حکایت بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد از مثنوی معنوی مولانا با نثر ساده و پیام
حکایت بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد از مثنوی معنوی مولانا به همراه نثر ساده و پیام در روزانه برای شما دوستان آماده شده است. حکایتهای مولانا همواره پُر از پند بودهاند و قطع خوانش آنها برای شما جذابیت خواهد داشت.

این حکایت زیبا از مولانا
بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد
شاه را زان شمّهای آگاه کرد
گفت تدبیر آن بوَد کان مرد را
حاضر آریم از پی این درد را
مرد زرگر را بخوان زان شهر دور
با زر و خلعت بده او را غرور
نثر ساده
روزی مردی تصمیم گرفت که به شاه برود و او را از یک موضوع مهم آگاه کند. او گفت که برای حل این مشکل باید تدبیر درستی اندیشیده شود. او پیشنهاد کرد که مرد زرگری از شهری دور دعوت شود و با طلا و لباسهای فاخر به او احترام بگذارند تا او احساس ارزشمندی کند.
پیام حکایت
این حکایت نشان میدهد که احترام و توجه به دیگران، به ویژه کسانی که در جامعه نقش مهمی دارند، میتواند به حل مشکلات کمک کند. همچنین اهمیت تدبیر و برنامهریزی در مواجهه با چالشها را بیان میکند.
مطلب مشابه: حکایت هرمز را گفتند وزیران پدر را چه خطا دیدی که… از گلستان سعدی
مطلب مشابه: حکایت خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک از مثنوی معنوی مولانا
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










