متن نوحه برای نوجوانان {30 قطر شعر سوزناک مداحی ماه محرم}

در این قسمت از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم چندین متن نوحه برای نوجوانان را برای شما نوجوانان عزیز و عزاداران کم سن و سال قرار دهیم. پس اگر قصد دارید مراسمی در شان امام حسین (ع) برگزار کنید، در ادامه با ما باشید.

image 5

متن مداحی نوجوانان

سینه زدم تو روضه ها خدا گناهمو ریخت

شرم توی چشای این روی سیاهمو ریخت

دلتنگم من برای تو

توی سرمه هوای تو

یه روزی میشم فدای تو،حسین

مجنونم مبتلای تو

نیازمه روضه های‌ تو

رولبمه نوحه های‌ تو،یاحسین

خوبم یا بدم

بازم اومدم

من تنها همین

ذکرو بلدم

اربابم حسین

فرالی الحسین اگر که خسته ی گناهی

فر الی الحسین اگر برات نمونده راهی

تنها راهم،حرم،

متن مداحی نوجوانان

پیچیده توی کوچه

بوی گلاب و اسفند

خشکیده بر لب مـا

گل‌های سرخ لبخند

ماه محرم آمد

دل‌ها چـه سوگوار اسـت

خورشید هم از این داغ

غمگین و داغدار اسـت

صدای طبل و زنجیر

می آید از خیابان

غمی نشسته امشب

بـه قلب پیر و جوان

صدای واحسینا

پیچیده در هر کجا

زنده شده دوباره

خاطره کربلا

گردیده یک عالمی

در سوگ او سیه پوش

مردم همه ی عزادار

با اشک و غم هم آغوش

آمد محرم باز

صدای اشک و ناله

روئیده در کربلا

گل های سرخ لاله

مطلب مشابه: متن نوحه زنجیر زنی (شعر مداحی امام حسین علیه السلام و واقعه عاشورا)

ای حسین ای کشته دین و نماز

بنده پاک خدای بی نیاز

ای حسین ای سرو آزاد جهان

دشمن ستم همه ی غارتگران

ای حسین ای بنده پاک خدا

بهر قرآن کرده ای جان را فدا

تـو حسینی، جدّ تـو پیغمبر اسـت

بر قلوب مؤمنان او رهبر اسـت

خواستی تا دین حق یاری کنی

بهر حفظ دین حق کاری کنی

ظالمان گفتند با مـا یارشو

با یزید و کافران همکارشو

دست رد بر سینه آنان زدی

دوربودی از گناهان و بدی

در نبردی نابرابر با سپاه کافران

جان خود کردی فدا ای جانِ جان

تـو شهیدی زنده ای پاینده ای

تا ابد در خاطر مـا زنده ای

متن مداحی نوجوانان

اشعار نوحه نوجوانان

آمده در کوچه مـا

خانه‌امان امروز روضه اسـت

میدهم مـن چای و خرما

از رقیه از سکینه

روزه میخواند و مـن هم

اشک‌هایم دانه دانه

می‌چکد آهسته کم کم

شور شد با اشک‌هایم

مزه حلوای شیرین

شور و شیرین قاطی هم

از گلویم رفته پایین

یارِ امام برادرش

حُر و علی‌اکبرش

برای مـا مسلمونا

برای قرآن و خدا

تا باقی باشه دین مـا

دین پیامبر خدا

حالا امامِ خوب مـا

تنها میون دشمنا

کشته شدن دور و برش

حتی علی اصغرش

آخر شهید شد اون آقا

رفت آسمون پیش خدا

دشمنای دین خدا

اون آدمای بی‌حیا

بچه‌ها رو، زدن کتک

هیچکی نیومد بـه کمک

کردن اسیر زود اونا رو

همه ی زن و بچه‌ها رو

شهید شدن برای کی؟

اسیر شدن برای چی؟

شهید شدن مسلمونا

تشنه تـو دشت کربلا

تا قدر دین رو بدونیم

همه ی مسلمون بمونیم

مطلب مشابه: شعر عاشورا؛ مجموعه ای کامل از اشعار ماه محرم و شهادت امام حسین (ع)

صبح تا شب یک سره

دوک می ریسد ننه

میگذارد زیر فرش

پول‌هایش را همه ی

می‌شمارد وقت خواب

دست رنجش را مدام

کاروان کربلا

می نماید ثبت نام

یک دوهفته دیگر او

می شود حاجت روا

چون کبوتر می کشد

پر بـه سوی کربلا

یک نفر نوحه میخواند

با صدایی پر از سوز

آب یخ توی هیئت

پخش میکردم آن روز

درکنار خیابان

خیمه پاره‌ای بود

بچه سبز پوشی

توی گهواره‌ای بود

تشنه بود آب میخواست

مـن بـه او آب دادم

بعد گهواره‌اش را

یک کمی تاب دادم

کاش در کربلا بود

یک نفر پیش آن‌ها

با همین آب یخ‌ها

با همین استکان‌ها

متن مداحی نوجوانان

متن نوحه و مداحی عاشورا برای نوجوانان

گفتم شه ملک قضا گفتا علی مرتضی

گفتم امیر المومنین گفتا علی مرتضی

گفتم شه ناز افرین گفتا امیر المومنین

گفتم المدار یقین گفتا امیرالمومنین

حیدر مدد(2)ای ساقی کوثر مدد(2)

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس علمت کو عموی خوبم

عمو عباس علمت کو عموی خوبم

عمو عباس تو نرو تا که پا نکوبم

عمو عباس تو نرو تا که پا نکوبم

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس بی تو هر لحظه دل میلرزه

عمو عباس بی تو هر لحظه دل میلرزه

بی تو هر شب هوای خیمه‌ها چه سرده

بی تو هر شب هوای خیمه‌ها چه سرده

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس بی تو دستام جونی نداره

عمو عباس بی تو دستام جونی نداره

از دو چشمام پولکای گریه میباره

از دو چشمام پولکای گریه میباره

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس زانوهامو بغل می‌گیرم

عمو عباس زانوهامو بغل می‌گیرم

مطلب مشابه: شعر کوتاه درباره امام حسین؛ مجموعه اشعار کوتاه و دو بیتی درباره امام حسین و ماه محرم

دردانه ی ام البنینم عباس

برادر حسین جان

جان امیرالمومنینم عباس

برادر حسین جان

گلی ز گلزار ولایتم من

برادر حسین جان

سرتا به پا لطف و عنایتم من

برادر حسین جان

خورشیدعالمتاب ومن چوماهم

برادر حسین جان

میر علمدار تو در سپاهم

برادر حسین جان

بر درگهت مولای من غلامم

برادر حسین جان

سقایی حرم بود مقامم

برادر حسین جان

آب آور طفلان بی قرارم

برادر حسین جان

سقایی حرم شدافتخارم

برادر حسین جان

رسد به گوش جان من نوایت

برادر حسین جان

من آمدم تا جان کنم فدایت

برادر حسین جان

جانم شود فدای غربت تو

برادر حسین جان

دشمن شکسته ازچه حرمت تو

برادر حسین جان

غربت تو آتش زده به جانم

برادر حسین جان

بنگر تو بر این اشک دیدگانم

برادر حسین جان

بهر غریبی ات به شور و شینم

برادر حسین جان

فخرم بودفدایی حسینم

برادر حسین جان

ادرک اخایم راتو تا شنیدی

برادر حسین جان

با گریه تا کنار من رسیدی

برادر حسین جان

ای که تویی پشت و پناه عباس

برادر حسین جان

علقمه گشته قتلگاه عباس

برادر حسین جان

برادرم رنگت چرا پریده

برادر حسین جان

کنار من قامت تو خمیده

برادر حسین جان

عباس تو در راه تو فدا شد

برادر حسین جان

دستان من از پیکرم جدا شد

برادر حسین جان

کشم خجالت از روی سکینه

برادر حسین جان

دستان آب آور روی زمینه

برادر حسین جان

دستان عباست روی زمین است

برادر حسین جان

خواهر دل خسته ی من غمین است

برادر حسین جان

عباس تو در موج خون فتاده

برادر حسین جان

زهرا کنار پیکرم ستاده

برادر حسین جان

جان داده ام براه عهد و پیمان

برادر حسین جان

با گریه ات قلب مرا مسوزان

برادر حسین جان

فرق مرا عمود کین شکسته

برادر حسین جان

تیر ستم بر چشم من نشسته

برادر حسین جان

لعنت عالم بر بنی امیه

برادر حسین جان

سوزانده داغ من دل رقیه

برادرحسین جان

مطلب مشابه: شعر ماه محرم + مجموعه اشعار سوزناک شهادت امام حسین (ع) و واقعه کربلا

متن مداحی نوجوانان

ای گل ام البنین،حامی قرآن و دین

جانی و دردانه ای،بر امیرالمؤمنین

گشته ای بر فاطمه نور دو عین

یاور زینب علمدار حسین

یا ابوفاضل مدد۲

ای کریم با وفا،ساقی کرب و بلا

از ولادت بوده ای،حامی خون خدا

ای امید تشنه کامان حسین

ساقی اطفال عطشان حسین

یا ابوفاضل مدد۲

از کرامت گشته ایم،ما همه مهمان تو

از طفولیت شدیم،ریزه خوار خوان تو

پای تا سر شور و احساسیم ما

باز امشب یاد عباسیم ما

یا ابوفاضل مدد۲

می کنی یاری دین،با دعای فاطمه

بهر آب گشتی روان،سوی نهر علقمه

دشمنان دین و قرآن خدا

از بدن کردند دستانت جدا

یا ابوفاضل مدد۲

ای طرفدار حسین،یار و غمخوار حسین

شد ز هم فرقت دو تا،ای علمدار حسین

جسم تو مانده کنار علقمه

آمده بهر تسلی فاطمه

یا ابوفاضل مدد۲

زد شرر بر جان او،ناله ی ادرک اخا

بر سر بالین تو،آمده خون خدا

ای که بودی تو مرا یار و امید

در کنار پیکرت قدم خمید

یا ابوفاضل مدد۲

آمدى باباى من آخر سراغ دخترت

من به قربان سرت

رفتى اما مانده در یادم نگاه اخرت

من به قربان سرت

از سر ناقه مرا از جناح انداختند

اى پدر جانم حسین

با غنیمت ها حراجى ها به راه انداختند

اى پدر جانم حسین

شاه بى سر سوى منزلگاه ویران آمده

عمه! مهمان آمده

آب و آیینه بیاور که پدر جان آمده

عمه! مهمان آمده

اى پدر خون تو را اب وضویت کرده اند

اى پدر جانم حسین

این چه کارى بود اخر با گلویت کرده اند؟

اى پدرجانم حسین

عاقبت شد مستجاب آن ندبه کردن هاى من

امده باباى من

از خرابه سر زده خورشید بر فرداى من

امده باباى من

امشبى را شه دین در بغلم مهمان است

مکن اى صبح طلوع

روى لب هاش هنوز، آیه اى از قرآن است

مکن اى صبح طلوع

متن نوحه شب دهم محرم
موسم غم ها رسیده ، محشر کبری رسیده

روز تنهاییِ زینب روز عاشورا رسیده

زین عزا و درد و ماتم

قامت زهرا شده خم

آه و واویلا ، واویلا

نیزه و شمشیرِ دشمن بر تن آن نازنین خورد

وایْ از آن لحظه ای که از روی مرکب زمین خورد

گفت زهرا ، زار و مضطر

ولدی غریب مادر

آه و واویلا ، واویلا

اهل خیمه زین مصیبت از حرم بیرون دویدند

لیکن آنها روی مرکب یار زینب را ندیدند

ذکر آنها شد به صحرا

واحسینا واحسینا

آه و واویلا ، واویلا

عالَم از این داغ عظمی تا قیامت سینه چاک است

خاک ماتم بر سر من که امامم روی خاک است

غرق اندوه و مِحَن شد

خاک صحرایش کفن شد

آه و واویلا ، واویلا

شاعر :حاج امیر عباسی

مطلب مشابه: متن نوحه سينه زنی ماه محرم و امام حسین (ع) با فایل صوتی و پخش آنلاین

متن مداحی نوجوانان

سینه می زند بابا

توی کوچه مان امشب

بسته روی پیشانی

یک نوارِ «یا زینب»

فرشِ کوچکی را هم

او بـه کوچه آورده

شمع و شربت و پرچم

نذرِ بچه ها کرده

سینه می‌زنم مـن هم

با شعار یا «زهرا»

اسم دسته مـا هست:

دخترانِ عاشورا

باز منو احساس / پیچیده توی هیئت عطر ناب یاس

دوباره پا گرفته روضه عباس / دل و احساس

آه و شور و دم / گره خورده دلم با نخ‌های پرچم

واسه تو تا همیشه طپش قلبم / می‌گیره دم

پیمونه به پیمونه می‌زنم غم رو بی خیالم

با تو می‌گذره لحظه‌های هر روز و ماه و سالم

حضرت سقا / تو دستای تو زلف موجای دریا

به عشق تو می‌بارن همه‌ی ابرا / تویی سقا

حضرت عباس / رقیه با صدای پات می‌ره تو خواب

بنفسی انتَ میگه زیر لب ارباب / تویی مهتاب

مردم اینو میگن یل حسین خیلی خیلی آقاست

بین شیعه و غیر شیعه‌ها پرچم تو بالاست

شد به پا طوفان / یا انگاری که دریا می‌کنه طغیان

کیه اینکه می‌لرزه زیر پاش میدان / شده طوفان

یا علی یاهو / گره انداخته بازم میون ابرو

نمی‌تونه بشه باز کسی رو در رو / مدد یا هو

صد و سی و سه مرتبه صداش کن بگو اباالفضل

بچه سیدا یک صدا بگن جان عمو ابالفضل

مطلب مشابه: متن مداحی سوزناک کوتاه؛ اشعار سینه زنی و زنجیر زنی شب اول تا دهم ماه محرم

متن نوحه زنجیر زنی عاشورا
تیر از کمان رها شد/
با حلقت آشنا شد/
با تیر حرمله، آه/
سر از تنت جدا شد
قربان روی ماهت/
آخر چه بُد گناهت/
منگر چنین به بابا/
می میرم از نگاهت
پرپر زدی به دستم/
دیدم، تنت، شکستم/
حیران شدم عزیزم/
گریان به تو نشستم
طفل نخورده آبم/
دل از عطش کبابم/
بینم چو حنجرت را/
از غم به پیچ و تابم
از جور کین هلاکی/
مدفون به زیر خاکی/
در خاک تیره اصغر/
یک دُر تابناکی
مظلوم شیر خوارم/
جان کرده ای نثارم/
از خون حنجر تو/
گل گون شده عذارم
ای طفل شیر خواره/
مقتول ماه پاره/
ای کا ش خنده ات را/
بیند پدر دوباره
ای نوگل شکفته/
ای از عطش نخفته/
بابا مصیبتت را/
جز با خدا نگفته
تاب غمت ندارم/
خون گشته قلب زارم/
بابا ببین چگونه/
آمد گره به کارم
تا تیر کین روان شد/
ناگه تو را نشان شد/
خون گلویت اصغر/
تقدیم آسمان شد
داغت به دل نشسته/
در خود مرا شکسته/
جان می کَنم چو بینم/
این دیدگان بسته
با مادرت چه گویم/
با خواهرت چه گویم/
با عمه غمین و/
دیده ترت چه گویم
ای شیرخواره اصغر/
ای ماه پاره اصغر/
بسته به روی من شد/
هر راه چاره اصغر

متن نوحه برای نوجوانان سه ضرب

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

سقای حسین، سردار نیامد

علمدار نیامد علمدار نیامد

عباس علمدار، دل من زار و تبدار

از غمت ای علمدار، شده بیمار

علمدار نیامد علمدار نیامد

علمدار حسین، ماه بنی هاشم

ای قمر منیر، ای یوسف گم گشته

علمدار نیامد علمدار نیامد

ای ماه بنی هاشم، ای یوسف زهرا

ای نور دو عین، ای ساقی عطشان

علمدار نیامد علمدار نیامد

ای ساقی عطشان، ای آب حیات

ای یار و غمخوار، ای همدم و رفیق

علمدار نیامد علمدار نیامد

ای همدم و رفیق، ای یار و غمخوار

ای آب حیات، ای ساقی عطشان

علمدار نیامد علمدار نیامد

ای یوسف زهرا، ای نور دو عین

ای ماه بنی هاشم، ای قمر منیر

علمدار نیامد علمدار نیامد

ای قمر منیر، ای یوسف گم گشته

ای ماه بنی هاشم، ای یوسف زهرا

علمدار نیامد علمدار نیامد

ای نور دو عین، ای ساقی عطشان

ای یار و غمخوار، ای همدم و رفیق

علمدار نیامد علمدار نیامد

ای همدم و رفیق، ای یار و غمخوار

ای آب حیات، ای ساقی عطشان

علمدار نیامد علمدار نیامد

ای ساقی عطشان، ای آب حیات

ای یار و غمخوار، ای همدم و رفیق

علمدار نیامد علمدار نیامد

ای همدم و رفیق، ای یار و غمخوار

ای آب حیات، ای ساقی عطشان

علمدار نیامد علمدار نیامد

ای ساقی عطشان، ای آب حیات

ای یار و غمخوار، ای همدم و رفیق

علمدار نیامد علمدار نیامد

ای همدم و رفیق، ای یار و غمخوار

ای آب حیات، ای ساقی عطشان

علمدار نیامد علمدار نیامد

علمدار حسین، غرق در خون شد

علمدار حسین، سر از تنش جدا شد

علمدار نیامد علمدار نیامد

دوباره مادر و کرببلا ، شب جمعه
دوباره مادر و اشک وعزا،شب جمعه

دوباره روضه‌ی والشمرجالسٌ…ای وای
دوباره روضه‌ی سر نیزه ها ، شب جمعه

دوباره گریه‌ی زهرا کنار گودال و…
دوباره ضجّه‌ی واغُربتا ، شب جمعه

دوباره ناله‌ی جانسوزِ «یابُنَیْ قَـتَلوکْ»
رسد ز حضرت خیرُالنسا ، شب جمعه

زعرش هودَجِ نوری به اشگ و آه رسید
خبر دهید که زهرا به قتلگاه رسید

سلام ای پسر بی سرم ،سلام حسین
سلام تشنه لبِ مضطرم ، سلام حسین

سلام ای بدنِ قطعه قطعه‌ی درخاک
سلام کشته‌ی بی یاورم ، سلام حسین

سلام ای تنِ عریانِ بی کفن ، پسرم
سلام صید شکسته پرم ، سلام حسین

مُرَمّلٌ بِدماء ، یا مُقَطَّـــعُ الاعضـــاء
گلو بریده‌ی از خنجــرم ، سلام حسین

کنــــار قبـــر تو بر پیکــــرت سلام کنم
سرت کجاست که بالا سرت سلام کنم؟

غریب در وسطِ یک سپاه افتادی
میان لشگــــریان بی پناه افتادی

همینکه تیر سه شعبه به سینه ات آمد
به ضرب نیزه تو از ذوالجناح افتادی

غریبِ مادر ، دیدم که با سرِ زانو
به سمت گودی مقتل به راه افتادی

«وَ اَسرَعَ فَرَسُکْ…»*خیمه را خبر می کرد
که سر به سجده تو در قتلگاه افتادی

«به روی دامن مادر سرت بریده شدُ…
تنت به این طرف و آن طرف کشیده شدُ…

هنوز سوزم از این غم که پیکرت می سوخت
به زیر خنجر شمر آه، حنجرت می سوخت

هنـــــوز ســـــوزم از اینکه در آفتـــــاب مُدام
تنت به خاک و روی نیزه ها سرت می سوخت

همینکه رفت به نیزه سرت ، خودم دیدم
حرم اسیر حرامی و خواهرت می سوخت

هنـــــوز روی زمین بود پیکـــــــــرت مادر…
که بین شعله سر و روی دخترت می سوخت

حرامیان به حریمت شراره می بردند
زگوش دخترکان گوشواره می بردند

از سمت خیمه آمده اخبار تازه ای
از گاهواره آمده سالار تازه ای

عباس هم در علقمه تکبیر می کشد
جای عمو رسیده علمدار تازه ای

نامرد های کوفه بترسید از این پسر
چون آمده است حیدر کرار تازه ای

صد مرده زنده میشود از نام اعظمش
عیساست یا که احمد مختار تازه‌ای

اعجاز طفل ما به کلام و کتاب نیست
رو کرده است بر همه آثار تازه ای

آقا بلند کرد علی‌ را و خطبه خواند
آغاز شد کلام گهربار تازه ای

میگفت رحم بر پسر تشنه ام کنید
“مُنّوا علیَّ” گفت به اصرار تازه ای

ناگاه قاتلش روی زانو نشان گرفت
آماده بود حرمله بر کار تازه ای

تیری که خورد بر گلویش داغ داغ بود
این تیر بود یا نوک مسمار تازه ای؟!

بابا و یک پسر پسری که دو تکه شد
مظلوم تازه ای و گرفتار تازه ای

دیدی دومرتبه ز عبا خون تازه ریخت؟!
بالا گرفت روضه دشوار تازه ای

حجم سه شعبه بیشتر از صورت علی ست
این ضرب تیر ساخته رخسار تازه ای

متن نوحه برای نوجوانان تک ضرب

ای غنچه از خونِ تَرم
لای لای علیِ اصغرم

کم کم روم سویِ حرم
لای لای علیِ اصغرم
لای لای علیِ اصغرم

این کودک سَر مست من
باشد تمامِ هستِ من

ازتشنه کامی می‌رسد
جان داده رویِ دست من
جان داده رویِ دست من

تا باغبان را تنها بدیدند
غنچه‌ی او را لب تشنه چیدند

ای غنچه از خونِ تَرم
لای لای علیِ اصغرم

کم کم روم سویِ حرم
لای لای علیِ اصغرم
لای لای علیِ اصغرم

تا باغبان را تنها بدیدند
غنچه‌ی او را لب تشنه چیدند

این کودک سَر مست من
باشد تمامِ هستِ من

لاغری بی دردسر
تبلیغ
لاغری بی دردسر
جزئیات
yn-ad
من بَر تو لاله خوانده‌ام
از دیده خون افشانده‌ام

چشمان خود وا کن ببین
تنهایِ تنها مانده‌ام
تنهایِ تنها مانده‌ام

بردی علی جان صبر و قرارم
من جز تو دیگر یاری ندارم

تاهستم و تا زنده‌ام
از رویِ تو شرمنده‌ام

با دستِ خود پشتِ حرم
قبر تو را من کنده‌ام
قبر تو را من کنده‌ام

کمتر بخند ای شیرین زبانم
با خنده آتش مزن به جانم

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.