متن غمگین پاییزی + جملات احساسی و زیبای غمگین فصل پاییز

متن غمگین پاییزی

در این بخش مجموعه متن و جملات غمگین پاییزی احساسی را قرار داده ایم که در قالب متن و اشعار نو هستند.

مجموعه متن و جملات پاییزی غمگین زیبا

دست‌هایتان را آماده کنید

پاییز نزدیک است

باید گره بخورد در دست‌های

کسی که سال‌ها انتظارش را کشیدید

جان عزیزتان پاییز را دونفره آغاز کنید…

***

امان از این بوی ِ. پاییز و آسمان ابری!
که آدم نه خودش می‌داند دردش چیست و نه هیچکس ِ دیگری …
فقط می‌دانی که هر چه هوا سردتر می‌شود، دلت آغوش ِ گرم‌تری می‌خواهد…

***

براى همه پاییز با مهر شروع می‌شه

اما پاییز زندگى من جایى شروع می‌شه که مهر تو تموم بشه…

دل انگیزه پاییز من با تو ولی غم انگیز خواهد شد

وقتی تو باشی و من برگ‌ها را با خیالت تنها قدم بزنم

***

عاشق که باشی، پاییز که باشد
باران که ببارد انار که هیچ
سنگ هم اگر باشی
دلت ترک می‌خورد …

***

شعر پاییزی غمگین

پاییز که می‌رسد

برگ‌ها

از شانه‌های درختان می‌ریزند

تنهایی‌ها

از شاخه‌های آدم‌ها جوانه می‌زنند

پاییز خزان برگ‌هاست

پاییز بهار تنهایی‌هاست

***

متن غمگین پاییزی

چقدر این دوست داشتن‌های بی دلیل خوب است.
مثل همین باران بی سوال
که هی می‌بارد…
که هی اتفاق آرام و شمره شمرده می‌بارد …

***

دنیا مثل پاییز است، هم زیبا هم غم انگیز

زیبایش به خاطر تو است و غم انگیزیش به خاطر دوری تو…

***

متن بیو پاییزی

کاش کسی پاییز را

سر و ته می‌کرد

برگ‌ها به درخت می‌چسبیدند

تو به من…

پاییز را باید با چشم‌های تو نگاه کرد!

وگرنه برای من دیگر عاشقانه نیست،

این رنگ‌های پژمرده‌ی خیابان‌ها…

***

بوی پاییز

باز بویِ پاییز…

و ترس تمام وجودم را می‌گیرد…

که نکند یادت هم

در یکی از این پاییزها

تنهایم بگذارد

دارد پاییز می‌رسد…

انار نیستم

که برسم به دست‌های‌تو…

برگم پر از اضطراب افتادن…

***

نگرانم

پاییز که برسد

ساعت‌ها را عقب می‌کشند

دلتنگی‌ام

یک ساعت زودتر می‌آید…

***

متن غمگین پاییزی

کاش به جای پاییز، تو با مهر می‌آمدی…

***

پادشاه فصل‌ها دارد از راه می‌رسد

پادشاه دلم وقت آمدنت نیست هنوز…؟

***

جملات غمگین و دلنوشته احساسی پاییزی

عاشق که باشی، پاییز که باشد

باران که ببارد انار که هیچ

سنگ هم اگر باشی

دلت ترک می‌خورد…

***

هی پاییز

ابرهایت را زود بفرست

شستن این گرد غم از دل من

چندین پاییز باران می خواهد

***

در پاییز هوا سرد می‌شود، یار دور می‌شود، دل “تنگ” می‌شود…

در پاییز هر ثانیه به اندازه‌ی یک عمر می‌گذرد، بیا این لحظه‌های طولانی کنارم باش که من بی تو از هر پاییزی غمگین‌ترم…

***

متن غمگین پاییزی

من و یک پاییز و یک مهر در جاده‌ای پر پیچ و خم از برگ‌های نم پاییزی

کمی مه و کمی بوی آتش

چه لذتی داشت اگر تو هم کنارم بودی…

***

آنجا را نمی‌دانم!

اما اینجا بی‌تو، بدونِ آغوشت

خیابان به خیابان، برگ به برگ

پاییز به شدت دارد اتفاق می‌‌افتد

***

متن های غمگین و زیبای پاییزی

پاییز منم که هر روز چهره‌ی زردم را با سیلی دروغ‌هایت سرخ می‌کنم تا هرگز نفهمی آنکه بهار سبزم را به خزان نشاند تو بودی…

***

امان از دوستت ‌دارم‌‌هایی

که ردپایشان نمی‌گذارد

این یک لقمه پاییز

بی دردسر از گلویمان پایین برود

***

پاییز دوست‌ داشتنی است چون تو دوستش داری

مثل باران که زیباست، چون تو زیبایی

***

پاییز مرا عاشق می‌کند، باران عاشق‌ترم…

حالا تو بگو، به گمانت این باران پاییزی با من چه می‌کند؟

***

کوچ پرندگان به من آموخت وقتی هوای رابطه سرد است باید رفت

و رفتم…

چون برگ‌های پائیز…

که چون دیدند گل رفت آنها هم به زمین ریختند و خود را بدست باد سپردند

***

اصلا من به جهنم

پاییز دلش میگیرد اگر من را بی تو ببیند

***

متن بلند و طولانی برای فصل پاییز

منم دوست دارم با یکی روی برگ‌ها قدم بزنم و گوش‌هایم پر از نجواهای عاشقانه شود

دوست دارم در شب‌های طولانی پاییز دلی دلواپسم شود

قلبی برایم بتپد و آغوشی در انتظارم باشد…

دوست دارم باران که بارید

دست مردانه اش را بگیرم و با هم شروع به دویدن کنیم

دوست دارم در برابر بادهای سهمگین بدن تنومندش پناهگاهم باشد…

تا کی باید بنشینم و عاشقانه‌های پاییزی دیگران را تماشا کنم؟

دیگر بس است…

***

پاییز از چشمان من شروع شد

از برگ ریزان دلم

از نارنجی سکوتم

که مشت مشت دلتنگی به آسمان می‌پاشید

***

دروغ چرا!

راستش دلم یک ” مرد” می‌خواهد

یک مرد واقعی…

روزها، همه زود گذرند

چرا ترس؟

این همه اندوه بى‌دلیل براى چیست؟

هیچ چیزى همیشگى نیست

فردا که بیاید، امروز فراموش شده است

تابستان داغ امسال هم تمام شد

اگر میوه آرزویت هنوز کال است غصه نخور

شاید آرزویت انار سرخی باشد

که برای رسیدن محتاج خورشید کم رمق پاییز است!

***

متن زیبا برای فصل خزان

چشم به راه توام پاییز

از بهار و تابستان گرم نشد آبی

بیا پاییز جادوگر

طلایی کن سبزینه برگ‌های درخت آرزوها را…

***

ﺗﻮ ﻣﯽ‌ﺭﻭﯼ

ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻣﯽ‌ﺁﯾﺪ

ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﺩﻟﮕﯿﺮﯼ ﺳﺖ…

***

راهی جز سقوط ندارد برگ پاییزی

وقتی می‌داند درخت

عشقِ برگِ تازه‌ای در سر دارد…!

***

همه برگ‌های تقویم را

به دنبال تو شمرده‌‌ام

برگ‌های سیب

برگ‌های انگور

پاییز اما

فصل خرمالوست

فصل گس تنهایی

***

پاییز

پیچ تندی بود

با یک جاده خیس

حواسمان پرت شد

تصادف کرد با کوهی از خاطره…

***

باران امسال را من به عهده گرفته‌ام

آنقدر بغض در گلویم تلنبار و اشک درون چشمانم تلنباز شده و در کمین نشسته که فکر کنم

پر باران ترین پاییز روزگار را من رقم بزنم…

ممکن است شما دوست داشته باشید