متن درباره حسرت عاشقانه 💔 / جملات حسرت دیدار و دلتنگی برای دل‌های بی‌قرار

متن درباره حسرت عاشقانه / جملات حسرت دیدار و دلتنگی برای دل‌های بی‌قرار

 حسرت عاشقانه، زخمی است که هیچ مرهمی ندارد؛ نه با گذر زمان التیام می‌یابد و نه با فراموشی، محو می‌شود. در این بخش از سایت، مجموعه‌ای از متن درباره حسرت عاشقانه را گردآوری کرده‌ایم؛ جملاتی که در آن، «کاش»ها و «ای‌کاش»ها، روایت‌گرِ عشق‌هایی هستند که یا نرسیدند، یا دیر رسیدند، یا رفتند و هرگز بازنگشتند. حسرت عاشقانه، یعنی بودن در کنار کسی که دلت می‌خواهد، اما نمی‌توانی؛ یعنی نگاه کردن به گذشته و دیدنِ تمامِ راه‌هایی که نرفتی، حرف‌هایی که نزدی، و عشق‌هایی که تمام شدند، پیش از آنکه واقعاً شروع شوند. باشد که این نوشته‌ها، آینه‌ای باشند برای آن دل‌هایی که هنوز، در حسرتِ یک «بودن»، نفس می‌کشند.

متن حسرت دوری

کاش می‌توانستم یک بار دیگر نگاهش کنم. یک بار دیگر صدایش را بشنوم. اما نه، او رفته و من مانده‌ام با حسرتی که هر روز بزرگ‌تر می‌شود. حسرت دیدار، سخت‌ترین حسرت دنیاست. 💔

دلم برای روزهایی تنگ شده که تو بودی و من بودم و عشق. حالا فقط من مانده‌ام و خاطراتی که هیچ وقت کهنه نمی‌شوند. کاش می‌دانستی چقدر دلم برایت تنگ شده. 😔

 حسرت یعنی دیدن همه چیز از پشت یک پنجره بسته. یعنی تو آن طرف باشی و من این طرف. یعنی فاصله‌ای که هیچ وقت پر نمی‌شود. کاش پنجره باز می‌شد، کاش تو می‌آمدی. 🌙

گاهی دلتنگی آنقدر زیاد می‌شود که حتی گریه هم نمی‌توانی. فقط می‌نشینی و به جایی که او هست خیره می‌شوی. حسرت یعنی این همه نزدیکی، اما این همه دوری. 💔

کاش می‌توانستم یک بار دیگر در آغوشش باشم. یک بار دیگر گرمای دستانش را حس کنم. اما حسرت یعنی همین: آرزوی چیزی که هرگز برنمی‌گردد. 😢

دلم برای نگاهش تنگ شده، برای صدایش، برای حضورش. حسرت یعنی تو باشی و من باشم، اما نه در کنار هم. یعنی عشق باشی، اما فاصله باشد. 🌿

هر روز که می‌گذرد، حسرت دیدار تو در دلم بیشتر می‌شود. کاش می‌دانستی که چشم‌هایم هر شب در تاریکی، به دنبال نگاه تو می‌گردد. 🌙

حسرت یعنی بیدار شدن در نیمه شب و فکر کردن به کسی که نیست. یعنی خالی بودن آغوش، یعنی سردی بالش، یعنی بودن در میان جمع، اما تنها بودن. 💔

کاش می‌توانستم یک بار دیگر به او بگویم دوست دارم. یک بار دیگر لبخندش را ببینم. اما نه، او رفته و من مانده‌ام با حسرتی که هیچ وقت تمام نمی‌شود. 😔

دلتنگی یعنی نفس کشیدن در هوای سردی که بوی تو را نمی‌دهد. یعنی قدم زدن در خیابان‌هایی که رد پایت را ندارند. یعنی حسرت بودن در کنار تو. 🌧️

کاش یک بار دیگر، فقط یک بار، نگاهش را می‌دیدم. کاش یک بار دیگر، فقط یک بار، صدایش را می‌شنیدم. اما نه، حسرت یعنی همین: یک بار، نه، هیچ وقت. 💔

حسرت یعنی تو باشی و من باشم، اما نه در یک قاب. یعنی عشق باشی، اما دست‌هایمان به هم نرسد. یعنی دیدار، اما از دور. 😢

دلم برای روزهایی تنگ شده که با هم حرف می‌زدیم و هیچ کس نمی‌فهمید. برای لحظه‌هایی که سکوت ما، از هر کلامی پر معنا بود. حالا فقط سکوت و حسرت. 🌿

کاش می‌توانستم یک بار دیگر دستانش را بگیرم. یک بار دیگر چشمانش را ببوسم. اما حسرت یعنی همین: آرزوی چیزی که هرگز تکرار نمی‌شود. 💔

حسرت یعنی نگاه کردن به آسمان و فکر کردن به کسی که زیر همان آسمان نیست. یعنی دیدن ماه و به یاد آوردن شب‌هایی که کنار هم بودیم. 🌙

دلتنگی یعنی صدای تو را در هر گوشه‌ای شنیدن، اما هیچ کس را ندیدن. یعنی بوی تو را در هر نسیمی حس کردن، اما هیچ جا نبودنت. 😔

کاش یک بار دیگر، فقط یک بار، در آغوشش بودم. کاش یک بار دیگر، فقط یک بار، گرمای وجودش را حس می‌کردم. اما نه، حسرت همین است. 💔

حسرت یعنی تو باشی و من باشم، اما نه در یک زمان. یعنی عشق باشی، اما تاریخ‌ها به هم نخورند. یعنی دیدار، اما در خیال. 😢

دلم برای خنده‌هایش تنگ شده، برای نگاهش، برای حضورش. حسرت یعنی بودن در کنار کسی که نیست، یعنی عاشق بودن، اما تنها بودن. 🌿

کاش می‌توانستم یک بار دیگر به او بگویم چقدر دوستش دارم. یک بار دیگر لبخندش را ببینم. اما نه، او رفته و من مانده‌ام با حسرتی که هیچ وقت تمام نمی‌شود. 💔

حسرت یعنی بیدار شدن در نیمه شب و فکر کردن به کسی که نیست. یعنی خالی بودن آغوش، یعنی سردی بالش، یعنی بودن در میان جمع، اما تنها بودن. 😔

دلم برای روزهایی تنگ شده که با هم بودیم و هیچ غمی نداشتیم. حالا فقط حسرت و خاطراتی که هیچ وقت کهنه نمی‌شوند. کاش می‌دانستی چقدر دلم برایت تنگ شده. 🌙

کاش یک بار دیگر، فقط یک بار، نگاهش را می‌دیدم. کاش یک بار دیگر، فقط یک بار، صدایش را می‌شنیدم. اما نه، حسرت یعنی همین: یک بار، نه، هیچ وقت. 💔

حسرت یعنی تو باشی و من باشم، اما نه در یک قاب. یعنی عشق باشی، اما دست‌هایمان به هم نرسد. یعنی دیدار، اما از دور. 😢

مطالب مشابه: عکس نوشته پروفایل حسرت خوردن | متن پشیمانی

متن حسرت دوری

دلتنگی یعنی نفس کشیدن در هوای سردی که بوی تو را نمی‌دهد. یعنی قدم زدن در خیابان‌هایی که رد پایت را ندارند. یعنی حسرت بودن در کنار تو. 🌧️

متن حسرت جوانی که بر عشق رفت

کاش می‌توانستم یک بار دیگر دستانش را بگیرم. یک بار دیگر چشمانش را ببوسم. اما حسرت یعنی همین: آرزوی چیزی که هرگز تکرار نمی‌شود. 💔

حسرت یعنی نگاه کردن به آسمان و فکر کردن به کسی که زیر همان آسمان نیست. یعنی دیدن ماه و به یاد آوردن شب‌هایی که کنار هم بودیم. 🌙

دلتنگی یعنی صدای تو را در هر گوشه‌ای شنیدن، اما هیچ کس را ندیدن. یعنی بوی تو را در هر نسیمی حس کردن، اما هیچ جا نبودنت. 😔

کاش یک بار دیگر، فقط یک بار، در آغوشش بودم. کاش یک بار دیگر، فقط یک بار، گرمای وجودش را حس می‌کردم. اما نه، حسرت همین است. 💔

حسرت یعنی تو باشی و من باشم، اما نه در یک زمان. یعنی عشق باشی، اما تاریخ‌ها به هم نخورند. یعنی دیدار، اما در خیال. کاش روزی برسی، کاش روزی دیدار شود. تا آن روز، من با حسرت تو می‌مانم. 💔😢🌙

راستش من هر شب که می‌خوابم، به اون روز فکر می‌کنم. به اون لحظه که رفتی. کاش می‌تونستم نگهت دارم، کاش می‌تونستم بگم نرو. ولی نه، رفتی و من موندم با یه عالمه حسرت. 😔

حسرت، یعنی دیدن تو در میان جمع و نتوانستن به سویت رفت. یعنی تو باشی و من باشم، اما فاصله‌ای که هیچ پلی نمی‌تواند پر کند. و من، هر روز با این فاصله می‌سوزم. 💔

می‌دونی چیه؟ من هنوزم به اون روزایی که باهم بودیم فکر می‌کنم. به اون لحظه‌هایی که هیچ وقت برنمی‌گردن. کاش می‌دونستم که اون آخرین باره، کاش بیشتر قدرش رو می‌دونستم. 😢

 حسرت دیدار، چون زخمی است که هرگز التیام نمی‌یابد. هر روز که می‌گذرد، عمیق‌تر می‌شود و هر شب که می‌شود، تازه‌تر. گویی زمان، نه مرهمی بر آن، که نمکی بر این زخم است. 🌙

در دل شب‌های بی‌ستاره، حسرت دیدار تو چون آتشی فروزان می‌سوزاند. نه شعله‌ای دارد، نه دودی، اما می‌سوزاند. و من، در این آتش، هر شب ذره‌ای آب می‌شوم. 🌙

راستش من هنوزم به اون روز فکر می‌کنم. به اون لحظه که گفتی می‌ری. کاش می‌تونستم نگهت دارم، کاش می‌تونستم بگم نرو. ولی نه، رفتی و من موندم با حسرت. 😢

حسرت، یعنی عبور از کنار خیابانی که با تو قدم زده‌ام و دیدن هیچ کس در آن. یعنی به یاد آوردن لبخندت در میان جمع و یافتن تنها سکوت. و من، هر روز با این سکوت هم‌نفس می‌شوم. 🌧️

می‌دونی چیه؟ من هنوزم عاشقتم. با وجود همه چی، با وجود همه حسرت‌ها. کاش می‌تونستم برگردم به اون روز، کاش می‌تونستم نگهت دارم. ولی نه، فقط حسرت مونده. 💔

حسرت دیدار، چون قصیده‌ای ناتمام است که هر روز بر آن بیتی تازه می‌افزایم، اما هیچ وقت به پایان نمی‌رسد. و من، راوی این قصیدهٔ بی‌پایان، هر روز می‌نویسم و می‌سوزم. 📝

راستش من هر روز که می‌گذره، بیشتر بهت فکر می‌کنم. به اون روزایی که بودی، به اون لحظه‌هایی که هیچ وقت برنمی‌گردن. کاش می‌دونستم که اون آخرین باره. 😔

حسرت، یعنی بیدار شدن در نیمه شب و فکر کردن به کسی که نیست. یعنی خالی بودن آغوش، یعنی سردی بالش، یعنی بودن در میان جمع، اما تنها بودن. و من، هر شب با این تنهایی می‌جنگم. 💔

 گاهی دلم می‌خواد فقط یه بار دیگه دستات رو بگیرم. یه بار دیگه حس کنم که هستی. ولی می‌دونم که آرزوی محاله. و این، حسرتیه که تا آخر عمر با منه. 😢

حسرت دیدار، چون شمعی است که در شب‌های تار می‌سوزد و با هر سوزش، روشنایی‌اش بیشتر می‌شود. اما من در این روشنایی، نه تو را می‌بینم، نه راهی به سوی تو. و هر شب، بیشتر می‌سوزم. 🕯️

می‌دونی چیه؟ من هنوزم به اون روز فکر می‌کنم. به اون لحظه که رفتی. کاش می‌تونستم برگردونمش، کاش می‌تونستم نگهت دارم. ولی نه، رفت و من موندم با حسرت. 💔

حسرت، یعنی گم شدن در میان خیابان‌هایی که با تو گشته‌ام و یافتن هیچ نشانی از تو. یعنی به یاد آوردن صدایت در میان هیاهو و شنیدن تنها سکوت. و من، هر روز با این سکوت می‌میرم. 🌧️

مطالب مشابه: متن افسوس خوردن | متن عاشقانه در مورد دلتنگی

متن حسرت دیدار یار

راستش من هنوزم به اون روزایی که باهم بودیم فکر می‌کنم. به اون لحظه‌هایی که هیچ وقت برنمی‌گردن. کاش می‌دونستم که اون آخرین باره، کاش بیشتر قدرش رو می‌دونستم. 😢

حسرت دیدار، چون دریاچه‌ای است که در آن، انعکاس تو را می‌بینم، اما نمی‌توانم به تو دست یابم. و من، هر روز در کنار این دریاچه می‌نشینم و به انعکاس تو خیره می‌شوم. 🌊

می‌دونی چیه؟ من هنوزم عاشقتم. با وجود همه چی، با وجود همه حسرت‌ها. کاش می‌تونستم برگردم به اون روز، کاش می‌تونستم نگهت دارم. ولی نه، فقط حسرت مونده. 💔

حسرت، یعنی نگاه کردن به گذشته و دیدن تمام لحظه‌هایی که نچشیدی. یعنی فکر کردن به فردا و ندیدن هیچ امیدی. و من، هر روز بین این دو، سرگردانم. 😔

گاهی دلم می‌خواد فقط یه بار دیگه صدات رو بشنوم. یه بار دیگه ببینمت. ولی می‌دونم که آرزوی محاله. و این، حسرتیه که تا آخر عمر با منه. 😢

حسرت دیدار، چون قصه‌ای است که هر بار که تعریفش می‌کنم، پایانش را عوض می‌کنم، اما هیچ وقت به آن نمی‌رسم. و من، راوی این قصهٔ بی‌پایان، هر روز می‌نویسم و می‌سوزم. 📝

می‌دونی چیه؟ من هنوزم به اون روز فکر می‌کنم. به اون لحظه که رفتی. کاش می‌تونستم برگردونمش، کاش می‌تونستم نگهت دارم. ولی نه، رفت و من موندم با حسرت. 😔

حسرت، یعنی تو باشی و من باشم، اما نه در یک زمان. یعنی عشق باشی، اما تاریخ‌ها به هم نخورند. یعنی دیدار، اما در خیال. و من، هر روز با این خیال زندگی می‌کنم. 💔

راستش من هر روز که می‌گذره، بیشتر بهت فکر می‌کنم. به اون روزایی که بودی، به اون لحظه‌هایی که هیچ وقت برنمی‌گردن. کاش می‌دونستم که اون آخرین باره. 😢

حسرت دیدار، چون آیینه‌ای است که در آن، تمام لحظه‌های خوب را می‌بینی، اما نمی‌توانی به آنها دست بزنی. و من، هر روز در این آیینه، خودم را گم می‌کنم. 🪞

گاهی دلم می‌خواد فقط یه بار دیگه دستات رو بگیرم. یه بار دیگه حس کنم که هستی. ولی می‌دونم که آرزوی محاله. و این، حسرتیه که تا آخر عمر با منه. 💔

حسرت، یعنی نگاه کردن به ماه و دیدن چهره تو در آن، اما نتوانستن به تو دست بزنم. یعنی شنیدن صدای باد و فکر کردن به تو، اما نتوانستن با تو حرف بزنم. و من، هر شب با این حسرت می‌خوابم. 🌙

راستش من هنوزم به اون روز فکر می‌کنم. به اون لحظه که گفتی می‌ری. کاش می‌تونستم نگهت دارم، کاش می‌تونستم بگم نرو. ولی نه، رفتی و من موندم با حسرت. 😢

حسرت یعنی تو باشی و من باشم، اما نه در یک زمان. یعنی عشق باشی، اما تاریخ‌ها به هم نخورند. یعنی دیدار، اما در خیال. کاش روزی برسی، کاش روزی دیدار شود. تا آن روز، من با حسرت تو می‌مانم. 💔😢🌙

راستش من هر روز که از کنار اون خیابون رد می‌شم، یادت می‌افتم. یاد اون روزایی که باهم قدم می‌زدیم. حالا فقط من موندم و خاطراتی که هیچ وقت تموم نمی‌شن. کاش برگردی، کاش. 😔

حسرت، یعنی دیدن جای خالی تو در کنارم. یعنی نگاه کردن به سمت راست و ندیدن هیچ کس. یعنی تو باشی و من باشم، اما نه در یک قاب. و من، هر روز با این قاب خالی می‌سوزم. 💔

می‌دونی چیه؟ من هنوزم پیام‌هات رو نگه داشتم. هنوزم گاهی می‌رم و می‌خونمشون. می‌دونم دیگه تموم شده، ولی نمی‌تونم ولشون کنم. مثل خودم که نتونستم ولت کنم. 😢

مطالب مشابه: متن غمگین کوتاه | متن غمگین عاشقانه

متن حسرت دیدار یار

حسرت دیدار، چون بادی است که می‌وزد و عطر تو را با خود می‌آورد، اما نمی‌توانم تو را در آغوش بگیرم. و من، هر روز در میان این باد، دستانم را به سوی تو دراز می‌کنم، اما هیچ کس نیست. 🌬️

گاهی دلم می‌خواد فقط یه بار دیگه صدات رو بشنوم. یه بار دیگه ببینمت. ولی می‌دونم که آرزوی محاله. و این، حسرتیه که تا آخر عمر با منه. 💔

در دل شب‌های بی‌ستاره، حسرت دیدار تو چون آتشی فروزان می‌سوزاند. نه شعله‌ای دارد، نه دودی، اما می‌سوزاند. و من، در این آتش، هر شب ذره‌ای آب می‌شوم. 🌙

راستش من هنوزم به اون روز فکر می‌کنم. به اون لحظه که گفتی می‌ری. کاش می‌تونستم نگهت دارم، کاش می‌تونستم بگم نرو. ولی نه، رفتی و من موندم با حسرت. 😢

حسرت، یعنی عبور از کنار خیابانی که با تو قدم زده‌ام و دیدن هیچ کس در آن. یعنی به یاد آوردن لبخندت در میان جمع و یافتن تنها سکوت. و من، هر روز با این سکوت هم‌نفس می‌شوم. 🌧️

می‌دونی چیه؟ من هنوزم عاشقتم. با وجود همه چی، با وجود همه حسرت‌ها. کاش می‌تونستم برگردم به اون روز، کاش می‌تونستم نگهت دارم. ولی نه، فقط حسرت مونده. 💔

جملات غمگین حسرت عاشقانه

حسرت دیدار، چون قصیده‌ای ناتمام است که هر روز بر آن بیتی تازه می‌افزایم، اما هیچ وقت به پایان نمی‌رسد. و من، راوی این قصیدهٔ بی‌پایان، هر روز می‌نویسم و می‌سوزم. 📝

راستش من هر روز که می‌گذره، بیشتر بهت فکر می‌کنم. به اون روزایی که بودی، به اون لحظه‌هایی که هیچ وقت برنمی‌گردن. کاش می‌دونستم که اون آخرین باره. 😔

حسرت، یعنی بیدار شدن در نیمه شب و فکر کردن به کسی که نیست. یعنی خالی بودن آغوش، یعنی سردی بالش، یعنی بودن در میان جمع، اما تنها بودن. و من، هر شب با این تنهایی می‌جنگم. 💔

گاهی دلم می‌خواد فقط یه بار دیگه دستات رو بگیرم. یه بار دیگه حس کنم که هستی. ولی می‌دونم که آرزوی محاله. و این، حسرتیه که تا آخر عمر با منه. 😢

حسرت دیدار، چون شمعی است که در شب‌های تار می‌سوزد و با هر سوزش، روشنایی‌اش بیشتر می‌شود. اما من در این روشنایی، نه تو را می‌بینم، نه راهی به سوی تو. و هر شب، بیشتر می‌سوزم. 🕯️

می‌دونی چیه؟ من هنوزم به اون روز فکر می‌کنم. به اون لحظه که رفتی. کاش می‌تونستم برگردونمش، کاش می‌تونستم نگهت دارم. ولی نه، رفت و من موندم با حسرت. 💔

حسرت، یعنی گم شدن در میان خیابان‌هایی که با تو گشته‌ام و یافتن هیچ نشانی از تو. یعنی به یاد آوردن صدایت در میان هیاهو و شنیدن تنها سکوت. و من، هر روز با این سکوت می‌میرم. 🌧️

راستش من هنوزم به اون روزایی که باهم بودیم فکر می‌کنم. به اون لحظه‌هایی که هیچ وقت برنمی‌گردن. کاش می‌دونستم که اون آخرین باره، کاش بیشتر قدرش رو می‌دونستم. 😢

حسرت دیدار، چون دریاچه‌ای است که در آن، انعکاس تو را می‌بینم، اما نمی‌توانم به تو دست یابم. و من، هر روز در کنار این دریاچه می‌نشینم و به انعکاس تو خیره می‌شوم. 🌊

 می‌دونی چیه؟ من هنوزم عاشقتم. با وجود همه چی، با وجود همه حسرت‌ها. کاش می‌تونستم برگردم به اون روز، کاش می‌تونستم نگهت دارم. ولی نه، فقط حسرت مونده. 💔

حسرت، یعنی نگاه کردن به گذشته و دیدن تمام لحظه‌هایی که نچشیدی. یعنی فکر کردن به فردا و ندیدن هیچ امیدی. و من، هر روز بین این دو، سرگردانم. 😔

گاهی دلم می‌خواد فقط یه بار دیگه صدات رو بشنوم. یه بار دیگه ببینمت. ولی می‌دونم که آرزوی محاله. و این، حسرتیه که تا آخر عمر با منه. 😢

حسرت دیدار، چون قصه‌ای است که هر بار که تعریفش می‌کنم، پایانش را عوض می‌کنم، اما هیچ وقت به آن نمی‌رسم. و من، راوی این قصهٔ بی‌پایان، هر روز می‌نویسم و می‌سوزم. 📝

می‌دونی چیه؟ من هنوزم به اون روز فکر می‌کنم. به اون لحظه که رفتی. کاش می‌تونستم برگردونمش، کاش می‌تونستم نگهت دارم. ولی نه، رفت و من موندم با حسرت. 😔

حسرت، یعنی تو باشی و من باشم، اما نه در یک زمان. یعنی عشق باشی، اما تاریخ‌ها به هم نخورند. یعنی دیدار، اما در خیال. و من، هر روز با این خیال زندگی می‌کنم. 💔

راستش من هر روز که می‌گذره، بیشتر بهت فکر می‌کنم. به اون روزایی که بودی، به اون لحظه‌هایی که هیچ وقت برنمی‌گردن. کاش می‌دونستم که اون آخرین باره. 😢

حسرت دیدار، چون آیینه‌ای است که در آن، تمام لحظه‌های خوب را می‌بینی، اما نمی‌توانی به آنها دست بزنی. و من، هر روز در این آیینه، خودم را گم می‌کنم. 🪞

گاهی دلم می‌خواد فقط یه بار دیگه دستات رو بگیرم. یه بار دیگه حس کنم که هستی. ولی می‌دونم که آرزوی محاله. و این، حسرتیه که تا آخر عمر با منه. 💔

مطالب مشابه: متن غمگین جدایی عاشقانه | جملات شکست عاشقانه

پیام های سوزناک حسرت کشیدن

حسرت، یعنی نگاه کردن به ماه و دیدن چهره تو در آن، اما نتوانستن به تو دست بزنم. یعنی شنیدن صدای باد و فکر کردن به تو، اما نتوانستن با تو حرف بزنم. و من، هر شب با این حسرت می‌خوابم. 🌙

راستش من هنوزم به اون روز فکر می‌کنم. به اون لحظه که گفتی می‌ری. کاش می‌تونستم نگهت دارم، کاش می‌تونستم بگم نرو. ولی نه، رفتی و من موندم با حسرت. 😢

حسرت یعنی تو باشی و من باشم، اما نه در یک زمان. یعنی عشق باشی، اما تاریخ‌ها به هم نخورند. یعنی دیدار، اما در خیال. کاش روزی برسی، کاش روزی دیدار شود. تا آن روز، من با حسرت تو می‌مانم. 💔😢🌙

ترسناکترین چیز در مورد “فاصله”

اینه که نمیدونی دلتنگت میشن

یا فراموشت میکنن

چه خوش خیال است

فاصله را میگویم

به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است

اینجا در میان دل من …

اگر چه از تو دور هستم اما تو را در قلب خویش حس میکنم

حتی نزدیکتر از آن دو عاشقی که در آغوش هم هستند …

نبودنت مثل تمام کردن سیگار است

در نیمه شبی برفی

وقتی دکه های شهر بسته اند …

آدم خوب قصه های من

دلتنگت شده ام !

حجمش را میخواهی ؟؟؟

خدا را تصور کن …

تنهایی و دل تنگی هایتان را پیش فروش نکنید

فصل اش که برسد به قیمت می خرند . . .

گـاهـی در ذهـنـم

آنــقــدر واقـعـیــت داری

کـه دسـتـهـایـم هــوایت را در آغـوش می گــیـرد …

پیام های سوزناک حسرت کشیدن

کاش دهخدا می دانست

دلتنگی …

اشک ….

فاصله ….

بی وفایی….

تعریفش فقط دو حرف است “تـــو”

به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد ، چرا که در دلم هوای دلتنگی به پاست

دقایقی در زندگی هستندکه دلت برای کسی

آنقدر تنگ میشود که میخواهی اورا از رؤیاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی

بغلش کنی. «گابریل گارسیا»

امروز…

انگار کسی آمد…

و هوای دلتنگی ات را …

هی در آسمان اتاقم پاشید …

و تو نبودی……

دیگـر فرصتی بـرای پیامک دادن نیست

دست واژه ها را می گیرم

و به دیدنت می آیـــم

دلتنگیت در هیچ پیامی نمیگنجد

اشکهایم که سرازیر میشوند……

دیری نمی پایدکه قندیل می بندد…

عجیب سرد است هوای نبودنت

دل است دیگر

یا شور می زند

یا تنگ می شود

یا می شکند

آخر هم مهر سنگ بودن

…می خورد روی پیشانی اش

تو که رفتی دلم برایت تنگ شد

حال که آمده ای در دلم جا نمیشوی

دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست

در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست

با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم

بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست

اشک من جاری شد…

جای تو خالی بود

جـــــــــای تـــــــــو …

عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید

شعر دلتنگی من سخت گریست

فـرهنـگ لـغـتهــا

نـیـاز بـه ویــرایــش دارند

بـرای مـعنی دلـتـنـگی

احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت,

دلتنـگی یــعنـــی

تـــو . . .

مطالب مشابه: دلنوشته های عاشقانه خاص زنانه | متن دل شکسته عاشقانه

حسرت عاشقانه یعنی چه؟

پاسخ: احساس غم ناشی از ازدست‌رفتن فرصت‌های عشق.

این متن‌ها برای کجا مناسب‌اند؟

پاسخ: کپشن، استوری و دلنوشته.

چگونه حس حسرت را در متن تقویت کنیم؟

پاسخ: با ذکر خاطراتِ کوچک و جزئیات روزمره.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.