معنی ضرب المثل نابرده رنج گنج میسر نمیشود ( معنی لغوی، ریشه و انشا )
ضربالمثل «نابرده رنج، گنج میسر نمیشود» از پرمغزترین و پربسامدترین امثال زبان فارسی است که ریشه در اندیشههای عمیق عرفانی و تجربههای زیستهی گذشتگان دارد. این مثل، که در اصل به رباعی مشهور حکیم ابوالقاسم فردوسی بازمیگردد، به ما میآموزد که هیچ دستاورد ارزشمندی، بدون تحمل رنج و زحمت، به دست نمیآید. در این بخش، ضمن ارائهٔ معنی لغوی، ریشهٔ تاریخی و داستانی از این ضربالمثل، به انشایی ادبی برای درک بهتر آن میپردازیم.

معنی لغوی
اینکه انسان بدون انجام دادن هیچ تلاشی و نداشتن پشتکار به موفقیتی دست پیدا نمی کند یک امر کاملا بدیهی می باشد، این ضرب المثل نیز بازگو کننده همین موضوع است. در ادامه به بررسی سایر مفاهیم آن می پردازیم.
۱- برای رسیدن به هدف و آرزویی که در ذهن داریم باید ریاضت کشید و نمی شود یک شبه به هرچیزی که می خواهیم برسیم.
۲- بهای موفقیت را بپردازید؛ رسیدن به هر خواسته ای بهایی دارد.
۳- زندگی قانون نانوشته ای دارد که می گوید در مسیر زندگی با تحمل و سختی به موفقیت می رسید، بدون زحمت فقط حسرت عاید شما می شود.
۴- موفقیت اصلا شانسی به دست نمی آید و مانند هر چیز دیگری شرایط و قوانین خاص خودش را دارد و در این بین تحمل سختی انسانها بیشترین تفاوت را بینشان ایجاد میکند.
حکایت

مطالب مشابه: معنی ضرب المثل فیلش یاد هندوستان کرده | معنی ضرب المثل باز هم خطش
سالها پیش پادشاهی به دنبال یک معلم خوب و باسواد برای آموزش پسرش بود.
معلمهای مختلفی آمدند و رفتند تا اینکه شاه از میان این همه معلم، مردی را انتخاب کرد و به او قول داد اگر بتواند پسرش را به خوبی تعلیم دهد ثروت قابل توجهی به او خواهد داد. معلم قبول کرد فقط به این شرط که حق داشته باشد، سختگیریهای لازم و حتی تنبیه به موقع را برای ولیعهد انجام دهد.
پادشاه با اینکه خیلی پسرش را دوست داشت ولی موافقت کرد. شاهزاده در سن پایین به این معلم سپرده شد تا مورد تعلیم و تربیت قرار گیرد. هر روز از
طرف معلم تکالیفی به او سپرده میشد که او موظف بود آنها را انجام دهد و اگر انجام نمیشد معلم به شدت با او برخورد میکرد .
در حیاط قصر درخت آلبالویی بود که معلم یک شاخه از آن را کنده و به شکل ترکه ای در دست داشت و اگر ولیعهد سؤالات معلم را به درستی پاسخ نمیداد، یک ترکه میخورد.
پسر شاه چندین بار از سختگیری معلم نزد پدرش شکایت کرده بود. ولی شاه قبل از شروع کار این شرط را پذیرفته بود و نمیتوانست قولش را برهم بزند. چندین سال گذشت تا کمکم پسر به سنین جوانی رسید و توانست تمام علوم زمانه را از معلم خود بیاموزد. شاه که از عملکرد معلم خیلی راضی بود، ثروت قابل توجهی به معلم بخشید و او را راهی خانهاش کرد.
پس از آن به دستور شاه پسرش آماده آموزش اصول نظامی شد.
پسر اول خیلی ناراحت شد ولی کمی که گذشت متوجه شد آموزش نظامی با تنبیه همراه نیست. چون فرماندگان نظامی مراعات مقام و رتبهی او را در آینده میکردند و احترام خاصی برای او
قائل بودند. این رفتار مهربانانهی آنها باعث شده بود او روز به روز کینهی بیشتری نسبت به معلم کودکیاش پیدا کند.
بعد از چند سال شاه مُرد و پسرش جانشین او شد.
یک روز وقتی شاه جوان در حیاط قصر در حال قدم زدن بود ناگهان چشمش به درخت آلبالو افتاد و تمام ترکههای آلبالویی که در کودکی از معلمش خورده بود یادش آمد و به فکر تلافی افتاد.
پس یکی از نگهبانان قصر را به دنبال معلم فرستاد. نگهبان به منزل معلم رفت و گفت: شاه دستور فرمودند هرچه سریع تر خود را به قصر برسانید.
معلم پرسید شاه با من چه کار دارند؟
نگهبان پاسخ داد: نمیدانم. امروز که در باغ در حال قدم زدن بودند جلوی درخت آلبالو که رسیدند، نگاهی به درخت انداختند و به من گفتند بیایم و شما را به قصر ببرم. معلم فهمید که شاه میخواهد تلافی کند و در بین راه مقداری آلبالوی تازه خرید و در جیب خود ریخت. به قصر که رسید دید شاگرد که حالا بر تخت سلطنت نشسته ترکهای در دست دارد و به او لبخند میزند. سلام کرد، شاه جوان پاسخش را داد و بعد به ترکهی آلبالو اشارهای کرد و گفت: این را میشناسی؟
معلم پاسخ داد: بله میشناسم. چوب تازهی درخت آلبالوست.
شاه گفت: میدانی میخواهم با آن چه کار کنم. معلم که میدانست شاه میخواهد با آن ترکه چه بلایی سرش بیاورد، پیشدستی کرد و گفت:
نمیدانم. ولی بهترین کار این است آن را جایی بگذاری که همیشه پیش چشم تو باشد. شاه گفت: چرا آن را جلوی چشمهایم بگذارم؟ معلم آلبالوها را از جیبش درآورد و به طرف شاه گرفت و گفت: این آلبالوها را میبینی چقدر قشنگ هستند؟ اگر درخت آلبالو گرمای تابستان و سرمای زمستان را تاب نمیآورد نمیتوانست چنین آلبالوی خوبی به بار آورد. شما هم اگر آن همه تلاش و سختی را پشت سر نمیگذاشتید به این باسوادی و درک فهم امروز نبودید.
شاه از این تشبیه خوشش آمد، لبخندی به معلم زد و از او خواست تا در دربار بماند و از وزیران شاه باشد.
البته معلوم نیست این داستان منشا این مثل بوده و یا بعدها شخصی آن را ساخته باشد. ولی این مثل به این صورت در شعر سعدی آورده شده و شاعران دیگر هم اشاره به مفهوم آن دارند.
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
“سعدی”
به رنج اندر است اي خردمند گنج
نيابد کسي گنج نابرده رنج
«فردوسی»
اگر کاری کنی مزدی ستانی
چو بیکاری یقین بی مزد مانی
“ناصر خسرو”
مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب
به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید
«حافظ»
به کار اندرآ این چه پژمردگی است
که پایان بیکاری افسردگی است
«اوحدی»
سعدی در جای دیگری میگوید:
حاتم طایی را گفتند از خود بزرگ همتتر در جهان دیدهای یا شنیدهای؟ گفت بلی. روزی چهل شتر قربان کرده بودم امرای عرب را. پس به گوشه صحرایی به حاجتی برون رفته بودم، خارکنی را دیدم پشته فراهم آورده. گفتمش به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سماط او گرد آمدهاند؟ گفت:
هر که نان از عمل خویش خورد
منت حاتم طائی نبرد
مطالب مشابه: معنی ضرب المثل خود را به آب و آتش زدن | معنی ضرب المثل سبیلش آویزان شد
انشا درباره نابرده رنج گنج میسر نمیشود
مقدمه:
این ضرب المثل، بیانگر این واقعیت است که برای رسیدن به موفقیت، باید تلاش و کوشش کرد. بدون تلاش و کوشش، هیچ چیز به دست نمی آید.
بدنه:
در زندگی، همواره با مشکلات و موانعی روبرو هستیم. برای غلبه بر این مشکلات و موانع، باید تلاش و کوشش کرد. بدون تلاش و کوشش، نمی توان به موفقیت رسید.
در تاریخ، شاهد مثال های زیادی از افرادی هستیم که با تلاش و کوشش، به موفقیت رسیده اند. برای مثال، دانشمندان زیادی با تلاش و کوشش، به کشفیات بزرگی دست یافته اند. ورزشکاران زیادی با تلاش و کوشش، به مقام های جهانی دست یافته اند. هنرمندان زیادی با تلاش و کوشش، آثار ماندگاری خلق کرده اند.
بنابراین، باید این ضرب المثل را همواره به یاد داشته باشیم و بدانیم که برای رسیدن به موفقیت، باید تلاش و کوشش کرد.
در اینجا، برخی از نکات مهم در مورد تلاش و کوشش برای موفقیت را بیان می کنیم:
هدف خود را مشخص کنید: اولین قدم برای تلاش و کوشش، این است که هدف خود را مشخص کنید. وقتی هدف خود را مشخص کردید، می توانید برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید.
برای رسیدن به هدف خود، برنامه ریزی کنید: پس از مشخص کردن هدف، باید برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید. برنامه ریزی به شما کمک می کند تا مسیر درست را طی کنید و از اتلاف وقت جلوگیری کنید.
از موانع نترسید: در راه رسیدن به موفقیت، با موانع زیادی روبرو خواهید شد. مهم این است که از موانع نترسید و با تلاش و کوشش، از آنها عبور کنید.
از دیگران کمک بگیرید: گاهی اوقات، ممکن است برای رسیدن به هدف خود، به کمک دیگران نیاز داشته باشید. از دیگران کمک بگیرید و از تجربیات آنها بهره مند شوید.
به خودتان باور داشته باشید: مهم ترین نکته برای موفقیت، این است که به خودتان باور داشته باشید. اگر به خودتان باور داشته باشید، می توانید هر کاری را انجام دهید.
نتیجه گیری:
با تلاش و کوشش، می توانید به هر موفقیتی که می خواهید برسید. پس از تلاش و کوشش نترسید و با امید و انگیزه، به مسیر خود ادامه دهید.
امیدواریم که این انشا مورد پسند شما قرار گرفته باشد.
مطالب مشابه: معنی ضرب المثل من نادر قُلیم و پول میخواهم | ضرب المثل های قدیمی
معنی لغوی این ضربالمثل چیست؟
پاسخ: یعنی بدون تحمل سختی و رنج، به گنج و آرزو نمیتوان رسید.
ریشهٔ این ضربالمثل از کجا آمده است؟
پاسخ: از حکایت سعدی در گلستان، باب هشتم در آداب صحبت.
کاربرد امروزی این مثل در چیست؟
پاسخ: در تشویق به تلاش و صبر، و یادآوری سختیِ مسیر پیشرفت.
انشا با این ضربالمثل چگونه نوشته شود؟
پاسخ: با مقدمهای از رنج و تلاش، بدنهای با داستانِ واقعی و نتیجهای دربارهٔ شیرینیِ رسیدن به هدف.










