شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ می تراوید آفتاب از بوته ها دیدمش در …

شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه بخوانید. اشعار سپهری به نوعی فلسفی هستند و او در آنها به موضوعاتی چون وجود، زندگی، مرگ و عشق می‌پردازد. این تأملات عمیق باعث می‌شود که خواننده به تفکر درباره زندگی و جایگاه خود در جهان بپردازد. همچنین شعر شماره ۳۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ تهی بود و نسیمی. سیاهی بود و ستاره ای … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ می تراوید آفتاب از بوته ها دیدمش در ...

شعر شماره ۳۴

می تراوید آفتاب از بوته ها

دیدمش در دشت های نم زده

مست اندوه تماشای یار باد

مویش افشان گونه اش شبنم زده

لاله ای دیدیم لبخندی به دشت

پرتویی

در آب روشن ریخته

او صدا را درشیار باد ریخت

جلوه اش با بوی خاک آمیخته

رود تابان بود و او موج صدا

خیره شد چشمان ما در رود وهم

پرده روشن بود او تاریک خواند

طرح ها دردست دارد دود وهم

چشممن بر پیکرش افتاد گفت

آفت پژمردگی نزدیک او

دشت

دریای تپش آهنگ نور

سایه میزد خنده تاریک او

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ به روی شط وحشت برگی لرزانم ریشه ات را بیاویز …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ کنار مشتی خاک در دوردست خودم تنها نشسته ام …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر، شعری زیبا و تصویری است که احساسات عمیق و زیبایی‌های طبیعت را به تصویر می‌کشد. در ادامه، به زبان ساده‌تر و با توضیحات مناسب، مضمون شعر را بررسی می‌کنیم:

1. آفتاب و طبیعت: شعر با توصیف آفتاب که از بوته‌ها می‌تراود آغاز می‌شود. این تصویر نشان‌دهنده‌ی روشنایی و زیبایی طبیعت است.

2. دیدن معشوق: شاعر در دشت‌های نم‌زده، معشوقش را می‌بیند. این دشت‌ها به نوعی نماد تازگی و زندگی هستند.

3. احساس اندوه: شاعر بیان می‌کند که معشوقش در حال تماشای یار است و در این حال، احساس اندوهی دارد. این نشان‌دهنده‌ی عشق و دلتنگی است.

4. زیبایی معشوق: موی معشوق افشان است و گونه‌اش مانند شبنم می‌درخشد. این توصیف‌ها زیبایی و لطافت معشوق را به تصویر می‌کشند.

5. لاله و لبخند: شاعر از لاله‌ای که لبخندی به دشت می‌زند صحبت می‌کند. این لاله نماد زیبایی و شادی در طبیعت است.

6. آب و صدا: او صدا را در شیاری از باد حس می‌کند و جلوه‌ی معشوق با بوی خاک آمیخته است. این تصویر نشان‌دهنده‌ی ارتباط عمیق بین معشوق و طبیعت است.

7. رود و موج صدا: شاعر معشوق را به رود تابانی تشبیه می‌کند که موج صدا دارد. این تشبیه نشان‌دهنده‌ی زنده بودن و پویایی عشق است.

8. چشمان خیره: چشمان شاعر به معشوق خیره شده‌اند و او را در حالتی وهم‌آلود می‌بیند. این حالت نشان‌دهنده‌ی تأثیر عمیق معشوق بر روح شاعر است.

9. تضاد روشنایی و تاریکی: پرده روشن و تاریکی که معشوق خوانده است، تضاد بین زیبایی و غم را نشان می‌دهد.

10. پژمردگی: شاعر به پژمردگی نزدیک معشوق اشاره می‌کند، که ممکن است به معنای غم یا دلتنگی باشد.

11. دریای تپش: دشت به دریای تپش آهنگ نور تشبیه شده است، که نشان‌دهنده‌ی زندگی و حرکت در طبیعت است.

12. سایه خنده تاریک: در پایان، سایه‌ای از خنده تاریک معشوق بر دشت می‌افتد، که ممکن است به نوعی حس غم و شادی همزمان اشاره داشته باشد.

این شعر با تصاویری زیبا از طبیعت و عشق، احساسات عمیق شاعر را به تصویر می‌کشد. او با توصیف‌های دقیق، زیبایی‌های معشوق و تأثیر او بر زندگی‌اش را بیان می‌کند. شعر نشان‌دهنده‌ی تضاد بین شادی و غم در عشق است و تأثیر عمیق عشق بر روح انسان را به تصویر می‌کشد.

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ در هوای دوگانگی تازگی چهره ها پژمرد …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ تردید من برگ نگاه می روی با موج خاموشی کجا ؟

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.