شعر شماره ۲۱ از اشعار ترکی شهریار؛ آینایا باخاندا گؤردوم، ساققالیما دن دوشوبدی …

شعر شماره ۲۱ از اشعار ترکی شهریار را در روزانه بخوانید. غزلیات شهریار نه تنها به دلیل زیبایی شعری و تکنیک شاعری او مهم هستند بلکه به عنوان یک میراث فرهنگی و ادبی، نقش بسزایی در حفظ و ترویج فرهنگ و زبان فارسی و نیز ترکی آذری دارند. همچنین شعر شماره ۲۲ از اشعار ترکی شهریار؛ ایتیمیز قورد اولالی، بیزده قاییتدیق قویون اولدوق … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۱ از اشعار ترکی شهریار؛ آینایا باخاندا گؤردوم، ساققالیما دن دوشوبدی ...

شعر شماره ۲۱

آینایا باخاندا گؤردوم، ساققالیما دن دوشوبدی

من کی چوخ قوجالمامیشام، بیلمیرم ندن دوشوبدی

هنر اولسا روح جواندیر، هله–هله دوشگون اولماز

اونداکی گؤردون دوشوبسه‌ن، بو نفیر بدن دوشوبدی

اورایا کی سن گئدیرسن، قویولار آچیبدی آغزین

شیطانین توری یاماندیر، هر گلیب گئدن دوشوبدی

نه قدیر باشین سلامت، ال– آیاقدا باشسیز اولماز

آیاغا دمیر دوشه‌نده، باشووا چدن دوشوبدی

قویودان که خلقه قازدین، چیخا بیلمه سن سلامت

آدام اینجیدن بلایه، آدام اینجیدن دوشوبدی

چابالیر اورک سینه‌مده، باشی کسیلمیش تویوق تک

پیلله نی چیخاندا گؤردوم، سینه نفه دن دوشوبدی

سئرچه دن سیچاندان آرتیق، توری بیز قوراندا دوشمز

آمما شئر تورون قوراندا، فیل یا کرگدن دوشوبدی

« شهریار » عدندن آیری، مرواری یئتیم قالاندا

یمن جنوبی دن ده، باخاسان عدن دوشوبدی

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۰ از اشعار ترکی شهریار؛ گوزوم آیدین، گورورم سوگلی قارداشلاریمی …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۹ از اشعار ترکی شهریار؛ سن یاریمین قاصدی سن ایلن سنه چای دئمیشم …

تفسیر و ترجمه این شعر

تفسیر و ترجمه این شعر

# آینایا باخاندا گؤردوم، ساققالیما دن دوشوبدی

من کی چوخ قوجالمامیشام، بیلمیرم ندن دوشوبدی

هنگامی که در آینه می‌نگریستم دیدم ریشم ریخته است. من که زیاد پیر نشده‌ام چرا ریشم ریخته است.

# هنر اولسا روح جواندیر، هله–هله دوشگون اولماز

اونداکی گؤردون دوشوبسه‌ن، بو نفیر بدن دوشوبدی

هنر در قدم اول جان جوانی را زنده می‌کند، بنابراین اگر در آن حال به تو سیلی بزنند، این ناله بدنت را ضعیف خواهد کرد.

# اورایا کی سن گئدیرسن، قویولار آچیبدی آغزین

شیطانین توری یاماندیر، هر گلیب گئدن دوشوبدی

به آنجا که تو می‌روی چاه‌ها دهان باز می‌کنند. تور شیطان بد است؛ هر که آمده و رفته در آن افتاده است.

# نه قدیر باشین سلامت، ال– آیاقدا باشسیز اولماز

آیاغا دمیر دوشه‌نده، باشووا چدن دوشوبدی

هر چقدر سرت سلامت باشد، دست و پا نیز از سر جدا نیستند. هنگامی که آهن به روی پایت افتاده باشد، بر سرت چدن افتاده است.

# قویودان که خلقه قازدین، چیخا بیلمه سن سلامت

آدام اینجیدن بلایه، آدام اینجیدن دوشوبدی

این متن به زبان ترکی آذربایجانی نگاشته شده و مفهوم آن به این صورت است: قویودان، که به حیث خود را برتر می‌داند، نمی‌داند که انسان واقعی در درونش گرفتار بلایای بسیار است. انسان، در واقع، از درون آسیب‌پذیر است و مشکلاتی را تحمل می‌کند که خود ممکن است از آن بی‌خبر باشد.

# چابالیر اورک سینه‌مده، باشی کسیلمیش تویوق تک

پیلله نی چیخاندا گؤردوم، سینه نفه دن دوشوبدی

من به آرامی سینه‌ام را می‌پوشانم؛ وقتی که کسی را می‌بینم که در دیوانگی خود به تنهایی نفس می‌کشد، احساس می‌کنم که از درون به من ضربه می‌زند.

# سئرچه دن سیچاندان آرتیق، توری بیز قوراندا دوشمز

آمما شئر تورون قوراندا، فیل یا کرگدن دوشوبدی

هر چیزی که از دیوار نتوانی بالا بروی، دیگر اهمیت ندارد. اما وقتی به مقابله با شعر می‌رسیم، حتی فیل یا کرگدن هم به آن حمله می‌کنند.

# « شهریار » عدندن آیری، مرواری یئتیم قالاندا

یمن جنوبی دن ده، باخاسان عدن دوشوبدی

شهریار از عدن جداست؛ مروارید یتیم مانده است. از یمن جنوبی هم اگر نگاه کنی عدم افتاده است.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۸ از اشعار ترکی شهریار؛ جانا گلمیشیک بیز بو جانان الیندن …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۷ از اشعار ترکی شهریار؛ ایل کئچدی، باهار اولدو، خبر یوخ گولوموزدن …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.