متن نوحه حضرت عباس سوزناک و غمگین (30 متن مداحی شب تاسوعا)
ضمن عرض تسلیت ایام ماه محرم، در این بخش مجموعه متن نوحه حضرت عباس سوزناک و غمگین را قرار داده ایم. در ادامه متن مداحی های غم انگیز و گریه دار سینه زنی و زنجیر زنی شب تاسوعا و شهادت حضرت عباس (ع) را گردآوری کرده ایم.
گلچین مداحی و نوحه حضرت عباس و شب تاسوعا

دردانه ی ام البنینم عباس
برادر حسین جان
جان امیرالمومنینم عباس
برادر حسین جان
گلی ز گلزار ولایتم من
برادر حسین جان
سرتا به پا لطف و عنایتم من
برادر حسین جان
خورشیدعالمتاب ومن چوماهم
برادر حسین جان
میر علمدار تو در سپاهم
برادر حسین جان
بر درگهت مولای من غلامم
برادر حسین جان
سقایی حرم بود مقامم
برادر حسین جان
آب آور طفلان بی قرارم
برادر حسین جان
سقایی حرم شدافتخارم
برادر حسین جان
رسد به گوش جان من نوایت
برادر حسین جان
من آمدم تا جان کنم فدایت
برادر حسین جان
جانم شود فدای غربت تو
برادر حسین جان
دشمن شکسته ازچه حرمت تو
برادر حسین جان
غربت تو آتش زده به جانم
برادر حسین جان
بنگر تو بر این اشک دیدگانم
برادر حسین جان
بهر غریبی ات به شور و شینم
برادر حسین جان
فخرم بودفدایی حسینم
برادر حسین جان
ادرک اخایم راتو تا شنیدی
برادر حسین جان
با گریه تا کنار من رسیدی
برادر حسین جان
ای که تویی پشت و پناه عباس
برادر حسین جان
علقمه گشته قتلگاه عباس
برادر حسین جان
برادرم رنگت چرا پریده
برادر حسین جان
کنار من قامت تو خمیده
برادر حسین جان
عباس تو در راه تو فدا شد
برادر حسین جان
دستان من از پیکرم جدا شد
برادر حسین جان
کشم خجالت از روی سکینه
برادر حسین جان
دستان آب آور روی زمینه
برادر حسین جان
دستان عباست روی زمین است
برادر حسین جان
خواهر دل خسته ی من غمین است
برادر حسین جان
عباس تو در موج خون فتاده
برادر حسین جان
زهرا کنار پیکرم ستاده
برادر حسین جان
جان داده ام براه عهد و پیمان
برادر حسین جان
با گریه ات قلب مرا مسوزان
برادر حسین جان
فرق مرا عمود کین شکسته
برادر حسین جان
تیر ستم بر چشم من نشسته
برادر حسین جان
لعنت عالم بر بنی امیه
برادر حسین جان
سوزانده داغ من دل رقیه
برادرحسین جان
//////////////////
من که از اهل حَرَم، آب رودارترم
تیر کین آمد و گفت، آب رویت ببرم
نه همین چشم زِرِه قامت من تر کرده
اشک مشک آمده و گریه به من سر کرده
یا اَخا کن نظری، در خیامم مَبَری
پرچم از دست جدا، جام از مست جدا
پشت تو با سر من هر دو بشکست جدا
مادرت آمده نتوان به برش برخیزم
خون چشمم عوض گل به رهش میریزم
کُن به علقم گذری، در خیامم مَبَری
مستم و می زدهام، پیش پیر آمدهام
پیر من هست حُسین، علقمه میکدهام
آنکه از روز ازل باده به من داده تویی
می تو و میکده تو جام تو و باده تویی
تو ز من با خبری، در خیامم مَبَری
دو برادر دو برادر دو شجاع بی نظیر
این علمدار سپاه او امیر
این حسین او ابالفضل جوان
این امام او امیر کائناناین یکی از نسل پیغمبر بود
اون یکی نور دل حیدر بود
این یکی از سوی یمین او یسار
کرده جنگ با گروه نابکاردو برادر دو برادر دو ابرمرد دلیر
در میان روبهان مانند شیر
لشکر از هر سو به هم پیچیده شد
جنگجویان را به هر بگریز شدهرکه می آمد به جنگ این دو مرد
بانگ تکبیر ابالفضل رشید
روح در جان حسینش می دمید
گفت این فرزند پیغمبر منمگفت آن از زاده حیدر منم
گفت آن بابم علی مرتضاست
گفت این مادر مرا خیرالنساست
گفت این عباس نام آور منمگفت آن از زاده حیدر منم
مظلوم حسین جان، سقا ابالفضل

ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان
زینب زینب زینب شمشیر دو پهلو دان برنده بیان زینب
زینب زینب زینب قارداش باشونین اوستونده زولفی آراران زینب
زینب زینب زینب صحرای مصیبت ده غمنن قوجالان زینب
زینب زینب زینب قارداش باشونین قانی زولفینده حنا زینب
زینب زینب زینب پیمان حَقَ مظهر قرآنه او لان یاور
زینب زینب زینب حجب و ادبه مظهر شأن و شرف منبر
زینب زینب زینب دائم گوزی قان یاشلی باشینده قارا معجر
زینب زینب زینب زهراسی اولن گوندن آماج بلا زینب
زینب زینب زینب تعبیر رسا زینب تسبیح خدا زینب
زینب زینب زینب محراب عبادت ده تفسیر دعا زینب
زینب زینب زینب پروندۀ خونین شاه شهدا زینب
زینب زینب زینب محکم سوزی اوستونده مردانه دوران زینب
زینب زینب زینب کاخ ستم و ظلمی قل باغلی یخان زینب
زینب زینب زینب چوخ قمچی دگن باشی محمل ده یاران زینب
زینب زینب زینب یولّاردا پرستاری حبُ الاُسرا زینب
زینب زینب زینب سر قافله نهضت اوز نهضتنه قیمت
زینب زینب زینب اولّ ده گورن عزت آخرده چکن ذلت
زینب زینب زینب آغلار گزی غربتده قارداشلارونا حسرت
زینب زینب زینب جان سینه ده سوئلرده وای بخته قرا زینب
زینب زینب زینب هم نایب زهرایه هم دیننه پیرایه
زینب زینب زینب آقزوندا شیرین سوزلر غمنن دولانان وایه
زینب زینب زینب ایستکلی رقیه یینن قبری اولان همسایه
زینب زینب زینب هیچ گور میین عمرینده بیر لحظه صفا
زینب زینب زینب زینب جان نقدنه دین اوسته ارزان ورن زینب
زینب زینب زینب غربت ده اولن یالقوز محتاج کفن زینب
زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب
زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب
مطلب مشابه: متن نوحه دهه اول محرم + شعر عاشورا و روضه حضرت ابوالفضل العباس (ع)

اشعار تاسوعا برای مداحی
بلند شو عملدار، علم رو بلند کن
بازم پرچم این حرم رو بلند کن
واسه بچههایی که چشمانتظارن
میخوان مثل من سر رو شونهت بذارنواسم تکیهگاهی ، به تو تکیه کردم
تا از خیمه رفتی ، چقدر گریه کردم
نبینم که داری به هقهق میفتی
به من تا به امروز برادر نگفتییه دل سیر بهم بگو برادر
میخوام صدات بپیچه توی لشکر
شاید فقط زینب کنه گلایه
بگه چرا بهش نگفتی خواهرای نور عین، داداش کوچیکهی حسین
شهید مقطوع الیَدین“ای باوفا، سقای دشت کربلا”
صداتو بلند کن بفهمن که هستی
هنوز زندهای و چشاتو نبستی
واسه اون نگاهی که مونده به راهت
امیدواره الان دم خیمهگاهتسکینه سراغ عموشو میگیره
یه شیشماهه دارم که داره میمیره
جواب ربابو چی میدی اباالفضل
مگه گریههاشو ندیدی اباالفضلرباب الان ایستاده زیر آفتاب
از پشت ابر چرا نمیره آفتاب
پاشو بریم دیگه دارم میترسم
جون رقیهمو بگیره آفتاببرادرم، تو رو به جون دخترم
پاشو بیا بریم حرم“ای باوفا، سقای دشت کربلا”
بلند شو علمدار، به این آه جانسوز
به کوری چشم اونایی که امروز-
-توی فکر خلخال ، به فکر کنیزن
میخوان آبروی حسینو بریزنمیخوان زینبم رو بدن زجر و آزار
توی شام و کوفه ، توی کوچه بازار
تو جمع یه عده زنای یهودی
تو بزم شرابی که میرم به زودیزینب الان دلشوره داره عباس
حق داره که طاقت نیاره عباس
گفتم بهش میبرنت اسارت
بهم میگفت مگه میذاره عباسبرادرم، پاشو پناه خواهرم
تو رو به خیمه میبرم“ای باوفا، سقای دشت کربلا”

به سوی خیمه عترت بیامد اسبی آشفته
دگرگون گشته احوالش زسرهای بخون خفته
نگاهش قصه ها از دشت پر رنج و بلا دارد
هزاران راز پنهان از شهید کربلا داردگهی با شیهه می آید گهی نالان و افسرده
بدیده چون سوارش را به خاک افتاد پژمرده
به درب خیمه هردم خواهری از یار می گوید
دو چشمش گشته گریان و عزیزش را همی جویدبگفت با ذوالجناح زینب چرا مغموم و بیماری
چرا بنموده ای با شیهه هایت ناله و زاری
چرابرگشتهای بیکس به منگو پس سوارت کو
نمی بینم کسی با تو سوار بی قرارت کوسرو یالت شده خونین چرا محزون و بی یاری
سرت افکنده و غمگین و می بینم دل افکاریز میدان بلا برگو برای من چه آوردی؟
خبر از جسم بی جان حسینم هدیه آوردی؟
برایم گو زعباس درخشان و فروزنده
که در شب های تارم بود همچون ماه تابنده
زداغ عون و عبدالله مثال کوره می سوزم
نواخوانی شده از بهر آنها کار هر روزمتمام فکر من اینست که سر آید شب تارم
سیهگشته شب و روزم از این خاموشی بیزارم
مرا با خود به میدان بر که شاید یار خود بینم
ز باغ زاده زهرا نشینم خوشه ای چینممرا با خود ببر نزدش که گویم درد دل هایم
که شاید لحظه ای بیند که من تنهای تنهایم
بگیرم در بغل دست علمدار حسینم را
در اینصحرا بریزم من به کامشاشک عینم رابه زینب ذوالجناح گفتا که خود زین غم پریشانم
چگونه از غمی گویم که آتش کرده برجانم
چگونه با تو برگویم جواب این سوالت را
جواب این سوالی که کند آشفته خوابت راابوالفضلت دو دستش را چنین از تن جدا دارد
که قاسم لخته خونی به سر جای حنا داردعلی اکبرت عطشان در این دشت بلا جان داد
تنش صد پاره وجان را به دست پاک یزدان داد
بگفتا شاه عطشان این سخن با زینبم برگو
کزین باغ خزان دیده تو ماندی ای گل خوشبو
بگو بعد ابوالفضلم علمدارم تویی زینب
پس از این روشنی بخش شب تارم تویی زینبمبادا دشمن بی دین به شادی غصه ات بیند
مبادا واگزاری جای خود آسوده بنشیند
از این رنج و غم و محنت هدف آداب و آئین است
اگر سر می دهم بهر بقای مکتب و دین استبگفت اینک (سعیدی) نوحه ام را با غم آوردم
از این ره هدیه اینک از برایت ماتم آوروم
مطلب مشابه: اشعار توسل به قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل عباس (ع)

متن نوحه حضرت عباس (ع)
گر نخیزی تو ز جا کار حسین سخت تر است
نگران حرمم،آبرویم در خطر استقامت خم شده را هر که بیند گوید
بی علمدار شده، دست حسین بر کمر استداغ اکبر رمق از زانوی من برد ولی
بی برادر شدن از داغ پسر سخت تر استدست از جنگ کشیدند و به من می خندند
تو که باشی به برم باز دلم گرم تر استنیزه زار آمده ام یا تو پر از نیزه شدی
چو ملائک بدنت پر شده از بال و پر استپیش من با سر منشق شده تعظیم نکن
که خدا هم ز وفاداری تو با خبر استعلقمه پر شده از عطر گل یاس بگو
مادرم بوده کنارت که حسین بی خبر استبه تو از فاصله ی یک قدمی تیر زدند
قد و بالای رسا باعث این درد و سر استاصغر از هلهله کردن بدنش می لرزد
گر بداند که تو هستی کمی آرام تر استوعده ی ما به نوک نیزه و هر شهر دیار
که به دنبال سرت خواهرمان رهسپر است
مستان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند
مستی ز جامت میکنند مستان سلامت میکنند
غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر
خورشید ربانی نگر مستان سلامت میکنند
ای آرزوی آرزو آن پرده را پر دار از او
من کس نمیدانم جز او مستان سلامت میکنند
بسم الله ای روح البقا بسم الله ای شیرین لقا
بسم الله ای شمس و ضحی بسم الله ای عین الیقینای ابر خوش باران بیا ای مستی یاران بیا
ای شاه دل داران بیا مستان سلامت میکنند
آن میر غوغا را بگو مستان سلامت میکنند
آن شور و سودا را بگو مستان سلامت میکنند
آن قد رعنا را بگو مستان سلامت میکنند
آن میر مه رو را بگو و آن چشم جادو را بگو
آن شاه خوش خو را بگو مستان سلامت میکنند
این کیست این این کیست این
این ذکر طوفانیست این
این عشق طوفانیست این
این ذکر ربانیست این
این گوهر جانیست این
این دلبر مولاست این
این گوهر زهراست این
این دلبر طاهاست این
این ثانی مولاست این
بسم الله ای خون خدا بسم الله ای شهد بلا
ای ساکن کرب و بلا یابن امیر المومنین
مطلب مشابه: متن در مورد حضرت عباس + جملات مذهبی در مورد حضرت ابوالفضل (ع) و عکس نوشته

مداحی سوزناک زنجیرزنی شب تاسوعا
ای علم روی شونم
توهستی نشونم
بمون تا بمونم
نیافتی از روی دوشمتوپاسدار امامی
نشون قیامی
عمود خیامی
نیافتی از روی دوشمتو بادبان کشتی نجاتی
علامت سر پل صراطی
وَ اللهِ اِن قَطَعتُموا یَمینی
اِنی اُحامی ابداً عَن دینیتو بیرق پر نوری
چراغ عبوری
دلیل ظهوری
نیافتی از روی دوشمتو انتقام حسینی
سلام حسینی
به نام حسینی
نیافتی از روی دوشمباید که بالا تا ابد بمونی
پرچم جنگ آخرالزمونی
وَ اللهِ اِن قَطَعتُموا یَمینی
اِنی اُحامی ابداً عَن دینیبه اشک خیمه جوابی
امید ربابی
رسیدن ابی
نیافتی از روی دوشمرقیه چشم به راهه
لبا پر اهه
حرم بی پناهه
نیافتی از روی دوشمنگاش فقط به سوی توست سکینه
نبینه که علم روی زمینه
وَ اللهِ اِن قَطَعتُموا یَمینی
اِنی اُحامی ابداً عَن دینی
خیز و بنما مدد با قد خسته ات
می زند آتشم فرق بشکسته ات
ای علمدار من ای سپه دارِ من
رفته ای از برم یار و دلدارِ من
ای ابالفضل من(۴)
من شدم بی کس و مانده در غربتم
دیدنِ روی تو می شود حسرتم
خون فرق تو شد با دو ابرو عجین
حال زار مرا ای برادر ببین
ای ابالفضل من(۴)
تو بهارِ منی ای خزان گشته ام
سوی آن علقمه من روان گشته ام
تا ببینم تو را اوجِ احساسِ من
تا که بوسه زنم بر تو عباسِ من
ای ابالفضل من(۴)
چشمِ تو خون شده از جفای عدو
از غمِ مشک خود با دلِ من بگو
تو فتادی ز پا در برِ علقمه
خیز و بنما نظر آمده فاطمه
ای ابالفضل من(۴)
//////////////////
ای شه با وفا ابالفضل
ای یل کربلا ابالفضل
از چه افتاده بر زمینی
با دو دست جدا ابالفضل
خاک این علقمه برایت منزل ماندن نیست
بعد تو امنیت برای خیمه های من نیست
یا ابالفضل(۴)
ای بهار خزان برادر
ای یلِ نیمه جان برادر
چشم زیبای تو چرا شد؟
پشت خون ها نهان برادر
گر نخواهی به خیمه آیی می کنی ویرانم
من چه گویم به کودکانِ تشنه ی گریانم
یا ابالفضل(۴)
پاسبان حرم به هر شب
جان زینب رسیده بر لب
خیز و شاید ببینی آخر
چشم به راه تو مانده زینب
کودکانِ حرم بگویند با دل بی تابی
گر عمو آیدش ز میدان ما نخواهیم آبی
یا ابالفضل(۴)
ای برادر ببین رسیده
مادرم با قدی خمیده
زیر لب گوید ای ابالفضل
ای مه بین خون تپیده
هر طرف بوی یاس و لاله بوی احساس آید
مادر فاطمه به سوی جسم عباس آید
یا ابالفضل(۴)
مطلب مشابه: اشعار حضرت ابوالفضل عباس (ع) + شعر و مداحی در وصف حضرت عباس

حیف شد چشم من نه مشک پر آب
حیف شد جون من نه طفل رباب
حیف شد حیف شد چقدر حیف شد
مشک آب پاره شد خیلی بد شد خیمه بیچاره شد خیلی بد شد
زینب آواره شد خیلی بد شدحیف شد به خیمه نرسیدم
حیف شد رقیه رو ندیدم
حیف شد حیف شد چقدر حیف شد
نا امید شد رباب خیلی بد شد آرزوش شد خراب خیلی بد شد
رفتنم شد عذاب خیلی بد شدحیف شد که قد خمیده شدی
حیف شد که اینجوری اومدی
حیف شد حیف شد چقدر حیف شد
حیف شد دستم افتاد افتاد علم
حیف شد آرزوی اهل حرم
حیف شد حیف شد چقدر حیف شد
افتادم رو زمین خیلی بد شد برا ام البنین خیلی بد شد
روی خاکم همین خیلی بد شدحیف شد نشد با تو بمونم
حیف شد که مشک و برسونم
حیف شد حیف شد چقدر حیف شد
حیف شد قد رعنای تو خمید
حیف شد کارمون به اینجا کشید
حیف شد حیف شد چقدر حیف شد
گردیـده از پیکر جدا شاخۀ یاسم
افتاده بر روی زمین دست عباسمعباس من! عباس من! چشم خود وا کن
بـار دگــر حمـایت از آل طاهــا کـنسقای آل فاطمه! از چه بیتابی؟
کنـار نهـر علقمــه تشنـۀ آبیبا جام خالی کودکان دیده در راهاند
تنها تو را تنها تو را از تو میخواهندمن بین دشمن ماندهام بیکس و تنها
تو غـرق خـون افتادهای بین دشمنهاوقتی که دست از پیکرت بر زمین افتاد
ذریـۀ زهــرا شدنـد جملـه دشمـنشادسقـای بیدست و سـرم! آه و واویلا
برخیز و رو کن در حرم آه و واویلا
مطلب مشابه: متن نوحه زنجیر زنی (شعر مداحی امام حسین علیه السلام و واقعه عاشورا)

متن نوحه سینه زنی غمگین حضرت ابوالفضل العباس
دور ای امیر لشکریم عباس بوچولده یار و یاوریم عباس
دوشن اوزون بو قوللارا قربان یگانه بال و شهپریم عباس
دور ای امیر و سر سپاهیم اویان امید خئیمه گاهیم
گوز آچ امیدیم ای پناهیم
اویان بو چولده حیدریم یگانه یار و یاوریم
عباس عباس عباس عباس
ای آدی دللره با صفا حسین دردمنده مریضه دوا حسین
ایستیروق دعوت کربلا حسین کربلا کربلا کربلا حسین
بردم از کوفه تا شام غوغا با خودم کربلای غمت را
حملتُ معی من الکوفه حتى الشام رزیه کربلائک
بس که خون گریه کردم ز داغت لاله روییده صحرا به صحرا
بکیت من مصیبتک کثیرا حتى نامت زهره التولیب فی کل الصحراء
آه، از چهل شب غربت / آه، از چهل شب حسرت / آه، از دل بی طاقت
آه من غربه أربعین لیله / آه من حسره أربعین لیله / آه من فؤاد لا یصبر
آه یاحبیبی حسین…
الضحایا تُحاکِی الضحایا: … صَوَّبتْ أُمنیاتی البلایا
قربانیان اسارت همچون قربانیان قتل و کشتار روز عاشورا هستند
]و زبان حال زینب کبری سلام الله علیها چنین است]: تیر بلاها آرزوهایم را دریده است.
وارْتَوتْ من شُحُوبِی الرَزایا… وأَغَمَّتْ حیاتی المنایا
غمها و مصیبتها از دگرگونی رنگ چهرهام جان گرفتند
و مرگ عزیزانم صفای زندگیام را تیره کرده است
هَدَّتْ قِوایَ السُّرَى … ألْهِمْ فؤادیْ صَبْرا …. وأنتَ فوقَ الثرى
]ای حسین] راه رفتنم در شب توان مرا از بین برده
به دل من صبر بده
در حالی که تو خود بر روی خاک افتادهای
(آهٍ … حبیبی حسین)
آه ای حبیب من ای حسین (ع)
کربلا شُعلهٌ لیسَ تُطفى …. لستُ أسطیعُ مولایَ وَصفا
کربلا شعلهای است که خاموش نمیشود
مولای من، نمیتوانم آنچه بر ما گذشت را برایت وصف کنم
عَصَفَ الموتُ بالسِبطِ عَصفا …. وهو نَبعُ الحیاهِ المُصَفَّى
طوفان مرگ بر فرزند پیامبر هجوم آورد، در حالی که او خود چشمه زلال زندگی است
یا مُفرَداً حَیرانا …یا من قضى عَطشانا … یا من بقى عُریانا
ای تنهایی که در کار خدا حیران ماندهای … ای کسی که تشنه کام لحظات می گذرانی … ای کسی که عریان بر روی خاک افتادهای
آهٍ…حبیبی حسین…
آه ای حبیب من ای حسین (ع)
أهطَلَ الدَمعَ غَیمُ العِتابِ …. حانَ للبَدرِ وقتَ الغِیابِ
سرزنش ها (و اندوه از دست دادن تو) اشک مرا جاری ساخت
لحظه غروب مهتاب فرا رسیده است
هَیَّجَت لَوعَتی و انتِحابی ….. أربعینٌ مَضَت بالعَذاب
چهل روزی که با عذاب و سختی سپری شد
عشق درون و اشک سوزانم را به غلیان در آورده است
نَحنُ الأُساری جِئنا …. من بَعدِ أن سُبِینا …. عُدنا فَقُم حَیِّینا
ما اسیران آمده ایم … پس از اینکه به اسارت درآمدیم
اکنون بازگشته ایم پس برخیز و به ما خوش آمد بگو
مطلب مشابه: متن نوحه سینه زنی (اشعار زیبا برای اجرای مراسم عزاداری)

الا یا ایها الساقی برون بر حسرت دل ها
که جامت حل نماید یکسره اسرار مشکل هابه می بربند راه عقل را از خانقاه دل
که این دارالجنون هرگز نباشد جای عاقل هااگر دل بسته ای بر عشق جانان جای خالی کن
که این میخانه هرگز نیست جز مأوای بی دل هااگر از نشئه ی دل کمتر از آنی به خود آیی
برون شو بی درنگ از مرو خلوتگاه غافل هااگر دل داده ای بر عالم هستی و بالاتر
به خود بستی به تار عنکبوتی بس سلاسل هانمک شور تو دریای طلب می طلبد
وصف لعل دهنت باغ رطب می طلبدروز من را شب گیسوی شما کرده سیاه
اصلأ ای ماه سرودن ز تو شب می طلبداز غباری که نشسته به لب پر ترکت
می توان گفت قدم های تو لب می طلبدآن خضوعی که خدا در نظرت ریخته است
درک آغوش نگاه تو ادب می طلبدسخت کرده تب شوق لب تو کام مرا
هیچ کس نیست که بر دوش کشد بار مراچه کسی برده در این حاشیه چشمانت را
منکر آن نقش زن ناشی چشمانت رامیکشد با نظر ام بنین جبرائیل
طرح فیروزه ای کاشی چشمانت رامی توانند ملائک بگذارند مگر
آخرین قیمت نقاشی چشمانت راکار و بارش به سر میکده ها افتاده
دیده هر کس که نمک پاشی چشمانت راآدم از باده ی چشم تو هوس می افتد
تو اگر جام دهی میکده پس می افتدآخرین جمله که گفتند بگویم دلی است
هر کسی عبد حسین است ابوفاضلی استلرزه انداخته عشق تو به بالا به زمین
مرحبا بر تو و بر مادر تو ام بنین
مطلب مشابه: متن نوحه ترکی + مجموعه اشعار در مورد امام حسین و کربلا به ترکی و با ترجمه فارسی

جان زینب به لب رسید ای رسیده به علقمه
کی می آیی عباس (2)
ای قرار دل علی دل به تو بسته فاطمه
کی می آیی عباس (2)
برگردان : قلب بی کینه عشق در سینه آب و آیینه
کی می آیی عباس (2)خیمه ها چشم انتظار دیدنت
تیغ دشمن در کمین چیدنت
می رسدکی دست ما بر دامنت
کی می آیی عباس (2)جان زینب ، جان اصغر ، جان من
بر لب خشکیده ات آبی بزن
قلب تو تنگ است و جنگت تن به تن
کی می آیی عباس (2)دست تو تنها پناه اصغر است
خشم تو سرمایه ی این لشکر است
در کنارت تشنگی آسان تر است
کی می آیی عباس (2)با خیالت لحظه ها سر می شود
بغض ما هر لحظه پرپر می شود
تازه بی تو داغ اکبر می شود
کی می آیی عباس (2)گریه ها کم کم به افغان می رسد
کار غم بی تو به سامان می رسد
عمر صبر ما به پایان می رسد
کی می آیی عباس (2)یاد تو گرمای آغوش همه
برده ای با رفتن ات هوش همه
شد عطش بی تو فراموش همه
کی می آیی عباس (2)ای که با تو هر شبی مهتابی است
بی تو ماندن اول بی تابی است
داغ تو سنگین تر از بی آبی است
کی می آیی عباس (2)عشق مردان ، مرد میدان خطر
بر تن مشکت مکن دستت سپر
از تمام تشنه ها، لب تشنه تر
کی می آیی عباس(2)ای زلال راهی دریا شده
ای هلال در شبم پیدا شده
در کنار علقمه تنها شده
کی می آیی عباس (2)ای عمود خیمه ی زهرا بیا
تشنه کردی ، تشنه دریا را بیا
مثل تنها رفتنت تنها بیا
کی می آیی عباس (2)ما همه یکدل دعایت می کنیم
صحبت از مهر و وفایت می کنیم
با لبی تشنه صدایت می کنیم
کی می آیی عباس (2)قامت سرو تو مثل لاله ریخت
بر زمین خون تو بی اندازه ریخت
ای قربان سرت آبی که ریخت
کی می آیی عباس (2)مانده سوی رفتن تو روی ما
روی تو برگشته سمت خیمه ها
ساقی ما ، سایه سار کربلا
کی می آیی عباس (2)
مطلب مشابه: متن نوحه حسینی {30 نوع از اشعار مداحی در وصف سیدالشهدا، محرم و واقعه عاشورا}

من گلِ گلزارِ علّیِ مرتضایم
حافِظِ پرچم خونین کربلایم
منم یا ایها الناس باب الحوائج عباس
برادر حسین جان بیا سوی علقمه
آمده از جنان مادرمان فاطمهمن عاشق تو هستم جدا شده دو دستم
کجایی به بینی مادرم ام البنین
عباست افتاده از صدر زین بر زمین
راه و بر من بستند فرق مرا شکستند
برادر حسین جان چی آمده بر سرماشک و خون ریزد ز دیده گانم
ای باغبان برایت گل با گلاب آوردند
با قطره قطره اشکم دریای آب آوردم
جانم فدای زینب ، من خاک پای زینب
اگه همه عالم سر یل ام البنین بیفته
تا من علمدارم محاله علم رو زمین بیفته
امونم رو بریدن با اون امان نامه
علی العباس حسینم تنهاست رو لبهامه
می ترسم بعد من جرات پیدا کنن می ترسم با بچه هامون بد تا کنن
می ترسم که معجر از سرا وا کننخدا یه کاری کن نریزه زمین ابروی سقا
نذار که شرمنده بشم جلوی بچه های زهرا
من و زخم عمود اهن پرم از درد
توی خیمه رقیه میگه عمو برگرد
می ترسم که زینبم اواره بشه می ترسم رقیه بی گوشواره بشه
می ترسم مادری بی شیر خواره بشهبیا حسین جانم خودت روی دامن بگیر سرم رو
تا وقتی من زندم نبر طرف خیمه پیکرم رو
حلالم کن که مشک و خیمه نیاورد
مثه زهرا با صورت روی زمین خوردم
می ترسم از قافله و بازار شام می ترسم از نا محرم ها و ازدحام
می ترسم از زینب و از بزم حرام

باز منو احساس / پیچیده توی هیئت عطر ناب یاس
دوباره پا گرفته روضه عباس / دل و احساسآه و شور و دم / گره خورده دلم با نخهای پرچم
واسه تو تا همیشه طپش قلبم / میگیره دمپیمونه به پیمونه میزنم غم رو بی خیالم
با تو میگذره لحظههای هر روز و ماه و سالمحضرت سقا / تو دستای تو زلف موجای دریا
به عشق تو میبارن همهی ابرا / تویی سقاحضرت عباس / رقیه با صدای پات میره تو خواب
بنفسی انتَ میگه زیر لب ارباب / تویی مهتابمردم اینو میگن یل حسین خیلی خیلی آقاست
بین شیعه و غیر شیعهها پرچم تو بالاستشد به پا طوفان / یا انگاری که دریا میکنه طغیان
کیه اینکه میلرزه زیر پاش میدان / شده طوفانیا علی یاهو / گره انداخته بازم میون ابرو
نمیتونه بشه باز کسی رو در رو / مدد یا هوصد و سی و سه مرتبه صداش کن بگو اباالفضل
بچه سیدا یک صدا بگن جان عمو ابالفضلگلچین بهترین متن نوحه تاسوعا
تا پیکرت در خون نشست ای علمدارم
از داغ تو پشتم شکست ای علمدارمبعد از تو برادر من گشتم بی یاور
در خیمه آل فاطمه منتظر هستندطفلان لب تشنه همه منتظر هستند
میکنم جستجو برادر دستت کومن در کنار جسم تو دیده گریانم
با نالههایی آتشین روضه میخوانمای همه هستِ من رفتی از دست من
ای ساقی لب تشنگان با لب عطشانگرمِ خسوفی زیر خون، ای مهِ تابان!
ای ماه بیقرین یل امّ البنینبا دیدن تو چارهام کم شده عباس
من کوهم اما قامتم خم شده عباستو رفتی من ماندم بین دشمن ماندم
داغ تو برد از یاد من داغ اکبر راحس میکنم در نزد تو بوی مادر را
چون که کوفی هستند فرقت را شکستند
گلا همه رفتن غنچه هام تشنن
یه کاری کن داداش
بچه هام تشنن
ببین سکینه بر سر میزنه ببین رقیه پرپر میزنه
برو یه کاری کن اروم بگیره
ببین علی اصغر بی تاب شده ببین تن شیر خوارم اب شده
برو نذار از بی ابی بمیره
ببین اشکام و دریا دریا ابالفضل
ببین داداششت مونده تنها ابالفضل
برو همراهت دست زهرا ابالفضل
دلم مدیون چشماته یا ابالفضل لبم مهمون دریاته یا ابالفضلعلم تو عباس خیلی زود افتاد
یل بنی هاشم
با عمود افتاد
ببین چه خون میریزه از تنت ببین شده تیر بارون پیکرت
پاشو که دیگه هیچ کس اب نمی خواد
پاشو شکستم پشتم رو ببین همین که تو افتادی رو زمین
داداش میون خیمه زینب افتاد
داری از چشمات خون می باری ابالفضل
من و اینجا تنها میذاری ابالفضل
به کی خیمه ها رو می سپاری ابالفضل
دلم مدیون چشماته یا ابالفضل لبم مهمون دریاته یا ابالفضلنشسته تو خیمه الدخیل عباس
پاشو بریم داداش
که حرم تنهاست
ببین من و با چشم بسته تو بگو کجا افتاده دست تو
اخه برا من دستت تکیه گاهه
نرو به غارت میره این حرم نذار جسارت شه به خواهرم
بدون روزای تنهاییش تو راهه
به اشک من می خنده لشکر ابالفضل
تو که رو خاک افتادی با سر ابالفضل
صدا زد زهرا جان مادر ابالفضل
دلم مدیون چشماته یا ابالفضل لبم مهمون دریاته یا ابالفضل
متن زمینه شب تاسوعا حاج محمدرضا بذری
زدم سر بر صحرا میگردم رو خاکا
تنت میشه پیدا ای به قربونت
چشام تو چشماته علم تو دستاته
هنوزم همراته ای به قربونت
ای به قربونت هنوزم تو یل لشکرمی ای جانم
پناه همه اهل حرمی ای جانم
ای به قربونت تقلا میکنی پاشی زجا ای جانم
چرا بستی چشاتو از حیا ای جانم
علم برپاست هنوز بالاست
پاشو داداش حسین تنهاست
(گره خورده به کارم علمدار ندارم)2
سرت رو زانومه تو باشی معلومه
سکینه آرومه ای به قربونت
نخور غصه اصلا تورو خوب میشناسم
داداشم اون با من ای به قربونت
ای به قربونت اگه فکر رباب و اصغری اون با من
نشد مشکو به خیمه ببری اون با من
ای به قربونت اگه دیدی علم خورده زمین اون با من
نخور غصه یل ام البنین اون با من
قدم خم شد چی سهمم شد
تنت داداش چه درهم شد
(گره خورده به کارم علمدار ندارم)2
میسوزی تو آفتاب شدی خیلی بی تاب
کنار نهر آب ای به قربونت
اگر لشکر دارن تماشا میکنن
داداش اون بامن ای به قربونت
ای به قربونت نباش دل نگرون دخترم اون با من
تو راضی شد تنت رو ببرم اون با تو
ای به قربونت با اینکه بردنت دردسره اون با من
پاشو که آبروم در خطره اون با تو
فدا چشم پر از اشکت دلم پارست مثل مشکت
(گره خورده به کارم علمدار ندارم) 2
متن مداحی تاسوعا از حاج محمدرضا بذری
بره میدون حسین پیشانی حسین و بوسید
با هزاران امید زد به دل میدون سمت شریعه ی فرات
آب بیاره همه امید داشتن چون میدونن
عباس یه حرفی بزنه نشد نداره سرش بره قولش نمیره
یقین داشتن الان از تشنگی علی اصغرو در میارن
یه آبی به لب هممون میرسه عباس رفت
تو شریعه ی فرات مشکشو پر آب کرد چند نقله
میگن آورد بالا بعضی ها میگن به آب تذکر داد
مگه تو مهریه ی مادر حسین نیستی؟
چرا بچه های حسین باید تشنه باشن؟
بعضی ها میگن آورد بالا تا اسب آب بخوره
ولی امکان نداره آب به لب عباس برسه
و بچه ها تشنه باشن راه افتاد توکل به خدا
خدایا یه کاری کن من این آب و برسونم صدای گریه ی علی اصغر
به خس خس و نفس زدن رسیده بود بچه های حسین تشنن
خدایا کمکم کن راه افتاد چهار هزار تیر انداز
دور عباس و گرفتن تو بگو صد نفر دور یکی بگیرن
به یه هدف تیر بزنن چی میشه اول دست راست عباس
و زدن مشک به دست چپ گرفت دست چپشم زدن
رفقا همه ی امید در وجود ابوالفضل بود یه جا ناامید شد
دید تیراندازا که دارن تیر میزنن سمت عباس آقا حواسش
به مشک بود خم شد مراقب باشه یعنی مراقب مشک باشه
اما تعداد زیاده مگه میشه یه تیر خود به مشک دیگه
امید عباس ناامید شد من تا اینجا بگم همه مقدمه بود
بیراهه نگفتم اصل روضه ی من همینه دستا رفت
مشک پاره شد تیر به چشم خورد
اونقدر به بدن تیر خورد یه جمله مقتل داره
ایستاد عباس دیگه نمیخواست برگرده
دیدن دورو برشو نگاه میکرد با چشماش میگفت
دیگه بیاین کارو تموم کنین
من دیگه اینجوری برنمیگردم مشک و زدید
دیگه رفتنم فایده نداره یه وقت دیدن
یکی پا به رکاب عباس گذاشت اومد بالا
چشم تو چشم عباس گذاشت صدا زد
عباس که میگن تویی؟
از صبح تا الان همه رو معطل کردی
گفت یه وقتی اومدی که من دیگه دست ندارم
گفت تو که نداری من که دارم
چنان با عمود آهنی زد به فرق ابوالفضل
اینجا بود آقا با صورت افتاد به زمین تیرها دوباره فرورفت…سقای دشت کربلا دلواپسم کردی
یک خیمه گاه چشم انتظارن بر نمیگردی
حالا که آبی نیست پس احساسو برگردون
پاشو علمدارم خودت عباس و برگردون
غصه نخور عیبی نداره میگیم مشک و آب و برده
شاید حرم بارون گرفته شاید علی هم آب خورده
غصه نخور عیبی نداره زده رقیه قید آب و
خودم جوابشونو میدم نخور تو غصه ی ربابو
بدتر از اینکه روضه ی مشک تورو میبینم
دارم جلو چشم همه اسک تورو میبینم
بین تو خیمه نباید فاصله باشه
فرصت نده میدون تو دست حرمله باشه
فهمیدم از چشمای زخمیت که حرمله آزار داره
انگار حالا حالا با تیر سه شعبه اش کار داره
مردونگی کن پاشو میدونم که بی دستی
بی دست هم باشی میگم پشت حسین هستی
*آقا بهش گفت بیا بریم گفت نه گفت
اخه به همه بچه هات قول دادم
بعد جلو این همه لشکر رودوشت بزاری
مردم میخندن من نمیخوام جلو این همه مردم بهت بخندن حسین…
مردونگی کن پاشو اینا خیلی نامردن
دورو بر خیمه دارن از صبح میگردن
هر دائم الخمری که دیدم با گریه گفتم وای عباس
تو بهتر از هرکی میدونی زینب به چادر هست حساس
پاشو نذار هر بی حیایی به اشک ناموسم بخنده
پاشو بذار کسی بیادو دست رقیه رو ببنده
*همچی که اومد بالا سر عباس
رو به دامن بگیره دید عباس داره پاشو جمع میکنه
عباس چرا پاهاتو جمع میکنی گفت آقا
کی دیدی من جلوت پام دراز باشه جلوت دراز بکشم ،
سر عباس و زانو گرفت دید هی عباس
سرشو کج میکنه میاره رو خاک آقا دوباره
سرشو میذاره رو زانو سه بار عباس سرشو
گذاشت رو خاک داداش با من غریبگی
نکن من حسینم راحت باش بزار سرت رو پام باشه
این آخری گفت داداش چطور سرم رو پات باشه
ساعتی بعد تو گودال قتلگاه کسی نیست سرتو رو زانو بگیره حسین…
یه دونه دیگه کار تمام شد بچه های هیئت
از سمت حرم عباس به سمت حسین رفتیم
برای وداع دیدم بچه ها هی بر میگردن
وداع میکنن گفتم بچه ها شما راحت بر میگردین
نگاه میکنین اما خود حسین عقب و نگاه نمیکرد
چرا چون یه عده منتظر بودن حسین بلند شه
بیان بدن و پاره پاره کنن صدای شمشیر میومد
اما دیدن آقا با گوشه ی آستین هی داره اشکاشو پاک میکنه
هشام بن اسبق میگه تو دروازه ی کوفه منتظر
بودم یه وقت دیدم یکی داره میاد به گردن اسبم
یه چیزی بسته اومد جلوتر دیدم سر بریده است
گفتم حرمله این چیه بستی صدازد هشام سر بریدست
گفت میدونم سر کیه ؟گفت سر ابوالفضله
گفت مگه به نیزه نزدین صدا زد
این سر هر جور میزدیم بند نمیشد آخه سر بهم ریخته بود…
حسین….
متن نوحه سینه زنی واحد شب شهادت ابوالفضل العباس
داری میری پریشون ای علمدار
دلم از غصه شد خون ای علمدار
یه بار دیگه به خیمه یه نگاه کن
یه لحظه سر برگردون ای علمدار
تو که مشکو گرفتی از سکینه
یه داغی اومد و چنگ زد به سینه
نگاه میکردمو همش میگفتم
الهی داغتو حسین نبینه
می دونم که خداحافظی کردی
خدا پشت و پناهت که خیلی مردی
کاش مادر توام ام البنین بود
می دید چطور داری دورم میگردی
وای ای ابوالفضل)4)
تا که تو علقمه غبار بلند شد
دم خیمه داد و هوار بلند شد
دویدم و دیدم که رو رکاب اسبش
نامرده نیزه دار بلند شد
عمود نیزه رو روی سرت زد
یکی هم با لگد تو کمرت زد
شنیدم حرمله قبلش کمین کرد
یه تیری زد به مشک نه به جیگرت زد
می بینی روزگار چجوری بد شد
الان حرمله بود خندید و رد شد
یه تیری زد به مشک یه تیر به چشمت
نمی دونم چرا که هر چی زد شدوای ای ابوالفضل)4)
یه دونه یا علی بگو بلند شو
به کوریه چشم عدو بلند شو
بزار کمک کنم دستی نداری
بگم بزار روی زانوم بلند شو
نبینم پهلوون افتادی از پا
رو خاک ساحله بی رحم دریا
میبینی که شکسته کمر من
دارم میرم به خیمه تک و تنها
حالا میگن حسین یاری نداره
علم افتاد علمداری نداره
حالا که نیست ابوالفضل حمله کردن
به دور خیمه گاه کاری نداره
حسین و قتلگاه کاری نداره
(وای ای ابوالفضل)4)
سپهسالار اردوی حسینم ,,وای
حسین ابن علی رانور عینم
کشیک خیمه ها دارم شب وروز ,,وای
زبی یاری ارباب شور وشینم
فرزند حیدر مشکل گشایم ,,,
نامم ابالفضل بر درد دوایم وای
خدایم حل مشکلها نموده ,,,وای
بدستم هرقفلی را وا نموده
مریض داران عالم هم بدونند
وای
که عباس دردها دوا نموده
فرزند حیدر,,,,,,,,,
امیر لشکر خون خدایم وای
منم سقا بدشت کربلایم
به مثل فاتح نبرد خیبر وای
ضرب شستم به دشمن مینمایم
فرزند حیدر,,,,,
صدای العطش آید بگوشم وای
برای طفلها اندر خروشم
کنم عهدی به طفلان برادر وای
که بی آنان من هم آبی ننوشم
فرزند حیدر,,,
خداوندا که دشمن بیشماره وای
به پشت نخلها دارد نظاره
نداره تاب جنگ روبرویم وای
به تاریکی چو خفاش انتظاره
فرزند زهرا بشنو نوایم
زهرا نموده پسر صدایم وای










