انشا در مورد خورشید (انشا ادبی و ساده برای پایه های مختلف تحصیلی)

انشا با موضوع آفتاب

در این مطلب روزانه چند انشا زیبا با موضوع خورشید (طلوع و غروب و زیبایی های خورشید) را برای کودک و نوجوان در پایه های مختلف تحصیلی دبستان و دبیرستان آماده کرده ایم.

انشا در مورد طلوع آفتاب

طلوع آفتاب یکی از زیباترین صحنه های طبیعت است. و به همه موجودات و گیاهان حیات تازه می بخشد. به زبان ساده به معنای پایان شب تاریک و آغاز یک روز تازه است.

فرد باید از صبح زود بیدار شود تا از منظره طلوع خورشید لذت ببرد. نه تنها این ، باید از یک تپه یا نقطه بلند دیگر صعود کرد. قبل از بیرون آمدن خورشید ، آسمان دور تا دور بنفش می شود. پرندگان شروع به خواندن می کنند و گلها بو می گیرند. به زودی خورشید از پشت تپه ها بیرون می آید. در ابتدا شکلی منحنی دارد ، اما به زودی یک دایره کامل تشکیل می دهد که از اطراف آفتاب را ساطع می کند. وقتی خورشید بالا می رود ، دایره کوچکتر اما جمع و جور می شود و به سختی می توان با چشم غیر مسلح به آن نگاه کرد.

تماشای طلوع خورشید و جذب امواج مغناطیسی آن هیجان و نشاط و قدرت عجیبی را به همراه دارد. ایده های جدید به وجود می آیند. شاعران با تماشای روزانه طلوع و غروب خورشید ، فلسفه کاملی از زندگی را بدست آوردند.

طلوع آفتاب ارزش درمانی دارد و بسیاری از بیماری ها با اثرات آن بهبود می یابند. پرتوهای نرم طلوع خورشید به ویژه برای چشم مفید هستند و استخوان های ما را تقویت می کنند. به دلیل عادت دیدن روزانه طلوع خورشید است افرادی که به امر علاقه دارند همیشه سالم هستند. طلوع خورشید یک ورق طلایی به طبیعت پهن می کند و به همراه رایحه خنک جوانه ها ، شکوفه ها و گل ها است. این سیستم ما را متناسب می کند و زیبایی فیزیکی را افزایش می دهد.

طلوع آفتاب نیز موضوع شعر بوده است. اگر شاعران زیادی جذب نشده اند ، به این دلیل است که شاعران به طور کلی تنبل و دیر بلند می شوند. فقط آن دسته از افراد می توانند از زیبایی طلوع آفتاب که طلوع سحر خیز باشند و می توانند از این منظره زیبا لذت ببرند.

 


 

انشا در مورد خورشید (انشا ادبی و ساده برای پایه های مختلف تحصیلی)

کاش ساعت خواب و بیداری مان را کمی جابجا می کردیم. نگاه کردن به طلوع خورشید و دقایقی را وقف چشم دوختن به آن کردن، حس کردن حرارت بی مثالش بر پوست تن و هزاران هزار احساس وصف ناشدنی دیگر، چیزهایی هستند که خورشید با طلوع کردن بر زمین، بر ما ارزانی می دارد.

نگاه کردن به خورشید و رنگ های درهم و برهم عجیبش، انسان را مسخ می کند. دلت نمی خواهد چشم از هاله های سکوت برانگیزش برداری.

راه رفتن در آن ساعتی که خورشید دارد شروع به رخ نمایی می کند، عجب لذتی دارد. شهر ساکت است و بیشتر آدم ها در خوابند. می توان با خود خلوت کرد و به چیزهایی اندیشید که در اوقات دیگر روز معمولا فرصتی برای آنها نداریم. و صد افسوس بر زندگی ای که چنین موضوعات مهمی را کمرنگ می کند، آن هم به بهانه موضوعات و دغدغه هایی به مراتب کم اهمیت تر.

طلوع خورشید شاید بتواند یادآور این باشد که پاک ترین قسمت روز را چه بهتر است اگر تنها بمانیم و با خودمان خلوت کنیم و به زندگی خودمان به دور از دغدغه های مد شده زندگی این دوران بگذرانیم.


انشا طلوع خورشید (برای کودک)

سپیده دم که سیاهی شب رخت بربسته است وقت خداحافظی مهتاب و ستارگان بی شمار با زمین می رسد و آن ها کم کم جای خود را به خورشید درخشان می دهند.

خورشید سرخ رنگ و سوزان با آن رنگ نارنجی، طلایی و قرمز خویش به آهستگی از پشت کوه ها پدیدار شده و رخت طلایی اش را بر زمین پهن می کند و پس از آن که خود را به زحمت به وسط آسمان می رساند همه چیز رنگ می گیرد و برق می زند.

با طلوع خورشید افسون روز قامت سیاه و وهم انگیز درختان، خانه ها، سنگ ها و هر چه در زمین است را رنگ بخشیده و جلا می دهد و حال که آن ها رنگ زیبای خویش را باز یافته اند منظره ی بی نظیر شان چشم ها را نواش می کند.

خورشید طلوع می کند و پرتو های طلایی آن چشم های خفته را از خواب بیدار کرده و نوید روز را می دهد، پرندگان با دیدن خورشید شروع به آواز خواندن می کنند و حیوانات از خواب برخاسته و به جنب و جوش مشغول شده و انسان ها نیز خانه های خود را ترک کرده و به کار و تلاش مشغول می شوند.

ذرات خورشید خود را از تمام روزنه های کوچک به گیاهان، دانه ها و گل ها می رسانند و آن ها را به رشد کردن، جوانه زدن و شکفتن دعوت می کنند و آن ها نیز در پاسخ این دعوت برای تماشای خورشید و ذرات نورش به رقابت پرداخته و سعی می کنند هر یک از دیگری پیشی گیرند.

با طلوع خورشید، این ستاره ی سوزان، گرما و نور مهمان زمین و موجوداتش می شوند و پس از آن که هر یک سهم خویش را از این نعمت الهی به دست آوردند انگار زمین حیاتی دوباره آغاز می کند و جریان زندگی در تمام رگ های زمین روان می شود.

 


انشا در مورد خورشید (انشا ادبی و ساده برای پایه های مختلف تحصیلی)

موضوع انشا : توصیف غروب آفتاب

 

خورشید مهربان، صبح با نورهای طلایی و زیبایش مهمان زمین شده بود و لبخندش را به همه ی موجودات بخشیده و مهربانانه هر چه داشت را به آن ها ارزانی داشته بود.

اما حالا وقت رفتنش رسیده بود و کم کم داشت انوار طلایی اش را از زمین جمع می کرد تا به خانه اش بر گردد، کار سختی به نظر می رسید اما خورشید این توان را داشت تا یکی یکی نور های طلایی رنگش را از روی بوم خانه ها، جنگل ها، دشت ها، دریاها و گندم زار ها که صبح خوشه هایش مثل طلا زیر نور خورشید می درخشدند و دلبری می کردند، جمع کرده و آن ها به شب بسپارد.

حالا خورشید هر آن چه که صبح با خود آورده بود را باید بر می گرداند و همه چیز رنگ تیرگی به خود می گرفت، او کارش را در زمین انجام داده بود و دیگر وقت سکون و استراحت رسیده بود، با رفتن او، همه چیز از تکاپو و جنب و جوش باز می ایستاد و خود را برای شب، استراحت و آرامش آماده می کرد.

آخرین تلاش های خورشید پاشیدن رنگ نارنجی و قرمز در افق بود و تماشای این منظره ی شگفت انگیز در ساحل برای من از لذت بخش ترین کار هاست.

در این منظره انگار کسی رنگ قرمز و نارنجی را در آبی بیکران دریا ریخته و آن ها را رنگ کرده است، از ساحل که نگاه می کنی انگار خورشید زمان غروب در دامن دریا می افتد و خاموش می شود و پس از آن تاریکی همه جا را فرا می گیرد.

گاهی فکر می کنم خورشید از این که صبح تا غروب در آسمان ایستاده و زمین را تماشا کرده، خسته می شود و برای همین است که پس از مدتی می خواهد به خانه ی خودش رفته و استراحت کند و صبح روز بعد دوباره شاد و خندان در آسمان هویدا شده و به تماشای زمین بر گردد.

شاید هم او در افق کسی را دارد که چشم به راهش است، به همین خاطر است که با زحمت زیاد بساطش را جمع کرده و برای مدتی از زمین می رود.

مگر می شود روزی خورشید به زمین نیاید یا بیاید و غروب نکند؟! او می داند چه زمانی وقت آمدن است و چه زمانی وقت رفتن، تا آسیبی به موجودات دیگر نزند.

از نظر من خورشید بسیار مهربان است و من هر وقت رفتنش را تماشا می کنم برایش دست تکان می دهم و از او تشکر می کنم.

 


انشا در مورد خورشید

خورشید سوزان هر روز صبح بدون آنکه لحظه ای دیر کند از اعماق دریا بیرون آمده و جهان را سفید پوش میکند و هرچشمی وادار به باز شدن میکند و همه را بیدار میکند و هشدار میدهد که دوره ی تاریکی و شب به پایان رسیده . حال وقت آن است که به سوی موفقیت هایت حرکت کنی و طعم گس شب را فراموش کنی و مزه ی شیرین روز را بچشی و از زندگی ات لذت ببری……: مقدمه/نتیجه: از وقت ها استفاده باید کرد..خورشید هشدار دهنده کوچکیست که هر روز صبح یاد آوری میکند به هیچ شدن و لحظه ای که از خاکمان سبزه های بهاری بردمد و موریانه ها آرام آرام ما را نابود کنند نزدیکیم..پس لحظه ها را قدر شماریم و از زندگی لذت ببریم.

خورشید از مشرق طلوع کرد و آفتاب در آمد تابش آن شهر تاریک را روشن کرد اشراق منور است و گرما بخش و شادی آفرین است و خبر آفتاب زندگی است با تمام فرصتهایش برای آغازی دوباره .اما مقابل این طلوع غروبی غم انگیز است غریبانه به غربت این خورشید می نگرم که با حرکتش از شرق به غرب یک طلوع را غروب می کند و یک آغاز را پایان . باید دید در این مسیر چه کسی بدنیا می آید و چه کسی از دنیا میرود.نتیجه این متن این بود که همه ما از شرق عالم (حقیقت محض) با تمام شادابیش به غربت عالم با تمام حجابها و غمهایش تبعید شدیم و در این حرکت غریبانه بسر می بریم و در تاریکی غوطه وریم تا صبح روشن حقیقت باز بدمد وما به جایگاه اصلی خود باز گردیم. .
خورشید یکی از میلیاردها ستاره ی موجود در جهان است. این ستاره در مرکز منظومه ی شمسی قرار دارد. نه سیاره ی منظومه ی شمسی تقریباً بر روی یک صفحه به دور خورشید می چرخند. خورشید به دلیل نزدیکیش به ما درخشانتر و بزرگتر از سایر ستارگان به نظر می رسد. فاصله ی آن تا زمین ۱۵۰ میلیون کیلومتر است. قطر خورشید حدود ۱٫۳۹۰٫۰۰۰ کیلومتر است که در مقایسه با قطر زمین (۱۲۷۵۶ کیلومتر) بسیار زیاد است. با اینکه خورشید از گاز تشکیل شده است، وزن آن بیش از ۳۰۰ هزار برابر وزن زمین است. حجم خورشید حدود ۳/۱ میلیون برابر حجم زمین است. هشت دقیقه و ۲۰ ثانیه طول می کشد تا پرتوهای خورشید به زمین برسند.
خورشید نیز مانند سایر اجرام آسمانی همواره در حال حرکت است. این ستاره به همراه سایر اجرام منظومه ی شمسی هر ۲۲۵ میلیون سال یک بار به دور کهکشان راه شیری می چرخد. علاوه بر این خورشید به دور محور خود نیز در حال گردش است. دمای مرکز آن حدود ۱۵ میلیون درجه ی سانتی گراد است.
سطح خورشید از سه لایه ی گاز تشکیل شده است. داخلی ترین لایه «شید سپهر» نام دارد. دمای این لایه حدود شش هزار درجه ی سانتی گراد است. لکه های خورشیدی در سطح شید سپهر ظاهر می شوند. لایه ی بالاتر، «رنگین سپهر» نامیده می شود. ضخامت این لایه ۱۴ هزار کیلومتر است. رنگین سپهر از هیدورژن، هلیم و سایر گازها به وجود آمده است. دمای این لایه حدود پنج هزار درجه ی سانتی گراد است. به خارجی ترین لایه ی خورشید که اطراف رنگین سپهر را احاطه کرده است، «تاج» می گویند.
خورشید منبع نور و حرارت در منظومه ی شمسی است. بدون وجود آن امکان ادامه ی حیات بر روی کره ی زمین غیرممکن است.

 

مطالب مشابه را ببینید!

انشا طنز و خنده دار + مجموعه انشا و داستان های طنز و بامزه انشا در مورد ثروت و پولدار شدن + 5 انشا کوتاه و زیبا در مورد افراد ثروتمند انشا نوروز کوتاه و بلند برای پایه های مختلف تحصیلی (8 انشا نوروز) انشا مذهبی (با موضوعات مذهبی نماز، روزه، ماه محرم و خداوند) برای پایه های مختلف تحصیلی انشا با موضوع روزه + چند انشا زیبا در مورد روزه گرفتن برای دبستان و دبیرستان انشا چهارشنبه سوری با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری برای تمام مقاطع تحصیلی انشا برف با گلچین چند انشا زیبا با موضوع بارش برف زمستانی انشا در مورد شجاعت + چند انشا با موضوع شجاعت و دلیری برای پایه های مختلف تحصیلی انشا با موضوع آزاد + چند انشاء زیبا توصیفی با موضوع پیشنهادی و مختلف انشا درباره مادر + چند انشا ساده و ادبی در توصیف مادر برای پایه های مختلف تحصیلی