انشا در مورد فصل پاییز + 10 انشای زیبا در مورد پاییز و زیبایی های آن

مجموعه کامل انشاهای زیبا در مورد پاییز
در این بخش مجموعهای کامل از زیباترین انشاها در مورد فصل پاییز و زیباییهای آن را آماده کردهایم و امیدواریم که برای دانشآموزان پایههای مختلف مفید واقع شود. اگر میخواهید انشای شما متمایز باشد، میتوانید بخشهایی از متنها را متناسب با ذوق خود تغییر دهید.
فهرست موضوعات این مطلب
انشا زیبای کوتاه درباره پاییز
مقدمه: برگهای زرد و نارنجیرنگ خیابانهای شهر را پوشاندهاند و صدای خشخش آنها گوشها را نوازش میدهد. نسیم سرد پاییزی، ما را به سمت خانه هل میدهد، در حالی که خورشید باید برود و خیلی زود جای خود را به ماه و نور آن میدهد. پاییز برگشته است و انقلابی در طبیعت به راه انداخته است.
بدنه: با آمدن پاییز، زنگ هشدار برای میوههای تابستانی به صدا درمیآید. حتی هندوانه با آن همه عظمت و ابهت، تاب مقاومت در برابر سرمای پاییز را ندارد؛ چه برسد به این که انتظار داشته باشیم که هلو و آلوچه در سرمای پاییز ما را یاری کنند. پاییز میخواهد آدمهای خود را وارد بازی کند؛ سیب زودتر از همه وارد میشود و پشت سر او، بِه و انار و لیموشیرین و بعدها پرتقال در صف میشوند و بشقابهای مهمانها را به تصرف خود درمیآورند. این میوهها برای آدمها چارهای نمیگذارند، جز اینکه به آنها اجازه تسخیر شکمهایشان را بدهند.
تابستان پادشاهی مهربان و بیخیال بود تا جایی که حتی برای خود ارتشی نداشت. همین باعث شد که ملتش سوءاستفاده کنند و در گوشه و کنار امپراتوریاش، هرجومرج و شورش بشود. کودکان در کوچهها توپبازی میکردند، معلمها در مدرسه نبودند، بچهها دیر میخوابیدند و دیر از خواب بیدار میشدند. بازیهای کامپیوتری در افکار بچهها جولان میدادند. خلاصه هیچ چیزی سر جایش نبود. خود پادشاه هم مشغول تفریح و خورد و خواب بود و نمیدانست که در همسایگیاش پادشاهی به نام پاییز به قدرت رسیده و در حال پیشروی به سمت قلمروی او است.
پاییز، پادشاهی مقتدر، بیرحم و خونریز است. پاییز تابستان را شکست داده و در بند کرده است. اکنون بازی دست پاییز است. دیگر خبری از بینظمی و هرجومرج نیست. معلمها باید ساعت هفت و نیم در مدرسه باشند، بچهها هم همینطور. سربازان پاییز تفنگهای خود را بر سر پدر و مادر نهادهاند و آنها را مجبور کردهاند که نگذارند بچههایشان در کوچه بازی کنند، نگذارند فوتبال ببینند و نگذارند با گوشی و کامپیوتر بازی کنند. پاییز بهشدت مخالفان خود را سرکوب میکند. اگر کسی از پاییز انتقاد کند، سرما خواهد خورد و برای چندین روز باید در زندانهای بیشور و سرد پاییز بماند تا افکار انتقادیاش از ذهنش پاک بشود.
نتیجه: چند وقت پیش، در خیابانهای شهر جارچیان خبر میدادند که پاییز دعوت به همکاری در اداره قلمرو کرده است و هر کس علاقهمند باشد، میتواند به پاییز ملحق شود. این یک فرصت تکرارنشدنی است. ملحق شدن به پاییز یعنی این سختگیریهای پادشاه برای ما کمتر میشود. همچنین پاداشهای خوبی داده میشود. بیایید کوتاه بیاییم و با پاییز کنار بیاییم.
انشا در مورد پاییز فصل ریزش برگ ها
مقدمه: دخترک عاشق بهار، چقدر زیباتر شدهای و چقدر خوش بر و رو، به به عروس هزار رنگ طلایی، نقشت بر چشمانداز جهان تابان است و میدرخشد، هر روز نقشی تازه میزنی و رنگ عوض میکنی، کجا این همه رنگرز شدهای، چرا اینقدر جذابی و خواستنی.
بدنه: پاییز فصل عاشقی و هر بار که میبینم به یک رنگ داری، چه برگهای طلایی و چه روزهای نابی از راه میرسند، خورشید کمکم بیرمق میشود و بساط ستارهها دیده میشود، خدای زیباییها و خالق خوشیها تو را برای عاشقان نقاشی کرده و برایشان همدم گذاشته است.
پاییز جانم تو تا همیشه پر از نقش و نگاری و تابلوهایت دست به دست در شهر میچرخد، هرجا از فصلها حرفی شود، پادشاه تویی و تاجگذاری با توست. روزهایی که درختان صنوبر و سرو و سیب در تو ذوب میشوند و به اذن تو برگ میریزند، کمکم بزم کوچ پرندهها هم برگزار میشود و پرستوها میروند و مرغان دیگر را از تغییر فصل آگاه میکنند.
روزهای ناب غروب سرخ شفق میرسد و کمکم پروین پرناز در آسمان دیده میشود. کاش میتوانستم همه این لحظهها را قاب کنم و برای عاشقان بفرستم. مهر پرمهر از راه میرسد و آبان را با خود میآورد و آذر پرفروغ هم خندهکنان میرسد.
روزهای خوشی و شادی و تاجگذاری از سمت طبیعت میرسد. میوههای تابستان جایشان را به انار میدهند و سرخی انار همه جا رخ مینماید. ستارگان شمالی و دنبالهدار هم در دوردستها سوسوی سردی میزنند و شب و آسمان پاییزی روشن میشود.
نتیجهگیری: طبیعت هزار رنگ و نقش، خدایی دارد بسیار توانا و مهربان، بر ماست که هر لحظه شکرش به جای آوریم و از نعمتهایی که داده است به خوبی استفاده کنیم.
موضوع انشا : فصل پاییز را توصیف کنید (متن توصیفی- توضیحی در مورد پاییز و ویژگی هایش به زبان ساده)
مناسب برای پایه تحصیلی: کودکان و دبستان
مقدمه (با شعر زیبا):
شاخه هایت پر از کلاغ شدند * ای چنار قشنگ پاییزی
عکس خود را ببین در آیینه * واقعا که شگفت انگیزی
وقت تاریک و روشنای غروب * از کلاغان خسته سرشاری
توی فصلی که فصل بی برگیست * برگ دادی دوباره انگاری
می نشینم دوباره در ایوان * خسته و سرد و خواب آلودم
خوب می شد کلاغ من هم از * برگ های کلاغی ات بودممتن انشا:
پاییز فصل قشنگی است. در پاییز برگ درختان زرد میشود. در روز اول پاییز که اول مهر ماه است ما به مدرسه میرویم و همکلاسیهای خود را میبینیم. پاییز فصل تلاش بیشتر دانشآموزان است. در پاییز روزها کوتاهتر و شبها بلندتر میشود. از میوههای پاییز انار و نارنگی است. در پاییز برگ درختان میریزد و هنگامی که ما بر روی آنها راه میرویم صدای خشخش میدهند.در پاییز هوا سرد میشود و اگر مراقب نباشیم سرما میخوریم. در پاییز باد میوزد و باران میبارد. ماههای پاییز مهر، آبان و آذر هستند. پاییز فصلی است که در آن برگهای درختان به زردی میگرایند اما بعضی از برگها هم در راه زرد شدن گاه قرمز و قهوهای میشوند. بسیاری از میوهها در فصل پاییز میرسند: انار ساوه، خربزه، سیب، پرتقال، به، سنجد و…
در فصل پاییز بسیاری از پرندگان به مناطق گرمسیر مهاجرت میکنند. کشاورزان زمینها را شخم زده و در آن محصولاتی مانند گندم و جو میکارند. روزها کوتاهتر میشود و شبها طولانی میگردد.
نتیجهگیری:
همه فصلهای خدا زیبا هستند و هر کدام زیباییهای خود را دارند. پاییز هم فصل بسیار زیبایی و دوستداشتنی است.
انشاء خاص فصل پاییز
گر تو بيني پاييز زيبا سرسري، غم بخور، زيرا كه خيري نبري
آيينه جمال است اين فصل خزان، بيتامل از فصل ثالث مگذريفصل خزان در نزد كائنات مظهر غم و اندوه بوده و حتي شاعران نيز براي نمايش دادن اندوه در اشعار خود از نام پاييز ياد مينمايند. ليكن اين فصل، فصل زيبايي است. فصل ريزش نعمتهای آسماني ميباشد و همان قطرات ريز باران است كه به تهذيب زمين ميپردازد. نمايان شدن قوس قزح پس از باران نيز جلوهای از جمال اين فصل ميباشد. كلمه برگريزان تنها مختص پاييز است.
بدين معنا كه در اين سه ماه درختان خود را ميتكانند و برگهای زرد و سرخ خود را رها كرده و بر دامان زمين به امانت ميگذارند و شاخههای خشكشان نيز لختوار منتظر ميمانند تا در فصل ديگر الماسهای آسماني در ماتم كمبود مكان نمانند و بر شاخههای آنان قرار گيرند.
اين فصل را با نام خشخش نيز ميشناسيم. همان گونه كه پا بر روي خاكهای تركبرداشته قدم ميگذارد و موزیک زيبا ميسازد، صداي خشخش برگها نيز همين احساس را در دل ما مينهد. اين صدا پس از شنيدن به ماورای درون ما ميرود و روح ما را تا آسمانها به بالا ميكشاند.
پاييز را ميتوان فصل مهاجرت قلمداد كرد؛ بدين معنا كه پرندگان در اين فصل از كاشانه خود رهايي جسته و در كرانههای آسمان به جستوخيز ميپردازند تا لانه مناسب پيدا كنند. نظاره بر حركات پرندگان در آسمان پاييز احساسي وصفناشدني در دل ايجاد مينمايد. نكته اصلي اين است كه پاييز در مقابل اين همه زيبايي كه در اختيار ما ميگذارد از ما چيزي نميخواهد جز اين كه به تفكر بنشينيم و به خدا نزديك شويم.
موضوع انشا : من فصل پاییز را دوست دارم (متن ادبی کودکانه در مورد پاییز)
مناسب برای پایه تحصیلی: کودکان
مقدمه: به نام خداوند مهربانی که این همه زیبایی برای ما آفریده است، انشای خود را آغاز میکنم.
متن انشا: من خیلی فصل پاییز را دوست دارم. هم چون مدرسهها در پاییز شروع میشوند و دوباره دوستانم را میبینم و با آنها بازی میکنم و شروع به درس خواندن و تلاش برای ساختن آینده خود میکنم. البته شاید بعضیها از شروع شدن مدرسه خوشحال نشوند و دلشان بخواهد همیشه بازی کنند و در خانه استراحت کنند؛ ولی بعد از مدتی حوصلهشان سر میرود و دوست دارند دوباره به مدرسه بیایند و دوستان و معلمان مهربان را ببینند.
یک دلیل دیگر هم که من پاییز را خیلی دوست دارم این است که فصل پاییز خیلی زیبا است. همه برگها که در بهار و تابستان سبز بودهاند به رنگهای زرد و نارنجی و قرمز و قهوهای درمیآیند و انگار همه جا رنگارنگ و چشمنواز میشود. وقتی به پارک میرویم هر درختی به یک رنگ درآمده است و همه جا بهخصوص جنگلها و پارکها خیلی قشنگ شده است.
در پاییز خرمالوها میرسد و لیموشیرین و پرتقال و انار به بازار میآید. بعضی وقتها مادرم انارها را دان میکند و به آنها گلپر و نمک میزند و در کاسههای کوچک میریزد و به ما میدهد که من خیلی خوشم میآید. در پاییز لبوفروشها روی گاریهای قدیمی لبوهای شیرین و قرمز میپزند و میفروشند. من گاهی با دوستانم لبوی داغ میخرم و در راه رفتن به خانه میخوریم که خیلی کیف دارد.
من بهخاطر باران هم خیلی پاییز را دوست دارم، چون عاشق باران هستم و در روزهای بارانی دوست دارم زیر باران بروم و بازی کنم. البته باید مراقب باشیم زیر باران سرما نخوریم. ولی حتی اگر سرما بخوریم مادرمان برای ما سوپ خوشمزه و شلغم میپزد. ما کنار بخاری میخوابیم تا خوب شویم. تازه در پاییز هوا خیلی خوب است؛ نه خیلی گرم است و نه خیلی سرد، بههمینخاطر میتوانیم بهراحتی در حیاط و پارک بازی کنیم.
نتیجهگیری: پاییز خیلی خوبیها و قشنگیها و خوراکیهای خوشمزه دارد که من آنها را خیلی دوست دارم و همیشه دوست دارم زودتر پاییز شود. من در فصل پاییز خدا را بهخاطر این همه قشنگی که برای ما آفریده است شکر میکنم.
انشاء احساسی فصل پاییز
پاییزی دیگر از راه رسید؛ پاییزی با همه ابرهای تیرهاش که کشیده میشود روی آبی آسمان در بیشتر روزها. شاید پاییزی پر از بارانهایی که یادت میآورند هزاران خاطرهای را که نباید، یا شاید هم میبارند که یادت بیاورند تمامشان را…
من اما نمیدانم چرا این فصل بینظیر دلم را با خودش نمیبرد؛ چرا انتظارش را نمیکشم هیچوقت؛ چرا آمدنش دلم را تیره میکند؛ چرا این فصل پر از تحول حتی با تمام رنگهای برگهایش هم نمیتواند دلم را با خودش ببرد؛ نمیدانم چرا دوست ندارم بدون چتر زیر باران راه بروم. نمیدانم…
نمیدانم چرا صدای خشخش برگها زیباترین موسیقی این روزهای من نمیشود؛ آری پاییز که میآید خورشید از من رو برمیگرداند؛ گرمایش دیگر نوازشگر صورتم نیست؛ چشمهایم سبزی برگهای درختان را هر روز بهانه میگیرند؛ آغوشم درختان خفته را نمیخواهد؛ پاییز انگار میآید تا بسراید دلتنگی را؛ پاییز انگار میآید تا تمام شادمانیها و آرزوهای لحظه سال تحویلت را با بارانهایش بشوید و تحویل بادهای پاییزیاش دهد.
پاییز خود انبوهی است از حرفها، حسها و… پاییز که بر زبانت جاری میشود دل مخاطبت ضعف میرود برای حال و هوایش؛ اصلاً بدون آن که حرفی زده باشی او زیر بارانهای پاییزی خیس خواهد شد و غم غریبی بر دلش خواهد نشست؛ برگهای ریخته بر زمین زیر پاهایش خرد خواهد شد جوری که تو میتوانی صدای خشخش برگها را بهوضوح بشنوی؛ شاید نام پاییز را که بیاوری او دیگر هیچ، هیچ چیز نشنود جز صدای نمنم باران که بوسه میزند بر بیرنگی شیشه، بر چترهایی که دو عاشق زیر آنها پناه گرفتهاند.
نام پاییز را که بیاوری ناخودآگاه کیفهای رنگارنگ مدرسه که بر دوش دانشآموزان سوار شدهاند مقابل دیدگانت صف میکشند؛ چشمهای پر از اشتیاق دانشآموزانی را تصور خواهی کرد که فصلی دلانگیز با آغازش درخت یادگیری جوانه میزند و عطر کتابهای جلدشده، مداد و پاککنهای نو فضا را پر خواهد کرد. پاییز را باید نفس کشید؛ پاییز را باید لمس کرد.
موضوع انشا : پاییز زیبا و دوست داشتنی (متن ادبی در مورد پاییز)
مناسب برای پایه تحصیلی: نوجوانان و دوره متوسطه
مقدمه: با نام خداوند هستیبخش زیباییآفرین انشایم را در مورد پاییز آغاز میکنم.
متن انشا: چطور میتوان پاییز را دوست نداشت؟ با این همه مهر و زیبایی و زلالی که این فصل مظلوم و مهربان دارد. انگار خود پاییز هم عاشق است؛ عاشق ما! وگرنه چه دلیلی داشت در برابر سرما مقاومت کند و برای ما بهشتی از رنگهای شگفتانگیز بسازد که هر چه نگاه کنی سیر نشوی از دیدن زیباییهایش.
پاییز فصل سرد و گرمی در کنار هم است؛ سردی هوا در کنار گرمی رنگهای برگها (زرد و نارنجی و قرمز…). مگر میتوان پاییز را دوست نداشت؛ فصل قدم زدن روی برگهای خشک با آن نغمه دلانگیز خشخش کردن زیر پاها. مگر میتوان پاییز را دوست نداشت تنها به این گناه که سرد است؟! سرما که علاجش یک بسته قرص سرماخوردگی است و سوپهای پرمهر مادر که انگار تکتک اجزایش طعم عشق میدهند.
اصلاً من پاییز را دوست دارم که شالگردنهای رنگیام را از چمدان بیرون بیاورم و دور گردنم بیندازم و تمام پارکهای شهر را قدم بزنم، یخ کنم ولی خسته نشوم! بعد برگردم خانه و دستانم را با چای گرمی که مادرم دم کرده گرم کنم. پاییز سرد است اما به مهربانیهای ما گرم میشود و من عاشق مهربانی پاییزم.
نتیجهگیری: بیایید با پاییز نامهربان نباشیم؛ زیباییهایش را ببینیم و قدر این تابلوی باوقار خلقت را بدانیم.
موضوع انشا : پاییز را دوست دارم (متن دلنوشته و احساسی)
مقدمه: عشق بیدلیل است… محتاج استدلال نیست… دل دلیل و برهان وجود عشق است و من بیهیچ بهانهای عاشق پاییزم.
متن انشا: پاییز را دوست دارم…
بهخاطر غریب و بیصدا آمدنش
بهخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانهکنندهاش
بهخاطر خشخش گوشنواز برگهایش
بهخاطر صدای نمنم بارانهای عاشقانهاش
بهخاطر رفتن و خیس شدن زیر بارانهای پاییزی
بهخاطر بوی مستکننده خاک بارانخورده کوچهها
بهخاطر غروبهای نارنجی و دلگیرش
بهخاطر شبهای سرد و طولانیاش
بهخاطر سالها خاطرات پاییزیام… پاییز را دوست دارم بهخاطر خود پاییز.نتیجهگیری: بدون دلیل دوست داشته باش، عاشق شو و چون پاییز رنگارنگ و رها زندگی کن.
موضوع انشا : پاییز فصل نزدیک شدن به خدا (متن توصیفی و اعتقادی)
مقدمه:
دلم چون برگهای زرد پاییزی پر از درد است
صدای خشخش برگها به همراه تپیدنهای قلبم میشود آغاز و…متن انشا: فصل خزان در نزد کائنات مظهر اندوه بوده و حتی شاعران برای نمایش حزن در اشعار خود از نام پاییز یاد مینمایند؛ لیکن این فصل، فصل زیبایی و ریزش نعمتهای آسمانی است. همان قطرات باران است که به پاکی زمین میپردازد. نمایان شدن رنگینکمان پس از باران نیز جلوهای از جمال این فصل است.
در این سه ماه درختان خود را میتکانند و برگهای زرد و سرخ را رها کرده و بر دامان زمین به امانت میگذارند. شاخههای برهنه منتظر میمانند تا در فصل دیگر الماسهای سپید برف را میزبانی کنند. صدای خشخش زیر پای ما روح را تا آسمانها بالا میکشد. پاییز فصل هجرت پرندگان سبکبال است و نظاره بر پرواز آنان در کرانههای آسمان احساسی وصفناشدنی پدید میآورد.
نتیجهگیری: نکته اصلی در مورد پاییز این است که در مقابل این همه زیبایی، از ما چیزی نمیخواهد جز اینکه به تفکر بنشینیم و به آفریدگار هستی نزدیک شویم؛ به تعبیر زیبای حافظ:
مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟ / به دست مردم چشم، از رخ تو گل چیدن
موضوع انشا : چرا پاییز را دوست دارم
مناسب برای پایه تحصیلی: پنجم تا نهم
مقدمه: به نام خداوند آفریننده زیباییها. از زمانی که یادم میآید پاییز فصل مورد علاقه من بوده است؛ شاید به این خاطر که خودم در فصل پاییز متولد شدهام. امروز میخواهم در این انشا به شما بگویم چرا عاشق این فصل هستم.
متن انشا: فصل پاییز برای من یک فصل جادویی است. همه چیز از آب و هوا گرفته تا رنگها زیبا و خیرهکنندهاند. با اینکه مناظر هر سال تکرار میشوند، ولی برای من همواره تازگی دارند. قبل از هر چیز، پاییز حس بندگی به درگاه خداوند را بیدار میکند؛ پروردگاری که جهان را در بهار سرسبز، در تابستان گرم و پرمیوه و در پاییز رنگآمیزی میکند. این یک خشک شدن ترسناک نیست؛ بلکه خواب آرام زمین در لباسی از رنگهای دلنشین است.
همه چیز پاییز دوستداشتنی است؛ از جمله میوههای خاص آن: انار، خرمالو، پرتقال، لیموشیرین و نارنگیهای خوشعطر. چه کسی باور میکند در آستانه سرما، چنین میوههای رنگین و آبداری کام ما را شیرین کنند؟
نتیجهگیری: هوای خنک و لطیف، باران دلانگیز و میوههای پرخاصیت سبب میشود من عاشق پاییز باشم و خداوند مهربان را بابت این شگفتیها شکر کنم.

موضوع انشا : فصل پاییز چه خوبیها و بدیهایی دارد؟
مناسب برای پایه تحصیلی: کودکان
مقدمه: به نام آن که هستکننده و نیستکننده ماست، انشای کوتاه خود را آغاز میکنم.
متن انشا: پاییز از راه رسیده و هوا رو به سردی میرود. برگها زرد شده و از شاخهها رها میشوند تا شاخهها خالی بمانند. روزها کوتاهتر شده و شبها افزایش مییابند. این فصل به ما درس میدهد که لباسهای گرم خود را آماده کنیم تا از گزند سرما در امان بمانیم. همچنین ما را آماده میکند تا با سوخت و وسایل گرمایشی، خانههایمان را در زمستان گرم نگه داریم.
نتیجهگیری: بیایید درسهای این فصل را بیاموزیم، آمادگی لازم را برای زمستان کسب کنیم و از نعمتهای الهی به درستی بهرهمند شویم.
انشا در مورد پادشاه فصل ها پاییز
هر سال از چهار فصل تشکیل میشود؛ بهار، تابستان، پاییز و زمستان. سومین فصل سال که به پادشاه فصلها معروف است پاییز نام دارد. پاییز دارای سه ماه مهر، آبان و آذر است.
پاییز فصل متفاوتی برای دانشآموزان و فصل کوشش است؛ زیرا مدارس با اول مهر گشوده میشوند. در این فصل برگها به رنگهای سرخ، زرد و نارنجی درمیآیند و با وزش نسیم روی زمین میریزند. صدای خشخش برگها هنگام راه رفتن آرامشی بینظیر به همراه دارد.
دمای هوا کاهش مییابد و باید مراقب سلامت خود باشیم. همچنین خوب است به پرندگان توجه کنیم و با ریختن دانه یاریشان نماییم. شبها طولانیتر شده و فرصت بیشتری برای دورهمی خانوادگی فراهم میشود. میوههای خوشطعم مانند انار، خرمالو، لیموشیرین و پرتقال زینتبخش سفرهها هستند.
روزهای بارانی و بوی خاک نمخورده زیبایی خلقت را دوچندان میکند. هر فصلی زیبایی خاص خود را دارد و وجود پاییز برای چرخه حیات ضروری و شگفتآور است.
موضوع انشا : انشا کوتاه ادبی در مورد پاییز
مقدمه: پاییز از راه نرسیده قلم نقاشیاش را برداشت و شروع کرد به رنگ زدن بر بوم زمین. من هم قلم خود را برمیدارم و با نام خالق پاییز این همه زیبایی را توصیف میکنم.
متن انشا: هرچند پاییز سرما به همراه میآورد، اما با نقاشی فوقالعادهاش روح را گرم نگه میدارد. او را فصل دلتنگی میدانند، اما این صفت برای وسعت زیباییهایش کملطفی است. اگر شیشه عینک نگاه را پاک کنیم، روح سرشار از طراوتش را خواهیم دید. همچون بهار رنگین است، مانند تابستان میوههای دلپذیر دارد و نسیم سردش یادآور زمستان است. رقص پرندگان در آسمان هنگام هجرت دلبری پاییز را نمایان میسازد.
نتیجهگیری: پاییز فصل هزار رنگ و هزار نقش دلفریب را قدر بدانیم و از کنار این همه زیبایی ساده نگذریم.
موضوع انشا : هوای پاییزی
در پاییز هوا کمکم سرد میشود و با کوتاه شدن روزها، شبها طولانیتر میگردند. صدای قارقار کلاغها در گرگومیش عصر بیشتر به گوش میرسد و برگهای ریختهشده زیر جاروی رفتگران زحمتکش نغمه خزان سر میدهند.
آفتاب زاویه تابش خود را مایلتر میکند و به درون اتاقها سرک میکشد. پاییز فصل انار، گردو، شیره انگور، شلغم و لبوی داغ است. شبهای بلندش فرصتی عالی برای شبنشینی صمیمی و گپ زدن در کنار کانون گرم خانواده است.
انشای ادبی درباره پاییز
گر تو بینی پاییز زیبا سرسری / غم بخور، زیرا که خیری نبری
آیینه جمال است این فصل خزان / بی تامل از فصل ثالث مگذریفصل خزان نزد کائنات مظهر تامل است. قطرات باران زمین را مهیای دگرگونی میسازد و شاخساران عریان به انتظار سپیدی برف مینشینند. صدای خشخش خرد شدن برگها زیر گامهای عابران، ترانهای معنوی است که انسان را به تفکر در حکمت هستی و نزدیک شدن به پروردگار رهنمون میسازد.
موضوع انشا در مورد پاییز : پاییز فرزند هنرمند سال است !
خانواده سال، خانوادهای ساده و صمیمیاند با چهار فرزند پرکار: بهار، تابستان، پاییز و زمستان. پاییز، سومین فرزند زردپوش این خانواده است که با هیاهو میرسد.
شغل اصلی پاییز آرایشگری است؛ قیچی برمیدارد و زلف درختان را کوتاه و رنگآمیزی میکند. او همچنین جاجیمبافی ماهر است که با تار و پود برگهای رنگارنگ فرشی زیبا بر زمین پهن میکند و تصویری ماندگار از کلاغان بر درختان عریان ترسیم مینماید. خانواده سال باید به داشتن چنین فرزند هنرمندی افتخار کند.
انشا با موضوع داستانی در مورد پاییز
ای نام تو بهترین سرآغاز / بینام تو نامه کی کنم باز. پاییز با هوای لطیف و شبهای دلپذیرش همواره الهامبخش داستانها بوده است. زردی پاییز نشان پختگی و کمال طبیعت است. یادآور غروبهای خاطرهانگیز و داستان فداکاریهایی چون دهقان فداکار در سرمای قطار پاییزی است. پاییز مجالی است برای اندیشیدن به گذشت زمان، برگریزان تعلقات بیهوده و آماده شدن برای روزهای پیش رو.
موضوع انشا : یک روز بارانی در پاییز (متن حسی و توصیفی)
مناسب برای پایه تحصیلی: هفتم تا دهم
مقدمه: صبح که چشم باز کردم، آسمان دیگر آن آبی روشن همیشگی نبود؛ پردهای خاکستری و سنگین روی شهر کشیده شده بود و صدای آشنای تقتق قطرههای باران به شیشه پنجره، خبر از رسیدن یکی از نابترین روزهای پاییز میداد؛ روزی که زمین تشنه، بالاخره سیراب میشد.
متن انشا: وقتی پایم را از درِ خانه بیرون گذاشتم، اولین چیزی که تمام وجودم را پر کرد، عطر بینظیر خاک بارانخورده بود؛ بویی که هیچ عطرسازی در جهان نمیتواند شبیهش را بسازد. هوا خنک و تر و تازه بود و با هر نفس، ریههایم از پاکی سرشار میشد. چتر رنگیام را باز کردم و راه افتادم.
خیابان حال و هوای دیگری داشت. جویهای آب به راه افتاده بودند و برگهای خشک زرد و نارنجی مثل قایقهای کوچک کاغذی روی آب شناور میرفتند. آسفالت خیس و براق، مثل آینهای بزرگ چراغهای زرد خودروها و رهگذران شتابان را بازتاب میداد. درختان تبریزی و چنار زیر دوش پاییزی حمام گرفته بودند و برگهای طلاییشان زیر نم باران بیشتر از همیشه میدرخشید.
نتیجهگیری: باران پاییزی فقط خاک کوچه و خیابان را نمیشوید، بلکه غبار خستگی و اندوه را هم از دل آدمها پاک میکند. برگشتن به خانه بعد از یک پیادهروی بارانی و نوشیدن یک فنجان چای داغ در کنار خانواده، نعمتی است که ارزش پاییز را چند برابر میکند.
موضوع انشا : گفتوگوی خیالی برگ چنار و باد پاییزی (داستانی و تخیلی)
مناسب برای پایه تحصیلی: ششم، هفتم و هشتم
مقدمه: در بلندترین شاخه درخت چنار پیر پارک، برگی زرد و خالخالی با تمام وجود ساقه را چسبیده بود. باد خنک عصرگاهی از راه رسید و هوهویی سر داد. برگ لرزید و گفتوگوی آرام اما پر از رازی میان آن دو آغاز شد.
متن انشا: برگ با صدایی لرزان گفت: «ای باد سرکش! چرا اینقدر بیرحمانه مرا تکان میدهی؟ مگر نمیبینی ماههاست روی این شاخه زندگی کردهام؟ من بهار سرسبز و تابستان گرم را روی دوش همین درخت دیدهام، چرا میخواهی مرا به زمین بیندازی؟»
باد ایستاد، نسیم ملایمی شد و لابلای شاخهها نجوا کرد: «ای برگ کوچک! من دشمن تو نیستم. من پیامآور خواب و استراحت برای مادرت، این چنار کهنسال هستم. اگر تو و دوستانت روی شاخهها بمانید، درخت در سرمای زمستان توان نفس کشیدن نخواهد داشت. تو وظیفهات را به پایان رساندهای و اکنون وقت پرواز است. تو با افتادنت بخشی از خاکی میشوی که بهار آینده ریشههای این درخت را تغذیه میکند.»
برگ آرام گرفت، نفسی کشید و ساقهاش را رها کرد. در آغوش باد چرخید و مثل پروانهای زرین و سبک روی زمین نشست و نغمه خشخشی سر داد.
نتیجهگیری: پاییز به ما یاد میدهد که گاهی دل کندن و رها کردن، لازمه بقا و زندگی است. اگر برگی از درخت نیفتد، جوانهای تازه در بهار متولد نخواهد شد.
موضوع انشا : حیاط خانه مادربزرگ در یک عصر خزان (نوستالژیک و صمیمی)
مناسب برای پایه تحصیلی: دوره اول و دوم متوسطه
مقدمه: برای من پاییز بوی تقویم و باز شدن مدرسهها نیست؛ پاییز یعنی کوبیدن کلون درِ چوبی حیاط مادربزرگ و شنیدن صدای دمپاییهایش روی آجرهای نمکشیده، وقتی که بوی هل و دارچین از آشپزخانهاش تمام کوچه را پر کرده است.
متن انشا: حیاط خانه مادربزرگ در پاییز یک موزه واقعی از زیباییهای خداست. حوض فیروزهای وسط حیاط پر از برگهای پهن چنار همسایه میشود که مثل ماهیهای طلایی روی آب ساکن ماندهاند. در گوشه باغچه، درخت خرمالویی قد کشیده که برگهایش ریختهاند اما میوههای درشت و نارنجیاش مثل فانوسهای کوچک در میان شاخههای بیبرگ میدرخشند.
عصرهای پاییزی آنجا طعم دیگری دارد. مادربزرگ کاسهای بزرگ از انارهای دانهشده ساوه را با کمی گلپر و نمک وسط سینی مسی میگذارد. بخاری گازی گوشه اتاق با شعله آبی آرام میسوزد و سماور همیشه قلقل میکند. دور هم نشستن روی قالی لاکی و گوش دادن به قصههای قدیمی، آرامشی دارد که در هیچ جای دیگر دنیا پیدا نمیشود.
نتیجهگیری: پاییز هر چقدر هم سرد باشد، وقتی با مهر خانواده همراه شود، به گرمترین فصل سال تبدیل میشود. قدر لحظههای بودن در کنار بزرگترها را باید دانست.
موضوع انشا : پاییز؛ پایان زندگی یا فرصتی برای آرامش و بیداری؟ (ادبی و تحلیلی)
مناسب برای پایه تحصیلی: دبیرستان
مقدمه: بسیاری از شاعران و نویسندگان، خزان را نماد پژمردگی و ماتم طبیعت میدانند. اما آیا بهراستی زرد شدن برگها به معنای مرگ است، یا ما در درک این راز شگفتانگیز هستی شتابزده قضاوت کردهایم؟
متن انشا: طبیعت مانند انسان نیازمند استراحت است. درختان پس از ماهها کار خستگیناپذیر در بهار و تابستان، شکوفه دادن و میوه پروردن، اینک بارهای اضافه خود را زمین میگذارند. زرد و سرخ شدن برگها اتفاقاً زیباترین نشانه پختگی و کمال گیاه است. خواب درختان در پاییز، نه فرار از زندگی، بلکه پسانداز کردن انرژی برای رستاخیزی باشکوه در بهار است.
انسان نیز در مسیر زندگی گاهی نیاز به فصلی پاییزی دارد؛ فصلی برای خلوت با خود، رها کردن افکار کهنه و سبکبال شدن تا فضا برای رویش اندیشهها و انگیزههای تازه باز شود.
نتیجهگیری: پاییز نه نقطه پایان، بلکه نقطه عطف چرخه هستی است. با تماشای برگریزان میآموزیم که گاهی برای رویشی دوباره، لازم است لختی در سکوت فرو رویم.
موضوع انشا : پاییز از نگاه پنجره کلاس درس (دانشآموزی و ملموس)
مناسب برای پایه تحصیلی: پنجم تا نهم
مقدمه: ساعت آخر یک روز پاییزی است؛ صدای گچ روی تخته و صدای آرام معلم که درس میدهد، فضای کلاس را پر کرده است. اما نیمکت کنار پنجره حواس مرا کاملاً با خود برده است؛ پنجرهای رو به حیاط مدرسه و تابلویی از رنگهای طلایی خزان.
متن انشا: پشت شیشه، باد ملایمی میان درختان پیچیده است و برگهای ریز و طلایی را مانند بارانی زرد روی زمین میپاشد. خطکشیهای حیاط زیر فرشی از برگ محو شده و پرندگان کوچک لابلای شاخهها دنبال دانهای برای عصر میگردند. انعکاس نور ملایم آفتاب دم غروب روی کتابها میافتد. بوی تراشههای مداد، کاغذ دفترهای نو و بارانی که کمکم شروع به باریدن میکند، ترکیبی است که فقط در پاییز مدرسه میتوان حس کرد.
ناگهان زنگ مدرسه به صدا درمیآید؛ همهمهای در راهروها برپا میشود. همه کیفها را روی دوش میاندازند و با خنده به سمت حیاط هجوم میبرند تا روی برگهای خشک گام بگذارند و صدای خرد شدن برگها را زیر کفشهایشان بشنوند.
نتیجهگیری: پاییز برای دانشآموزان تنها تغییر فصل نیست، بلکه آغاز یک سال تلاش، دوستیهای تازه و خاطراتی است که سالها بعد با دیدن باران پاییزی مرورشان خواهیم کرد.

















