اسم پسرانه ترکی + فهرست بیش از ۱۰۰ نام پسرانه با ریشه ترکی

اسم پسرانه ترکی

در این بخش فهرستی کامل از نام و اسم های پسرانه با ریشه ترکی را آماده کرده ایم. می توانید یکی از این نام های زیبای پسرانه را با توجه به معنی که دارد برای فرزند پسر خود انتخاب کنید.

اسم پسر ترکی + نام های پسرانه با ریشه ترکی

اَرحام
معنی: خویشان، کسان، بستگان، منسوبان به ویژه منسوبان نَسَبی، مهربانی کردن، مهر ورزیدن، بخشایش آوردن است.
اَرسلان
معنی: شیر، شیر درنده، اسد؛ از نامهای خاص ترکی؛ مرد شجاع و دلیر.
اَصلان
معنی: برابر با اسلان به معنی شیر، شیر بیشه.
اُکتای
معنی: نام پسر چنگیز؛ در ترکمنی به معنی نامدار، مشهور، بزرگ زاده، بزرگ منش.
اُلدوز
معنی: اولدوز
اِلشن
معنی: شادی ایل، حاکم، رهبر، حکمران یک منطقه.
اتابک
معنی: پدربزرگ؛ در دورهی قاجار, لقبی که به وزیران داده میشد؛ لقب هر یک از پادشاهان مستقل که حکومتهای محلی داشتند؛ کسی که پرورش فرزندان پادشاه و بزرگان را بر عهده داشت.
اختای
معنی: همانند نیزه، تیز
ارسمان
معنی: نام پهلوانی در کتاب سیرت جلال الدین
الچین
معنی: ال (ترکی) + چین (فارسی)، ایلچین، برگزیده ایل
الدنیز
معنی: اقیانوس
الیار
معنی: یار و یاور ایل، دوست و رفیق ایل، یار شهر و ولایت، یاور خویشان.
امیرارسلان
معنی: (عربی – ترکی) امیر و پادشاه شجاع و دلیر؛ ۲امیر ارسلان رومی پسر پادشاه روم و قهرمان داستان مشهور فارسی از نقیب الممالک، داستان سرای دربار ناصرالدین شاه.
امیراصلان
معنی: (عربی – ترکی) پادشاه چون شیر، حاکم دلاور، فرمانده و سردار چون شیر.
امیربهادر
معنی: (عربی – ترکی) پادشاه شجاع و دلاور، امیر دلیر، سردار شجاع؛ لقب حسین پاشاخان قراباغی.
امیرپاشا
معنی: (عربی – ترکی) از نامهای مرکب
ایلشَن
معنی: هم معنب با اِلشن.
ایلقار
معنی: عهد و پیمان.
ایلمان
معنی: سمبل ایل.
ایلیاد
معنی: (ترکی – فارسی) یاد ایل، به یاد ایل؛ در یونانی منظومه‌ی منسوب به هومر در شرح جنگ تروا
ایلیار
معنی: (ترکی ـ فارسی) دوست و رفیق ایل، یار و یاور ایل، کسی که همدم و مونس ایل و طایفه است، کمک کننده به ایل، محافظ خانواده
ائلمان
معنی: سنبل کشور و ملت، مانند مردم
آباقا
معنی: عمو، دوست، نخ و یا ریسمان بافته شده از گیاه کتان (از نام های کهن) – نام فرزند هلاکوخان مغول، دومین ایلخان مغول
آبرلی
معنی: آبر (فارسی، آبرو) + لی (ترکی) = دارای آبرو، آبرومند
آتا
معنی: پدربزرگ
آتاباللی
معنی: یادگار مانده از پدر بزرگ، مرد کوچک اندام
آتابای
معنی: آتا (ترکی) + بای (چینی) = پدربزرگ، اسم یکی از طوایف بزرگ ترکمن در ایران
آتابیک
معنی: پدر بزرگ، مربی کودکان و بالاخص شاهزادگان، اتابک
آتابیگ
معنی: لقب احترام برای خطاب کردن پیران، لقب مربیان شاهزادگان دربار سلاطین ترک
آتاش
معنی: آداش، همنام
آتاقلیچ
معنی: شمشیر پدری
آتاگلدی
معنی: پدر آمد، پدر بزرگ آمد، در بین ترکمن ها رسم است برای اولین پسری که بعد فوت پدربزرگ به دنیا می آید این اسم را بر می گزینند.
آتامکین
معنی: مانند پدرم
آتان
معنی: پرتاب کننده
آتجان
معنی: کسی که بدن استوار و اندام محکمی دارد.
آتسز
معنی: اسم سومین فرمانروای سلسه خوارزمشاهی
آتلی
معنی: سواره، صاحب اسب، اسب سوار
آتمش
معنی: عدد شصت که از اعداد مقدس است. همچنین پرتاب کردنی
آتیال
معنی: یال اسب، از اسامی مرسوم بین قبایل ترکمان
آتیجی
معنی: تیر انداز ماهر
آتیلا
معنی: (ترکی) (آت به معنی اسب + یلا (صفت))، به معنی چابک، شجاع؛ نامی
آداش
معنی: آتاش، همنام، هم اسم
آدی
معنی: امین تر، امانت دار تر
آدی گوزل
معنی: خوش نام، معمولا درباره حضرت محمد (ص) بکار برده می شود.
آدیش
معنی: (تلفظ: ādiš) آذر، آتش، (در عامیانه) آتیش – آتش، اخگر، شراره آتش
آذراوغلی
معنی: پسر آذر بایجان
آذرتاش
معنی: آذر (فارسی) + تاش (ترکی) دو تن که اجاق و بخت یکسانی دارند.
آراز
معنی: ارس؛ (اَعلام) قهرمان منسوب به طایفهی آس
آرخا
معنی: آرکا، مایه اطمینان و پیشتگرمی
آرکا
معنی: آرخ، مایه اطمینان و پیشتگرمی
آرویج
معنی: همیشه سبز، باطراوت، شاداب
آریتما
معنی: نام یکی از سران ماد
آلب
معنی: (سکون لام و ب) دلیر، پهلوان
آلب ارسلان
معنی: شیر شجاع، کنایه از مرد شجاع و نترس، نام یکی از پادشاهان مقتدر سلجوقی
آلب تکین
معنی: مرد دلیر، نام مؤسس سلسله غزنویان، نام یکی از امرای آل بویه
آلپ ارسلان
معنی: آلب ارسلان، شیر مرد، شیر شجاع، کنایه از مرد شجاع و نترس، نام یکی از پادشاهان مقتدر سلجوقی
آلپ تکین
معنی: آلب تکین، مرد دلیر، نام مؤسس سلسله غزنویان، نام یکی از امرای آل بویه
آلتونتاش
معنی: مرکب از آلتون (طلا) + تاش (پسوند شباهت) = همانند طلا، زیباروی، نام حاجب سلطان محمود غزنوی که به فرمان وی حاکم خوارزم شد.
آماندا
معنی: در امان تو، در پناه تو
آنیل
معنی: معروف، نامدار
آی بک
معنی: بت، صنم
آیتاش
معنی: همتای ماه، نام شخصی در دوره سامانیان
آیتغمش
معنی: زاده ماه
آیتکین
معنی: غلام ماه
آیتونا
معنی: در ترکی به معنای زیبا و درخشان مانند ماه و در فارسی به معنای حالا، در حال حاضر و همچنین است.
آیخان
معنی: آیخان (آی + خان) پادشاه ماه
آیدین
معنی: شفاف و روشن، درخشنده مانند ماه
آیکان
معنی:  آیکان = آیقان (آی + قان) کسی که خونش مثل ماه شفاف و تمیز است اصیل، نجیب
آیهان
معنی: آیهان = آیخان (آی + خان) پادشاه ماه
بَکتاش
معنی: فرمانده‌ی یگ گروه، بزرگ ایل؛ هر یک از خادمان و همراهان یک امیر، بزرگ ایل و طایفه.
بِهتاش
معنی: (به = خوب، بهتر، خوبتر، شخص خوب و دارای اخلاق و رفتار نیکو + تاش (ترکی) (پسوند) = هم، شریک، صاحب به علاوه عنوانی برای امیران ترک) به معنی شریک خوب، صاحب اخلاق و رفتار نیکو، ویژگی امیری که دارای اخلاق و رفتار نیکو باشد.
بابر
معنی: ببر، لقب بعضی از پادشاهان ترک
بهادر
معنی: دلیر و شجاع
پارلا
معنی: به معنی درخشنده و نورانی.
تایماز
معنی: پابرجا، استوار
ترخان
معنی: در دوران مغول آنکه خان به او امتیاز ویژه میداده است.
تکش
معنی: نام یکی از پادشاخان ساسله خوارزمشاهیان
تکین
معنی: پهلوان دلاور
تگین
معنی: تکین، پهلوان، دلاور
تورال
معنی: جاوید، همیشه زنده
توسن
معنی: اسب سرکش
توماج
معنی: چرم دباغی شده؛ تیماج (چرمی رنگی که بوی خوشی دارد).
تیمور
معنی: آهن، فولاد؛ نام مؤسس سلسه‌ی تیموریان یا گورکانیان، مشهور به امیر تیمور گورکانی
تیمورتاش
معنی: نام یکی از طوایف ترک
چاووش
معنی: معنی: آن که پیشاپیش زائران با صدای بلند و به آواز اشعار مذهبی می‌خواند؛ مأمور تشریفات در دربار؛ نقیب لشکر و قافله.
خاقان
معنی: لقب پادشاهان چین و ترک، پادشاه
دایان
معنی: سرافرازی، تکیه گاه
دومان
معنی: مه، غبار
ساتکین
معنی: ساتگین، پیاله بزرگی که با آن شراب می‌خورده‌اند، شراب، محبوب، مطلوب
شانلی
معنی: افتخار آمیز؛ مشهور
شاهسون
معنی: شاه (فارسی) + سون (ترکی)، شاه دوست، نام چند طایفه از طوایف ترک در ایران
طرخان
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار چینی در سپاه افراسیاب تورانی
طغرل
معنی: پرنده شکاری از خانواده باز
نویان
معنی: امیر سپاه، شاهزاده، لقب سلاطین و بزرگان ترک

 

امیدواریم این نام های پسرانه ترکی مورد پسند شما قرار گرفته باشند و لذت برده باشید.

ممکن است شما دوست داشته باشید