انشا پرواز بدون بال برای مقاطع مختلف تحصیلی در قالب های مختلف

انشا درباره پرواز بدون بال

در این بخش بهترین انشاها با موضوع پرواز بدون بال در قالب های مختلف ادبی را برای مقاطع مختلف تحصیلی پایه ششم تا متوسطه گردآوری کرده ایم.

موضوع انشا ادبی آیا تا به حال به پرواز بدون بال فکر کرده اید؟

مقدمه :
آیا تا به حال به پرواز بدون بال فکر کرده اید؟ آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده اید که انسان چگونه و در چه زمان هایی میتواند بدون داشتن بال های حقیقی در آسمان معرفت به پرواز درآید؟

متن انشا:
آری پرواز بدون بال.شاید اکثریت مانتوانیم پروازی که بدون بال است را در ذهن هایمان بگنجانیم .ولی من چندنمونه را برایتان ذکر می کنم :

زمانی که انسان پای سجاده ی رنگین خودنشسته ودرحال گفتگو با خالقش هست،آرامشی وصف ناپذیر رادرک می کند دراین هنگام است که دلش به آسمان هاوپیش خدابدون بال پرمی کشد.
یا هنگامی که دل فقیری را باصدقه ی اندکی خرسند و شاد می کند،دلش درحال پروازبه بالا بالا هاست .
حتی وقتیکه با نیکی به پدر و مادرش به دل آنها ومقربان آسمانی طراوت میبخشد،دراوج سپهر بی کران ونزدیک خداست.
درموقعیتی که انسان درحال لغزش ازجاده مستقیم به گمراهی است درآن واحد عزت نفس به خرج داده وباکمی تأمل دوباره به راه پیشین خود برمیگردد دلش به سمت بالا همچون پرنده درحال بال زدن است .
درهمه ی این حالات دل است که بال میزند، دل است که پرواز میکند، آن هم پرواز بدون بال.


انشا پرواز بدون بال

موضوع انشا ادبی و علمی پرواز را به خاطر بسپار

مقدمه :
به جای این مقدمه این شعر زیبا را تقدیم میکنم :

“پرواز را به خاطر بسپار . پرنده مردنی است ”

متن انشا :
پرواز، واژه رویایی بشر از پیدایش تمدن انسانی بوده است .

انسان همواره کوشیده است تا به بی کران ها برسد . ساخت وسایلی که او را به این هدف برساند اهمیت این مسئله را مشخص می کند . کسانی بوده اند که برای پرواز به بی کران انسانیت کوشیده اند . کمال انسانی و مدارج بالای الهی را بدست بیاورند. عارفان ،شاعران و نظریه پردازان علوم فلسفی و روحانیون مذاهب الهی و غیر الهی مهم ترین دغدغه ی فکریشان پرواز به اوج انسانیت بوده و هست .

اما علاوه بر این اقشار خاص تمام انسان ها در ذات خود مایل به پرواز هستند پروازی که گاه محقق می شود گاه خیر . زمانی که هدف پرواز است ، مابقی امور به وسیله تبدیل می شوند ،حتی خود انسان . زیباترین و کامل ترین وجه بشریت حالت پرواز اوست پس بکوشیم هدف را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهیم نه ابزار ها را، یا به قول شاعر…

“پرواز را به خاطر بسپار . پرنده مردنی است ”


موضوع انشا علمی و ادبی پروزا جسم یا پرواز بدون بال با اندیشه و خیال

مقدمه :
پرواز بر دو قسم است، آنکه با بالی جنس آهن و سنگ یا گوشت و پر و … میسر می شود و دیگری آنکه بالهایی از جنس اندیشه و خیال دارد.

متن انشا:
بهتر است اول تعریف کنیم ببینیم اصلا منظورمان از « پرواز» چیست.

آیا همین که از زمین کنده شویم و صعود کنیم به سمت آسمان می توان نامش را پرواز گذاشت؟ به نظر من پاسخ هم بله است و هم خیر! شاید از لحاظ لغوی معنای پرواز همین باشد، ینی جدا شدن از سطح زمین و خلاصه هر سطحی و غلت خوردن در آسمان و فضای باز. با این تعریف هواپیما هم پرواز می کند. به علاوه انواع پرندگان که معنای پرواز را به ما آموخته اند، آنها هم پرواز می کنند، اما همه با بال. هواپیما با بالهای آهنی و پرندگان با بال هایی از جنس گوشت و پر و استخوان و … اما نوعی دیگر از پرواز هم وجود دارد که نیازی به بال ندارد، یا بهتر است بگویم به بال های فیزیکی نیازی ندارد.

پرواز روح و اندیشه و خیال!

پرواز قلب به چشمان یک عشق ازلی و ابدی!

اینگونه پروازها بالهایی از جنس ادراک بشری می خواهند،

بالهایی که حرکتشان وابسته به شوق و عشقی درونی است.

نویسنده و شاعر و دانشمندی که اثری ماندگار خلق می کند، همواره در حال پرواز کردن است تا با جست و جو در عوالم خیال، بتواند سواحل و مناطق جدیدی که هنوز بر بشر مکشوف نشده را ضبط کند و بر انسانهایی که بالهایی چنان گشاده ندارند، خبر از گوشه های پنهان عالم بدهد.

نتیجه گیری:
ناگفته آشکار است که این نوع از پرواز، همان پرواز بدون بال، بسیار ارزشمند تر از دیگر انواع پرواز است و ثمرات والاتری برای بشریت به همراه دارد.


موضوع انشا برای پرواز باید چون عقاب بود نه چون قناری اسیر قفس

قالب انشا : ادبی

مقدمه :
با نام خداوند بلند مرتبه انشای خود را در مورد پرواز شروع میکنم… و میخواهم با شما بگویم چگونه میتوان بدون بال به پرواز درآمد … با دل بریدن از همه تعلقات ، چرا که تعلقات مثل قفسی روح تو را اسیر خواهند کرد و تو را از رهایی حقیقی بازخواهند داشت.

متن انشا :
از من از پرواز میپرسی ؟!

از منی که به زمین چسبیده ام ؟! از منی که بلندی دستم حتی به خوشه ی انگور درخت حیاطمان هم نمی رسد؟! از منی که اسیر این دنیا شده ام؟! قناری ای که شبش را در قفس صبح میکند از پرواز چه می داند؟ انسانی که اسیر جسم خاکی و نیازهای خود است ، چطور میتواند پرواز کند؟

پرواز را باید از عقاب بپرسی!

آنگاه که بال می گشاید ؛ و آنگاه که از فراز کوه ها ، قله ها ، دره ها ، دشت ها و صحراها می گذرد ، و آن هنگام که به سمت بینهایت پرواز می کند و روشنی را به چشم خود در بیکران آسمان ها می بیند ؛ و هنگامی که به زمین و هر چه روی آن است از بالا می نگرد ، لذت پرواز را باید از جانباز ویلچرنشینی پرسید که دست و پاهای خود را اهدا کرده تا همچون جعفر طیّار دو بال بهشتی داشته باشد!

نتیجه گیری:
برای پرواز دنبال بال و ملخ و پروانه نگرد ؛ پرواز ، دل میخواهد ؛ آنگاه که دل از دنیا و متعلقاتش کندی ،پاهایت نیز از زمین جدا خواهد شد ، روحت نیز سبک خواهد شد و به پرواز در می آیی بدون آن که خودت حس کنی و پرواز یعنی این!


موضوع انشا پرواز برای رسیدن به اوج

قالب انشا : ادبی

مقدمه:
نمی دانم که از پروازچه می دانی، ولی امیدوارم انچه که در ادامه می خوانی انچه باشد که دوست داشته ای بدانی…

متن انشا:
پرنده ای را دیدم که اوج گرفته بود،اما دیگر بالش شکسته است، با این حال بازهم سعی می کند اوج بگیرد و به مقصدش برسد.هواپیمایی را دیدم که سوخت نداشت اما مسافرانش را به مقصد رسانده بود، وهر لحظه منتظر مقصد بعدی بود تا دوباره شانس خود را در آسمان امتحان کند.اما روزی پروازی را دیدم که اوج نداشت. این پرواز ما انسان های عادی در زندگی مان است . پروازی که نه اوج دارد و نه مقصد. اصلاً آیا تا به حال پرواز کرده ایم؟! ازکجاشروع کرده ایم وحال کجاایستاده ایم؟ تا به حال فکر کرده ایم که چگونه زیبا پرواز کنیم و اوج بگیریم؟

می خواهی بدانی که زندگی خوب چیست ؟

اگر جوابش بله است، بشین و بیاندیش که پرواز انسانی که درآن اوج می گیردو برای رسیدن به مقصد تلاش می کند،هر چند که پروازش به شکست منجر شود، چقدر زیبا تر است از پروازهای پرنده ای که همه پرواز هایش به موفقیت منجر شده است.


موضوع انشا دانش بال های بشر برای رسیدن به آروزهایش

قالب انشا : به زبان ساده

رویای پروزا همیشه با انسان همراه بوده است و از سال ها پیش بشر همواره دنبال راهی برای پرواز کردن بود. او بار ها آزمایش کرد، ساخت، شکست خورد اما باز ناامید نشد. هر وقت که به پرندگان نگاه می‌کرد امید بیشتری برای پرواز کردن به دست می‌آورد. آن قدر تلاش کرد که بالاخره توانست برای پرواز کردن اولین هواپیما ها را بسازد.

مثل من که وقتی که بچه بودم به پرندگان نگاه می کردم ، افسوس می‌خوردم که چرا من بال ندارم ؟ چرا نمی‌توانم مثل آن ها پرواز کنم؟ بزرگ تر که شدم ، وقتی متوجه شدم که توانایی هایی که من دارم بیشتر از آن هاست ، تصمیم گرفتم که دیگر افسوس نخورم و به جای آن از پرندگان مهاجری که با تغییر فصل ها ، صد ها کیلومتر را برای رسیدن به مقصد خود طی می‌کنند درس بگیرم. از کنجکاوان پرواز و از مخترعین اولین هواپیما ها درس بگیرم.

نتیجه گیری:
درس بگیرم که رسیدن به مقصود‌ها کار ساده‌ای نیست. برای رسیدن به آن ها باید صد ها بار شکست خورد و هر بار امید بیشتری به دست آورد. درس بگیرم که دانش و آگاهی مثل دو بال برای انسان است که میتواند با آن حتی بدون بالی شبیه بال پرندگان در آسمان آرزوهایش پرواز کند. به امیدو روزی که هر کسی در جهان بتواند با افزایش علم و دانش خود یکی از آرزوهای بشر را تحقق بخشد .


موضوع انشا معنی واقعی پرواز

قالب انشا : ادبی

مقدمه :
پرواز چیست ؟ شاید توصیفش با زبان آدمی کمی دشوار باشد ! انشای خود را بانام خداوند هستی آفرین آغاز میکنم تا با شما در مورد معنی حقیق پرواز سخن بگویم .

متن انشا:
از آنجا که پرواز برای تمامی خلایق خداوند معنای خاص دیگری دارد ، نمی توان آنرا واژه ای با تشریح کاملا مطلق دانست . همان گونه که مشهود است ؛ پرواز برای یک حیوان با نام پرنده امری کاملا معمول است . حقیقتا کلیه ی هستی وی در یک عمل خلاصه می شود و نیز خواهد شد و البته آن پرواز است .

برای یک مثال ؛ یک عارف و خدا شناس حقیقی حاجتی مگر پرداختن با یزدان ، پروردگار جهان ، ندارد و همانا این معراج همان پرواز است ! آری پرواز همان گونه که وجودت می گوید تنها بال زدن در آسمان نیست بلکه پرواز درونت را به آسمان های بی انتها می برد … راستش نمی توان بیش از این ساده آنرا معنا کرد .

حسین سنگیری شعر زیبایی در خصوص پرواز میگوید:

به من آموختی پریدن را رسم شیرین پر کشیدن را***رفته ای تا بفهمانی عاشقی دل بریدن از دنیاست..

نتیجه گیری:
شهیدان همگی پر کشیدند ؛ پر کشیدند تا آن بالای بالا … کاش می شد ! اما نه این بار ای کاش و شاید ها بلند پروازی ذهن نیست ! می بایست دست در دست آنان بگذاریم ، گویی می دانم قضایا چیست . اگر که بال هایت بی پروا باشند ؛ رو انداختن به بنده دیگر چه حاجتی است ؟ خداوند همان آشنای تو در آن بالاست … بگذار صداقت را بار دیگر تعریف کنیم ؛ خداوند فطرتی در تو نهاد و گویی آن فطرت علوم عالم را همه در بر دارد ! مگر از خاطر برده ای آن فطرت چیست ؟ همان دو بال یک پرنده است ، پس پر بکش بدان آسمان ها .


موضوع انشا پرواز با با بال های عقل و عشق

قالب انشا : ادبی – تمثیلی

پرندگان را به دسته های مختلف تقسیم کرده اند. اما من گمان میکنم می شود همه ی پرندگان را به ۳ دسته تقسیم کرد:

پرندگانی که بال دارند وپرواز می کنند.
پرندگانی که بال دارند و پرواز نمی کنند.
پرندگانی که بال ندارند ولی پرواز می کنند.
پرندگان دسته ی اول و دوم را همه ی ما می شناسیم ولی پرندگان دسته ی سوم را کمتر کسی می شناسد:

پرندگانی که بدون بال پرواز می کنند!
پرندگانی که می خندند!
پرندگانی که گریه می کنند!
پرندگانی که فکر می کنند!
پرندگانی که می نویسند!
اری، تنها پرنده ای که بال ندارد ولی می تواند پرواز کند، انسان است . پرواز انسان ان هم بدون بال، یعنی بدون بالی که دیده شود. با دو بال ظریف عقل و عشق.با دوبال لطیف خیال واحساس.

نتیجه گیری:
انسان می تواند دو بال برای خود دست وپا کند وبا انها تا جایی پرواز کند که پر عقاب هم در انجا هم می ریزد،و پر فرشتگان و حتی پر جبرئیل هم در انجا می سوزد. تا روی ناف قله ی قاف، تا زیر سایه ی بال سیمرغ، تا اغوش مهربان خدا… اگر خودش بخواهد و اگر دیگران بگذارند.


موضوع انشا پرواز با بال اندیشه و خیال و دانش

قالب انشا : ادبی

مقدمه :
تاریخ را که مرور کنی انسان بوده است و آرزوهایش!

آرزوهایی که روز به حقیقت پیوسته اند و آرزوهایی که حتما روزی در آینده دور یا نزدیک تحقق خواهندیافت.

اما در میان این آرزو ها ، آرزویی شیرین تر از پرواز سراغ دارید؟

متن انشا:
حس خوب پرواز کردن انقدر در درون انسان قوی است که گویی قرار بوده است که پرنده خلق شویم اما بعد این نعمت از ما گرفته شده است و حال بدون بال هایی شبیه کبوتر یا حتی بال های نازک تری شبیه پروانه ها پابند زمین شده ایم…

اما نه ؛ باور نمیکنم خداوند احسن الخالقین که انسان را اشرف مخلوقات آفریده است ما را چنین نعمتی محروم کرده است و به جای آن نعمت های شگفت انگیز تری به ما نبخشیده باشد. باور نمیکنید؟ پس دقیق تر نگاه کنید.  آنگاه خواهید دید که انسان اگر چه بالهایی از جنس گوشت و پر ندارد اما هوشی دارد که توانسته است با آن هزاران وسیله برای پرواز خلق کند ،از بالن و کایت های اولیه گرفته با هواپیما و هلیکوپتر و حالا سفینه فضایی و موشک … انگار که هوش و دانش بشری هیچ محدودیتی را نمیپذیرد و میخواهد هر چه بیشتر و بیشتر مرز های آسمان را بشکافد و پیش برود.

به این ها که فکر کنی ناخودآگاه از این همه نعمت الهی لبریز از شکرگزاری خواهی شد دوست عزیزم … بی انصافی است اگر علم را تنها ابزار برای پرواز بدانی … پس خیال چه میشود که با تنها با بستن چشم هایت میتوانی به دورترین نقاط این عالم سفر کنی ؟ پس معنویت چه میشود که اگر چون شهدا و صالحین چشم دل بگشایی پروازی به وسعت هر دو عالم خواهد داشت؟

نتیجه گیری :
آری اگرچه خداوند بالهای جسمانی به ما نداده است اما ما را به بال هایی از جنس اندیشه و علم و معنویت و خیال مزین کرده است . این مفهوم حقیقی اشرف مخلوقات بودن است و تمثیل زیبای پرواز بدون بال …


موضوع انشا : اگر میتوانستم پرواز کنم

قالب انشا : زبان ساده

اگر می توانستم پرواز کنم، نمی دانم! شاید دلم می خواست پشه یا مگس باشم یا عقابی شاهینی چیزی! بین این ها چقدر فاصله است، مگر نه اینکه پرواز پرواز است؟ شاید هم دلم می خواست مثل یکی از این موجودات خیالی که گاهی اتفاقن خیلی هم حقیقی به نظر می رسند، یک آدمی می بودم که بال و پر طویلی دارد و هیبتی. حالا جدا از اینکه دوست داشتم چطور چیز پرنده ای باشم دارم فکر میکنم دوست داشتم کجاها پرواز کنم. مثلن می رفتم بالای کوهی، می پریدم، یک بال می زدم و مثل عقاب همینطور هی دور می چرخیدم، هی دور می چرخیدم. یا می شدم حشره ای می رفتم بالای رود ولتاوا و عطر رطوبت پراگ را نفس می کشیدم. فرقی هم می کند؟ مگر نه اینکه پرواز پرواز است؟

به نظرم سرگشتگی ما آدم ها، حیرانی های در هم و برهممان هم به همین خاطر است که نمی دانیم می خواهیم کجا بایستیم. سوای اینکه کجایی و چیستی، اینکه مگسی یا شاهین، اینکه بر فراز ولتاوایی یا بر بلندای کوه، اینکه تمدن بشری زیر بالاهایت چقدر کوچک می شود یا اینکه چطور در پهنه ی طبیعتی بکر گم می شوی، پرواز چیزی جز لذت بردن از جریان هوا روی بالها نیست. چیزی جز غوطه وری، مثل ماهی ای در آب نیست. این را باید درک کنی و دوست داشتنش را بفهمی.

چقدر خوب می شد اگر می شد همه ی این ها با هم باشد. بعضی وقت ها هم به خودم می گویم می شود خیلی ساده آدم بود، یک روز مگسی، روز دیگر شاهین، یک روز بروم پاریس یک روز هم در همین تهران خودمان پر زنان بپلکم. یک روز روی سر مردگان جنگ دوم جهانی بچرخم یک روز بشینم روی سیم برق بازی کودکان را تماشا کنم. یعنی باید از چنگال زمان هم گریخت. فکر  می کنم این را می شود پرواز کردن نامید. اینکه سبک بشوی هر کجا خواستی سرک بکشی، درست هم وزن باد بروی هر کجا دلت خواست هر کجا که عشقت کشید هر کجا خیالت تو را به آن رساند. و وقتی از خیال بیرون افتادی ببینی همانجایی هستی که باید.


موضوع انشا آرزوی پرواز و پیشرفت علم

قالب انشا : علمی

مقدمه :
گاهی ما آدم ها رزوهایی داریم که براورده شدنشان تنها در حد یک ارزو می ماند و همیشه انسان در تلاش است که ارزوهای کودکی اش را به حقیقت تبدیل کنند مانند پرواز.

متن انشا:
اکنون با پیشرفت علم و فناوری،انسان توانسته است که درلابه لای ابرها پرواز کندومناظرزیبای طبیعت راازبالا به پایین تماشاکنندوازجایی به جای دیگرحرکت کنندمثل پرواز با هلیکوپتر یا هواپیما و چترها و جت ها که این خودش می شود پرواز بدون بال.اماتابکنوننتوانسته اندچیزی کشف کنندکه به وسیله ی پر و بال انسان مانندپرندگان در اسمان به مدت زمان زیادی اوج بگیرند و پروازکنند.

همین خوشحالی زیاد،این پیشرفت های فرهنگی و علمی می تواندانسان را بدون بال به اوج اسمان ببردومانند پرنده ایی پرسرعت درمسیرپیشرفت و ترقی پروازکنندو مرتبه های افتخارو سربلندی را کسب کنند.ازگذشتگان خیلی دورتا بکنون انسان های زیادی در عرصه پرواز تلاش نموده اندوافتخارهای زیادی رانیزکسب کرده اندبه امیدروزی که انسان به معنای واقعی پروازکنندو همچون پرندگان دراسمان اوج بگیرند.

نتیجه گیری:
پروازتنهابا بال و پر امکان پذیرنیس بلکه روش ها و شیوه های دیگررا نیز وجودداردکه با پیشرفت علم و فناوری به مرور زمان امکان پذیرمی شود.هرچندکه هم اکنون نیزما انسان ها می توانیم بدون بال در اسمان اوج بگیریم و ابر هارا از نزدیک ببینیم وجهان را زیرپای خودحس کنیم. مانند پرواز در هواپیما


موضوع انشا : پرواز و آرزوی پرواز

قالب انشا : ادبی

حتما تا به حال سوار بر هواپیما در کرانه های آسمان پرواز کرده اید.ولی با شما با این که در درون هواپیما نشسته بودید،لذتی باور نکردنی را بدست آوردید ولی تنها پرندگانی که در آسمان آبی پرواز می کنند می توانند لذت واقعی پرواز را بچشند. تنها این موجودات خداوند هستند که می توانند این احساس سبکی استثنایی را تجربه کنند.در زمان کودکی زمانی که شخصی جان خود را ازدست می داد بزرگتر ها به ما می گفتند که او پرواز کرد و رفت پیش خدا ! چون همه ما انسان ها آرزوی پروزا داریم و پرواز را امری زیبا میدانیم خبر فوت کسی را به پرواز او به سمت خدا تشبیه میکردیم.

اما چه می شد اگر انسان هم مانند لک لک ،گنجشک و هزاران پرنده ی دیگر انسان هم بال و پری می داشت و همه آدم ها می توانستند این رویای دیرین و کهن بشریت را تجربه کنند.در زمان خردسالی اگر از کودکان سوال کنید که در آینده می خواهند چه شغلی را انتخاب کنند به یقین اکثریت آن ها می گویند که خلبانی را از بقیه کار بیش تر دوست می دارند.بی تردید علت آن که کودکان ذهنیت زیبایی را نسبت به پرواز دارند.بدون شک زمانی که به آسمان آبی و بی انتها نگاه و نظر می کنند عاشقانه خواستار این بودند که لحظه ای جای پرندگان می بودند.

بعضی دیگر از مردم عارف هم پرواز را دو نوع می بینند:۱-مادی ۲- معنوی .پرواز مادی را به وسیله هواپیما و… انجام می دهند و پرواز معنوی را با عبادات مخلصانه در راه ایزد منان.راه اول راه پرواز به سوی آسمان پر از زیبایی است که مخلوق پروردگار است و راه دوم راهی است که با آن می توان به سوی آفرییننده جهان پر کشید که همین نوع پرواز بهترین پرواز است.

نتیجه گیری :
کلام آخر این که همه نوع پرواز زیباست و آرزوی من این است که:

همانند پرنده ای در آسمان، شناور باشم و مانند عابدی مخلص به سوی خدا پر بکشم

 

مطالب مشابه را ببینید!

انشا در مورد ثروت و پولدار شدن + 5 انشا کوتاه و زیبا در مورد افراد ثروتمند انشا نوروز کوتاه و بلند برای پایه های مختلف تحصیلی (8 انشا نوروز) انشا مذهبی (با موضوعات مذهبی نماز، روزه، ماه محرم و خداوند) برای پایه های مختلف تحصیلی انشا با موضوع روزه + چند انشا زیبا در مورد روزه گرفتن برای دبستان و دبیرستان انشا چهارشنبه سوری با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری برای تمام مقاطع تحصیلی انشا برف با گلچین چند انشا زیبا با موضوع بارش برف زمستانی انشا در مورد شجاعت + چند انشا با موضوع شجاعت و دلیری برای پایه های مختلف تحصیلی انشا با موضوع آزاد + چند انشاء زیبا توصیفی با موضوع پیشنهادی و مختلف انشا درباره مادر + چند انشا ساده و ادبی در توصیف مادر برای پایه های مختلف تحصیلی انشا با موضوع فصل زمستان + چند انشا زیبای ادبی کوتاه و بلند برای کودک و نوجوان