حکایت هرمز را گفتند وزیران پدر را چه خطا دیدی که… از گلستان سعدی

حکایت هرمز را گفتند وزیران پدر را چه خطا دیدی که… از گلستان سعدی در روزانه آماده شده است. حکایت‌های سعدی نمونه‌ای از نثر فصیح و زیبا در ادبیات فارسی هستند. او با استفاده از زبان ساده و قابل فهم، توانسته است مفاهیم پیچیده را به شیوه‌ای جذاب و دلنشین بیان کند. این ویژگی باعث شده که آثار او به عنوان الگوهایی برای نویسندگان و شاعران بعدی مورد استفاده قرار گیرد.

حکایت هرمز را گفتند وزیران پدر را چه خطا دیدی که... از گلستان سعدی

این حکایت زیبا

هرمز را گفتند: «وزیرانِ پدر را چه خطا دیدی که بند فرمودی؟» گفت: «خطایی معلوم نکردم، ولیکن دیدم که مَهابتِ من در دلِ ایشان، بی‌کران است و بر عهدِ من اعتمادِ کلّی ندارند. ترسیدم از بیمِ گزندِ خویش، آهنگِ هلاکِ من کنند. پس قولِ حکما را کار بستم که گفته‌اند:

از آن کز تو ترسد بترس ای حکیم

وگر با چون او صد برآیی به جنگ

از آن مار بر پایِ راعی زند

که ترسد سرش را بکوبد به سنگ

نبینی که چون گربه عاجز شود

برآرد به چنگال چشمِ پلنگ؟»

مطلب مشابه: حکایت خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک از مثنوی معنوی مولانا

مطلب مشابه: حکایتِ بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند از مثنوی معنوی مولانا

نثر ساده و پیام این حکایت

هرمز به وزیران پدرش گفت: «من هیچ خطایی از شما ندیدم، اما متوجه شدم که احترام و قدرت من در دل شما بسیار زیاد است و به من به طور کامل اعتماد ندارید. از این می‌ترسیدم که به خاطر ترس از آسیب خود، به فکر نابود کردن من بیفتید. به همین دلیل، به گفته حکیمان عمل کردم که می‌گویند: از کسی که از تو می‌ترسد، باید بترسی. حتی اگر با او جنگ کنی، ممکن است به خطر بیفتی.

چنانکه مار به پای چوپان حمله می‌کند، چون از ترس می‌خواهد سرش را به سنگ بکوبد. یا وقتی که گربه ضعیف می‌شود، به چنگال‌های پلنگ حمله می‌کند.»

پیام حکایت: این داستان به ما یادآوری می‌کند که قدرت و احترام ممکن است باعث ترس و سوءظن دیگران شود و در چنین شرایطی، باید مراقب باشیم که ترس دیگران ما را به خطر نیندازد. همچنین نشان می‌دهد که گاهی اوقات نیاز است برای حفظ خود، از کسانی که ممکن است تهدیدی برای ما باشند فاصله بگیریم.

مطلب مشابه: حکایتِ پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام دیگر از گلستان سعدی + نثر ساده و پیام

مطلب مشابه: حکایتِ ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند از مثنوی معنوی مولانا + پیام و نثر

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.