نگاهی بر زندگی فرهاد مهراد خواننده؛ از شروع فعالیت هنری تا اعتیاد و درگذشت او

فرهاد مهراد یا فرهاد مرد تنها، اسطوره موسیقی ایران است. خوانندهای منحصر به فرد با شاهکارهایی که همه ما با آن خاطره داریم. شاید برای شما جالب باشد تا در کنار موسیقیهای زیبای او، با زندگی شخصی او نیز آشنا شوید. ما در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم نگاهی بر زندگی فرهاد مهرداد داشته باشیم. پس اگر شما نیز به زندگی این هنرمند علاقه دارید، در ادامه همراه ما باشید.
فهرست موضوعات این مطلب
تولد و اوایل زندگی
فرهاد مهراد در 29 دی 1322 در تهران زاده شد. او نهمین و آخرین فرزند آمنه و رضا مهراد بود. پدرش کاردار وزارت خارجهٔ ایران در کشورهای عربی بود. فرهاد در کودکی مدتی را در عراق زندگی کرد و زبان عربی را نیز فرا گرفت.
فرهاد برخلاف هم سنهای خودف شخصیتی ساکت و بالغ داشت. برادر بزرگتر فرهاد علاقهمند به ویلن بود و با دوستش در خانه تمرین میکرد. فرهاد کوچک نیز از همان ابتدا با شنیدن صدای موسیقی به آن علاقه خاصی نشان داده و در سالهای بعد پدرش برای او نیز یک ویولن خرید. اما سه روز بعد این ویولن شکست.
خود فرهاد در این باره گفته است: به هر حال سازی تهیه میشود و سپس توسط همانهایی که تهیه شده بود شکسته میشود که در آن لحظه ساز صد تکه و روح من نیز به همراه آن هزار تکه میشود و به گونهای میتوان گفت که علاقه من به موسیقی هرز رفت، زیرا باعث شد که موسیقی را به صورت دِیمی و از راه گوش فرا بگیرم.
جوانی و ترک تحصیل

در دوران جوانی با وجود علاقه فراوان به موسیقی، فرهاد مهرداد به ادبیات نیز علاقهمند شد. در این دوره او به شدت علاقه داشت تا در رشته ادبیات تحصیل کند، اما با مخالفت عموی خود که سرپرست خانواده بودف مواجه شده و درنهایت ترک تحصیل کرد.
بعد از ترک تحصیل فرهاد تصمیم میگیرد موسیقی را به صورت جدی آغاز کند. این اتفاق نیز با دوستی از طریق یم ارمنی موزیسین ممکن میشود. به این ترتیب، فرهاد به صورت خودآموز نوازندگی گیتار و پیانو را آموخت. چندی بعد توسط همان هممحلیهای ارمنی، گروه چهار بچه جن را تشکیل داد و در آن گروه به کار نوازندگی و اجرای برنامه در کلابهای گوناگون مشغول شد. این گروه برای اجرای برنامهای که توسط مدیریت هتل خورشید که برای کارکنان باشگاه شرکت نفت ترتیب داده شده بود راهی اهواز شد.
مطلب مشابه: بیوگرافی معین؛ زندگینامه معین و درباره زندگی شخصی و آثار هنری اش
پیوستن به گروه بلک کتس

روزها در گروه چهار جن خوب پیش میرفت اما این گروه رفته رفته از هم پاشید و فرهاد نیز تصمیم گرفت مسیر جدیدی را از زندگی هنری خود آغاز کند. او در چندین کلاب شروع به نوازندگی کرده و در یکی از این شبها یکی از بازیگران سینما از فرهاد خوشش آمده و او را به گروه بلک کتس معرفی میکند.
از سال 1345 همکاری او با بلک کتس آغاز میشود و در آنجا به دلیل اجراهای انگلیسیاش که به گفته دوستان و مخاطبانش از اجرای اصل آهنگ نیز بهتر بود، به گونهای که آمریکاییهای مقیم ایران به رزرو صندلیهای جلو برای نزدیک بودن به او سر و دست میشکستند، به «فرهاد بلک کتس» معروف شده و حتی توسط نشریات آن زمان و افرادی که از مخاطبان او در کوچینی بودند، لقب «ری چارلز ایران» را نیز میگیرد.
آهنگ مرد تنها و آغاز شهرت

بعد از موفقیت در گروه بلک کتس، فرهاد در چندین کار دوبله هم شرکت کرد. در سال 1348 توسط اسفندیار منفردزاده که در آن زمان به دنبال صدای جدیدی برای ترانهٔ «مرد تنها» (با آهنگی از خودش و شعری از شهیار قنبری) برای فیلم رضا موتوری (به کارگردانی مسعود کیمیایی) بود، انتخاب میشود و پیشگام از خوانندگان دیگر، سرآغازی برای اجرای ترانهای نوین با مضمونی اجتماعی در اولین موسیقی متن فیلم میشود.
این ترانه در سال 1349 همزمان با اکران فیلم به شکل صفحهٔ موسیقی منتشر شده و تبدیل به پرفروشترین میشود؛ زیرا به گفته خود او: «تنها مایل به اجرای ترانههایی بود که بتواند آنها را حس کند و زبان حال او باشد یا اینکه دارای پیام و بیانگر معضلی از اجتماع باشد.»
خسرو لاوی مسئول انتشار کارهای قبل از انقلاب این هنرمند در مستند (جمعههای فرهاد) در این رابطه میگوید:
«این آهنگ در ابتدا برای صدای فرهاد ساخته و تمرین شده بود و در آخرین اجرای تمرینی این کار نیز خود من حضور داشتم و شاهد تمرین این آهنگ توسط فرهاد بودم و باید بگویم هنگامی که فرهاد پشت پیانو مینشیند و شروع به نواختن این آهنگ و خواندن آن میکند، از زیبایی آن اثر مو برتنم سیخ میشود و میگویم که این کار میتواند یکی از بهترین کارهای فرهاد شود که متأسفانه بعد از این اجرا به دلایلی که هیچگاه مشخص نشد آهنگساز کار، خود تصمیم به اجرای ترانه میگیرد و اجرا با صدای فرهاد منتفی میشود.»
مطلب مشابه: بیوگرافی سیاوش قمیشی؛ از شروع فعالیت تا مهاجرت، زندگی شخصی و ازدواج های او
فعالیت سیاسی و اعتیاد به مواد مخدر
بعد از معروفیت فراروان در ایران و همچنین با آغاز موج سیاسی علیه نظام شاهنشاهی، فرهاد مهرداد به سمت عقاید چپ گرویده و شروع به خواندن آثار سیاسی کرد. در این دوره آثار او توسط ساواک سانسور شده و اجازه انتشار نیافتند. همین موضوع باعث شد تا او به سمت مواد مخدر برود. او چند بار تلاش کرد مواد مخدر را ترک کند اما موفق نشد و در نهایت با صادق صلحیزاده، متخصص مشهور ترک اعتیاد آن زمان، آشنا شد و ظرف کمتر از یک سال اعتیادش را ترک کرد.
با رسیدن سال 1357 و ملتهب شدن فضا، اسفندیار منفردزاده بار دیگر با شعری از احمد شاملو با فرهاد همکاری کرد. این همکاری «شبانه 2 (یه شب مهتاب)» نام داشت که به یکی از نمادهای موسیقی اعتراضی در ایران تبدیل شد.
فرهاد تا سال 1357 و انقلاب ایران کنسرتهایی را در داخل و خارج از کشور برگزار کرد و یک روز بعد از انقلاب در ایران، یعنی در روز 23 بهمن 1357 سیاوش کسرایی ترانهٔ وحدت را به اسفندیار منفردزاده میسپارد و در همان روز صدای فرهاد در ستایش آزادی و آزادگی در تلویزیون ملی طنینانداز میشود که در واقع اولین خوانندهای بود که صدایش بعد از انقلاب نیز شنیده میشد.
زندگی شخصی و ازدواج

فرهاد در تابستان 1358 با پوران گلفام آشنا شد و در مرداد 1360 با او ازدواج کرد. مسئولیت گرفتن مجوز آثار و هماهنگکردن برنامههایش عمدتاً با گلفام بود. این ازدواج تا آخر عمر فرهاد پابرجا بود.
روزهای تلخ فرهاد
در دهه 60 انقلاب فرهنگی آغاز شده و بسیاری از خوانندگان قدیم اجازه فعالیت نیافتند. فرهاد نیز با مخالفت وزارت ارشاد به مدت 14 سال از هرگونه فعالیت موسیقی دور بود. در دهه 1360 بعضی از هنرمندان انقلابی به کارهایی مانند دستفروشی و مسافرکشی روی آورده بودند و فرهاد هم از این وضع مستثنا نبود.
همسر وی در این باره گفته است: او در آن سالها برای گذراندن اوقاتش و گذران زندگی کارهای مختلفی میکرد. از جمله چندبار با حسین الهی قمشهای، نویسنده و محقق ایرانی که از دوستان خانوادگی فرهاد بود، به قمشه رفت تا تکههای صنایع دستی برای فروش به تهران بیاورد و مدتی هم روزهایش را در باغ یکی از آشنایانش در نزدیکی شهر دماوند میگذراند.
در سال 1368 و با انتشار آلبوم در شب سرد زمستانی از محمد نوری که نخستین آلبوم موسیقی غیر از سنتی و سرود بعد از انقلاب بود، فرهاد فکر کرد زمان برای انتشار موسیقی او هم رسیده باشد. به همین دلیل یک مجموعه از کارهای بعد از انقلابش آماده کرد و برای گرفتن مجوز به وزارت ارشاد فرستاد.
به گفتهٔ گلفام، صدور این مجوز حدود دو سال طول کشید و با نامهنگاری و تأخیر پیشآمده، فرهاد دیگر حال شادی کردن نداشت.
اشعار منحصر به فرد فرهاد
با تأمل در ترانههای این هنرمند، نکتهای که بیش از هر چیز نظر شنونده را به خود جلب میکند، جایگاه شعر و ترانه از دیدگاه اوست. ایشان به درک و فهم شعر بسیار معتقد بود. حس شعر و مفهوم آن را بهخوبی درمییافت و به ترانهای که انتخاب میکرد اعتقاد داشت. درک حس واژگان و ضربآهنگ آنها و شیوه ادای آکسانها و ویبراسیونها جهت تبلور حس کلمات و مفهوم ترانه در آثار به جای مانده از او قابل تأمل است.
تمام ترانههایی که او حاضر به اجرای آنها شد، از زبان حال خود و به نوعی از زبان حال مردم و جامعه بود. به عارف قزوینی ارادت داشت و او را اولین شاعری میدانست که شعرهای اجتماعی گفته است. همچنین به اشعار دیگر بزرگان عرصه شعر و ادب نیز توجه داشت.
قصیده طولانی «تو را ای کهن بوم و بَر دوست دارم» سروده مهدی اخوان ثالث را با دادن تغییراتی از خود و «کوچ بنفشهها» سروده محمد رضا شفیعی کدکنی را نیز با تغییراتی از خود به عنوان ترانههایی برای اجرا انتخاب کرد.
مطلب مشابه: بیوگرافی محمدرضا شجریان؛ از شروع فعالیت قبل از انقلاب تا اواخر زندگی
مثل بقیه مردم زندگی میکنم

من مثل بقیه مردم زندگی میکنم با این تفاوت که ته صدائی دارم. من فکر میکنم که مردم بمن لطف دارند وگرنه من هنری ندارم که دربارهاش سروصدا بشود.
اعتقادات مذهبی فرهاد
برخلاف تصورات عموم فرهاد مرد با ایمانی بود. همسر فرهاد در خاطرهای گفته است: «یکبار نمازش را در پارک و زمانی که داشت راه میرفت خواند، چون میدیدم ساکت است، فهمیدم دارد عبادت میکند. یکبار یک نماز دورکعتی صبحش خیلی طول کشید رفتم در اتاق و گفتم چه کار میکنی؟ گفت فکرم پراکنده بود. او نمازش را وقتی بهعنوان نماز قبول داشت که از خودش جدا شده بود.»
شغل من چیست؟
متاسفانه در جامعه ما اگر از شما بپرسند که چهکار میکنید و شما پاسخ دهید که من آواز میخوانم یا نوازندهسازی هستم، به شما میگویند که نخیر منظور ما این بود که شغل شما چیست؟ یعنی موسیقی را بهعنوان حرفه و کار نپذیرفتهاند و به آن اهمیتی نمیدهند.
در زمان کودکی من هم وضع بر همین منوال بود؛ بهخصوص در خانه ما این مساله شدت خیلی زیادی داشت؛ بهویژه از سوی پدرم، یعنی حتی بد میدانستند که کسی آواز بخواند یا سازی بزند! به هر حال سازی برای من تهیه شد؛ اما بعد توسط همان افرادی که ساز را تهیه کردند، شکسته شد!
در نتیجه میتوانم بگویم که علاقه من به موسیقی هرز رفت، یعنی من شروع کردم به شکل دیمی و تنها از راه گوش چیزهایی را یاد گرفتن و چون خودم ساز نداشتم، با چند نفر از هممحلیها که مسیحی بودند، دوست شدم و از سازهای آنها استفاده کردم و بدون هیچگونه تعلیم چیزهایی را فراگرفتم.
اواخر زندگی و مرگ

فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد 1381 برای درمان به لیل فرانسه رفت. ظاهراً او در دوره اعتیادش به مواد مخدر در سالهای پیش از انقلاب، به هپاتیت سی مبتلا شده بود.
او در 9 شهریور همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، ساعت 1 صبح روز شنبه در سن 59 سالگی درگذشت و در 13 شهریور در گورستان تیه (قطعه 110، ردیف 7، سنگ 23) در پاریس دفن شد.
همسرش میگوید ابتدا قصد داشته پیکر او را بسوزاند تا همیشه همراهش باشد، اما بستگانش در ایران به او هشدار دادهاند اگر این کار را بکند در صورت بازگشت به ایران با مشکل مواجه خواهد شد.
همان زمان بعضی از همکاران سابق فرهاد اعلام کردند فرهاد وصیت کرده بوده که جسدش را بسوزانند و حتی عدهای از آنها که برای مراسم تشییع فرهاد به پاریس آمده بودند منتظر اجرای این مراسم بودند.
مطلب مشابه: نگاهی بر زندگی ویگن خواننده قدیمی؛ از شروع فعالیت، آثار معروف و درگذشت او
تاثیر فرهاد مهرداد بر موسیقی ایران
فرهاد مهرداد یکی از شخصیتهای برجسته و تأثیرگذار در تاریخ موسیقی ایران به شمار میرود. او با صدای خاص و سبک منحصر به فرد خود، توانست به عنوان یکی از پیشگامان موسیقی معاصر ایران شناخته شود. تأثیرات او بر موسیقی ایران را میتوان در چند جنبه مورد بررسی قرار داد:
نوآوری در سبک موسیقی:
فرهاد مهرداد با ترکیب عناصر مختلف موسیقی سنتی و پاپ، سبکی جدید و جذاب را به وجود آورد که مورد استقبال جوانان قرار گرفت. او توانست با استفاده از سازهای مختلف و ایجاد آرایشهای جدید، به موسیقی ایرانی جلوهای نو ببخشد.
متنهای اجتماعی و سیاسی:
بسیاری از آثار فرهاد مهرداد دارای مضامین اجتماعی و سیاسی بودند که به نقد وضعیت جامعه پرداخته و صدای نسل جوان آن زمان شدند. این ویژگی باعث شد تا او به عنوان یک هنرمند متعهد شناخته شود.
تأثیر بر نسلهای بعدی:
آثار فرهاد مهرداد الهامبخش بسیاری از هنرمندان و موزیسینهای بعدی بوده است. او با نشان دادن اینکه میتوان با حفظ هویت فرهنگی، نوآوری کرد، راه را برای نسلهای جدید هموار کرد.
محبوبیت و تأثیر فرهنگی:
فرهاد مهرداد به دلیل صدای خاص و اجرای احساسی خود، محبوبیت زیادی پیدا کرد و آثارش در فرهنگ عامه جایگاه ویژهای دارد. او به عنوان یک نماد فرهنگی در ایران شناخته میشود.
در مجموع، فرهاد مهرداد نه تنها به عنوان یک هنرمند موفق، بلکه به عنوان یک پیشگام در عرصه موسیقی ایران شناخته میشود که تأثیرات عمیق و ماندگاری بر این هنر گذاشته است.
سخن پایانی
بسیار خرسندیم که تا پایان همراه سایت روزانه بودید. ما امروز و در مقاله فوق سعی کردیم تا درباره زندگی شخصی و حرفهای فرهاد مهرداد بنویسیم تا شما عزیزان و طرفداران با زندگی این اسطوره موسیقی بیشتر از قبل آشنا شوید. در پایان امیدواریم که از خواندن این مقاله نهایت لذت را برده باشید.
مطلب مشابه: نگاهی بر زندگی فرامرز اصلانی خواننده معروف؛ از شروع فعالیت تا مهاجرت و درگذشت










