شعر نو درباره ماه؛ اشعار احساسی زیبا در مورد ماه شب
زیبایی ماه بارها مورد توجه شاعران و نویسندگان بسیاری قرار گرفته است. از همین رو شاعران نو نیز بارها درباره ماه زیبا شعر گفتهاند. در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم چندین شعر نو درباره ماه را برای شما دوستان قرار دهیم. با ما همراه شوید.

اشعار زیبا درباره ماه
میشود نــــــــــــــور بپاشی و شبی مــاه شوی؟
یا که فـــــــــــــاتح بشوی بر دلِ من شاه شوی؟
مــــــــوج ِ گیسویِ بلندت، قـــــایقم را بِشِکست
مــــــــنِ طــــوفــان زده را لطف کنی راه شوی؟
دیــــــر گاه است که بُغضم به گـلـو جـمـع شده
اینهمه بُغض که اَنـــــــــدوخته ام چـــــاه شوی؟
مــــــــــانده ام بـی کـس و تـنـها بـه بیابان بَـلا
بَـلَـدَم بــاشـی و در بـــــادیـــه هَــمــراه شَــوی؟
خـانه ام کلبه یِ تنهایی و اَحــــــــــــزان گشته
میهمانِه، مــــــــن و خـــــانِه، گاه و بیگاه شوی؟
ماه بانـویِ مــــــــــــــــــرا در شب تاریـک ببین
او نشان است، در ایـــــــن راه،تـو بـیـراه شَــوی!
“مجید ماه بانویی “
ماه
در هلال کامل هر قرص
دل قرص به شوق پلنگ
انگاره ها به خواب مى برد و
صورت مى گشود به نوشخند،
چنگال مهر کشیده خـُفتک
پرید و افتاد به رود بخـتک
بى امان از دره هاى سقوط
در هراسِ جان پلنگ
پریشان گشت و
صورت خراشید به نیشخند…
سایه ى سیاهى بود و آه
خفته در خیال پلنگ
ماه
شب
کلاغیست
با منقاری از ستارگان
که ماه را به دندان گرفته میبرد
به اسیری
و به اجبار
به آنطرفِ جایی که نمی بینیم
به جایی که
خورشید لحظه شماری میکند
برای بوسیدنِ
رویِ ماه
تنها کسانی که محرم نیستند
هفت میلیارد مورچه اند
که کلاغ
بال برچشمانشان میگیرد…
مطلب مشابه: اشعار مولانا درباره ماه؛ 20 اشعار احساسی درباره ماه و آسمان
مطلب مشابه: شعر ماه و اشعار زیبای احساسی درباره ماه 50 شعر کوتاه و بلند

ماهِ اهدای سرِ سردارِ عشق
ماهِ تقدیم مشوقهایِ عشق
ماهِ رَبّیِ ربناهایِ علی
ماهِ اطعامِ طعامهای ولی
ماهِ تقدیرِ تمامِ اولیا
ماهِ تعینِ همام اوصیا
ماهِ ابلاغ کلامِ اللهِ حق
ماهِ تقدیسِ منقش در شفق
ماهِ امحای گناهانِ بشر
ماهِ املایِ دعای باهنر
ماهِ منشور ربِ بین اللمل
ماهِ ترسیم رهِ خیر العمل
ماهِ تمدید عقود عاقدین
ماهِ تسلیمِ عموم عابدین
ماهِ رقصِ عشقِ کلِ عاشقین
ماهِ زنجیر ِ گروهِ ظالمین
ماهِ تنظیم قرارداد متین
ماهِ تدفینِ شَررهای لعین
ماهِ مهتاب گروهِ معرفت
ماهِ انشای علوم مغفرت
ماهِ الهام بشر وحیِ نبی
ماهِ بخشش ماهِ محمودِ همی
ماهِ عظمای عظیمِ کبریا
شد رمضان هدیهِ دائم بقا
ماه مهر با مهربانی می رسد
ماه خوب آسمانی می رسد
ماه مهر ماه تلاش و کوشش است
ماه کسب دانش و آموزش است
ماه آغاز حضور مدرسه
ماه درس و ماه مشق و هندسه
ماه آب بابا آن مرد می رود
همکلاسی های خوب و سرسبد
می شود مدرسه باز هم پر صدا
جای بحث است و جدل با بچه ها
ماه پرسش ماه آزمون و جواب
شیمی و فیزیک و جبر و است و حساب
ماه زیبا و قشنگ خاطره
شیطنت ها زیر طاق پنجره
ماه میز و نیمکت و تخته سیاه
ماه گچ وایت برد و یک دنیا نگاه
ماه مهر مدرسه غوغا می شود
کسب دانش باز برپا می شود
همکلاسی ها سلامت می کنند
مهربانانه نگاهت می کنند
با حضورت مدرسه وا می شود
دانش آموزی مهیا می شود
جسم و روحت را ”رها” کن نازنین
رونق مدرسه را اینک ببین
بهروز رها
نازِ ماه
میربایم یک شبی از آسمانم ماه من
میزنم بر قاب دیوار زمانم ماه من
من زبانی خسته از تکرار عشقی باطلم
حسرتم را گوش کن روی لبانم ماه من
روز و شب در جستجوی غیبت خویشم ولی
غافلم از این حضور بیامانم ماه من
بغض چندین سالهام میل رهایی دارد وُ
میهراسم از بلای آسمانم ماه من
فاجعه هر شب خیالم را پریشان میکند
فکر رفتن میکنی جان میستانم ماه من
خواب من رسوا شده تعبیر شیرین میکنم
داغ فرهادی به سنگش مینشانم ماه من
حسرتی دارم بدانم در کجا غافل شدم
کاین چنین آتش شده بر استخوانم ماه من
ماه نازم هر قَدَر با قهر خود آتش زنی
مثل ابراهیم از آتش گل پرانم ماه من
حق چه شیرین گفتهاند از ما بشد بر جان ما
میکنم آخر فدایت خُردِ جانم ماه من
هر شب از تصویر رویت بوسهها چیدم ولی
عاقبت بر روی جسمت مینشانم ماه من
هر شب از شعر تو دفتر را سیاهش میکنم
تا بخندی از قلم خونها چکانم ماه من
سالها بستم نقابی را که شرمم گفته بود
پاره شد اکنون نقابم از فغانم ماه من
بس که تکراری شده زخم زبان و طعنهات
حس من تاول زده روی زبانم ماه من
این همه گفتم ولی آخر نشد خالی ز بغض
خنده کن تاهمچنان روشن بمانم ماه من
مطلب مشابه: شعر در مورد ماه از شاملو { 20 شعر درباره ماه زیبا و شب از شاملو }
مطلب مشابه: متن درباره ماه زیبا و کامل { 30 کپشن و جمله بیو ماه کامل شب }
عکس نوشته های زیبای ماه
ماه روی تو که بر چهرهی مهتاب نشست
عشق همراه غزل بر دلِ بیتاب نشست
عشق چون زد به دلم، آینه و جام شکست
مشق عشق تو همان لحظه به مضراب نشست
دلِ واماندهی من در گذر آب نشست
پرِ پرواز شد و گوشهی محراب نشست
سیل اشک از ره دل موج به طوفان میزد
رام شد رود صفت بر مژه چون خواب نشست
نغمه شد صوت غزل همنفس باران شد
قطره قطره زد و بر سیطرهی قاب نشست
خاطرت باز در اطراف خیالم چرخید
و همین شد که مرا دیده بیخواب نشست
ماه من در طلبت باز ز سرچشمهی دل
عشق جوشید ولی قافیه بر آب نشست
دیشب، با خیال روی تو
شعری از مهتاب سرودم
شعری از ستاره باران هوای تو سرودم
از نگاهت، از صدایت
از تو و چشم سیاهت
شعری با صدای غمبارت سرودم
دیشب، با خیال روی تو
از جاده بیانتهای شب، گذر کردم
اما از روی حسادت
از نگاه روشن مهتاب حذر کردم
بیتو بودن
و بیتو به مهتاب نگاه کردن
برای من کابوسی از رفتن دیرینه توست…
دیشب، با خیال یاد تو
شب را به صبح سر کردم
این بار از روی خجالت
به مهتاب نظر نکردم
بیتو مرا
مهتاب رنگی دگر است
وای از آن شعر، شعر کوچه!
وای از آن شب، شب مهتاب!
وای از شوق دیدار…
حتی در خواب
بیتو بودم…تک و تنها
دور از همه غمها
با تو اما
عشق آمد و من رفتم تو رویا…
از غم دوری تو شعر سرودم
شعر که نه!…
حرف دلم بود که دگر بار بریدم!
همه امید به آن لحظه
که آیی به سراغم…
شوق دیدار تو بود، دیدار نبود!
عطر صد خاطره بود، یار نبود…
یادم آید که شبی
از این کوچه گذر کردی
شعر خواندی و نوشتی و سفر کردی…
یاد داری که به من گفتی حذر کن؟
حذر از عشق ندانم هرگز …
برگرد…
تو نیستی…
نیستی که ببینی چگونه بیتو
لحظههایم بیچراغ مانده
نیستی که ببینی
بیتو
چه عذابی است با مهتاب بودن و
به مهتاب نگاه کردن
تو نیستی اما
صدایت هست
صدایی که هنوز برایم
از کوچه و آن شب میگوید
آن شب مهتاب بیتو…
برگرد،
میخواهم برای لحظهای
با چشمانت رویایی شوم
میخواهم بارانی شوم …
آسمان دلم اکنون مهتاب
دل تو ماه شبم
کو! کجاست؟
تا ستاره همه شب بیدارم
مهربان ماه شبم هستی باز؟
آمدم بر سر جوی
آهسته…
که تو را بینم باز
تو کجا؟
من کجا؟
ای نگار شب تاریک بیا!
مطلب مشابه: کپشن مهتاب و جملات احساسی عاشقانه درباره نور ماه و مهتاب
مطلب مشابه: متن انگلیسی در مورد ماه با ترجمه (جملات کوتاه و زیبای کپشن و استوری)

امشب، گرسنگان زمین، قرص ماه را
از سفرهی سخاوت دریا ربودهاند
اما، نسیم مست
در لحظهی تکاندن این سفرهی فراخ
تصویر تابناک هزاران ستاره را
چون خردههای نان
بر ماهیان خرد و کلان هدیه کرده است
شبی که ماه مراد از افق شود طالع
بود که پرتو نوری به بام ما افتد
به بارگاه تو چون باد را نباشد بار
کی اتفاق مجال سلام ما افتد
شب
ماه و ستارهها
دست در دست هم
از جانب چشمانت
با نسیم همره می شوند و
با عطرِ لبانت یواشکی بوسه ای
بر پیشانیم
می نشانند
حدس میزنم که هوا روشنتر خواهد شد
مردم، آسوده
آسمان، آبی
ماه بیخیال و
ستاره به خواب
و من که باز با همین سیگار لعنتی
راه خود را خواهم رفت
چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستارهای ست باری
دل من ! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری
نرسید آن ماهی که به تو پرتوی رساند
دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری
آسمانِ دل من
مهتابی است
و تو
چون ماه
در آن تنهایی …
توی آسمون من
دو تا ماه وجود داره
یک ماه همونیه که هر شب تو آسمون میبینیمش
و یکی هم تویی هستی که هر روز میبینمش
هر کسی در آسمان با یک ستاره دلخوش است
عیب من
این بود شاید
ماه را میخواستم!
تُ
مٰاه را دوستْ دٰاری
و مَن مٰاههاست تُ را…
شاید اگه ماه تو آسمون میدونست که منم یه ماه تو زمین دارم
اینقدر به خودش مغرور نمیشد
ماه من تویی
شعرهای کوتاه درباره ماه
نالند به مهتاب سگان وین سگ شبگرد
فریاد که فریاد ز مهتاب دگر داشت
همرنگ گونههای تو مهتابم آرزوست
چون بادهی لب تو می نابم آرزوست
شادم به خیال تو چو مهتاب، شبانگاه
گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم
همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

پیشاروى خویش در شبِ مهتاب
موى تو از یالِ اسب تشخیص نتوانم داد
گفتم شب مهتاب بیا نازکنان گفت
آنجا که منم حاجت مهتاب نباشد.
کوچهگرد شام غم بود این دلم
روی تو مهتابِ ماهم بود و نیست
مطلب مشابه: متن در مورد شب و ماه؛ متن وضعیت و استوری احساسی شب و ماه










