نگاهی بر زندگی جان اشتاین بک؛ از تولد تا مرگِ نویسنده بزرگ و برنده جایزه نوبل ادبیات

نگاهی بر زندگی جان اشتاین بک؛ از تولد تا مرگِ نویسنده بزرگ آمریکا و برنده جایزه نوبل ادبیات

جان اشتاین بک نویسنده بزرگ آمریکایی است با خلق رمان‌های ناتورالیسم و رئالیسم اجتماعی، توانست به یکی از بزرگترین و مهم‌ترین نویسندگان آمریکایی تبدیل شود. اشتاین بک درکنار افتخارات بسیار، درنهایت موفق شد برنده جایزه نوبل ادبیات نیز شود. اگر شما نیز مثل من به زندگی اسطوره ادبیات داستانی آمریکا یعنی جان اشتاین بک علاقه دارید، در ادامه همراه ما باشید.

فهرست موضوعات این مطلب

تولد و اوایل زندگی

جان اشتاین بک در سال 1902 در ایالت کالیفرنیا به دنیا آمد. پدرش خزانه‌دار یک بانک و مادر معلم بود. به دلیل علاقه مادر به ادبیات؛ جان نیز از بچگی با ادبیات رشد کرده و در سن 18 سالگی وارد دانشگاه معتبر استنفورد شده و ادبیات خواند. اما بعد از مدتی او دانشگاه را نیمه کاره رها کرده و تصمیم گرفت به نیویورک برود.

کارگری در سرتاسر آمریکا

کارگری در سرتاسر آمریکا

جان اشتاین بک به مدت دو سال در نیویورک سرگردان بود و به شغل‌های مختلفی همچون کارگر ساده، متصدی داروخانه، میوه‌چین و … به کار پرداخت. همین حضور در دنیای کارگرها باعث شد تا اشتاین بک با زندگی آن‌ها آشنا شده و بعدها همین دانسته‌های او به خلق شاهکارهایی انجامید که زندگی سخت کارگردان را به تصویر می‌کشید.

انتشار اولین کتاب

انتشار اولین کتاب

پس از کارگری‌های متععد؛ اشتاین بک پاسبانی خانه‌ای را پذیرفت و در این زمان وقت کافی برای خواندن و نوشتن پیدا کرد. زمانی که جهان به‌سرعت به سمت مدرنیسم پیش می‌رفت و ادوات جدید کشاورزی جایگزین بیل و گاوآهن می‌شد، او در اندیشهٔ غم و درد و رنج آنان بود. نخستین اثرش جام زرین را در سال 1929 نوشت.

این رمان با هنری جوان در یک مزرعه ولزی آغاز می‌شود که به داستان‌های داوید، کارگر پیر مزرعه‌ای که به دزدی دریایی روی آورده و به خانه بازگشته تا از ماجراجویی‌هایش بگوید، گوش می‌دهد.

این کارگر پیر به رابرت پیر (با گوش‌دادن هنری) داستان‌های رنگارنگی از کارائیب را روایت می‌کند و سپس صبح روز بعد می‌رود. این داستان‌ها هنری را تشویق می‌کند تا از خانه خارج شود و به دنبال سرنوشتش برود.

هنری به یک کاپیتان دزد دریایی مشهور تبدیل می‌شود با دو هدف: تصرف پاناما از اسپانیایی‌ها و به دست آوردن دل سنت سرخ (لا سانتا روخا).

وقتی مورگان پاناما را تصرف می‌کند، سنت سرخ درون شهر منتظر است. شهر به راحتی تسخیر می‌شود، اما سنت سرخ مقاومت می‌کند. پس از آنکه مورگان و خدمه‌اش به شهر حمله می‌کنند، با ثروت‌های بسیار و بدون سنت سرخ آنجا را ترک می‌کنند. مورگان دوران دزدی دریایی خود را به پایان می‌رساند و توسط پادشاه انگلیس نشان شوالیه دریافت می‌کند، که او را مسئول انضباط سایر دزدان دریایی قرار می‌دهد…

مطلب مشابه: جملات ادبی جان اشتاین بک نویسنده معروف با متن های ناب و گرانبها از او

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب موش‌ها و آدم‌ها؛ شاهکاری از جان اشتاین (رمان خواندنی غمگین)

شاهکار موش‌ها و آدم‌ها

شاهکار موش‌ها و آدم‌ها

بعد از نوشتن چندین رمان کوتاه و مجموعه داستان؛ جان اشتاین بک شروع به نوشتن رمانی شاهکار کرد؛ رمانی که معروفیت جهانی را برای وی به همراه داشت. داستان سرگذشت غم‌انگیز دو کارگر مهاجر، جُرج میلتون و لِنی اسمال است که در رکود بزرگ آن روزگار در کالیفرنیا به دنبال یافتن کار به هر سمت و سویی روانه می‌شوند و در فکر دست و پا کردن مزرعه‌ای برای خودشان هستند.

جان استاین‌بک به بهانهٔ معرفی این دو شخصیت تصویری روشن از زندگی کارگران فصلی و پاره‌وقت در مزارع و کشتزارها در دههٔ 1930 آمریکا به دست می‌دهد، تصویری که در عین شفافیت در توده‌ای از کسالت و غبار فرورفته است.

مبنای این داستان آموخته‌های زندگی استاین‌بک دربارهٔ زندگی مردان بی‌خانمان و دربدر در پی کارگری در اصطبل است. نام این داستان از سروده رابرت برنز برگرفته شده‌است. در این داستان همه به نوعی تنها هستند و آرزویشان را دست مایه‌ای برای فرار از این تنهایی قرار داده‌اند. در کتاب موش‌ها و آدم‌ها، به تعبیری از آرزوهای بر باد رفته آدم‌ها سخن می‌گوید.

خوشه‌های خشم و جایزه پولیتزر

خوشه‌های خشم و جایزه پولیتزر

خوشه‌های خشم او در سال 1939 منتشر شد و جایزه پولیتزر را از آن خود کرد. این رمان روایت‌گر جریانات رکود بزرگ اقتصادی و مهاجرت‌های ناشی از طوفان‌های بزرگ داست بول در دههٔ 1930 است و داستان خانواده‌ای کشاورز و اهل اکلاهاما، به نام «خانوادهٔ جود» که از موطن خود دور افتاده و مجبور به سفر به غرب و کالیفرنیا شده‌اند را پی می‌گیرد.

خوشه‌های خشم به دلیل میراث ماندگارش، اغلب در کلاس ادبیات دبیرستان و کالج‌های ایالات متحده آمریکا خوانده می‌شود.

هنگامی که استاین‌بک خودش را برای نگارش این رمان آماده می‌کرد، در یک یادداشت نوشت: «می‌خواهم حرامزاده‌های حریصی را که مسئول این [رکود بزرگ و اثرات آن] هستند، شرم‌زده کنم.» آثار او به دلیل همدردی با جنبش مهاجران و کارگران، طرفداران زیادی در بین طبقه کارگر به دست آورد.

این کتاب به دلیل ترسیم پرشور استاین‌بک از وضعیت بد فقرا، مورد توجه قرار گرفت و بسیاری از معاصران او به دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی وی حمله کردند.

برایان کوردیاک نوشت: «استاین‌بک به عنوان یک مبلغ و یک سوسیالیست، از هر دو طرف چپ و راست طیف سیاسی مورد حمله قرار گرفت. شدیدترین این حملات، از سوی انجمن کشاورزان وابسته به کالیفرنیا انجام شد؛ آن‌ها از توزیع و نمایش این کتاب در کالیفرنیا ناراضی بودند؛ آن را به عنوان «یک بستهٔ دروغ» محکوم کرده و تبلیغات کومونیستی نامیدند.»

بعضی‌ها هم استدلال کردند که کتاب او پر از نادرستی است. جان گاردنر در کتاب خود به نام هنر داستان (1984) از استاین‌بک به دلیل بی‌اطلاعی از دامداران کالیفرنیا انتقاد کرد: «شکست استاین‌بک در کتاب خوشه‌های خشم را شاهد باشید. این کتاب باید یکی از بهترین کتاب‌های آمریکا می‌بود، نه یک رمان بزرگ و محکم.»

مطلب مشابه: بیوگرافی فیودور داستایفسکی؛ زندگیِ سخت بزرگترین نویسنده تاریخ

اقتباسی سینما از خوشه های خشم به کارگردانی جان فورد بزرگ

این کتاب به سرعت به یک فیلم مشهور هالیوودی با همین نام در 1940 به کارگردانی جان فورد و با هنرنمایی هنری فوندا در نقش «تام جود» تبدیل شد.

قسمت اول نسخهٔ فیلم، به‌طور دقیقی از کتاب پیروی می‌کند؛ با اینحال نیمهٔ دوم و پایان آن، تفاوت قابل توجهی با کتاب دارد. جان اسپرینگر در مورد هنری فوندا و نقش او در فیلم خوشه‌های خشم گفت: «رمان بزرگ آمریکایی، یکی از معدود فیلم‌های بادوام و بزرگ آمریکایی را ساخت.» فیلمنامه اقتباسی از این رمان را نانالی جانسون نوشته‌است که در مجموعه‌ای با عنوان «بهترین فیلمنامه‌های قرن بیستم» با ویرایش جان گاسنر و دادلی نیکولز در 1943 منتشر شده‌است.

جان اشتاین بک برنده جایزه نوبل ادبیات می‌شود

جان اشتاین بک برنده جایزه نوبل ادبیات می‌شود

استاین‌بک در سال 1962 برنده جایزهٔ نوبل ادبیات شد. مشهورترین آثار او موش‌ها و آدم‌ها (1937) و کتاب برنده جایزه پولیتزر، خوشه‌های خشم (1939) هستند که هردو نمونه‌هایی از زندگی طبقه کارگر آمریکا و کارگران مهاجر در دوره رکود بزرگ هستند.

متن سخرانی جان اشتاین بک به هنگام دریافت جایزه نوبل

عالی‌جنابان، عالی‌رتبه‌ها، خانم زیبای من، بانوان و آقایان.

از آکادمی سوئد سپاسگزارم که کار من را شایسته این بالاترین افتخار دانسته است.

در قلبم ممکن است شکی وجود داشته باشد که آیا من سزاوار دریافت جایزه نوبل هستم یا نه، در مقایسه با دیگر نویسندگانی که به آن‌ها احترام و ارادت دارم – اما هیچ تردیدی در خوشحالی و افتخار من از داشتن این جایزه برای خودم وجود ندارد.

مرسوم است که دریافت‌کننده این جایزه نظر شخصی یا علمی درباره ماهیت و جهت ادبیات ارائه دهد. اما در این زمان خاص، فکر می‌کنم بهتر است به وظایف و مسئولیت‌های بزرگ‌سازندگان ادبیات بپردازیم.

چنان‌که اعتبار جایزه نوبل و این مکان که در آن ایستاده‌ام، مرا وادار می‌کند که نه مانند موشی سپاسگزار و عذرخواهنده جیرجیر کنم، بلکه مانند شیری از افتخار به حرفه‌ام و به مردان بزرگ و نیک که اینحرفه را در طول تاریخ انجام داده‌اند، غرّش کنم.

ادبیات به اندازه گفتار قدیمی است. این نیاز انسانی به ادبیات از آن زمان آغاز شده و جز اینکه بیشتر مورد نیاز شده، تغییر نکرده است.

انسانیت در حال گذر از زمانی خاکستری و بی‌روح پر از سردرگمی بوده است. پیشوای بزرگ من، ویلیام فاکنر، که اینجا صحبت می‌کند، به آن به عنوان یک تراژدی از ترس جهانی اشاره کرد که به قدری طولانی ادامه داشت که دیگر مشکلات روحی وجود نداشت و تنها دل انسان در تضاد با خود به نظر می‌رسید که ارزش نوشتن دارد.

فاکنر، بیشتر از بسیاری دیگر، از قدرت انسانی و همچنین ضعف انسانی آگاه بود. او می‌دانست که درک و حل ترس بخشی بزرگ از دلیل وجود نویسنده است.

این موضوع جدیدی نیست. مأموریت باستانی نویسنده تغییر نکرده است. او موظف است تا بسیاری از نقص‌ها و شکست‌های جدی ما را برملا کند و رویاهای تاریک و خطرناک ما را برای بهبود به نور بیاورد.

علاوه بر این، نویسنده مأموریت دارد تا ظرفیت اثبات‌شده انسان را برای بزرگی قلب و روح – برای دلاوری در شکست – و برای شجاعت، همدلی و عشق اعلام و جشن بگیرد.

من معتقدم نویسنده‌ای که به کمال‌پذیری انسان باور عمیق ندارد، نه تعهدی دارد و نه عضویتی در ادبیات.

ترس جهانی کنونی نتیجه یک جهش پیشرو در دانش و کنترل ما بر برخی عوامل خطرناک در دنیای فیزیکی است.

نوبل برخی از سوءاستفاده‌های خشن و خونین اختراعاتش را مشاهده کرد. او حتی ممکن است نتیجه نهایی جستجویش – دسترسی به خشونت مطلق – را پیش‌بینی کرده باشد. برخی می‌گویند او بدبین شد، اما من این را باور ندارم. فکر می‌کنم او تلاش کرد تا کنترلی، یک شیر اطمینان اختراع کند. فکر می‌کنم او سرانجام آن را تنها در ذهن و روح انسانی یافت. برای من، تفکر او به وضوح در دسته‌بندی‌های این جوایز مشخص شده است.

مطلب مشابه: بیوگرافی گابریل گارسیا مارکز نویسنده بزرگ؛ نگاهی بر آثار مهم و معروف او

زندگی شخصی و ازدواج

زندگی شخصی و ازدواج

جان اشتیان دو بار ازدواج کرد. او نخستین بار در سال 1930 با کارول هنری (Carol Henning) ازدواج کرد. این ازدواج در سال 1943 به طلاق انجامید.

 او سپس در سال 1943 با گویندلین (Gwendolyn) که به نام “گودی” (Gody) نیز شناخته می‌شود، ازدواج کرد. این ازدواج تا زمان مرگ او در سال 1968 ادامه داشت.

زندگی شخصی اشتیان و تجارب او در روابط انسانی تأثیر زیادی بر نوشته‌هایش داشت. او در آثارش به موضوعات انسانی، اجتماعی و اقتصادی پرداخته و به بررسی شرایط زندگی مردم عادی و چالش‌های آن‌ها پرداخته است.

دیگر خسته‌ام، نمی‌توانم بنویسم

آدم هایی که دوستشان دارم، تغییر کرده اند. آن ها با تصور این که در اطراف من، پول فراوان است، خواستار آن شده اند. و حتی اگر چیزی هم نخواهند، مرا تحت نظر می گیرند و دیگر مثل گذشته، خودشان نیستند… من از مقابله با شرایطی که این موفقیت رنج آور ایجاد کرده، خسته ام. نمی دانم اصلاً الان می توانم یک کتاب خوب دیگر بنویسم یا نه. این بزرگترین ترس من است. دارم رویش کار می کنم اما نمی دانم چه خواهد شد. چیزی در درونم، مسموم شده است.

در نویسندگی جادویی وجود دارد

اگر جادویی در داستان نویسی وجود داشته باشد، و من متقاعد شده ام که وجود دارد، هیچکس تا به حال نتوانسته آن را به دستورالعملی قابل انتقال به دیگران تبدیل کند. به نظر می رسد که این فرمول، فقط و فقط در دغدغه ی نویسنده برای انتقال مفهومی مهم به مخاطب نهفته است. اگر نویسنده این دغدغه را داشته باشد، ممکن است گاهی، و نه همیشه، راهی برای انجام این کار بیابد. برای انجام این کار، باید به درکی درست از عواملی رسید که یک داستان را تبدیل به داستانی خوب و یا بد می کنند. یک قصه ی بد، قصه ای بدون تأثیر است.

مطلب مشابه: بیوگرافی دیل کارنگی نویسنده انگیزشی؛ زندگی شخصی و معرفی کتاب های معروف او

توصیه طلایی جان اشتاین بک به نویسندگان جوان

توصیه طلایی جان اشتاین بک به نویسندگان جوان

همیشه در نوشتن داستان از همان ابتدا به پایانش فکر نکنید. همیشه سعی کنید به جای نوشتن طولانی هر روز یک صفحه بیشتر ننویسید. به ما گفتند تنها راه نوشتن داستان کوتاه خوب، نوشتن داستان کوتاه خوب است. فقط بعد از نوشته شدن می‌شود فهمید چطور انجام شده. به ما اینطور گفتند که این سخت‌ترین فرم است، به این دلیل که داستان کوتاه‌های محشر دنیا خیلی کم هستند.

آزادانه بنویسید و به جای اینکه فکر کنید چه کسی چه جوری می‌نویسد بیشتر روی سبک و اندیشه‌های خود تمرکز کنید. در کوتاه‌ترین زمان ممکن فکری که به ذهنتان خطور می‌کند روی کاغذ بیاورید چون ممکن است دیگر ایده‌های جالب به سراغ‌تان نیاید.

در نوشتن مخاطب را فراموش کنید. بهتر است بگویم نویسنده‌های موفق در طول تاریخ نویسنده‌هایی بودند که در نوشتن تنها به خودشان فکر می‌کردند. به عبارت دیگر اصلاً نگاه نکنید چه کسی چه فکری درباره نوشته‌های شما خواهد کرد.

اگر می‌خواهید داستان‌تان را از صحنه یا مکانی آغاز کنید بهتر است به این فکر کنید که شما خودتان در آن حضور دارید. به آنجا بروید و فکر کنید تنها هستید و می‌خواهید با شخصیت‌های داستان‌تان حرف بزنید و ملاقات‌شان کنید.

از نوشتن یا خلق صحنه‌هایی خودداری کنید که خیلی در شخصیت خصوصی شما شرکت دارد. یعنی دقت کنید که هیچ وقت سلیقه‌های شخصی خود را در نوشتن داستان‌های شخصیت‌های داستان دخالت ندهید. افکار و آرزوهای خود را دخالت دهید ولی در خلق یک فضای عمومی به سلیقه آدم‌های دیگر نیز توجه کنید.

اگر در داستان از دیالوگ یا گفت‌وگوی بین دو نفر استفاده می‌کنید تا جایی که می‌توانید با صدای بلند آن را بیان کنید. یعنی سعی نکنید از این دیالوگ‌ها به سادگی بگذرید و به تعریف داستان بپردازید. داستان‌های واقعی همان روایت گفت‌وگوی بین آدم‌ها است. 

اواخر زندگی و مرگ

اواخر زندگی و مرگ

جان اشتیان در اواخر زندگی خود با چالش‌های متعددی روبرو بود. او در سال‌های پایانی عمرش به مشکلات سلامتی دچار شد، از جمله بیماری‌های قلبی و عوارض ناشی از آن. با این حال، او همچنان به نوشتن ادامه داد و در سال 1962، کتابی به نام «مردم و مکان‌ها» (The Winter of Our Discontent) منتشر کرد که آخرین رمان بزرگ او محسوب می‌شود.

جان اشتیان در 20 دسامبر 1968 در سن 66 سالگی در شهر نیویورک درگذشت. مرگ او به علت بیماری قلبی و عوارض مرتبط با آن بود. پس از مرگش، آثار او همچنان مورد توجه قرار گرفت و او به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان قرن بیستم شناخته می‌شود. اشتیان به دلیل توانایی‌اش در بررسی مشکلات اجتماعی و انسانی، همواره در یادها باقی مانده است و آثارش الهام‌بخش نسل‌های بعدی نویسندگان و خوانندگان بوده است.

کلام آخر

کاش میشد بیشتر درباره جان اشتاین بک می‌نوشت… او نابغه ادبیات است که هر هنر دوستی باید آثار او را مطالعه کند. ما نیز امیدواریم که در سهم خود توانسته باشیم شما را  با این اسطوره بیشتر آشنا کنیم. در پایان امیدواریم از خواندن این مقاله نهایت لذت را برده باشید.

مطلب مشابه: نگاهی بر زندگی کافکا اسطوره ادبیات؛ بیوگرافی از تولد تا روابط عاشقانه، آثار و مرگ او

دسترسی سریع

فال و سرگرمی امروز

فال روزانه ماه تولد، حافظ، تاروت، ابجد و استخاره را از مسیرهای اصلی روزانه ببینید.

فال امروز ماه تولدت انتخاب فقط در همین مرورگر ذخیره می‌شود.
امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.