شعر در مورد خزان [ 40 اشعار ناب احساسی درباره پاییز زیبا ]
در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم چندین شعر در مورد خزان را برای شما دوستان قرار دهیم. این اشعار غمگین از بزرگان دنیای ادبیات ایران هستند که خزان را به نحوی خاص وصف حال خود قرار دادهاند. با ما باشید.
![شعر در مورد خزان [ 40 اشعار ناب احساسی درباره پاییز زیبا ] 1 شعر در مورد خزان [ 40 اشعار ناب احساسی درباره پاییز زیبا ]](https://roozaneh.net/wp-content/uploads/2024/05/روزانه-سری-جدید-67.jpg)
اشعار زیبا در مورد خزان
خیزید و خز آرید که هنگام خزانست
باد خنک از جانب خوارزم وزانست
آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزانست
گویی به مثل پیرهن رنگرزانست
پاییز یک شعر است یک شعر بی مانند
زیباتر و بهتر از آنچه می خوانند
پاییز، تصویری رویایی و زیباست
مانند افسون است مانند یک رویاست
![شعر در مورد خزان [ 40 اشعار ناب احساسی درباره پاییز زیبا ] 2 اشعار زیبا در مورد خزان](https://roozaneh.net/wp-content/uploads/2024/05/5146.webp)
خزان؛برگ ریزان درمیان برگهای گریزان
خزان؛لبخند باد بر زمین و بر…زمان
خزان؛مرگ برگ پایمال از جور دوران
خزان؛غرش ابر بارش غمگین باران
خزان؛گریه گل در میان گل ستان
خزان؛یاد سبز در ورای زردی بوستان
خزان؛ابر ابر جانشین آبی هفت آسمان
خزان؛زرد زرد یادگار روزهای جاودان
خزان؛سوت وکور بی صدا از پس آیندگان
خزان؛قاروقار پس کجایندنغمه های بلبلان؟
خزان؛سرد سرد می نشیندبر دل آراممان
خزان؛با این همه زیباست
برصفحه رنگین کیهان
دلم هوای تو دارد، در این هوای خزان
خوشا پرندگی محض، در فضای خزان
نه زرد هستی ونیلی ، نه ارغوانی وسرخ
کجانشسته کجا ؟ ای به نا کجای خزان !
چقدر فاصله داریم! ــ یک زمستان برف ــ
تو ابتدای بهاری، من انتهای خزان
مرا به جشن عروسان برف می خواند
خضاب دست درختان آشنای خزان
به روی کلبه ی من برف خانه خواهد کرد
چنین که مهر برآمد به ابتدای خزان
به سان صاعقه از راه می رسی تا من
نظیر برگ بریزم به زیر پای خزان
تمام شعر درختان نثاروقت توباد
که واژه واژه نشستی به اقتفای خزان
درخت جمله ی سبزی است نازنین! افسوس
خبر ز برگ نیاورد مبتدای خزان
مطلب مشابه: کپشن پایان پاییز؛ جملات احساسی درباره آخرین روزهای پاییز
![شعر در مورد خزان [ 40 اشعار ناب احساسی درباره پاییز زیبا ] 3 اشعار زیبا در مورد خزان](https://roozaneh.net/wp-content/uploads/2024/05/20584.jpg)
بنویسیم خزان و بگوییم زمستان در راه
بنویسیم خزان و بگوییم که تابستان رفت
بنویسیم خزان و بگوییم چه بدا
بنویسیم خزان و بگوییم چرا آمد باز
دست بیازیدی به دارِ زندگی ام ای خزان
لنگ چرا کردی تو بارِ زندگی ام ای خزان
شاهبرگش کندی از بخلت ، چرا ای ناخوانده فصل
بریدی تار از سه تارِ زندگی ام ای خزان
مرغ سحر لانه اش را با تار و با پود غزل
ساخته رویش در کنارِ زندگی ام ای خزان
پرش داد سوز سرمایت ز بی مهری اش به “مهر”!
کردی آواره چو سارِ زندگی ام ای خزان
دیده ی دل میگوشدم به آوازش هر سحر
شاد زی ! با؛چشم تارِ زندگی ام ای خزان
آمدنت را که قبلا چشم براه بودم به شعر
درشکستی دلِ زارِ زندگی ام ای خزان
زایەڵەی این شاعرِ پر “زایەڵە” نشنوی
آشفته کردی بهار زندگی ام ای خزان
کنار پنجره ای می کنم آواز
می کنم آواز
هوا چه گرم است چه گرم
پرندگانی سرگردان زپس ابرهای حیران
می کشند بال
می کشند بال
تا ناکجا ، تا ناکجا
خزان است خزان
خزان است خزان
بر گ های بی پناه التماس خدا را میکنند
التماس
اما …
باد می وزد
زمین را
بایدبوسه زد
بی اختیار بی اختیار
مثل ایام بهار
هوای تو در من چنــان است که
از هـــر کوچه بگـذرم
درختانش به لحن پاییز
پشت سرم برگ برگ می شوند
مطلب مشابه: اشعار در مورد پاییز + مجموعه شعر احساسی و عاشقانه از شاعران بزرگ موضوع فصل پاییز
![شعر در مورد خزان [ 40 اشعار ناب احساسی درباره پاییز زیبا ] 4 اشعار زیبا در مورد خزان](https://roozaneh.net/wp-content/uploads/2024/05/654125.jpg)
پرندگانی سرگردان زپس ابرهای حیران
می کشند بال
می کشند بال
تا ناکجا ، تا ناکجا
خزان است خزان
خزان است خزان
عمر آدمی همچون برگ خزان است
و
ما راهیان عمریم
می گذریم از کوچه پس کوچه های تنگ زندگی و
در گذرانیم
همچو بادی آمده ایم و ب نسیمی پریشانیم
برگ خزان
در کمین ماست و ما از او گریزانیم
سخت است بپذیریم
که
ما هم در این جسم میهمانیم و
فرزندان خداوندواین میدانیم
گهی ریشه می بندیم در لای سنگ و
گهی
ریشه می بندیم در خار بیابان و
گهی هم در لای خاک خوبیم و اما پنهانیم
برگ خزان در همه دورانها با ماست
تا زمانی ک سرگشته وپریشان و حیرانیم
باد خزان
منظر چشم من از پنجره، پائیز ورَزان است به ماه
وز پس پنجره پائیز مرا میخواند
به سر انگشت زند پنجره را قاصدکی
کفتری میپرد از حوض ببام
زطنین نفس بال کبوتر دل من می لرزد ،
خش خش برگ درختان چو سـُرودیست بدشت
پر پرواز کبو تر به هوا داری ها
برگ ها را به هوا می راند
همچنان شا پرکان زردی و سرخ
در هوا پرسه زنان می رقصند
جا ده ها مفرشی از زرد خزان
زیر پا خش خش برگ است همه
جیغ له گشتن برگ از ستم باد خزان
پاییز که میاید،
دلم زود پر میشود،
خالیش میکنم،
باران میبارد و باز پر میشود،
فضای خالی دلم به کمترین حد ممکن در سال میرسد،
دلتنگ میشوم،
و اینبار زودتر از پیش،
پر میشود،
و سریعتر خالی میکنم،
دلم میگیرد،
پر میشود،
دلم میترکد؟
باران مهربان ایستاد،
خودکارم گیر کرد،
دلم گرفت،
پاییز نیامده،
من خودکار خوب میخرم،
و خودکاری یدک،
تا دلم نگیرد،
و زیاده گو میشوم
و سیاه مشقهایم زیاد میشوند،
و شعورم بارور میشود،
در وصف یک تار مو از گیسوان زرد بانوی خزان
صد دفتر صد برگ دارم!
و هنوز در ابتدای پیچ اول،
و عاجزم از دیدن
پیچش مو!
مطلب مشابه: متن عاشقانه پاییزی؛ متن و جملات و اس ام اس عاشقانه خاص پاییزی
مطلب مشابه: متن رسیدن فصل پاییز + جملات و اشعار برای فرا رسیدن فصل خزان با عکس نوشته
![شعر در مورد خزان [ 40 اشعار ناب احساسی درباره پاییز زیبا ] 5 اشعار زیبا در مورد خزان](https://roozaneh.net/wp-content/uploads/2024/05/95-1.jpg)
الهی
بر که پناهیم تویی بی نظیر
در که گریزیم تویی دستگیر
جز در تو قبله نخواهیم ساخت
ور ننوازی تو …که خواهد نواخت
بی طمعیم از همه سازنده ای
جز تو نداریم نوازنده ای
دل من بی تو خزان است
و چه زیباست خزان
به که چه زیباست خزان
و چه زیباست که شد
بی تفاوت دل من
از تو و از چشمانت
زیبا نیست؟
بی تفاوت شدم از هر که رود در دل تو
بی تفاوت شدم از یک دنیا بی مهری تو
زیبا نیست؟
یادم آمد روزی
ز تو عشقی داشتم
شعر خزان از استاد بزرگ شعر ایرانی شهریار
![شعر در مورد خزان [ 40 اشعار ناب احساسی درباره پاییز زیبا ] 6 شعر خزان از استاد بزرگ شعر ایرانی شهریار](https://roozaneh.net/wp-content/uploads/2024/05/شعر-خزان-از-استاد-بزرگ-شعر-ایرانی-شهریار.webp)
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند
بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند
همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجزو نا توانی می کند
بلبلی در سینه می نالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گل فشانی می کند
ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک پرانی می کند
نای ما خاموش ولی این زهره شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی می کند
گر زمین دود هوا گردد همانا، آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی می کند
سالها شد رفته دمسازم زدست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی می کند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند
بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران می رسد با من خزانی می کند
طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون می کند با ما نهانی می کند
می رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی می کند
“شهریارا” گو دل از ما مهربانان نشکنید
ورنه قاضی در قضا نامهربانی می کند
مطلب مشابه: سلام صبح بخیر پاییزی + متن و پیامک های صبح بخیر گفتن ویژه فصل پاییز
مطلب مشابه: عکس نوشته بارون پاییزی + جملات پر احساس در مورد باران
شعر خزان از فریدون مشیری
![شعر در مورد خزان [ 40 اشعار ناب احساسی درباره پاییز زیبا ] 7 شعر خزان از فریدون مشیری](https://roozaneh.net/wp-content/uploads/2024/05/شعر-خزان-از-فریدون-مشیری.webp)
در گلستانی ، هنگام خزان
رهگذر بود یکی تازه جوان،
صورتش زیبا ، قامت موزون
چهره اش غمزده از سوز درون
دیدگان دوخته بر جنگل و کوه ،
دلش افسرده ز فرط اندوه
با چمن درد دل آغاز نمود
این چنین لب به سخن باز نمود :
گفت : آن دلبر بی مهر و وفا
دوش می گفت به جمع رفقا:
((در فلان جشن به دامان چمن
هر که خواهد که برقصد با من ،
از برایم ، شده گر از دل سنگ
کند آماده گلی سرخ و قشنگ !))
چه کنم من ؟ که در این دشت و دمن
در همانجا ، به سر شاخه ی بید
بلبلی حرف جوان را بشنید
دید بیچاره گرفتار غم است ،
سخت افسرده ز رنج و الم است
گفت : باید دل او شاد کنم ،
روحش از قید غم آزاد کنم .
رفت تا بادیه ها پیماید ،
گل سرخی به کف آرد ، شاید !
گل سرخی نبود ، وای به من !
جستجو کرد فراوان و چه سود ،
که گل سرخی در آن فصل نبود،
هیچ گل در همه گلزار ندید
جز یکی گلبن گلبرگ سپید
گفت ای مونس جان ، یار قشنگ !
گل سرخی ز تو خواهم خون رنگ
هر چه بایست ، کنم تسلیمت
بهترین نغمه کنم تقدیمت .
گفت: (( ای راحت دل، ای بلبل !
آنچنانی که تو می خواهی گل ،
قیمتش سخت گران خواهد بود
راستش ، قیمت جان خواهد بود ))
بلبلک کامده بود آنهمه راه،
بود از محنت عشق آگاه ،
گفت : (( برخیز که جان خواهم داد
شرف عشق نشان خواهم داد .))
گفت گل: ((سینه به خارم بفشار
تا خلد در دل پر خون تو خار
از دلت چون خون بر این برگ چکید
گل سرخی شود این برگ سپید
سرخ مانند شقایق گردد
لاله گون چون دل عاشق گردد
تا سحر نیز در این شام دراز
نغمه ای ساز کن از آن آواز
شب هوا خوش ، همه جا مهتاب است
اینچنین آب و هوا نایاب است !)
مطلب مشابه: متن غمگین پاییزی + جملات احساسی و زیبای غمگین فصل پاییز
![شعر در مورد خزان [ 40 اشعار ناب احساسی درباره پاییز زیبا ] 8 شعر خزان از فریدون مشیری](https://roozaneh.net/wp-content/uploads/2024/05/85.jpg)
ای چرخ بسی لیل و نهار آوردی
گه فصل خزان و گه بهار آوردی
مردان جهان را همه ی بردی به زمین
نامردان رابه روی کار آوردی
ابوسعید ابوالخیر
در بهار ِ زندگی رفتی سفر تو بی خبر
ای مانده در کاشانهام جای تو خالی
نازنین دردانهام، نشکن دل ِ دیوانهام
ای در خزان ِ خانهام، جایِ تو خالی
تو هم همرنگ و همدرد منی، ای باغ پاییزی
چو میپیچد میان شاخههایت هوی هوی باد
به گوشم از درختان های های گریه می آید
مرا هم گریه میباید؛مرا هم گریه میشاید
مهدی سهیلی
دلم خون شد از این افسرده پاییز
از این افسرده پاییز غم انگیز
غروبی سخت محنت بار دارد
همه ی درد است و با دل کار دارد
پرواز در این صبحِ دل انگیز خوش است
آوازِ پرندگانِ پاییز خوش است
با نم نمِ بوسه های باران به زمین
یک چاییِ داغِ و تلخِ سرریز خوش است..
![شعر در مورد خزان [ 40 اشعار ناب احساسی درباره پاییز زیبا ] 9 شعر خزان از فریدون مشیری](https://roozaneh.net/wp-content/uploads/2024/05/6214.webp)
پاییز جان! چه شوم، چه ترسناک
اینک، بر این کناره دشت، اینک
این کوره راه ساکت بی رهرو
آنک، بر ان کمرکش کوه، آنک
ان کوچه باغ خلوت و خاموشت
از یاد روزگار فراموشت
پاییز جان! چه سرد، چه درد آلود
چون من تو نیز تنها ماندستی
ای فصل فصلهای نگارینم
سرد سکوت خودرا بسراییم
پاییزم! ای قناری غمگینم
مهدی اخوان ثالث
آرام شدهام
مثل درختی در پاییز
وقتی تمام برگهایش را
باد برده باشد
رضا کاظمی
پاییز کوچک من
دنیای سازش همه ی رنگهاست
با یک دیگر
تا من نگاه شیفتهام را
در خوشترین زمینه به گردش برم
و از درختهای باغ بپرسم
خواب کدام رنگ
یا بیرنگی را می بینند
در طیف عارفانه پاییز؟
حسین منزوی
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملالانگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد می شد
آسمان سینهام پر درد میشد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران دامنم را رنگ میزد
وه … چه زیبا بود اگر پاییز بودم
پاییز من!
بیا رنگ های با شکوه تو را
با بی رنگی های ساده من طاق بزنیم
من سردم است
![شعر در مورد خزان [ 40 اشعار ناب احساسی درباره پاییز زیبا ] 10 شعر خزان از فریدون مشیری](https://roozaneh.net/wp-content/uploads/2024/05/9123.jpg)
خنیاگر مغموم بادها
با غم هزار ساله اش
در ماتم دو خزان
دلش را در نیزاران می نوازد و ُ
رو به رعدهای بی باران
از عمق جان مویه می کند :
“خزان ؛ خزان درختان
خزان؛ خزان آدمیان
سایه ی سنگین مرگ
با هجوم بی رحم سرما
بر گلوگاه ساقه ها
با هجوم کور کرونا
بر نفس گاه سینه ها
فراتر از معراج تخیل شاعر
به تاراج خونین بادها می برد”
خزان و شوق جان، خزان و شور عشق
خزان و زندگی، میان نور عشق
خزان و سوز دل، خزان و ساز یار
که می کشد دلم، همیشه جور عشق
تمام شاخه ها، گرفته رنگ شعر
و رقص واژه ها، پی حضور عشق
رباعی منتظر، قصیده بی قرار
غزل به سر کند، کمی مرور عشق
خزان و حیرت عجیب عاشقان
چگونه طی شود پل عبور عشق
کنار ارغوان، شکفته دفترم
گرفته شعر من، تب و غرور عشق
قلم «رها» شود، به دست شاعران
زند به عمق جان، دم از ظهور عشق
بهروز قاسمی_ رها
مطلب مشابه: عکس پروفایل پاییزی؛ عکس نوشته پاییزی زیبای عاشقانه و احساسی، متن نوشته پاییزی










