جملات عاشقانه روز برفی (متن احساسی روزهای سرد زمستانی با اشعار زیبا)

جملات عاشقانه و اشعار برفی زمستانی

در این مطلب جملات عاشقانه روز برفی و سرد زمستانی به همراه اشعار کوتاه در مورد بارش برف و کنار همسر بودن را گردآوری کرده ایم.

برفی که می‌بارید مـن بودم

تـو را احاطه کردم

در برت گرفتم

گونه‌ هایت را نوازش کردم

شانه‌ هایت را بوسیدم

و پاره پاره ریختم

پیش پای تـو

بر مـن پا گذاشتی

کوبیده‌ تر سخت‌ تر محکم‌ تر شدم

تابیدی بـه مـن

آب شدم

***

ز گریه ابر نیسانی دم سرد زمستانی
چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را
بی‌تو هستم چون زمستان خلق از من در عذاب
با تو هستم چون گلستان خوی من خوی بهار

***

کوچه ها را بادانه های برف
آذین می بندد
زمستانی سرد سرد
حجم سرما!
ضربان قلب هوا را میشمارد
ومن به دری تکیه داده ام
که زنگوله های یخ
آن را پوششی دوباره داده اند
آیا برای دوباره روییدن
بهار می آید؟

***

شعر زمستانی و برف

نه برف مرا میترساند و نه سرما
ولى در این حجم سنگین تنهایی ام
براى گرم شدن بهانه اى ندارم
جز این که دوستت داشته باشم…

***

اصلِ زمستان این است
من باشم تو باشی و آغوشت
حالا این وسط برف و باران هم بیاید

***

بـه مـن نگاه کن

درست بـه چشم‌ هایم

می‌دانم که تازه از زیر چتر برگشته‌ ای

می دانم که وقت نمی کنی دلت برایم تنگ شود

ولی مـن از دلتنگی تمام وقت‌ ها برگشته‌ ام

برادران بارانی‌ ام

که زیر چتر

خواهران برفی‌ ام

که بی‌ چتر

دارم بـه شهر شما دست میکشم

دارد از وقت‌ هایی که ندارید

صدای دورترین سرودهای جهان می‌آید

***

جملات عاشقانه روز برفی

چـه دلپذیر اسـت عطر دستان تـو

وقتی شال گردنم را برایم می‌بندی

و چـه دلنشین اسـت آهنگ صدایت

وقتی بـه مـن می گویی: مواظب باش لیز نخوری..

و مـن چقدر این عشق گرم زمستانی را دوست دارم

***

متن عاشقانه زمستانی و برفی

مهم نیست که چقدر سرد باشد

مهم نیست که چقدر

روی پیاده رو‌های خیابان لیز بخوریم

مهم نیست که چقدر سرما بخوریم

آغوش گرم تـو برایم دوای هر دردیست

***

جملات عاشقانه روز برفی

گیرم ان قدر برف ببارد و ببارد

که برای هیچ کس تاب تحمل سرما نماند

امّا زمستان چـه می داند

که مـن در خانه گلی بهاری دارم؟

***

پشت کاجستان برف

برف، یک دسته کلاغ

جاده یعنی غربت

باد، آواز مسافر و کمی میل بـه خواب

می نویسم و دو دیوار و چندین گنجشک

یک نفر دلتنگ اسـت

***

بر لبم نام تو را می برم تا برف

مثل قند در دل زمستان آب شود

***

اشعار زیبای برف و عشق

مبار ای برف تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی‏ها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی

***

آمدنت
قند را
در دل من آب می‌کند
برف را
در دل
زمستان

***

جملات عاشقانه روز برفی

ماهی دیگر، سالی دیگر، لبخندی دیگر، اشکی دیگر، زمستانی و تابستانی دیگر … اما هرگز “تو” ی دیگری نمی تواند وجود داشته باشد!

***

زمین عروس شد و آسمان به حرف آمد
چه شاد باشی از این خوب تر که برف آمد

***

تو
راز فصل‌ها را می‌دانی
وقتی پاییز
آهنگ رنگ رنگ موهایت

تابستان
التهاب سرخ لبانت

زمستان
سپیدی شانه‌های برفی‌ات

و بهار
قرار با اطلسی‌ها
در مردمک چشمان توست

***

برف می‌بارید و مـا آرام

گاه تنها، گاه با هم، راه می‌رفتیم

چـه شکایت‌ های غمگینی که میکردیم

یا حکایت‌ های شیرینی که میگفتیم

هیچ کس از مـا نمی دانست

کز کدامین لحظه شب کرده بود این باد برف آغاز

***

جملات عاشقانه روز برفی

دلم یک زمستان سخت میخواهد

یک برف

یک کولاک

بـه وسعت تاریخ

که ببارد

که ببارد

و تمام راه‌ ها بسته شوند

و تـو چاره‌ ای جز ماندن نداشته باشی

و بمانی

***

متن و جملات روز برفی

سرد است هوا
بیرون اگر می روی
دست های مرا هم با خودت ببر!

***

جملات عاشقانه روز برفی

آهای زمستان
حواست جمع باشد که دور تو و تمام عاشقانه هایت را خط خواهم کشید
اگر با آمدنت او حتی یک سرفه کند . . .

***

چه حسی بود در قلبم شبیه کوچه برفی
به راه کوچه ی برفی تو را از خود جدا کردم
نفهمیدم که می میرم نباشی مثل پروانه
تو را من در ته این کوچه ی برفی رها کردم

***

جملات عاشقانه روز برفی

از شیشه‌های مه گرفته

سراغ تو را می‌گیرم…

باران

برف

سرما

و دلتنگی…

می‌بینی

بهانه‌های خوبی دارم

برای دیدنت !

***

در این روزهای برفی آیا برای گنجشکان دانه ای ریخته ای ؟
پرنده دل من نیز ، دیر زمانیست که در برف گیر افتاده . . .

***

زمستان را دوست ندارم چون با آمدنش به یاد نگاه های سردت می افتم . . .

***

هر وقت تونستی برف رو سیاه کنی ، کلاغ را سفید ، هروقت تونستی آتش را ببوسی ، در آب نفس عمیق بکشی ،
هر وقت تونستی اشک سنگ رو ببینی ، شادیه غم را ببینی ، اون موقع من تو را فراموش خواهم کرد !

***

جملات عاشقانه روز برفی

برف می‌ بارد و همه خوشحالند و من غمگین . . .
دارد رد پاهایت را می پوشاند برف !

***

تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری ، آرزو میکنم هر روز زمین بخورم !
کاش تابستانها هم برفی بود !

***

وقتی می رفتی بهار بود ، تابستان نیامدی ، پاییز شد ، پاییز که نیامدی پاییز ماند ، زمستان که نیایی باز پاییز می ماند ، تو رو خدا فصل ها رو به هم نریز

***

مواظب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد ، زندگی با دلت نکند

***

گل یخ زمستان تو هستم

اسیر ناز چشمان تو هستم

مرا پرپر مکن ای جانم ای دوست

که من مشتاق دیدار تو هست

***

به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت ، من به این معجزه ایمان دارم ، منتظر باید بود تا زمستان برود ، غنچه ها گل بکنند !

***

برف بارید و خدا پاکی خود را به زمین هدیه کرد

زمین مغرور شد که سفید است، پاک است چون دل خدا…

و خدا با آفتابی، اشتباه زمین را به وی گوشزد کرد

***

آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم …

***

میدونی فرق من با برف چیه ؟

برف میاد و به زمین می شینه ، ولی من همین جوری هم به دل میشینم

***

دوستت دارم اما نه به اندازه ی برف ، چون یه روز آب می شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ی گل ، چون یه روز پژمرده می شه . دوستت دارم به اندازه ی دنیا ، چون هیچ وقت تموم نمی شه !

***

داره برف میاد به اسمون نگاه کن هروقت برف سیاه بارید بهم خبر بده ، اون موقع من دیگه دوستت نخواهم داشت

***

وقتی بهت گفتم : دلتنگ تو هستم

به شانه ام زدی تا دلتنگیم را تکانده باشی !

به چه دلخوش کرده ای ؟

تکاندن برف از شانه آدم برفی ؟

این مطالب را هم ببینید