نگاهی بر زندگی ویگن خواننده قدیمی؛ از شروع فعالیت، آثار معروف و درگذشت او

ویگن را میشناسید، اسطوره موسیقی ایرانی که به دلیل موسیقیهای شاهکارش به او لقب سلطان جاز ایران را دادهاند. در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم نگاهی کامل و دقیق بر زندگی ویگن داشته باشیم. پس اگر شما نیز به زندگی این اسطوره موسیقی ایرانی علاقه دارید، در ادامه همراه سایت روزانه باشید.
فهرست موضوعات این مطلب
تولد و اوایل زندگی
ویگن دِردِریان در 2 آذر 1308 برابر با 23 نوامبر 1929 در همدان زاده شد. البته ویگن نژادی ترکیهای داشت و پدربزرگش به دلیل نسل کشی ارمنیها به دست امپراتوری عثمانی به ایران گریخته و در این کشور پناه گرفته بود. البته این اقامت به نوعی داستانی عاشقانه را هم دارد. پدربزرگ مادری ویگن که اهل همدان، به پدربزرگ ویگن که از دست جنگ به باغ پدربزرگ مادری ویگن پناهنده شده بود، اسکان داده بود. آنها هم به او اجازه داده بودند تا در باغ زندگی کند. پس از مدتی هم پدر و مادر ویگن عاشق یکدیگر شده و با هم ازدواج کردند.
ویگن در خانوادهای پرجمعیت زاده شد و بههمین خاطر تحصیلاتش را نیمهتمام گذاشت تا همراه با برادر بزرگش در شرکت کمپساکس (تأسیسات راهآهن) کار کند. این خانواده هشت فرزند داشت، پنج پسر به نامهای زاون، ویگن، کارو، هراند و واهه و سه دختر به نامهای ژولیت، هلن و آرمینه. ویگن چهارمین فرزند خانواده بود.
ورود به دنیای هنر
ویگن به همراه برادرش در شرکت راه آهن به شغل نقشه برداری مشغول بود. در این دوران که متفقین در همدان بودند، ویگن با حضور در کافههای شهر علاقهمند موسیقی شد. او در دورهٔ حضور قوای متفقین در همدان، گیتاری دستِدوم از یک سرباز آمریکایی به قیمت چهار تومان خرید و: بعد هم پیش شوهر خواهرم که میدانست گیتار را چطور باید زد، چیزهای یادگرفتم.
مهاجرت به تهران و آغاز معروفیت

ویگن در بیست و دو سالگی به تهران میآید و از سال 1330 در کافهٔ رستوران باغ شمیران (تقاطع خیابان فردوسی و استانبول) بر روی صحنه میرود.
تفاوت جنس صدا و نوع موسیقی ویگن، او را بهعنوان خوانندهٔ جاز به شهرت میرساند و کافهٔ شمیران تبدیل میشود به پاتوق روشنفکران و شاعران «موج نویی» (بیشتر بهلطف حضور برادر ویگن: کاروی شاعر) و دوستداران موسیقی جاز و پاپ آن دوره.
ناصر رستگارنژاد، ترانهسرای معروف، به یاد میآورد که: شبی در کافهٔ باغ شمیران با یکی از دوستان نشسته بودیم، دیدیم جوانی بلند بالا با صدای بسیار خوب، ترانههای غربی و ارمنی میخواند. او را سر میز خود دعوت کردیم و با او بیشتر آشنا شدیم تا آنجا که همان شب رفتیم به کنار و من همان شب ترانهٔ معروف «رقیب» را ساختم. بعد هم چند روز بعد رفتیم به رادیو و این ترانه را که اولین ترانهٔ رسمی ویگن به حساب میآید ضبط کردیم.
ویگن، الویس پریسلی ایران
دو روزنامهنگار مشهور، سیامک پورزند و جمشید وحیدی، استعداد او را کشف کردند و او را به رادیو آوردند. بهزودی صدای استثنایی، استعداد موسیقی، چهره و اندام ورزنده و جذاب و شخصیت انسان دوست ویگن، او را تبدیل به پرفروشترین خوانندهٔ روز کرد و نمونهٔ ایرانی از شخصیت «سلطان» پاپ دنیای آن روز الویس پریسلی تلقی شد.
در سال 1333 ویگن ترانهٔ مهتاب را (که بعداً در آلبومی به همین نام منتشر شد) خواند. این ترانه را آغاز عصری نو در موسیقی ایرانی میدانند چرا که برای اولین بار، موسیقی ایرانی با سازهای تماماً غیر ایرانی اجرا شد.
خود ویگن در گفتگوهایش از نقش جمشید وحیدی (روزنامهنگار و طنزپرداز) هم در راهیابی اش به رادیو یاد کردهاست اما نقش عطاالله خرم را نباید از یاد برد که آهنگ «رقیب»، و پس از آن، آهنگهای بسیاری از ترانههای مشهور و ماندگار ویگن را ساخت.
سلطان جاز ایران

ویگن با ورود به رادیو، لقب «سلطان جاز ایران» را به دست آورد و در سال 1332، باز هم به دعوت خاچیکیان، به جمع استودیو دیانا و بازیگران فیلم «چهارراه حوادث» پیوست. او خود نیز چند آهنگ ساخت و در دهههای 1330 و 1340 از محبوبترین خوانندههای ایران بود.
همچنین وی با چند تن از خوانندگان نام آشنایی چون دلکش، نارملا، پوران، الهه و … ترانههای دوصدایی اجرا کرد.
نوع موسیقی او کلاسیک و پاپ بود، و گاه از ملودیهای غربی بهره میبرد، که به «جاز ایرانی» معروف شد و به او لقب «سلطان جاز» ایران را دادند، اگر چه موسیقی او ارتباطی با موسیقی جاز نداشت.
حضور در سینما
بعد از موفقیتهای بسیار در دنیای موسیقی، به رسم عادت آن زمان، ویگن نیز به دنیای سینما ورود کرد. او به دعوت ساموئل خاچیکیان به سینما روی آورد و نخستین فیلمش را با نام چهارراه حوادث برای خاچیکیان بازی کرد تا سال 1345 که آخرین فیلمش را با نام اعتراف (به کارگردانی ناصر رفعت) بازی کرد، مجموعاً در دوازده فیلم حضور یافت که در برخی از آنها خوانندگی هم کرد. خون و شرف، تپه عشق، فردا روشن است، آتش و خاکستر، عروس دریا برخی از این فیلمهاست.
علاوه بر چهارراه حوادث و خون و شرف (هر دو به کارگردانی خاچیکیان)، ویگن تا پایان دههٔ سی در هشت فیلم دیگر هم بازی کرد (ظالم بلا، فردا روشن است، تپهٔ عشق، چشمهٔ عشاق، عروسک پشت پرده، آرشین مالالان و عسل تلخ) که خوانندهٔ ترانهٔ آنها هم بود. غیر از بازی، صدای ویگن نیز در این سالها در تعدادی فیلم شنیده میشود (شبنشینی در جهنم، طوفان در شهر ما، بیستارهها، آسمون جل، آرامش قبل از طوفان، بچههای محل و …) در دههٔ چهل، ویگن دو فیلم مطرح بازی کرد: خاکستر و عروس دریا.
مطلب مشابه: بیوگرافی سیاوش قمیشی؛ از شروع فعالیت تا مهاجرت، زندگی شخصی و ازدواج های او
برنامه معروف گلها

جواد معروفی، رهبر ارکستر گلها، با درک استعداد ویگن از او خواست اجرای چند آهنگ ارمنی تنظیمشده برای ارکستر را در برنامهٔ گلهای صحرایی و یک شاخه گل به عهده بگیرد که از بین آنها «ساری گلین» با کلامی ساخته شده از جمشید ارجمند، نویسنده و منتقد سینمایی، در سال 1340 شمسی مشهور است. ویگن از آن به بعد در گلها فعالیتی نداشت. اگرچه اولین خوانندهٔ پاپ بود که به این برنامه اجازهٔ ورود یافت.
استودیو فیلمسازی ویگن
حضور پُر رنگ اما کوتاه ویگن در سینما باعث شد تا او بفهمد که هیچ علاقهای به دنیای سینما ندارد. اما به دلیل بازار خوبی که سینما داشت، ویگن نیز تصمیم گرفت یک استودیو فیلمسازی را افتتاح کند.
در متن آگهی تأسیس این شرکت آمدهاست: «بهمنظور تأسیس استودیو فیلمبرداری و تهیه و تولید و دوبلاژ انواع فیلم سینما و واردات و صادرات فیلم سینما و هر نوع لوازم فیلمبرداری، شرکتی به نام «ویگن فیلم» با مسئولیت محدود و با سرمایهٔ یک میلیون ریال … در تهران، کوی یوسفآباد .. تشکیل گردیده و…» در این آگهی، نام محمدحسین معزی بهعنوان شریک و دارای حق امضاء به ثبت رسیدهاست، اما مجموعه خدماتی که قرار بود توسط این شرکت انجام گیرد در واقع سنگ بزرگ بود و کفگیر «ویگن فیلم» با تهیهٔ همان یک فیلم اول «آتش و خاکستر» به تهدیگ خورد و بی سر و صدا منحل شد.
زندگی شخصی و ازدواج

ویگن در اوایل دههٔ 50 خورشیدی به ایالات متحده آمریکا رفت و در آنجا ازدواج کرد و در کابارههای ایرانی فعالیت هنری داشت.
از همسر اولش اُلگا، صاحب سه فرزند دختر به نامهای «ژاکلین» (ترانهسرا، آهنگساز و خواننده) و «آیلین» (بازیگر و مجری تلویزیون) که دوقلو هستند و «کاترین» شد و از همسر دومش بِلا، صاحب یک پسر به نام «ادوین» یک دختر به نام «اِولین» شد که همگی آنها در خارج از ایران زندگی میکنند. او پس از مهاجرت به ایالات متحده آمریکا با همسر سومش «کارن» که آمریکاییالاصل بود ازدواج کرد.
همیشه خودم را نزدیک مردم دانستهام
همیشه خودم را به مردم نزدیک و صمیمی دانسته ام و هرگز از آنها فاصله نگرفته ام. به اعتقاد من لحظه سقوط یک هنرمند زمانی فرا میرسد که بین او و مردم شکاف و فاصله ایجاد شود و مردم چگونه می توانند مرا که دوستشان دارم و افکار و احساساتشان را درک می کنم دوست نداشته باشند. دلیل دیگر این است که من به هر حال سبک تازه ای را در ترانه خوانی رواج دادم و به هر حال یک هنرمند صاحب سبک اگر نسبت به مردم و هنرش احساس تعهد و مسئولیت هم داشته باشد، فراموش نمی شود.
یک هنرمند باید سبک مخصوص خود را داشته باشد
یک هنرمند، فرق نمی کند شاعر، موسیقیدان، نقاش، باید سبک خاص خود را داشته باشد تا موفق شود و بماند. مثلا « داریوش » سبکی جدید را در زمینه خوانندگی ابداع کرد و بعد کپی های داریوش آمدند که هیچکدام نتوانستند با اصل برابری کنند. نصیحت من به خوانندگان جوان و آنها که تشنه ورود به دنیای آواز و ترانه خوانی هستند این است که ابتکار داشته باشند و قدرت خلاقیت خود را بکار بیاندازند و از تقلید فاصله بگیرند. به اعتقاد من تعداد خوانندگان خوب ما خیلی کم است و مردم احتیاج به هنر و استعداد و صدای تازه دارند و من هرگاه صدای خوبی میشنوم واقعا لذت می برم و از موفقیت خوانندگان جوان و با استعداد خوشحال می شوم.
مطلب مشابه: نگاهی بر زندگی فرامرز اصلانی خواننده معروف؛ از شروع فعالیت تا مهاجرت و درگذشت
هنوز مردم آهنگهای قدیمی را دوست دارند

هنوز آهنگ های قدیمی بیشترین تاثیر را روی مردم میگذارد. شاید به این دلیل که قدیمیها حساستر بودند و ظریفتر فکر میکردند. چه میشود کرد، زندگی ماشینی شده، آدمها هم مدام می خواهند بسازند و بفروشند و زندگی بهتری داشته باشند.
سهم احساس و اندیشه و ظرافت در آهنگهای امروز خیلی کم است. شاید هم آدمها دیگر آن حوصله قدیم را ندارند که برای یک آهنگ چند روز وقت صرف کنند. خود من هم کم حوصله شده ام و حال و هوای آهنگ ساختن را ندارم. واقعا زندگی ماشینی مرا هم تنبل کرده است. یادم می آید روزگاری با شوق عجیبی می نشستم و آهنگ می ساختم. «دل دیوانه » ، «لالایی» ، و«عیادت» و «چرا نمی رقصی» ترانه هایی نبودند که همین طور سرسری ساخته شده باشند. اما به یک مساله مهم هم باید اشاره کنم که در آواز خواندن تنبل نشده ام و احساس می کنم صدایم پخته تر و بهتر شده است.
خوانندگان ایرانی در آمریکا
خوانندگان ایرانی، نه تنها در امریکا بلکه در هیچ گوشه دنیا به اندازه ای که در ایران تحسین میشوند تحسین نشدهاند و نمی شوند. خود من با دانستن چند زبان و سالها اقامت در امریکا نتوانستم دوام بیاورم چرا که مردم کشور ما به یک هنرمند احترامی فوق العاده می گذارند، در حالیکه در کشوری مثل آمریکا آنقدر تعداد هنرمندان زیاد است که فرصتی برای هنر مندان ایرانی باقی نمی ماند.
اما اگر هنرمندان از کاباره ها دستمزد خوبی دریافت می کنند، باز هم به خاطر این است که ایرانیان مقیم امریکا به دیدن برنامه هایشان میآیند. اما حتی این استقبال هم بیش از مدت کوتاهی دوام نمی آورد.
زندگی کردن با هنرمند سخت است

اصولا زندگی کردن با یک هنرمند کار دشواری است. یک هنرمند حساس، زودرنج و صاحب روحی شکننده و آسیب پذیر است.
به همین دلیل کنار آمدن با او مشکل به نظر می رسد. گناه دومین شکست من در ازدواج، نه به گردن همسرم بود نه به گردن من، بلکه این گناه به گردن ساختمان ذهنی و روحی متفاوت ما دو نفر بود و حالا ما به خاطر بچه هایمان رابطه ای دوستانه داریم.
پسرم «ادوین» 9 سال دارد و دخترم «ئولین» 7 سال. هر دو با استعداد و درس خوان هستند و در امریکا به مدرسه می روند. دخترم آنقدر خوب پیانو می زند که در مدرسه به او عنوان نابغه کوچولو داده اند. در اینجا ویگن به آیلین اشاره می کند و می گوید: خوشحالم که آیلین در سینما و در کار بازیگری موفق شده است.
تهیه کنندگان و کارگردانانی که با آیلین کار کرده اند از کارش راضی هستند و برایش آینده خوبی پیش بینی می کنند. آیلین دختر مهربان و با احساسی است و امیدوارم روزی سینمای فارسی از حالت رکود و ابتذال بیرون بیاید تا هنرمندان ما بتوانند به تلاش هایشان در راه ارائه یک سینمای سالم با هدفهای سازنده و مثبت ادامه دهند.
اواخر زندگی و مرگ

ویگن بر اثر بیماری سرطان پروستات در روز یکشنبه 4 آبان ماه سال 1982 برابر با 26 اکتبر 2003 در سن 73 سالگی در شهر لس آنجلس در ایالت کالیفرنیا درگذشت و در «گورستان پیرس برادرز ولی اوکس» در وست لیک ویلیج، کالیفرنیا به خاک سپرده شد.
لیدا منتقد هنری معروف بعد از مرگ ویگن در پیامی نوشت:
ویگن به معنای واقعی یک خوانندهٔ ایرانی است که هم در اجرای ترانههای ارمنی و هم در اجرای ترانههای فارسی مهارت داشت. هرچند او از ایران مهاجرت کرد هیچ وقت گذشتهٔ خود، کشورش و خاطرات ایران را فراموش نکرد. اجرای ترانههای بسیار در وصف ایران، بازگشت به وطن، دلتنگی برای وطن و عشق مؤید این موضوع است. او در یکی از مصاحبههایش با من گفت که نفهمیدم زندگی من چگونه سپری شد چون شبها خواندم و روزها خوابیدم.
تاثیر ویگن بر موسیقی ایرانی
ویگن (Vigen) یکی از مشهورترین و تاثیرگذارترین خوانندگان و آهنگسازان موسیقی ایرانی در قرن بیستم بود. او با صدای خاص و سبک منحصر به فرد خود، تأثیرات عمیقی بر موسیقی ایرانی گذاشت. در زیر به برخی از جنبههای تأثیر ویگن بر موسیقی ایرانی اشاره میکنم:
سبک و صدای منحصر به فرد:
• ویگن با صدای گرم و احساسی خود، توانست احساسات عمیق را به شنوندگان منتقل کند. این ویژگی باعث شد که او به یکی از محبوبترین خوانندگان زمان خود تبدیل شود.
ترکیب سبکها:
• ویگن با ترکیب موسیقی سنتی ایرانی و عناصر مدرن، به ایجاد سبکی جدید و جذاب کمک کرد. او توانست ملودیهای سنتی را با ریتمها و سازهای جدید تلفیق کند، که این امر به گسترش دامنه موسیقی ایرانی کمک کرد.
آهنگسازی و شعر:
• ویگن نه تنها به عنوان یک خواننده، بلکه به عنوان یک آهنگساز و شاعر نیز شناخته میشود. او بسیاری از آهنگهایش را خود نوشت و این امر باعث شد که آثارش عمیقاً با احساسات و تجربیات شخصیاش گره بخورد.
تأثیر بر نسلهای بعدی:
• ویگن الهامبخش بسیاری از خوانندگان و هنرمندان بعدی بود. سبک او و رویکردش به موسیقی تأثیر زیادی بر نسلهای جدید خوانندگان گذاشت و بسیاری از آنها از سبک و صدای او الهام گرفتند.
نقش در فرهنگ عامه:
• آهنگهای ویگن به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شدند و در مراسمها، جشنها و مناسبتهای مختلف شنیده میشوند. او توانست موسیقی را به یک زبان مشترک برای مردم تبدیل کند.
توجه به مضامین اجتماعی:
• برخی از آثار ویگن به مضامین اجتماعی و سیاسی پرداختهاند و این امر باعث شد که او نه تنها به عنوان یک هنرمند، بلکه به عنوان یک صدای اجتماعی نیز شناخته شود.
ویگن با نوآوریها و استعدادهای خود، تأثیرات عمیقی بر موسیقی ایرانی گذاشت و به عنوان یکی از چهرههای برجسته تاریخ موسیقی ایران شناخته میشود. آثار او هنوز هم در میان مردم محبوب است و تأثیرش بر هنر موسیقی ایران ادامه دارد.










