شعر باران زمستانی | اشعار زیبای خاص بارش باران و برف زیبا در زمستان

زمستان، شعر و باران. مگر می شود زمستان را دوست نداشت. تلفیق شعر و زمستان به راستی از زیبایی های زندگی است و باید آن را قدر دانست. ما نیز امروز در سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم زیباترین اشعار باران زمستانی، متن های زیبای بارش برف و باران زمستانی وشعر  قدم زدن در هوای ابرانی و سرد را در این مطلب روزانه گردآوری کرده ایم.

photo 2024 02 26 15 41 58

در سمت توام
دلم باران، دستم باران
دهانم باران، چشمم باران
روزم را با بندگی تو پاگشا می کنم
هر اذانی که می وزد
پنجره ها باز می شوند
یاد تو کوران می کند …
هر اسم تو را که صدا می زنم
ماه در دهانم هزار تکه می شود…
کاش من همه بودم
کاش من همه بودم
با همه دهان ها تو را صدا می زدم…
کفش های ماه را به پا کرده ام
دوباره عازم توام…
تا بوی زلف یار در آبادی من است
هر لب که خنده ای کند از شادی من است
زندگی با توست
زندگی همین حالاست

( محمد صالح علاء)

***

گاهی ممکن است یادت برود
دانه‌هایت را کجا کاشته‌ای
باران به تو خواهد گفت
بگذار تا ببارد

***

گاهی چتر را باید دستِ باران داد
روی سرِ خودش بگیرد
و ما
جایش بباریم

(رضا کاظمی)

***

باران، سرود ديگري سركن
شعر تو با اين واژگان شسته
غمگين است

(محمدرضا شفیعی کدکنی)

***

غصه می‌سوزد مرا، باران ببار
کوچه می‌خواند تو را، باران ببار

ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا، باران ببار

خاک اینجا تشنه دلتنگی است
آسمان را کن رها، باران ببار

باغبان از کوچه باغان رفته است
ابر را جاری نما، باران ببار

مطلب مشابه: شعر باران عاشقانه (اشعار زیبای بارانی به همراه عکس نوشته باران و عشق)

چترم را
کنار ایستگاهی در مه
جا گذاشته‌ام
خیس و خسته آمده‌ام
و حالا
شاعر که نه،
بارانم!‏

(نجوا رستگار)

***

آرزو کن با من

که اگر خــواست زمســـتان برود!

گرمیِ دستِ تو اما باشد

“مــا” ی ما “مـــن” نشود

سایه ات از سرِ تنهاییِ من کم نشود!

depositphotos 310080354 stock photo rain window autumn park branches

گفتی می‌آیی

و یاد اخبار هواشناسی افتادم
که لذت باران‌های بی هنگام را می‌برد

گفتی می‌آیی
و یاد تمام روزهایی افتادم
که بیهوده چتر برداشته بودم

(لیلا کردبچه)

***

شعر بارانی زمستانی

چقدر این دوست‌ داشتن‌ های بی‌دلیل
خوب است

مثل همین باران بی‌سوال
که هی می‌بارد
که هی اتفاقاً آرام و شمرده شمرده
می‌بارد

(سیدعلی صالحی)

***

مطلب مشابه: متن ادبی در مورد برف و زمستان (جملات و تکست های کوتاه و زیبا درباره زیبایی فصل زمستان)

تار‌های بی کوک و کمان باد ولنگار

باران را گو بی آهنگ ببار
غبارآلوده از جهان تصویری واژگونه در آبگینه بی قرار

باران را گو بی مقصود ببار
لبخند بی صدای صد هزار حباب در فرار

باران را گو به ریشخند ببار
چون تار‌ها کشیده و کمان کش باد آزموده‌تر شود
و نجوای بی کوک به ملال انجامد
باران را رها کن و خاک را بگذار تا با همه گلویش سبز بخواند
باران را اکنون گو بازیگوشانه ببار

(احمد شاملو)

***

first winter rain with snowfall expected in country from weekend 1667484587 3363

سرود برفی گنجشگکی خرد

مرا با خود به دنیای دگر برد

دوباره جیک جیکی کرد و آن گاه

میان برف ها ناگهان مرد

istockphoto 462974713 170667a

دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چکچک چکچک چکار با پنجره داشت

***

همیشه سر به زیر و ساده بودی دختر باران
شبیه من تو هم افتاده بودی دختر بارانشلال گیسوانت را به دست باد می‌دادی
گمانم روستایی زاده بودی دختر باران

برایم مو به مو و خط به خط می‌گفتی از هر چیز
تو از اوج جنون افتاده بودی دختر باران

شبیه من که مغلوب نگاه آبی‌ات گشتم
تو هم آیا به من دل داده بودی دختر باران!؟

نخواهی رفت از یادم تو و آن لهجه شرقی
سوار سر به زیر جاده بودی دختر باران

(اسماعیل سلیمانی مقدم)

***

اشعار در مورد بارش برف و باران زمستان

ناودان‌ها شرشر باران بی‌ صبری ست
آسمان بی ‌حوصله، حجمِ هوا ابری ست

کفش‌هایی منتظر در چارچوب در
کوله‌ باری مختصر لبریز بی صبری ست

پشت شیشه می‌تپد پیشانی یک مرد
در تب دردی که مثل زندگی جبری ست

و سرانگشتی به روی شیشه‌های مات
بار دیگر می‌نویسد: «خانه‌ام ابری ست»

(قیصر امین‌ پور)

***

مطلب مشابه: متن شب بارانی عاشقانه + جملات احساسی بارش باران در شب و تنهایی

Branch Jan 2013 43 scaled

برای چشم‌هایم
نماز باران بخوان
بغض کرده
ابری ست
اما نمی‌بارد

***

گاهی چتر را باید دستِ باران داد
روی سرِ خودش بگیرد
و ما
جایش بباریم

رضا کاظمی

***

بر نیمکت شکسته ای در باران
در دست تو چتر بسته ای در باران

باران باران باران باران باران
تنها تنها نشسته ای در باران

timothy eberly lhm2nldtc9g unsplash 1

به دل نگیر اگر این روزها کمی دو دلم
دلی کلافه که جای تو هست و جای تو نیست

به شیشه میخورد انگشت‌های باران… آه…
شبیهِ در زدنِ تو… ولی صدای تو نیست!

تو نیستی دلِ این چتر وا نخواهد شد
غمیست باران… وقتی هوا، هوای تو نیست…

اصغر معاذی

***

باد که بیاید، باران که بیاید
تو باید به عمد از میان آوازهای کودکان بگذری
چترت را کنار ایستگاهی در مه فراموش کن
خیس و خسته به خانه بیا
نمی‌خواهم شاعر باشی، باران باش!

سیدعلی صالحی

***

چترها در باران
قارچ‌های متحرک هستند
و من،
از خوش بینی
سبدی ساخته‌ام
پیش پایم
تردید،
سنگِ هشداری ست که به من می‏‌گوید:
قارچ‌ها اغلب سمی هستند

عمران صلاحی

***

وای باران باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می‌پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

گاه می‌اندیشم می‌توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دست‌های تو توانایی آن را دارد که مرا زندگانی بخشد
چشم‌های تو به من می‌بخشد
شور و عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته‌ای از زندگی من هستی

حمید مصدق

مطلب مشابه: شعر باران + مجموعه اشعار زیبای عاشقانه و خواندنی در مورد بارش باران

شعر کوتاه در مورد احساس باران زمستانی

این همه واژه
و من از سکوت لبریزم
انگار کابوس این روزهای خاکستری
سایه انداخته به خیال من
حوالی این ساعت‌های بارانی
جای زیادی برای رفتن ندارم
غیر از
آغوش تو
یا
کوچه پس کوچه‌های این شهر غریب

مازیار مجد

***

بزن باران که امشب مست مستم
حکایت نامه عشقم رو بستم

 ها بزن سازی بر آن چشمان مستش
بزن تا قیامت با تو هستم

دلم باران سرد صبح زمستانی
هوس دارد…
که نم نم می رسد از راه و
عاشق می شود شهری …
شیوا الله وردی

آنقدر “باورت” دارم
که “اگر” در “کویر” بگویی
“باران” هست
به “حرمت” صدایت
“خیس” می شوم

شعر باران زمستانی

گلوله گلوله برف میاد

سرد هوا زمستونه

سرمای بی حد هوا

تن ادمو می لرزونه

برف که میاد از اسمون

سفید می شه درختچه ها

شادی داره صفا داره

بازی توی پس گو چه ها

وقتی زمستون می رسه

همش بخاری روشنه

باید پوشید لباس گرم

که وقت سر ما خوردنه

***

و هنوز قصه بر یاد است

وین سخن آویزه ­ی لب:

که می افروزد؟ که می سوزد؟

چه کسی این قصه را در دل می اندوزد؟

در شب سرد زمستانی

کوره ی خورشید هم، چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد.

شعر از “نیما یوشیج”

***

زمستونه زمستونه                  فصل تگرگ و بارونه

هوا شده خیلی سرد                روی زمین پر از برف

چه خوبه کودکستان                 وقتی میشه زمستان

کلاغ های سیاه رنگ                 بخاری های روشن

وقتی بارون میباره              دلم میخواد دوباره

برم به کودکستان                 میان آن گلستان

مطلب مشابه: جملات شب بخیر بارانی + متن های عاشقانه برای شبت بخیر بارانی برای عشق و همسر

تو را ساختم با اون برفا ، آدم برفی
تو اون شب اومدی دنیا ، آدم برفی

شبی كه عمرش از هر شب دراز تر بود
به او شب ما می گیم ، یلدا ، آدم برفی

یه جورایی من و تو عین هم هستیم
توام تنها ، منم تنها ، آدم برفی

من عاشق بودم و خواستم پناهم شی
توام عاشق بودی اما ، آدم برفی

همه انگار پی اونن كه كم دارن
تو بودی عاشق گرما ، آدم برفی

منم از عشقم و اسمش واست گفتم
نوشتم با دسام زیبا ، آدم برفی

تو خندیدی و گفتی ، قلبت از یخ نیست
تو عاشق بودی عین ما ، آدم برفی

تو گفتی كه براش می میری و مردی
آره مردی همون فردا ، آدم برفی

دیگه یخ سمبل قلبای سنگی نیست
سفیدی داشتی و سرما ، آدم برفی

تو آفتاب و می خواستی تا دراومد اون
واسش مردی ، چه قدر زیبا ، آدم برفی

نمی ساختم تو رو ای كاش واسه بازی
تو یه پروانه ای حالا ، آدم برفی

چه آروم آب شدی ، بی سر و صدا رفتی
بدون پچ پچ و غوغا ، آدم برفی

كسی راز تو رو هرگز نمی فهمه
چه قدر عاشق ، چه قدر رسوا ، آدم برفی

من اما با اجازت می نویسم كه
تو روحت رفته به دریا ، آدم برفی

تو روحت هر سحر خورشید و می بینه
می بینیش از همون بالا ، آدم برفی

ببخشید كه واسه بازی تو را ساختم
قرار ما شب یلدا ، آدم برفی

سعید لک
نویسنده: سعید لک

مدیر روزانه، نویسنده، ویراستار و تهیه‌کننده محتوا در روزانه با بیش از ۱۷ سال سابقه فعالیت در زمینه تولید و ویرایش محتوای فارسی. تمرکز اصلی من تولید مطالب کاربردی، خوانا و قابل اعتماد در حوزه‌های سبک زندگی، متن و جملات، فرهنگ، سرگرمی، خانواده و موضوعات عمومی است. در روزانه تلاش می‌کنم محتواها با زبانی ساده، ساختاری منظم و بر اساس نیاز واقعی کاربران آماده شوند.