حکایت یکی از پسرانِ هارونالرَّشید پیش پدر آمد از گلستان سعدی ( تفسیر و نثر ساده )
حکایت «یکی از پسرانِ هارونالرَّشید پیش پدر آمد…» از باب اول گلستان سعدی (در سیرت پادشاهان)، روایتی است کوتاه اما پرمغز از نقشِ «مشورت» و اهمیتِ «عقلِ کاردان» در ادارهٔ مملکت و نیز تفاوتِ نگاهِ «پادشاه» و «فرزند» به مسئلهٔ «گزینشِ وزیر». سعدی در این حکایت، به ما میآموزد که «هر که در کارها، به جای خرد و تجربه، به ظواهر و سخنانِ خوشآیند دل ببندد، دیر یا زود، پشیمان خواهد شد». این حکایت، همچنان برای مدیران و رهبران امروزی، پندآموز و راهگشاست.

حکایت زیبا از گلستان سعدی
یکی از پسرانِ هارونالرَّشید پیش پدر آمد خشمآلود که فلان سرهنگزاده مرا دشنامِ مادر داد.
هارون ارکان دولت را گفت: جَزایِ چنین کس چه باشد؟
یکی اشاره به کشتن کرد و دیگری به زبان بریدن و دیگری به مصادره و نفی.
هارون گفت: ای پسر! کَرَم آن است که عفو کنی و گر نتوانی تو نیزش دشنامِ مادر ده، نه چندان که انتقام از حد درگذرد. آن گاه ظلم از طرفِ ما باشد و دعوی از قِبَلِ خصم.
نه مرد است آن به نزدیکِ خردمند
که با پیلِ دمان پیکار جوید
بلی مرد آن کس است از رویِ تحقیق
که چون خشم آیدش، باطل نگوید
حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی | حکایت شیّادی گیسوان بافت که من علویم
حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت وزرایِ نوشیروان در مهمّی | حکایت پادشاهی به کشتنِ بیگناهی فرمان داد
تفسیر و نثر ساده این حکایت

یکی از پسران هارونالرشید (خلیفه عباسی) با خشم نزد پدر آمد و گفت: «فلان پسر سرهنگ (فرمانده نظامی) به مادرم دشنام داده است.»
هارون از بزرگان و ارکان دولت پرسید: «سزای چنین کسی چیست؟»
یکی از بزرگان گفت که باید او را کشت، دیگری گفت که زبانش را باید برید، و دیگری گفت که اموالش را مصادره کنند و تبعیدش نمایند.
هارون به پسرش گفت: «ای پسر! بزرگواری در این است که عفو کنی. و اگر نمیتوانی عفو کنی، تو نیز به مادرش دشنام بده، اما نه به اندازهای که از حد بگذرد. در آن صورت، ظلم از طرف ما خواهد بود و دادخواهی از طرف دشمن.»
در نزد خردمند، آن کس مرد نیست،
که با پیلِ دمان (فیل خشمگین) پیکار جوید.
بهدرستی، مرد واقعی کسی است،
که وقتی خشمگین میشود، سخن باطل نگوید.
تفسیر حکایت سعدی
خلاصه داستان
پسر هارونالرشید از دشنامی که به مادرش داده شده بود، به پدر شکایت کرد. هارون از مشاوران خود پرسید که سزای این فرد چیست. هر یک از مشاوران عقوبت سختی (قتل، بریدن زبان، مصادره اموال و تبعید) پیشنهاد کردند. اما هارون به پسرش آموخت که بزرگواری در عفو است و اگر نمیتواند عفو کند، باید به اندازهای پاسخ دهد که از حد نگذرد و ظلم از جانب آنها نباشد. در پایان، با دو بیت، به صبر و خویشتنداری در خشم تأکید کرد.
شخصیتها و نمادها
– پسر هارون → نماد کسی که از ظلم و بیعدالتی خشمگین میشود و به دنبال انتقام است.
– هارونالرشید → نماد خردمندی که به جای انتقامگیری شدید، به عفو و مدارا توصیه میکند.
– سرهنگزاده → نماد کسی که خطا کرده است و باید پاسخگوی عمل خود باشد.
– ارکان دولت → نماد مشاورانی که به جای عفو، به مجازاتهای سخت تمایل دارند.
تحلیل عمیقتر
۱. عفو و بزرگواری
هارون به پسرش میآموزد که بزرگواری در عفو است، نه در انتقامگیری شدید. این نشان از خردمندی و مدارای او دارد.
۲. پرهیز از ظلم
هارون تأکید میکند که اگر پسرش تصمیم به انتقام دارد، باید به اندازهای پاسخ دهد که از حد نگذرد و ظلم از طرف آنها نباشد.
۳. خویشتنداری در خشم
سعدی با دو بیت، به صبر و خویشتنداری در خشم تأکید میکند. مرد واقعی کسی است که وقتی خشمگین میشود، سخن باطل نگوید.
۴. مدارا
به جای شدت عمل و مجازاتهای سخت، مدارا و عفو را پیشه کن. این آموزهای اخلاقی و انسانی است.
حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت یکی از وزرا پیش ذوالنّون مصری | حکایت درویشی مجرّد به گوشهای نشسته بود
حکایت های بیشتر از سعدی: حکایت یکی در صنعتِ کُشتی گرفتن سرآمده بود | حکایت ظالمی را حکایت کنند که هیزمِ درویشان
خلاصه نهایی پیام (به زبان ساده)
این حکایت سعدی به ما میآموزد که:
۱. بزرگواری در عفو است، نه در انتقامگیری شدید.
۲. اگر انتقام میگیری، باید از حد نگذری تا ظلم از طرف تو نباشد.
۳. مرد واقعی کسی است که در خشم، سخن باطل نگوید و خویشتنداری کند.
۴. مدارا و عفو، بهتر از شدت عمل و مجازاتهای سخت است.
سعدی در این حکایت، با نگاهی اخلاقی و عرفانی، به ما یادآوری میکند که خشم و انتقامگیری شدید، نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه ممکن است ظلم جدیدی ایجاد کند. بهترین راه، عفو و مدارا است.
سؤال ۱: این حکایت در کدام باب گلستان قرار دارد و دربارهٔ چیست؟
پاسخ: باب اول، در سیرت پادشاهان. درباره پسری که از دشنام به مادرش نزد پدر شکایت میکند .
سؤال ۲: پادشاه چه پاسخی به پسر خود داد و چه نصیحتی به او کرد؟
پاسخ: گفت کَرَم در عفو است، و اگر نمیتوانی، دشنامی به اندازه پاسخ بده، نه فراتر که ظلم از سوی تو باشد .
سؤال ۳: واکنش وزیران به درخواست پسر چه بود و تفاوت آن با پاسخ هارون چیست؟
پاسخ: وزیران به کشتن، بریدن زبان، مصادره و تبعید اشاره کردند، اما هارون راه میانه و عفو را برگزید .
سؤال ۴: مصرع «که چون خشم آیدش، باطل نگوید» چه پیامی برای مخاطب امروز دارد؟
پاسخ: انسان خردمند کسی است که در اوج خشم نیز از گفتن سخن ناحق و ظالمانه خودداری میکند .










