غزل شماره ۱۹ از غزلیات حافظ (ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟)
غزل شماره ۱۹ از غزلیات حافظ را برای شما قرار دادهایم. غزلیات حافظ دارای معانی عمیق و چندلایه هستند که میتوانند به تفکر و تأمل در مورد زندگی، عشق، عرفان و فلسفه وجودی انسان بپردازند. این عمق معنا باعث میشود که هر بار خواندن این اشعار، تجربهای جدید و متفاوت به همراه داشته باشد. پیشنهاد می شود که غزل شماره ۲۰ را هم بخوانید.

غزل شماره ۱۹
ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟
منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟
شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در پیش
آتشِ طور کجا موعدِ دیدار کجاست؟
هر که آمد به جهان نقشِ خرابی دارد
در خرابات بگویید که هُشیار کجاست؟
آنکس است اهلِ بشارت که اشارت داند
نکتهها هست بسی مَحرمِ اسرار کجاست؟
هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و مَلامتگرِ بیکار کجاست؟
باز پرسید ز گیسویِ شِکَن در شِکَنَش
کاین دلِ غمزده سرگشته گرفتار کجاست؟
عقل دیوانه شد آن سلسلهٔ مُشکین کو؟
دل ز ما گوشه گرفت ابرویِ دلدار کجاست؟
ساقی و مُطرب و مِی جمله مُهَیّاست ولی
عیش بییار مُهیّا نشود یار کجاست؟
حافظ از بادِ خزان در چمنِ دَهر مَرَنج
فکرِ معقول بفرما گُلِ بیخار کجاست؟
همچنین بخوانید: غزل شماره ۱۸ از غزلیات حافظ؛ ساقیا آمدنِ عید، مبارک بادت
همچنین بخوانید: غزل شماره ۱۷ از غزلیات حافظ؛ سینه از آتش دل، در غمِ جانانه بسوخت
تفسیر این شعر

این شعر از حافظ شیرازی، شاعر بزرگ ایرانی، به جستجوی یار و عشق میپردازد و در عین حال به عمق احساسات انسانی اشاره میکند. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟
شاعر از نسیم صبح میپرسد که جایی که یار و محبوبش آرام گرفته کجاست. او به دنبال محبوب خود است.
2. منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟
او به دنبال خانه و محل آن ماه (محبوب) است که عاشقان را فریب میدهد. این بیت نشاندهنده زیبایی و جذابیت محبوب است.
3. شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در پیش
شب تاریکی است و او در مسیر وادی ایمان (مسیر درست) قرار دارد، اما نمیداند که کجا برود.
4. آتشِ طور کجا موعدِ دیدار کجاست؟
شاعر از آتش طور (جایی که موسی با خدا ملاقات کرد) میپرسد که زمان دیدار محبوبش کجاست. این نشاندهنده انتظار و longing اوست.
5. هر که آمد به جهان نقشِ خرابی دارد
او میگوید هر کسی که به دنیا میآید، سرنوشتی خراب دارد. این اشاره به مشکلات و چالشهای زندگی است.
6. در خرابات بگویید که هُشیار کجاست؟
او از افرادی که در خرابات (محلهای خوشگذرانی) هستند میخواهد بپرسند که هشیار (آگاه) کجاست. این نشاندهنده جستجو برای حقیقت و آگاهی است.
7. آنکس است اهلِ بشارت که اشارت داند
کسی که بتواند اشارهها را بفهمد، اهل بشارت و خوشخبری است. این به معنای درک عمیق از زندگی و عشق است.
8. نکتهها هست بسی مَحرمِ اسرار کجاست؟
او میپرسد که کسانی که به رازها آگاه هستند، کجا هستند؟ این نشاندهنده جستجو برای دانش و حقیقت است.
9. هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار است
او میگوید که هر تار مویش با یار کارهای زیادی دارد، یعنی ارتباطات عمیق و احساسات زیادی نسبت به محبوبش وجود دارد.
10. ما کجاییم و مَلامتگرِ بیکار کجاست؟
شاعر از خود میپرسد که ما در کجا هستیم و کسی که ما را سرزنش کند، کجاست؟
11. باز پرسید ز گیسویِ شِکَن در شِکَنَش
او از موهای محبوبش سوال میکند و به زیبایی آن اشاره دارد.
12. کاین دلِ غمزده سرگشته گرفتار کجاست؟
دل غمگین او سرگشته و گرفتار است و او از محبوبش میپرسد که کجاست.
13. عقل دیوانه شد آن سلسلهٔ مُشکین کو؟
عقل او دیوانه شده و او از آن زنجیرهای مشکین (زیبایی) میپرسد که کجا هستند.
14. دل ز ما گوشه گرفت ابرویِ دلدار کجاست؟
دل او از ما دور شده و او میپرسد که ابروی محبوبش کجاست.
15. ساقی و مُطرب و مِی جمله مُهَیّاست ولی
همه چیز برای خوشی آماده است؛ ساقی، نوازنده و شراب وجود دارند.
16. عیش بییار مُهیّا نشود یار کجاست؟
اما شادی بدون یار ممکن نیست؛ پس یار کجاست؟
17. حافظ از بادِ خزان در چمنِ دَهر مَرَنج
حافظ به باد خزان اشاره میکند و میگوید از تغییرات زندگی ناراحت نباش.
18. فکرِ معقول بفرما گُلِ بیخار کجاست؟
او از دیگران میخواهد که فکر کنند و بگویند گل بدون خار (زیبایی بدون درد) کجاست؟
در کل، این شعر به جستجوی عشق، زیبایی، حقیقت و آگاهی میپردازد و نشاندهنده احساسات عمیق انسانی است. شاعر در تلاش است تا جواب سؤالات خود را پیدا کند و در عین حال به زیباییهای زندگی توجه کند.
همچنین بخوانید: غزل شماره ۱۶ از غزلیات حافظ؛ خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت
همچنین بخوانید: غزل شماره ۱۵ از غزلیات حافظ؛ ای شاهد قدسی، کِه کَشَد بند نقابت؟










