ضرب المثل های قدیمی✍️ (معنی ضرب المثل های معروف ایرانی +توضیح)

ضرب المثل های قدیمی✍️ (معنی ضرب المثل های معروف ایرانی +توضیح)

ضرب‌المثل‌های فارسی، گنجینه‌ای از حکمت و تجربهٔ نیاکان ماست. هر یک از این امثال کهن، در دل خود داستانی، پندی، یا نگاهی تیزبینانه به رفتارها و روابط انسانی نهفته دارد. در این بخش از سایت، مجموعه‌ای از ضرب المثل های قدیمی و معنی ضرب المثل های معروف ایرانی را به همراه توضیح کامل، ریشه و گاه داستان آن‌ها گردآوری کرده‌ایم. هدف آن است که خواننده با زبانی روان و غیرمحاوره‌ای، با این میراث ارزشمند فرهنگی آشنا شود و از کاربست آن‌ها در زندگی امروز بهره برد.

ضرب‌المثل‌های ایرانی قدیمی

– اجاره نشين خوش نشينه ! 

یعنی مستأجر چون مسئولیت تعمیرات و هزینه‌های سنگین خانه را ندارد، آسوده‌تر و بی‌دغدغه‌تر زندگی می‌کند.

– ارزان خري، انبان خري ! 

اگر چیزی ارزان بخرى، ممکن است مجبور شوى براى حمل آن کیسه یا ظرف هم بخری؛ کنایه از اینکه ارزان‌خریدن گاهی به ضرر تمام می‌شود.

– از اسب افتاده ايم، اما از نسل نيفتاده ايم ! 

مقام و اصالت خانوادگی‌مان را از دست نداده‌ایم، هرچند دچار فقر یا شکست شده باشیم.

– از اونجا مونده، از اينجا رونده ! 

کسی که نه در کار قبلی خود دوام آورده و نه در کار جدید پیش می‌رود؛ سرگردان و بیهوده در جا می‌زند.

– از اون نترس كه هاي و هوي داره، از اون بترس كه سر به تو داره !! 

آدم پرسر و صدا خطرناک نیست، بلکه آدم ساکت و حیله‌گری که ناگهان ضربه می‌زند ترسناک است.

– از اين امامزاده كسي معجز نمي بينه !! 

این شخص یا چیز هیچ خاصیت و برکتی ندارد؛ کنایه از آدم بی‌عرضه یا مکان بی‌خیر.

– از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد !! 

از آدم بی‌عرضه یا ورشکسته هر حرفی بزنی، بی‌پروا جواب می‌دهد (چه بسا حرف‌های نابجا).

ضرب المثل کوتاه و آموزنده با کاربردها و داستان این ضرب المثل های معروف و با معنی

ضرب‌المثل‌های ایرانی قدیمی

– از اين ستون بآن ستون فرجه ! 

به هر دری می‌زند و از هر راهی می‌رود تا مشکلش حل شود؛ از این طرف به آن طرف می‌دود.

– از بي كفني زنده ايم ! 

آنقدر فقیر و بدبختیم که حتی کفن نداریم، اما هنوز زنده‌ایم؛ یعنی نهایت فلاکت.

– از دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه ! 

ادعای بی‌کاری و عجز می‌کند، اما عملاً به ضرر دیگران حرکت می‌کند؛ ریاکار و فرصت‌طلب.

– از تنگي چشم پيل معلومم شد — آنانكه غني ترند محتاج ترند ! 

حرص و طمع چشم‌تنگی می‌آورد؛ گاهی پولدارها از فقیرها حریص‌تر و نیازمندتر به حساب می‌آیند.

– از تو حركت، از خدا بركت .! 

باید خودت تلاش کنی تا خداوند برکت دهد؛ توقع نداشته باش بدون حرکت کاری پیش برود.

– از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است ! 

حق و باطل گاهی خیلی به هم نزدیکند و تشخیصشان سخت است.

– از خر افتاده، خرما پيدا كرده ! 

با بدبیاری گرفتار شد، اما اتفاقاً چیز خوبی هم به دست آورد (از بد حادثه، خوبی درآمد).

– از خرس موئي، غنيمته ! 

هر چیز اندک و ناچیز از دست‌نایافتنی بهتر است؛ راضی به کم باش.

– از خر ميپرسي چهارشنبه كيه ؟! 

از آدم نادان سؤال مهم و حساب‌شده می‌پرسی؛ یعنی سؤال کردن را بلد نیستی.

ضرب المثل های معروف | 500 تا از معروف ترین ضرب المثل های فارسی با معنی آنها

ضرب المثل کوتاه ایرانی

– از خودت گذشته، خدا عقلي به بچه هات بده ! 

خودت که عقل نداری و کاری از دستت برنمی‌آید، امیدواری بچه‌هایت عاقل باشند.

– از درد لا علاجي به خر ميگه خانمباجي !! 

درماندگی شدید باعث می‌شود آدم کارهای بی‌ربط و مضحک انجام دهد.

– از دور دل و ميبره، از جلو زهره رو !! 

از دور عاشق و شیفته می‌شود، اما در مواجهه‌ی حضوری می‌ترسد و کم می‌آورد.

– از سه چيز بايد حذر كرد، ديوار شكسته، سگ درنده، زن سليطه ! 

سه عامل خطر: دیوار ناپایدار (ریزش)، سگ وحشی (حمله)، زن بدزبان (آبروریزی).

– از شما عباسي، از ما رقاصي ! 

اگر شما پول بدهید (عباسی سکه‌ای قدیمی)، ما کار (رقص) می‌کنیم؛ شرطی دوطرفه.

– از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! ( گر دايره كوزه ز گوهر سازند ) 

آدم هر چه در درون دارد، بروز می‌دهد؛ آدم بی‌اصل و نسب نمی‌تواند بزرگی نشان دهد.

– از كيسه خليفه مي بخشه ! 

با مال دیگران سخاوت به خرج می‌دهد؛ بخشنده‌ی کریم‌نما اما بذل‌و‌بخشش از جیب دیگران.

– از گدا چه يك نان بگيرند و چه بدهند ! 

گدا چه نان بگیری چه به او بدهی، تفاوتی نمی‌کند؛ اوضاعش از این بدتر نمی‌شود.

– از گير دزد در آمده، گير رمال افتاد ! 

از یک گرفتاری سخت نجات یافته، به گرفتاری دیگر افتاده است (بدشانسی زنجیره‌ای).

– از ماست كه بر ماست ! 

هر اتفاقی برایمان می‌افتد، نتیجه‌ی عمل خودمان است؛ خودکرده را تدبیر نیست.

– از مال پس است و از جان عاصي ! 

نه مال و ثروتی دارد، نه زیر بار حرف حق می‌رود؛ هم فقیر هم سرکش.

– از مردي تا نامردي يك قدم است ! 

مرز بین جوانمردی و نامردی بسیار باریک است؛ ممکن است آدم زوال اخلاقی پیدا کند.

– از من بدر، به جوال كاه ! 

از دست من که برآید، تو را به جوال کاه (چیز بی‌ارزش) می‌کشانم؛ تهدید به تنبیه شدید.

ضرب المثل های شاهنامه؛ معروف ترین ضرب المثل های از فردوسی

ضرب المثل کوتاه ایرانی

– از نخورده بگير، بده به خورده ! 

از مال خودت به کسانی بده که نیاز دارند؛ کنایه از انفاق از مال حلال.

ضرب المثل قدیمی

– از نو كيسه قرض مكن، قرض كردي خرج نكن ! 

از اول کار قرض نکن، و اگر مجبور به قرض شدی، اسراف نکن.

– از هر چه بدم اومد، سرم اومد ! 

همیشه از چیزی که از آن بدم می‌آمد، گرفتارش شدم؛ نفرین یا تأکید بر بدشانسی.

– از هول هليم افتاد توي ديگ ! 

از ترس و عجله، از چاله به چاه افتاد؛ در فرار از بدی، دچار بدتر شد.

– از يك گل بهار نميشه ! 

با یک نشانه‌ی خوب نمی‌توان نتیجه گرفت؛ کار بزرگ با یک اقدام کوچک تمام نمی‌شود.

– از اين گوش ميگيره، از آن گوش در ميكنه ! 

حرف گوش می‌دهد اما بی‌توجهی می‌کند؛ وعده می‌دهد ولی عمل نمی‌کند.

– اسباب خونه به صاحبخونه ميره ! 

وسایل منزل در نهایت به صاحب اصلی‌اش (مالک خانه) برمی‌گردد؛ هر چیزی جای خودش.

– اسب پيشكشي رو، دندوناشو نميشمرند ! 

به هدیه‌ی کسی ایراد نمی‌گیرند؛ اگر چیزی مجانی به تو دادند، عیب‌جویی نکن.

– اسب تركمني است، هم از توبره ميخوره هم ازآخور ! 

آدم فرصت‌طلب از هر دو طرف منفعت می‌برد؛ نان هر دو نان را می‌خورد.

– اسب دونده جو خود را زياد ميكنه ! 

آدم تلاشگر و کاربلد روزی خودش را می‌رساند؛ هرکس کار کند، پول درمی‌آورد.

– اسب را گم كرده، پي نعلش ميگرده ! 

اصل قضیه را رها کرده و به دنبال جزئی بی‌ارزش است؛ اشتباه اولویت‌بندی.

عکس نوشته ضرب المثل‌های قدیمی

– اسب و خر را كه يكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو ميشوند ! 

انسان‌ها با همنشینی و مجاورت به عادات و اخلاق همدیگر خو می‌گیرند، چه خوب و چه بد.

– استخري كه آب نداره، اينهمه قورباغه ميخواد چكار ؟ ! 

جایی که خیری از آن نمی‌رسد، چرا این همه آدم دور آن جمع شده‌اند؟ کنایه از تشریفات بی‌محتوا.

– اصل كار برو روست، كچلي زير موست ! 

باید به ریشه و حقیقت ماجرا رسید، نه ظاهر فریبنده را دید؛ عیب اصلی زیر پوشش ظاهری است.

ضرب المثل های انگلیسی با معنی آنها؛ 50 ضرب المثل کاربردی خاص

عکس نوشته ضرب المثل‌های قدیمی

– اكبر ندهد، خداي اكبر بدهد ! 

اگر آدم بزرگی به تو نداد، خدا که بزرگ‌تر است می‌دهد؛ دل را به خدا خوش کن.

– اگر بيل زني، باغچه خودت را بيل بزن ! 

اول به فکر کار و منفعت خودت باش، نه فضولی در کار دیگران.

– اگر براي من آب نداره، براي تو كه نان داره ! 

اگر چیزی به درد من نمی‌خورد، به درد تو که می‌خورد؛ هر چیز به کار کسی می‌آید.

– اگر بپوشي رختي، بنشيني به تختي، تازه مي بينمت بچشم آن وختي ! 

تا آدم به مقام و مال نرسد، قدرش را نمی‌دانند؛ چشم‌دنیایی‌ها بعد از موفقیت دیگران به آنها احترام می‌گذارند.

– اگه باباشو نديده بود، ادعاي پادشاهي ميكرد ! 

کسی که از اصل و نسب خود بی‌خبر است، ادعاهای بی‌پایه می‌کند.

ضرب المثل با جواب

– اگه پشيموني شاخ بود، فلاني شاخش بآسمان ميرسيد ! 

فلانی آنقدر کارِ پشیمان‌کننده کرده که اگر پشیمانی شاخ داشت، شاخش تا آسمان می‌رفت.

– اگه تو مرا عاق كني، منهم ترا عوق ميكنم ! 

اگر تو با من بدی کنی، من هم با تو بدی می‌کنم (عاق/عوق جناس دارد؛ عاق به معنای نافرمانی پدر و مادر).

– اگر جراحي، پيزي خود تو جا بنداز ! 

اول مهارت خودت را روی خودت ثابت کن، بعد ادعای درمان دیگران را داشته باش.

– اگه خدا بخواهد، از نر هم ميدهد ! 

اگر خدا بخواهد، از چیز غیرممکن هم ممکن می‌سازد؛ اشاره به شیر دادن شتر نر به عنوان معجزه.

– اگه خاله ام ريش داشت، آقا دائيم بود ! 

اگر شرط‌های محال برقرار شود، هر چیزی ممکن است؛ یعنی این اتفاق هرگز نمی‌افتد.

– اگه خير داشت، اسمشو مي گذاشتند خيرالله ! 

این چیز خیری ندارد؛ چون اگر خیر داشت، نامش را «خیرالله» (خیرِ خدا) می‌گذاشتند.

– اگر داني كه نان دادن ثواب است — تو خود ميخور كه بغدادت خرابست ! 

اگر دانستی انفاق ثواب دارد، خودت بخور که به خراب‌آباد خودت برسد؛ یعنی منِ مخاطب به تو نیازی ندارم.

– اگه دعاي بچه ها اثر داشت، يك معلم زنده نمي موند ! 

چون بچه‌ها از معلم بدشان می‌آید و دعای بد می‌کنند، ولی بی‌اثر است.

– اگه زاغي كني، روقي كني، ميخورمت ! 

اگر لوس و نازی کنی و بد اخلاق شوی، تو را می‌خورم (تهدید شوخی‌آمیز به بچه).

– اگه زري بپوشي، اگر اطلس بپوشي، همون كنگر فروشي ! 

هر لباس گران‌قیمتی هم بپوشی، باز هم آدم پَست و پَله‌ای هستی؛ اصل کار جلوه می‌کند.

– اگه علي ساربونه، ميدونه شترو كجا بخوابونه ! 

هرکسی که اهل کاری باشد، جای درست انجام آن کار را می‌داند (ساربان = شتربان).

– اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخيه ميزد ! 

اگر کسی مدعی مهارت است، اول عیب خودش را درمان کند، بعد سراغ دیگران برود.

– اگه لالائي بلدي، چرا خوابت نميبره ! 

اگر در کاری ادعای تخصص داری، چرا خودت نتیجه نمی‌گیری؟ (لالایی بلد بودن به معنی توانایی خواباندن دیگران).

– اگه لر ببازار نره بازار ميگنده ! 

حضور آدم‌های فعال و پرجنب‌وجوش (حتی اگر اندکی شلوغ باشند) برای رونق کار لازم است.

– اگه مردي، سر اين دسته هونگ (هاون) و بشكن ! 

اگر مرد هستی، کار غیرممکن را انجام بده؛ شرط مردانگی بگذار تا طفره برود.

ضرب المثل چینی؛ معروف ترین ضرب المثل های چینی و معادل فارسی آنها

ضرب المثل با جواب

– اگه بگه ماست سفيده، من ميگم سياهه ! 

از سر لجاجت و دشمنی، حرف مخالف می‌زنم حتی اگر طرف راست بگوید.

ضرب المثل های قدیمی کوتاه با معنی

– اگه مهمون يكي باشه، صاحبخونه براش گاو مي كشه ! 

اگر مهمان عزیز و محترم باشد، صاحبخانه هر زحمتی می‌کشد برای پذیرایی؛ خلوص نیت مهم است.

– اگه نخورديم نون گندم، ديديم دست مردم ! 

ما نان گندم نخوردیم (فقر کشیدیم) ولی التماس دیگران را نکردیم؛ حفظ آبرو.

– اگه ني زني چرا بابات از حصبه مرد ! 

اگر تو واقعاً توانایی دفع بلا و بیماری را داری، چرا پدرت از بیماری مرد؟ (طعنه به مدعیان مهارت‌های ماورایی).

– اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، يكساعته شوهر ميده! 

خواهان هر چیز بی‌ارزشی هست؛ از خیلی چیزهای بد هم استقبال می‌کند.

– اگه همه گفتند نون و پنير، تو سرت را بگذار زمين و بمير ! 

اگر همه راه آسان را رفتند، تو به راه سخت خودت ادامه بده حتی اگر بمیری. (یا طعنه به لجبازی).

– امان از خانه داري، يكي ميخري دو تا نداري! 

خرج خانه زیاد و درآمد کم است؛ به زحمت یکی را می‌خری، دو تای دیگر کم می‌آوری.

– امان ازدوغ ليلي ، ماستش كم بود آبش خيلي ! 

چیزی که اسمش خوب و پرطرفدار است ولی اصلش کم و حاشیه‌اش زیاد؛ کنایه از بی‌محتوا بودن.

– انگور خوب، نصيب شغال ميشه ! 

چیزهای خوب و باارزش نصيب آدم‌های نالایق می‌شود.

– اوسا علم ! اين يكي رو بكش قلم ! 

ای استاد! این یکی را کنار بگذار و به حساب نیاور (اصطلاحی برای قطع کردن حرف یا رد کردن یک گزینه).

– اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام ! 

فرزند همچون پوست بادام است، نوه همچون مغز آن؛ نوه از فرزند عزیزتر و نرم‌تر است.

– اول بچش، بعد بگو بي نمكه ! 

اول چیزی را تجربه کن، بعد نظر بده؛ ممکن است بعد از تجربه نظری دیگر داشته باشی.

– اول برادريتو ثابت كن، بعد ادعاي ارث و ميراث كن ! 

اول ثابت کن برادر منی (رابطه و پیوند واقعی داریم)، بعد حقت را مطالبه کن.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.