بریدههایی از کتاب سفر روح اثر مایکل نیوتون درباره زندگی پس از مرگ
آثار معنوی و کهن فلسفه شرق سالهاست که در کشورمان با استقبال خوبی مواجه شده است. یکی از این آثار کتاب سفر روح است که در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه ضمن معرفی آن، بریده و جملاتی را برای شما دوستان قرار خواهیم داد.

کتاب سفر روح درباره چیست؟
کتاب سفر روح، اثر شگف انگیز دکتر مایکل نیوتون، اولین کتابی است که با دسترسی به حافظهی پنهانی و ضمیر ابرآگاه افراد، در مورد وضعیت روح پس از مرگ جسم و جزئیات برزخ نگاشته شده است. به روشنی ببینید که افراد مختلف، هر یک به تناسب پیشرفت روحی خود، به این حقیقت رسیدهاند که هدف از خلقت چیز دیگری سوای دنیای مادی است… حاصل تحقیقات دکتر مایکل نیوتون (روانشناس) در کتاب سفر روح جمع آوری شده است، که طی چهل سال درمان و بررسی صدها مورد خاص به دست آمده است. در این میان، او که اهم توجه خود را به حالات گوناگون روان و روح معطوف کرده، به مواردی از حالات روح و عالم برزخ و کیفیات گوناگون آن دست یافته است، که جای تعمق دارد.
متن هایی از کتاب سفر روح
روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم از کجا آمدهام؟ آمدنم بهر چه بود؟ به کجا میروم آخر؟ ننمایی وطنم ماندهام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک دو سه روزی قفسی ساختهاند از بدنم ای خوش آن روز که پرواز کنم تا برِ دوست به هوای سر کویش پر و بالی بزنم
وقتی شما به چشمان کسی نگاه میکنید … حتی فردی که برای اولین مرتبه میبینید … گاهی پیش میآید که احساس میکنید او را میشناسید. جسم شما نمیفهمد که دلیلش چیست … ولی روح، آن فرد را به یاد میآورد.

مرگ جسم، پایان موجودیت انسان نیست.
با این حال، در طول حیات، سرنوشت «کارما» ما چنان طراحی شده است که هیچ امتحان و آزمایشی، خارج از قدرت و تحمل ما، برایمان پیش نمیآید.
معمولاً به هر روح امکان میدهند که مدتی را در یک یا دو دنیای سهل و آسان بگذراند و قرار هم نیست کار مهم و زیادی انجام دهد. بعد از چنین دورهای زندگی سخت کرهی زمین به من پیشنهاد شد. آیا زندگی در کرهی زمین سخت و مشکل تلقی میشود؟ بله، در بعضی عوالم، روح باید ناراحتی و حتی زجر جسمی (فیزیکی) متحمل شود. در برخی از عوالم دیگر مشکلات بیشتر فکری هستند. زمین هر دو نوع سختی را دارد. اگر بتوانیم تحت شرایط سخت کار خود را خوب انجام دهیم به ما امتیاز و جایزه داده میشود. (با تبسم) آنهایی که خیلی به عوالم مختلف نمیروند، ما را ماجراجو تلقی میکنند.
روحها اغلب در لحظات قبل از مرگ واقعی و به هنگامی که جسم آنها درد و رنج میبرد، جسم میزبان (بدن خود) را ترک میکنند.
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا برِ دوست به هوای سر کویش پر و بالی بزنم
بله، ما گاهی رؤیاهایی داریم، مثلاً هنگام بازی با سایر بچهها داستان هایی خلق میکنیم و از دوستان خیالی حرف میزنیم، اما در واقع آن قصهها و آن رفقا واقعیت داشتهاند … و فراموش شدهاند. بچهها در سالهای اول تولد چیزهایی میدانند که خارج از تصور بزرگترهاست. خب، حالا درست لحظهی قبل از تولدت فرارسیده، به من بگو که مشغول چهکاری هستی؟
افرادی که به وجود روح اعتقاد دارند، خیال میکنند که همهی روحها بعد از زندگی زمینی در فضای خاصی با هم محشور میشوند. بسیاری از سوژههای من قبل از آنکه به خواب مصنوعی برده شوند، هنوز همین برداشت را دارند. اما وقتی از خواب بیدار میشوند، از اینکه فهمیدهاند در برزخ برای هر روحی جای خاصی در نظر گرفته میشود، دچار شگفتی میشوند
یکی از دشوارترین نگرانیهای تمام اشخاصی که میخواهند به چیزی مافوق خودشان اعتقاد پیدا کنند، تفکر دربارهی علت و منشأ این همه بدی و ناروایی در جهان است. نخستین مثالی که در این مورد مطرح میشود موضوع شیطان (اعمال شیطانی) است. وقتی من از اشخاص تحت هیپنوتیزم سؤال میکنم گه چگونه خداوند رحمان و رحیم رنج و درد بندگان خود را روا میدارد، با کمال شگفتی میبینم که در پاسخهای آنها تفاوتهای بسیار اندکی وجود دارد: همهی سوژهها میگویند خالقی که روح ما را به وجود آورده است، آرامش کامل را عمداً دور از دسترس قرار داده، تا ما برای رسیدن به آن بیشتر بکوشیم.
علت اینکه روح در برزخ، تصاویری مشابه جاهایی که روی کرهی زمین دیده یا در آنها میزیسته را مشاهده میکند و خاطرات فراموشنشدهی یک خانه، مدرسه، باغ، کوه، یا ساحل به ذهنش میآید، این است که در حقیقت یک نیروی مهربان روحی میخواهد با یادآوری آن مناظر آشنای سرابمانند، ما در برزخ احساس راحتی و آشنایی کنیم. خاطرات زمینی ما هرگز نمیمیرند. آنها برای همیشه بهصورت رؤیا، در «ذهن روحی» باقی میمانند

یونانیهای قدیم معتقد بودهاند که بشر در زندگیهای متوالیاش از مراحل نادانی، نابالغی و پرخاشگری رد میشود و باید به مراحل دلرحمی، صبر و تحمل، صداقت، گذشت و محبت برسد. در قرن دوم بعد از میلاد مسیح، طرز فکر دینی عیسویان هم مانند تفکر افلاطون و نوافلاطونیان بود. یعنی معتقد بودند که همهی روحها یکسان نیستند و در سطوح مختلفی هستند. بالاترین همه «یکتای برتر مطلق» یا خداوند خالق تلقی میشد، که همهی روحها از او تراوش میشوند و در وجود انسان جا میگیرند و نهایتاً باید این روحها پیشرفت کنند و مجدداً به آن روح خالق بپیوندند.
کلید پیشرفت در این است که بفهمیم به ما خلقتاً توانایی داده شده است که در مقاطعی از هر زندگی به تصحیح مسیر خود بپردازیم و شهامت آن را داشته باشیم که اگر راهمان غلط است و ما را به مقصد نمیرساند، آن را تغییر دهیم. با غلبه بر ترس و قبول ریسک، سرنوشت کارما برای ما عوض میشود و در مقابل انتخاب جدیدی قرار میگیریم. در پایان هر زندگی، بهجای آنکه هیولایی با دهان باز منتظر بلعیدن ما باشد، میتوانیم خودمان در حضور معلم و راهنمایمان، منتقد سختگیر اعمالمان بشویم. از این روست که میگویند فلسفهی کارمای زندگیهای متوالی، هم عادلانه است و هم همراه با لطف و رحمت و بخشش است.
به نظر من، وقتی ما از یک نیروی برتر معنوی طلب کمک میکنیم، نباید تقاضای تغییر فوری کل وضعیت را داشته باشیم. نحوهی پیشرفت ما در زندگی بر اساس برنامهریزی است. ولی در هر موقعیت برای رسیدن به هدف راههای مختلفی در جلویمان داریم و در انتخاب آنها آزاد هستیم.
دوستانم دور من جمع هستند و داریم از مضحک بودن زندگی روی زمین صحبت میکنیم. ما داریم یکدیگر را به جهت جدی گرفتن زندگی در آنجا مسخره میکنیم.
خودکشی مسئلهی مرا حل نکرده و همه چیز به همان صورت وجود دارد. حالا باید در قالب جسمی دیگر برگردم و با همان مشکلات روبهرو شوم. فقط در این میان فرصت زیادی را از دست دادهام و دچار ندامت و پشیمانی هستم. آیا تو را به جهت خودکشی محکوم نخواهند کرد؟ (مکث) از عملی که کردهام احساس غم و اندوه دارم.
بررسی زندگی بعد از مرگ بدون طرح موضوع قانون علت و معلول و عدالت کارما امکانپذیر نیست. بر اساس کارما نتیجهی اعمال خیر و شر بر چگونگی زندگی بعدی اثر میگذارد. عبارت «هیچ چیز در زندگی ما اتفاقی نیست»، بهدرستی فلسفهی کارما را بیان نمیکند. اما این ضربالمثل میتواند به ما درسی بیاموزد. اعمال ما در سرنوشت ابدیمان مؤثر است و به هیچ طریقی نمیتوانیم از آن فرار کنیم، مخصوصاً اگر به حقوق دیگران تجاوز کرده باشیم.
«اعمال شیطانیای که ما در زندگی جسمی مرتکب میشویم، سبب انزوای روح ما در آن دنیا میشود
حرفهی من «خوابدرمانی» Hypnotherapy و کار اصلی من اصلاح ناهنجاریهای رفتاری برای درمان اختلالات روانی است. قسمت اعظم فعالیت من، کمک به بیماران برای مرتبط کردن افکار و عواطفشان است، تا از این راه به هویت تازهای دست یابند و رفتار سالم و بههنجارتری داشته باشند. با همکاری خود بیماران سعی میکنیم به معنا، نقش و نتیجهی هر یک از باورهای آنها پی ببریم. زیرا من معتقدم که هیچیک از مشکلات روانی، تخیلی نیستند.

اگر کسی در زندگی زمینی مرتکب خودکشی بشود، روح او را در برزخ تنبیه میکنند؟ اینجا تنبیه بهصورتی دیگر و نه بهصورتی که در زمین مرسوم است وجود دارد و جنبهی آموزش نیز دارد. کلودیس از این جهت ناراضی خواهد بود که من زود از میدان در رفتم و شهامت رویارویی با مشکلات را نداشتم. خودکشی مسئلهی مرا حل نکرده و همه چیز به همان صورت وجود دارد. حالا باید در قالب جسمی دیگر برگردم و با همان مشکلات روبهرو شوم. فقط در این میان فرصت زیادی را از دست دادهام و دچار ندامت و پشیمانی هستم.
روحهای خطاکار به دو گروه تقسیم میشوند: یک گروه آنهایی هستند که نمیخواهند واقعیت مرگ جسم خود را قبول کنند و به دلیل اضطراب و نگرانی شخصی، در مقابل بازگشت به برزخ مقاومت شدید میکنند. گروه دوم، آنهایی هستند که به جهت ارتکاب یا همدستی با تبهکاریهای جنایتکارانه در جامهی بشری، روحشان آسیب فراوان دیده و معیوب شده است. گروه اول منزوی شدن را خودشان انتخاب کردهاند (چارهای دیگر نداشتهاند) ولی گروه دوم را راهنمایان معنوی به حالت زندانی، برای مدت نامعلومی، از تماس و ارتباط با سایر روحها محروم میکنند.










