شعر شماره ۴ از اشعار ترکی شهریار؛ سن وطندن ساری قلبین دویونورسه،مارالیم!

شعر شماره ۴ از گزیده اشعار ترکی شهریار را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. شهریار در بسیاری از اشعار خود، به خصوص در مجموعه «حیدر بابایه سلام»، از زبان ترکی آذری استفاده کرده است. این ترکیب نشان‌دهنده هویت دوزبانه و فرهنگی شهریار است و به نوعی پلی بین دو فرهنگ فارسی و ترکی ایجاد می‌کند.

شعر شماره ۴ از اشعار ترکی شهریار؛ ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

شعر شماره ۴

سن وطندن ساری قلبین دویونورسه،مارالیم!

وطنین ده مارالیندان ساری قلبی دویونور.

وطنی باغریوا باسسان سه وینرسن ینه سن

که وطن ده بالاسین باغرینا باسسا سه وینر.

منیم عشقیم اوجالیب غوربت اولوب دنیا منه

دوست دویانمیر دویونور،دشمن اویانمیر اونور.

تفسیر و ترجمه این شعر

این شعر درباره‌ی عشق به وطن و احساس عمیق تعلق به آن است. شاعر بیان می‌کند که قلبش به وطنش وابسته است و هر جا که باشد، محبت به وطن از قلبش جدا نمی‌شود. او تأکید می‌کند که اگر کسی به وطن وفادار باشد، در نهایت پیروز خواهد شد. عشق و تعلق به وطن برای او معنای عمیقی دارد و او از سوگواری و سختی‌ هایی که ممکن است در زندگی‌اش پیش بیاید، حرف می‌زند. در نهایت، شعر تأکید دارد که دوستی و عشق به وطن بر هر چیز دیگری ارجح است.

مطلب مشابه: شعر شماره ۳ از گزیده اشعار ترکی شهریار (گلچین زیباترین اشعار)

مطلب مشابه: شعر شماره ۲ از گزیده اشعار ترکی شهریار (اشعار عاشقانه با ترجمه)

مطلب مشابه: شعر شماره ۱ از گزیده اشعار ترکی شهریار (اشعار زیبا با ترجمه)

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.