انشا با موضوع کتاب + 5 انشا ادبی کوتاه و بلند در مورد کتاب

چند انشا با موضوع کتاب

چند انشای زیبا با موضوع کتاب، مطالعه کتاب و انشای ادبی در مورد کتاب را برای پایه های مختلف تحصیلی در این بخش روزانه گردآوری کرده ایم و امیدواریم مورد توجه دانش آموزان عزیز قرار بگیرد.

انشا کتاب از نگاه کتابدار

کتاب، کتاب، کتاب؛ چه نویسم از این آرامِ جان، تا حق مطلب را ادا کرده باشم؟ درِ سالن کتابخانه را که باز می کنم انگار همگی با هم سلام می دهند و به یک مطالعه ی جذاب دعوتم می کنند.

تا برسم پشت میزم، هرکدام میانه ی راه گویی صدایم می زنند؛ یکی از زبان تاریخ می گوید، یکی جغرافیای زمین را به رخ بقیه می کشد، آن یکی راه و رسم موفقیت را جار می زند، دیگری با دستورات آشپزی اش، پیشنهاد پخت شام دلچسب می دهد، یکی شان هرروز صبح صدایم می زند که بروم از قفسه برش دارم و داستان های ویکتور هوگویش را بخوانم.

تا اینکه می رسم پشت میز و خودم را مهمان یک فنجان چای خوش عطر می کنم. روی میزم پر از کتاب های مختلف است. همان کتاب هایی که صبح علی الطلوع صدایم میزنند تا بخوانمشان، من هم دلشان را نمی شکنم و می آورم می نشانمشان ور دلم.

با داستان هایشان میخندم، اشک میریزم، در فکر فرو می روم، درس جدیدی می آموزم… چه لحظه ی دل انگیزی است وقتی که کتاب خوان های عزیز به کتابخانه ام می آیند و نشانی کتاب مورد نظرشان را می پرسند. تک تک کتاب ها را از جان و دلم برایشان تعریف می کنم.

مثل پدر یا مادری که بچه هایش را پیش بقیه تعریف و تمجید می کند! حیف است این همه دنیای رنگارنگ کتاب ها، بمانند توی قفسه ها و خاک بخورند. کاش همه بیایند و برای یک بار هم که شده دست بگذارند روی دل این کتاب ها و فقط یک صفحه اش را باز کنند و بخوانند. من قول می دهم انقدر رفیقشان می شوند که محال است بروند و دیگر به اینجا هم سر نزنند.

از دلتان می آید دست رد بزنید بر سینه ی کتابی که شما را به دوستی دعوت می کند؟! این کتاب ها با زبان بی زبانی دنبال کسی می گردند که هر چه می دانند، از دل و جان به شما هم بیاموزند.

باید کتابدار شوید تا بفهمید چه لذتی دارد از صبح علی الطلوع تا هنگامه ی غروب، چشم در چشمان این کتاب ها بدوزید؛
مثل عاشق ها که لحظه ای چشم بر نمی دارند از معشوقشان…
چطور میتوانم بی تفاوت از کنارشان رد شوم و نگاهی به دل نوشته هایشان نیندازم؟

من کتابدارم
نمی توانم هرچه از کتاب های نازنینم آموخته ام تنها برای خودم نگه دارم. هر که به کتابخانه مان سر بزند و از هر کدام از این دلبرها بپرسد، هرچه می دانم می گویم. انقدر از دلبری هایشان سخن می گویم تا خودشان، عاشق و شیفته ی کتاب ها شوند.
و هرگاه عاشق شدند، هرگز پشیمان نخواهند شد.
این است عشق هر روز من.

***

انشا با موضوع کتاب

انشا زیبا درباره کتاب

ما با کتاب خواندن به دنیاهای دیگری سفر می کنیم، به سرزمین های رنگارنگ و زیبا. گاهی برای فهمیدن مطلبی باید ۵۰ سال عمر خود را بگذاریم در حالی که می توانیم با کتاب این راه ۵۰ ساله را در طول یک شب طی کنیم و آن مطلب را درک کنیم.

ما با خواندن کتاب به علم و دانش درباره هر موضوعی که دوست داشته باشیم می رسیم.

من چند شب قبل در تلویزیون برنامه ای می دیدم که در آن آقایی که به مناطق دور افتاده و محروم کمک می کرد یکی از کارهای خوبش این بود که کتاب تهیه کرده و به آن روستاهای دور افتاده و فقیر می برد.

او می گفت بچه های این مناطق به خاطر نداشتن مدرسه و یا جاده ای که روستای آن ها را به روستای دیگر که مدرسه دارد برساند از نعمت درس خواندن محروم شده اند و من برای آن ها کتاب تهیه می کنم تا با خواندن آن پنجره های جدیدی به ذهن آن ها باز شود.

او می گفت خواندن کتاب، مثل خوردن آب برای ما ضروری است. بچه ها با خواندن کتاب می فهمند که دنیا خیلی بزرگ تر از شرایطی است که آن ها در حال حاضر در آن زندگی می کنند و این که می توانند دنیا را تغییر دهند.

این انسان خوب با گسترش فرهنگ کتابخوانی دل های خشک این بچه ها را آبیاری می کند و همه تلاشش این است که جوانه های علم در وجود بچه ها رشد کند.

او همچنین می گفت پدر و مادرها باید برای بچه ها قصه بخوانند چون قصه روحیه بچه ها را شاداب و پرانرژی می کند تا غرق مشکلات نشده و برای فردایی روشن تر و زیباتر امیدوار باشند.

***

انشا پرمحتوا در مورد کتاب

 من کتاب خواندن را دوست دارم و می دانم کتاب ها دوستان خوبی برای بچه ها هستند، آن ها علم ما را زیاد می کنند و باعث می شوند در زندگی کم تر اشتباه کنیم.

به نظر من کتاب های خوب دوستانی هستند که هیچ وقت آدم را تنها نمی گذارند و همیشه به ما چیزهای خوبی یاد می دهند که در زندگی خیلی به درد ما می خورد، به همین خاطر من هیچ وقت از کتاب خواندن خسته نمی شوم.

هر کتاب موضوع متفاوتی دارد و برای من کتاب های علمی خیلی جذاب هستند.

مادرم آخر هر ماه، مرا به کتاب فروشی می برد و از آن جا کتاب هایی که دوست دارم را برایم می خرد.

او همیشه سفارش می کند که مواظب کتاب هایم باشم و از آن ها به خوبی نگه داری کنم، تا کثیف و پاره نشوند، و اگر دوستانم از من کتاب خواستند، کتاب هایم را به آن ها قرض بدهم، این کار مثل این است که دو تا دوست خوبم را به یک دیگر معرفی کرده باشم.

یک روز مادرم به من گفت می خواهم تو را جایی ببرم که پر از کتاب است، آن جا می توانی با همه ی آن ها آشنا شوی و برای همیشه با آن ها دوست باشی، و بعد مرا به کتابخانه برد.

کتابخانه پر از کتاب بود و کتاب هایی که من دوست داشتم هم، آن جا زیاد بود. از این کار مادرم خیلی خوشحال شدم.

بعد از ثبت نام در کتابخانه هر کتابی که بخواهم می توانم از آن جا به امانت بگیرم و بخوانم.

با این که کتاب هایم را خیلی دوست دارم اما تصمیم گرفتم تعدادی از آن ها را که خوانده ام و دیگر لازم ندارم را به کتابخانه هدیه کنم تا بقیه هم بتوانند از آن ها استفاده کنند.

***

انشا با موضوع من اگر کتاب بودم

اگر من یک کتاب بودم، آنقدر ذهنم را زیبا و پرمحتوا می کردم تا کلمات کتاب هم به زیبایی نوشته شوند تا کتاب خوانان، شیفته من شوند. فکر های زیبایی می کردم تا همین فکرهای زیبا در صفحه من نمایان شود. افکاری درباره چیزهای خوب مانند خدا، آفریده هایش، مهربانی و محبت، دوستی و شادی.

با کلماتم به دیگران امید می دادم و نمی گذاشتم نا امیدی پای در افکارشان بگذارد. انقدر می خنداندمشان که اگر غصه ای دارند آن را به فراموشی بسپارند و هیچ گاه با حرف هایم نمک روی زخمی کسی نمی پاشیدم.

من اگر یک کتاب بودم به آدم ها می آموختم که هرکدامشان استعدادهایی دارند که باید برای شکوفا شدنش تلاش کنند و می آموختم که نباید حتی لحظه ای هم وجودشان را در این کره خاکی ناچیز و بی اهمیت بپندارند چرا که تمام پدیده های این جهان را خداوند آفریده و هیچ کدام از کارهای خدا بی حکمت نیست.

من اگر یک کتاب بودم، حرف های زیبایم را برای تمام سنین می زدم تا آدم ها از همین سن و سال کمشان با من خو بگیرند و دوست شوند وگرنه خیلی سخت می شود که یک آدم شصت ساله ای را که تا بحال با من دوست نبوده را بتوانم دوست صمیمی خود کنم. البته من برای تمام آدم ها هستم حتی برای تمام سنین؛ این آدم ها هستند که باید من را دوست همیشگی شان انتخاب کنند.

آری هر پدیده ای در این جهان باید مفید باشد از آدم ها گرفته تا کتاب. این بود انشای من.

این مطالب را هم ببینید