شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ باز شوق یوسفم دامن گرفت …

شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در روزانه بخوانید. ابتهاج با استفاده از زبانی ساده و در عین حال بسیار تأثیرگذار، شعرهایی خلق کرده که هم برای عموم مردم قابل فهم هستند و هم دارای عمق فلسفی و احساسی قابل توجه. او از سبک‌های مختلفی مانند نیمایی، کلاسیک و موج نو بهره برده که نشان‌دهنده تسلط و انعطاف‌پذیری او در شعر است. همچنین شعر شماره ۱۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ باز شوق یوسفم دامن گرفت ...

شعر شماره ۱۱

باز شوق یوسفم دامن گرفت

پیر ما را بوی پیراهن گرفت

ای دریغا نازک آرای تنش

بوی خون می آید از پیراهنش

ای برادرها خبر چون می برید ؟

این سفرآن گرگ یوسف را درید

یوسف من پس چه شد پیراهنت ؟

برچه خاکی ریخت خون روشنت ؟

بر زمین سرد خون گرم تو

ریخت آن گرگ و نبودش شرم تو

تا نپنداری ز یادت غافلم

گریه می جوشد شب و روز از دلم

داغ ماتم هاست بر جانم بسی

در دلم پیوسته می گرید کسی

ای دریغا پاره دل جفت جان

بی جوانان مانده جاویدان جهان ؟

در بهار عمر ای سرو جوان

ریختی چون برگریز ارغوان

ارغوانم ارغوانم لاله ام

در غمت خون میچکد از ناله ام

آن شقایق رسته در دامان دشت

گوش کن تا با تو گوید سرگذشت

نغمه ناخوانده را دادم به رود

تا بخوانم با جوانان این سرود

چشمه ای در کوه می جوشد ، منم

کز درون سنگ بیرون میزنم

از نگاه آب تابیدم به گل

وز رخ خود رنگ بخشیدم به گل

پر زدم از گل به خونآب شفق

ناله گشتم در گلوی مرغ حق

پر شدم از خون بلبل لب به لب

رفتم از جام شفق در کام شب

آذرخش از سینه من روشن است

تندر توفنده فریاد من است

هرکجا مشتی گره شد مشت من

زخمی هر تازیانه پشت من

هرکجا فریاد آزادی منم

من در این فریادها دم میزنم

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ بنشینیم و بیندیشیم این همه با هم بیگانه

مطلب مشابه: شعر شماره ۹ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، ابتهاج، به بررسی احساسات عمیق انسانی و موضوعاتی چون فقدان، یادآوری، عشق و آزادی می‌پردازد. در ادامه، به زبان ساده‌تر و با توضیحات مناسب، این شعر را بررسی می‌کنیم:

1. شوق یوسف: شاعر از شوق و آرزوی خود برای یوسف (که نماد عشق و زیبایی است) صحبت می‌کند. این شوق باعث شده که او احساسات عمیقی را تجربه کند.

2. بوی پیراهن: شاعر به بوی پیراهن یوسف اشاره می‌کند که یادآور خاطرات و احساسات گذشته است. این بوی خوش به او حس نزدیکی و عشق می‌دهد.

3. درد و فقدان: با اشاره به اینکه “بوی خون می‌آید از پیراهنش”، شاعر به درد و فقدانی که از دست دادن یوسف به او وارد شده است، اشاره می‌کند. این نشان‌دهنده‌ی غم و اندوهی عمیق است.

4. خبر بریدن: شاعر از برادرانش می‌پرسد که چه خبر از یوسف دارند و به آن‌ها یادآوری می‌کند که یوسف در سفرش مورد آسیب قرار گرفته است.

5. گریه و اندوه: شاعر بیان می‌کند که گریه و اندوهی در دل او وجود دارد و این احساسات او را رها نمی‌کنند.

6. داغ ماتم: او از داغ ماتم و غم‌هایش صحبت می‌کند که بر جانش سنگینی می‌کند. در دلش کسی همیشه در حال گريه است.

7. جوانی و زیبایی: شاعر به جوانی و زیبایی اشاره می‌کند که مانند گل‌ها و درختان در بهار زندگی است، اما این زیبایی نیز زودگذر است.

8. نغمه ناخوانده: شاعر بیان می‌کند که یک نغمه یا آهنگ ناگفته در دلش وجود دارد که می‌خواهد آن را با دیگر جوانان به اشتراک بگذارد.

9. آزادی: در انتهای شعر، شاعر به آزادی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که او در فریادهای آزادی و تلاش برای رهایی از قید و بندها دم می‌زند.

این شعر ترکیبی از عشق، درد، فقدان و آرزوی آزادی است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و عاطفی، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند و ما را به تفکر درباره‌ی ارزش‌های انسانی، عشق و آزادی دعوت می‌کند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۸ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ شب فرو می افتاد به درون آمدم و پنجره ها را بستم

مطلب مشابه: شعر شماره ۷ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ خانه دلتنگ غروبی خفه بود

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.