خود کرده است.

3. شور و شوق عشق: شاعر به قدرت عشق اشاره می‌کند که در دل‌ها، لب‌ها، سرها و جان‌ها وجود دارد. عشق او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.

4. شکستن عهدها: او می‌گوید وقتی که به عشق تو دست یازیدم، عهد و پیمان‌های دیگر برایم بی‌اهمیت شدند. این نشان‌دهنده شدت عشق اوست.

5. خار غم عشق: شاعر به درد و رنجی که از عشقش دارد اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر این درد در دلش باشد، رفتن به باغ‌ها و لذت‌های دیگر بی‌فایده است.

6. درمان عشق: او بیان می‌کند که اگر کسی چنین دردی را احساس کند، باید دست از همه درمان‌ها بردارد، زیرا هیچ چیز نمی‌تواند او را آرام کند.

7. رنج در طلب عشق: شاعر می‌گوید اگر در جستجوی عشق رنجی به او برسد، باید آن را بپذیرد؛ زیرا عشق ارزش تحمل این رنج‌ها را دارد.

8. قربانی عشق: او اشاره می‌کند که هر تیر و خطری که در راه عشق وجود داشته باشد، او نیز آماده است تا قربانی آن شود.

9. نگاه معشوق: شاعر به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر کسی نگاهی به معشوق داشته باشد، باید آماده باشد تا از خود دفاع کند.

10. سخن گفتن از عشق: در پایان، سعدی به این نکته اشاره می‌کند که دیگران ممکن است از او بخواهند که درباره عشق سخن نگوید، اما او ادامه می‌دهد و می‌گوید که پس از او نیز درباره عشق صحبت خواهند کرد.

نتیجه‌گیری

این شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه و قدرت عشق است. سعدی در این شعر نشان می‌دهد که عشق چقدر بر زندگی انسان تأثیرگذار است و چگونه می‌تواند انسان را از همه چیز غافل کند. او همچنین به رنج‌ها و فداکاری‌هایی که در راه عشق وجود دارد اشاره می‌کند و اهمیت آن را برجسته می‌سازد.

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۱ از غزلیات سعدی؛ تفاوتی نکند قدر پادشایی را

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۰ از غزلیات سعدی؛ لاابالی چه کند دفتر دانایی را

دسترسی سریع

فال و سرگرمی امروز

فال روزانه ماه تولد، حافظ، تاروت، ابجد و استخاره را از مسیرهای اصلی روزانه ببینید.

فال امروز ماه تولدت انتخاب فقط در همین مرورگر ذخیره می‌شود.
امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.